ساختار روابط قدرتهای سکولاریستی جهانی و منطقه ای با pkk و تشابهات آن با سرانجام کومله و دموکرات کردستان ایران

ساختار روابط قدرتهای سکولاریستی جهانی و منطقه ای با  pkk  و تشابهات آن با سرانجام کومله و دموکرات کردستان ایران

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

بررسی روابط تاریخی حزب سكولار سوسياليست کارگران کردستان ppk  و دولت سكولار سوسياليست سوریه مساله ای متاثر از واقعیات منطقه ای و بین المللی كردهاي مسلمان نيست بلكه متاثر از عقايد سكولار سوسياليستي و جناحهاي سكولاريستي بين المللي است. این روابط به طور تقریبی از آغاز تاسیس pkk وجود داشته و حتی در شرایط بحرانی تاکنون ادامه دارد. اما آنچه مهم است پاسخ به این سوال است که روابط حزب  pkk سكولار سوسياليست و حكومت سكولار سوسياليست سوریه متاثر از چه فاکتورهایی است، ایدئولو‍ژیک، استراتژیک ؟ اهداف و نیات هرکدام از این دو چیست؟ و آیا pkk از این روابط استفاده های لازم را برده یا اینکه بازیگری ابزاری برای توازن منطقه ای است؟ پاسخ به این سوالات بدون پرداختن به تاریخچه، اهداف و نیات بازیگران نظام های منطقه ای و بین المللی میسر نخواهد بود.

تاریخچه روابط:

قبل از هر چیز باید گفت مساله ی کرد در سوریه به مانند دیگر کشورهای خاورمیانه متاثر از دلائل عقيدتي و استراتژ‍یک است. عبدالله اوجالان تا سال ۱۹۹۸ که مجبور به ترک سوریه شد، در دمشق اقامت داشت. در این زمان اوجالان نیروهای جوان کرد را در قالب pkk  سازماندهی نمود و با کمک های فراوان دولت سوسياليست سوریه قندیل را به انبار pkk تبدیل نمود. در این زمان حتی کردهایی که تابعیت سوریه را داشتند در صورت پیوستن به pkk از خدمت سربازی معاف می شدند. در این راستا pkk ضربات مرگباری بر ارتش سكولار ترکیه وارد نمود و دشمنی ترک و کرد ( البته تركها و كوردها ي سكولار )  در این سالها بشدت افزایش یافت. اما در ۱۹۹۸ با فشارهای حكومت سكولار ليبرال ترکیه بر حكومت سكولار سوسياليست سوریه در زمان بولنت اجویت سوریه و ترکیه تا حد جنگ پیش رفتند اما اسد در دقیقه ۹۰ معادله را تغییر داد و با چرخشی ۱۸۰ درجه ای عبدالله اوجالان سكولار سوسياليست را از سوریه اخراج کرد. چون حافظ اسد به خوبی می دانست دیگر استفاده تاکتیکی از کردها ثمره ای ندارد. چنین سیاستی منافع سوریه را در دراز مدت تأمین نکرد و باعث شد که ترکیه، سوریه را تهدید به مداخله نماید، سوریه از آن دست کشید. اما چرا سوریه از عبدالله اوجالان حمایت می کرد:

اولین مساله كه اساسي ترين مسئله به شمار مي آيد به عقايد سكولار سوسياليستي آنها بر مي گردد كه قبلا خود را وابسته به جناح شرقي شوروس سوسياليستي و هم اكنون جناح روسيه – چين نموده اند ؛ هم حكومت حافظ و بشار اسد سكولار سوسياليست است و هم اوجالان از عقايد سكولار سوسياليستي پيروي مي كند . اما در برابرشان حكومت سكولار ليبرال تركيه قرار دارد كه عضو ناتو و متحد جناح غربي آمريكا – ناتو مي باشد . بدين سان سياستهاي سوريه و تركيه تابع اربابانشان مي باشد و سياستهاي اوجالان نيز تابع سوريه است كه سوريه نيزخودش نوكر و مجري ساستهاي روسيه – چين مي باشد .  بدينسان اوجالان نوكري است كه در خدمت يك نوكر دیگری ايفاي وظيفه مي نمود .

