زمانی که القاعده در برخورد با کفار تحت تأثیر «نجدیت» قرار می گیرد

زمانی که القاعده در برخورد با کفار تحت تأثیر «نجدیت» قرار می گیرد

به قلم : ابوخالد کوردستانی

در اینکه اسامه بن لادن تقبله الله ابتداء جزو اخوان المسلمین و اندیشه های  سید قطب تقبله الله بود شکی وجود ندارد . چون جناح انحرافی اخوان از ایشان دعوت به دست کشیدن از جهاد با کفار اشغالگر خارجی می کند و در صورت سرپیچی تهدید به اخراج می شود، اما اسامه بن لادن رحمه الله بر همان مسیر سید قطب رحمه الله رفته و  زیر بار چنین خفتی نمی رود  و به این شکل از اخوان هم اخراج می گردد .

همه ی ما می دانیم که اگر تمام آثار سید قطب رحمه الله را نگاه کنیم ایشان بر روی مسائل مهمتری چون تشکیل حکومت اسلامی و تحکیم شریعت الله ، پیاده کردن سیستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی اسلام، مبارزه با جاهلیت و طاغوتها  و  شرک قصور و اولویتهای مهم اینچنینی تأکید می کند و شما به صورت بسیار ریز و ناچیزی به مسائل ریزی بر می خورید که از نتایج این جاهلیت و طاغوتهای حاکم است .

به همین دلیل ارتباط ایشان با کسانی چون نواب صفوی شیعی و نامه های ایشان به آیت الله کاشانی و چگونگی تعامل با سایر مسلمین مخالف، تابع اسلوب شرعی خاص و قرآنی است که می توانست به عنوان یک «الگو» شناسانده شود . در برابر،سید قطب رحمه الله دهها سال پیش از نوعی «اسلام آمریکائی» هشدار می دهد که این اسلام ناقص و مسخ شده قصد دارد در امور جزئی مثل نواقص وضو و… فتوا دهد اما از امور مهم و اساسی مثل مسائل حکومتی و اقتصادی و اجتماعی و… چیزی برای گفتن نداشته باشد .

این اسلام آمریکائی همان تولیدات رژیم فاسد آل سعود و سازمان جاسوسی آمریکاست که ما تحت عنوان سلفیت جامی یا مدخلی و درباری آل سعود یا «نجدیت» سالهاست با آن آشنا هستیم که هدف اساسی آن مشغول کردن مسلمین به مسائل ریز و دست چندم و در مرحله ی بعدی مشغول کردن مسلمین به مسلمین به خاطر همین مسائل ریز و دست چندم  و ایجاد اختلاف و تفرق بیشتر در میان آنها و غافل کردن مسلمین از جنایات کفار سکولار جهانی و طاغوتها و دست ناشندگان محلی آنها بوده است .

متأسفانه برادران ما در القاعده ی بعد از شیخ اسامه بن لادن تقبله الله  مسیر اصلی و اساسی را گم کرده بودند تا اینکه بر اثر تذکرات مکرر در نهایت ایمن الظواهری بار دیگر آمریکا را دشمن اصلی معرفی نموده و تلاش کرد مسیر انحرافی رفته را به راه راست مبارزه بر گرداند، اما باز می بینیم که برادرانی هنوز وجود دارند که در دام «نجدیت» افتاده و مسائل بسیار ریز و درجه چندم را برای خود معیار اسلامی یا غیر اسلامی بودن یک حکومت یا گروه و جماعت فرض می کنند .

به عنوان مثال کفر بواح و آشکار «سکولاریسم» حکومت طاغوتی ترکیه و عضویت آن در ارتش کفار اتحادیه ی اروپا«ناتو» و در اختیار قرار دادن پایگاههای هوائی مثل انجرلیک به آمریکا و پشتیبانی بی دریغ از آمریکا بر علیه مجاهدین، و پیمان نظامی و امنیتی با رژیم اسرائیل و تحویل خواهران مسلمان مهاجر به اسرائیل و صدها کمک مالی و امنیتی به آن و… را در نظر نمی گیرند اما در عوض شرعی های القاعده در ادلب می گویند؛ استحلال شراب کفر است، داخل کردن ارتش ترکیه به ادلب و کمک کردن و حمایتشان نیز کفر است !

با آنکه این جمله صحیح است اما نشان از نوعی کوچکی و «نجدیت» است که همین کوچکی باعث شده چندین سال در کنار خائنی چون جولانی بمانند و نوکران غیر مستقیم و بدون مزد سناریوها و برنامه های آمریکا و ناتو در سوریه شوند .

دیدگاه‌تان را بنویسید: