مختصری از تاریخچه ی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کوردستان از زبان خودشان و…

مختصری از تاریخچه ی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کوردستان از زبان خودشان  و…

به قلم: ابوسلیمان هورامی

« حزب دموکرات کردستان با حدود ۳۵ سال سابقه قدیمی ترین سازمان سیاسی کردستان است. این حزب پس از شکست حکومت ملی و محلی قاضی محمد در سال ۲۵ به شعبه ایالتی حزب توده ایران بدل می شود که فقط تحت پوشش نام دموکرات عمل می کرد. در سال ۳۷ و ۳۸ رهبران آن دستگیر و به عنوان کمیته ی ایالتی حزب توده ایران شناخته شدند. تا سال های ۴۰ همه ی عناصر ملی و مبارز کرد در این حزب فعالیت می کردند و به جز آن هیچ جریان سیاسی دیگری در کردستان وجود نداشت. اما از نیمه ی دوم دهه ی ۴۰ نیروهای رادیکال تر با اعتقاد به امر ملی طبقاتی از میان همان جریان قدیمی شکل می گیرد. طی سال های ۴۷-۴۴ یک جریان رادیکال ملی که بر سر شیوه ی عمل و مبارزه در داخل ایران با رهبری حزب اختلاف داشت با نام «کمیته ی انقلابی حزب دموکرات» آغاز به کار کرد که در سطح جنبش با نام جنبش مسلحانه ۴۷-۴۶ شناخته شده است. در این جریان وجود عناصر مارکیست نظیر شریف زاده را در کنار ملیون رادیکال آشتی ناپذیر مانند برادران معینی، ملا آواره صدیق انجیری و… می بینیم.

بعد از شکست این جنبش، رهبری کنونی حزب دمکرات با تکیه بر این شکست، سیاست بی عملی خود را هر چه بیشتر تحت عنوان برخورد منطقی توجیه نمود و هم چنان در خارج از کشور در محفل هایی جدا از پروسه مبارزه خلق در کردستان باقی ماند.

همین رهبری در نخستین سال های دهه ۵۰ بر سر انتظار حزب توده که خواهان تبعیت آن از مرکزیت حزب توده بود، عملاً از حزب توده جدا شده در سال های اخیر با احیای فعالیت حزب در کردستان با نفوذی که در کردستان داشت به صورت جریانی مستقل از حزب توده با شعار خود مختاری به فعالیت پرداخت و در تمام این مدت محور تشکل آن مبارزه در راه کسب خود مختاری و علت وجودی آن اهمیت ستم ملی در کردستان بوده است.از این نظر هیچ گاه در حزب دموکرات کردستان معیار طبقاتی مطرح نبوده است».[۲]

همین جریان مارکیستی ماهیت جریان حزب سوسیال دموکرات کردستان را چنین معرفی می کند:

« هم اکنون حزب دموکرات کردستان چنان چه از نام آن پیداست نه یک سازمان پرولتاریایی که یک سازمان دموکراتیک است که یک جناح آن را ناسیونالیست های کرد تشکیل می دهند و جناح دیگر مارکسیست هایی (مارکسیسم بورژاوئی و نه انقلابی) هستند که بنیاد تفکر آنان همان دیدگاه های حزب توده ایران است. این جناح از لحاظ سیاسی انتقاداتی را به حزب توده ایران وارد می داند که اهم آن ظاهراً چنین است:

۱- دنباله روی بی قید و شرط حزب توده از دولت شوروی… .

۲- سیاست دنباله روانه حزب توده را از حاکمیت موجود نفی می کنند و پذیرش دربست رهبری روحانیت از جانب حزب توده را به زیان جنبش ترقی خواه خلق می شمارند… .

۳- معتقدند رهبری حزب توده که از کنگره دوم حزب در ۳۰ سال پیش تا امروز «رأس کارها بوده است صلاحیت رهبری ندارد و باید کنار برود».[۳]

اگر ما این دلایل را در جدا شدن حزب سوسیال دموکرات ایران از حزب مارکیستی لنیستی توده ی ایران به عنوان عوامل اصلی بر شماریم در واقعیت امر، بخش مهمی از تاریخ سراسر خیانت این حزب را پوشانیده ایم. اما در ضمن بحث بیشتر به ماهیت اصلی این جریان پی می بریم و… .

 

 

………………

 

 

[۱] . فرخی

[۲] . کتاب دوشنبه صفحات ۹۹-۹۸

[۳] . همان صفحه ۹۹

دیدگاهتان را بنویسید