مسئله ي دوم بهانه هائي است كه بايد جهت ايجاد جنگ و ضربه زدن به همديگر تراشيده شود . بدينسان استان مرزی هاتای و آبهاي مرزي بهانه شدند . چرا که سوریه ادعا كرد كه هاتای بخشی از خاک سوریه به شمار می رود و استفاده بیش از اندازه ترکیه از آبهای مرزی دجله و فرات زمینهای  سوریه را از نعمت آب محروم نموده است.

در این راستا pkkابزار مناسبی برای انتقام از ترکیه و يا به عبارت ديگر ابزار مناسبي براي فشار آوردن به آمريكا و ناتو  بود. دستگیری اوجالان در ۱۹۹۸ اوج رسوایی این استفاده تاکتیکی از کردها ي سكولار سوسياليست بود. با گسترش گرايش به قانون شريعت و بيزاري از قوانين سكولاريستي در كوردستان و منطقه و ايجاد جماعتهاي شريعت گرا در كوردستان و همچنين به بن بست رسيدن جريانات كمونيستي و به موزه رفتن كمونيسم و  تغییر روند بین المللی و شیوع نظم نوین جهانی ليبراليستي  و گقتمان دموکراسی خواهی   به رهبريت آمريكا و ناتو ،  pkk  آتش بس یکجانبه اعلام نمود و با این انفعال روندهایی طی شد که در نتیجه آن بسیاری از افراد مسلح این حزب روحیه خود را از دست دادند. به نظر می رسد با توجه به تحولات ترکیه، حكومت سوسياليستي اسد تاکتیک همیشگی ” ابزار نمودن کردها” را دنبال نماید. این روند در طی روزهای اخیر گمانه زنی در این باره را افزایش داده است به طوری که پ.ك.ك و نوچه هايش در كوردستان سوريه همچون يك ابزار بر عليه تركيه و مخالفين بشار اسد عمل مي كنند .

معادلات عقيدتي منطقه و روابط سوریه و pkk  :

به نظر می رسد با توجه به معادلات عقيدتي منطقه ای بتوان به بسیاری از ابهامات پاسخ داد. این که چرا سوریه ي سكولار سوسياليست با وجود دشمنی دیرینه با کردهای خود، pkk سكولار سوسياليست را تقویت می نماید؟ بخش عمده اي از این مساله ناشی از معادله ي عقيدتي است که در منطقه حاکم است. البته بهانه ي سوريه جهت ايجاد جنگ با تركيه به مسائل جانبي مي پرازد و آنهم از یک طرف بخشی از سرزمینش در اشغال اسرائیل است که منبع تامین آب است. این منطقه اشغال شده بلندی های جولان نام دارد و بخشی از سرزمینش در اشغال ترکیه یعنی اسکندرون عربی که ترکها آنرا هاتای می خوانند. در بهانه ي خود مي گويند كه  اگر این منطقه به سوریه بازگردد، اوضاع در این کشور نیز به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد. حتی در صورت بازپس گرفتن جولان با اسرائیل همکاری های دوجانبه و متقابل را افزایش دهد. وجود این دو منطقه یعنی جولان و اسکندون باعث ايجاد بهانه ها وعوام فريبيهاي منطقه ای در عرصه سیاست خارجی سوريه شده است. از یک طرف همسوئي  با اسرائیل و دشمني با تركيه و به تبع آن دشمنی با آمریکا و از طرف دیگر نزدیکی و نوكري  شوروی سوسياليستي در گذشته و اکنون نزدیکی و نوكري  روسیه – چين . همینطور در بعد منطقه ای نزدیکی به ایران، حزب الله، حماس، جنبش آزادی بخش ارمنستان و pkk  را به منظور فشار بر ترکیه به عنوان يكي از نوكران جناح غربي آمريكا – ناتو  افزایش داد. بنابراین می توان گفت سكولار سوسياليستهاي  سوریه با ظرافت خاصی بدون توجه به خواست ملت مسلمان سوريه  ، به تقویت دیپلماسی منطقه ای اربابان خود آگاهند .

اما در مقابل ترک هاي سكولار ليبرالي كه در خدمت منافع آمريكا – ناتو درآمده اند  نیز بیکار ننشستند و با پیشینه به رسمیت شناختن اسرائیل در سال ۱۹۴۹ و دکترین بن گورین که ترکیه نیز یکی از محورهای آن بود، زمینه را برای موج جدیدی از همکاری با اسرائیل هموار نمودند. البته اين همكاري متقابل ميان اسرائيل و تركيه امري عادي به شمار مي رود چون اسرائيل هم متحد استراتژيك آمريكاست . در این راستا ترک ها و اسرائیلی ها قرارداد امنیتی دهه ۱۹۹۰ را به امضاء رساندند که نگرانی های ایران و سوریه را در پی داشت. مساله ای که در نهایت موجب تقویت pkk در آن برهه زمانی شد.

حكومت سكولار سوسياليست سوريه همچنين به منظور فشار بر جناح  آمريكا – ناتو به اسرائيل به عنوان يكي ديگر از آنها فشار تبليغي آورد و آنهم تقویت جنبش های آزادی بخش فلسطینی و در راس آنها  فتح ، جبهه خلق براي آزادي فلسطين ، حماس، جهاد اسلامی و دیگر گروه های  چپ و سكولار فلسطینی پرداختند. همچنین از حمایت حزب الله لبنان هم غافل نماندند و با تقویت حزب الله و امضای معاهده طائف لبنان را به صورت حیاط خلوت سوری ها درآوردند.

به منظور فشار بر حكومت ليبراليستي ترکيه نیز از جنبش آزادی بخش ارمنستان حمایت نمودند و با حمایت سوریه این جنبش حملات خود علیه ترکیه را تشدید نمود. اما بیشترین تحرک آنان در حمایت از pkk صورت گرفت و حتی به صورتی بود که اوجالان سالها در دمشق آزادنه به جبهه گیری علیه ترکیه پرداخت. سوری ها در این راستا موفق عمل نمودند و با نزدیکی به عراق سكولار سوسياليست صدام حسين در اواخر دهه ۱۹۹۰ جبهه استراتژیک ضد  آمريكا – ناتو  را تقویت نمودند. اما تحولات به گونه ای دیگر رقم خورد. مجموعه ای از عومل زیر دیپلماسی آنان را با چالش مواجه نمود:

اول اینکه خروج اوجالان از این کشور و متعاقب آن نه تنها تضعیف pkk بلکه پرستیژ منطقه ای اسد را زیر سوال برد. چرا که وی نتوانست در مقابل تهدیدات ترکهاي ليبرال متحد با جناح آمريكا – ناتو  ایستادگی نماد. این مساله حتی باعث شکاف در شاخه کردهای سوری شد و در نتیجه این اقدام بسیاری از کردهای سوری قربانی pkk شدند.

دوم اینکه ترور رفیق حریری  متحد آمريكا و خروج نیروهای اطلاعاتی  این کشور از لبنان به تقویت جریان ۱۴ مارس و در راس آنها فواد سینوره و سعد الحریری کمک نمود.

سوم اینکه با شروع بیداری اسلامی در کشورهای منطقه  مجاهدين شريعت گرائي كه دهها سال است عليه رژيم سوسياليستي سوريه در حال جهاد هستند به گسترش فعاليتهاي خود در شمال سوريه پرداخته و جنبه ي مردمي به خود گرفتند البته در ميان جناح آمريكا – ناتو نيز بيكار ننشست و از كانال نوچه هايش چون تركيه ، عربستان سعودی  ، قطر ،  امارات ، كويت ، اردن و جبهه ۱۴ مارس از خلا ناشی از ضعف دولت سوسياليست سوريه  به خوبی بهره بردای نمود و با تقویت ارتش آزاد و ديگر جريانات سكولار ليبرال متمايل به غرب  زمینه ي سقط انقلاب و مصادره ي آن و به حاشيه راندن مجاهدين شريعت گراي مستقل  و تكرار سناريوي تونس ، مصر ،  ليبي و يمن را به وجود آوردند.

با توجه به این خيزش شريعت گرايانه ي مردم و تنفر از سيستم سكولاريستي حاكم  بود که تركيه  نيز تحرکات موافقين خود در جبهه شمال را علیه حكومت سوسياليستي سوريه تشدید نمود. در این راستا روابط ترکیه و pkk وارد مرحله حساسی شد. ترکیه با تغییر جهت غافلگیرکننده و بی اعتنایی به پیمان آنکارا – دمشق از شورای مخالفین سوری كه مورد حمايت غرب بودند   حمایت نمود و با این اقدام حكومت سوسياليستي سوريه نیز متوجه pkk  شدند.

تاثیر نظامهاي سكولاريستي  بین المللي شرق و غرب  بر روابط سوریه و pkk:

همانطور که گفته شد حكومتهاي منطقه ای و ائتلاف های عقيدتي بیشتر از اینکه تحت تاثیر ائتلاف های داخلی باشند متاثر از ساختار نظامهاي سكولاريستي  بین المللي شرق و غرب  است. در نظام دوقطبی روابط pkk و سوریه تحت ائتلاف با اتحاد جماهیر شوروی تعریف می شد و تا دهه ۱۹۹۰ این روابط با شوروی ادامه داشت. با سقوط نظام دوقطبی این اتحاد به طور معمول با روسیه حفظ شد. اما بعد از پایان دهه ۱۹۹۰ و در سال های پایانی این دهه با افول توهم سوسياليسم و شكست كمونيسم بين المللي  بیشترین آشفتگي و ياس را در  pkkو روابطش با دنيا اطراف را مي بينيم اما در هر صورت نتوانست از غلامي سوريه و بردگي جناح شرقي روسيه – چين خلاصي يابد . چون اين به معني ناقوس مرگ وي و پايان انديشه هاي توهمي سوسياليستي آن به شمار مي رفت .

Pkkبه لحاظ این روندها به ” کونگره ی گه لی کوردستان ” تغییر یافت و در ۱۹۹۸ آتش بسی یک جانبه با تركيه اعلام نمود که پیش از آنکه متاثر از قدرت داخلی ترکیه باشد متاثر از تحول مفهومی روندهای بین المللی بود. این تحول مفهومی در قالب دموکراسی خواهی از نوع ليبرال و تفوق نظام های ليبراليستي وابسته به غرب  صورت پذیرفت. مساله ای که خوشایند برخی از رهبران pkk و رهبران سوسياليست سوريه  نبود و تنها یک اجبار تلقی می شود. این که حكومت سوريه و نوچه اش  pkk   در حال حاضر در چنین روندی حرکت می کنند تا حدی ناشی از همین مساله است. ضمن اینکه سوری هاي سوسياليست  باید پاسخی به تضعیف pkk  در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی داشته باشند و مريدان فريب خورده ي  pkk آموزه ای از این واقعیت داشته باشند که برخلاف جاری شدن آب های سد آتاتورک به نفع سوریه، دستاوردهای آتش بس یکجانبه چه بوده است؟ و چه راه حلی برای پایان تراژدی وحشتناک کشتار جوانان مبارز حزبی دارد؟ به نظر می رسد با تحلیل این روند می توان اهمیت دیدارهای مسعود بارزانی و رهبران ایران و ترکیه را دریافت.

چشم انداز روابط ترکیه وpkk     در برخورد با شریعت گرایان و مردم مسلمان کوردستان :

تحت تاثیر جریان های شريعت  خواهی  که در جهان اسلام  شکل گرفته و روند تحولات سیاسی اجتماعی سوریه را نیز تحت تاثیر قرار داده است می توان به این واقعیت پی برد که سوری هاي سوسياليست  اکنون به این نتیجه رسیده اند که نزدیکی ترک هاي ليبرال  در مقطع کوتاه عادی سازی روابط صرفا تاکتیکی بوده و با تضعیف pkk امتیازات زیادی را از دست داده اند. Pkkنیز به این واقعیت رسیده است که اعتماد به حكومت ليبرال تركيه  مقطعی است. با توجه به این دو مولفه می توان گفت هر تحولی در سوریه تاثیر مستقیمی بر pkk خواهد گذاشت. با عطف به این واقعیت که ترکیه و سوریه هر كدام براي خود اربابان جداگانه اي دارند می توان گفت هر دولتی که در سوریه بر خلاف  منافع آمريكا – ناتو بر سرکار بیاید، به تحریک pkk یا هر جریان کردی ضد ترکیه خواهد پرداخت. اقدام اتحادیه عرب در تعلیق سوریه در این اتحادیه، تاکید ترکیه به استفاده از حمله نظامی و استقبال ایالات متحده و متحدین غربی این کشور از اقدام اتحادیه عرب پیام خوبی برای pkk نخواهد بود که در شرایط کنونی نيز نزديكي به حكومت سوسياليستي سوريه را حفظ نموده است . چنانچه حكومتي متمايل به جناح غربي بر سر كاربيايد قطعا مرگ pkk  حتمي است و اگر مجاهدين شريعت گراي سوريه نيز به قدرت برسند باز نوكران شرق و غرب جان سالم به در نخواهند برد هرچند كه وجود مجاهدين مستقل شريعت گرا ممكن است براي مدتي به صورت تاكتيكي تمام سكولاريستهاي موجود را به هم نزديك كند .  مساله ای که مراد قرایلان مرد شماره دو pkk به خوبی به آن واقف بود و با تمجید از تلاش های بارزانی در هموار نمودن صلح بین pkk  و ترکیه از تلاش های بارزانی تقدیر نمود. اما اين خود روشنفكر بين كوتاه نظر ، هنوز به دوام اين تاكتيك مرگبار آگاه نيست  و يا اينكه چاره اي جز اين ندارد به گونه اي كه در يك اقدام جنون آميز بر عليه مجاهدين شريعت گرا در كوردستان سوريه به صورت يك جانبه اعلان جنگ نمود . به اين بهانه كه زير قانون شريعت و اسلام نمي رود . در حاليكه مجاهدين و جماعتهاي شريعت گرا فعاليت نظامي خود را به خارج از كوردستان سوريه  و جنگ با رژيم سوسياليستي بشار اسد محدود نموده و با pkk  پيمان صلح بسته بودند .

با اين وصف هم اكنون مي توان اقدامات جنون آميز سران pkk   در حمله  به كوردهاي شريعت گرا در كوردستان سوريه  و عربها و تركمنهاي شريعت گراي سوريه و فدا نمودن مردم فريب خورده كوردستان سوريه در راستاي اهداف بين المللي سكولاريستهاي جهاني را دريافت . پ.ك.ك و نوچه هايش بدون شك به آخر خط رسيده اند و در حال جان كندن مي باشند .  اما ظاهرا قصد ندارند بدون تلفات به زباله داني تاريخ بپيوندند و در حال خلق يك تراژدي وحشيانه بر عليه ملت ستمديده ي كوردستان سوريه مي باشند .

تاریخ  ننگین سکولاریستهای مرتد کومله و دموکرات کردستان ایران و مزدوری آنها برای صدام حسین سوسیالیست در عراق تجربه ی تلخ تاریخ ماست . آنها پس از نابودی صدام حسین سکولار سوسیالیست خود را در پناه  بارزانی و جلال طالبانی سکولار سوسیالیست و حزبش قرار داده اند و به صورت ماهیانه از حکومت دشت نشانده ی آمریکا در کوردستان عراق حقوق دریافت کرده و از طریق ماهواره های ژتونی شان از دور در حال جنگ روانی بر علیه قانون شریعت و فرهنگ اسلامی ملت کورد و فراهم نمودن زمینه ی مناسب جهت پیاده نمودن نقشه های جناح غربی آمریکا – ناتو در منطقه  هستند , جناحی که تا دیروز آنرا امپریالیسم خونخوار سرمایه داری نامیده بودند اما امروزه به ثناگویان و چاکران حلقه به گوش آن تبدیل گشته اند .

در زمانی که این مرتدین سکولار کومله و دموکرات  مثل قارچ سمی در وطن ما روئیدند مجاهدین شریعت گرا به صورت جماعتی منسجم که با تمام مجاهدین دنیا به صورت زنجیره ای متصل باشند وجود نداشتند به همین دلیل عمر این مرتدین بیشتر طول کشید ، اما هم اکنون که سکولاریستهای مرتد پ.ک.ک و نوچه هایش در کوردستان سوریه در راستای منافع دشمنان منطقه ای و بین المللی قانون شریعت و ملت مسلمان کورد ، بر علیه مجاهدین ما اعلان جهاد نموده اند  ؛ قطعا قاعده ی بازی تغییر کرده است و  داشتن صبر کافی است تا ببینیم که اینها نیز چگونه مثل تامیلها به زباله دانی تاریخ خواهند پیوست .

آینده مال قانون شریعت و مسلمین شریعت گرائی است که الله وعده ی حکومت را به آنها داده است و چه کسی راستگوتر از الله است ؟

دیدگاه‌تان را بنویسید: