انواع دارالاسلامها و جایگاه و وظیفه ی مسلمین در برابر این ساختمانها در آثار شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی (قسمت پنجم و پایانی )

انواع دارالاسلامها و جایگاه و وظیفه ی مسلمین در برابر این ساختمانها در آثار شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی (قسمت  پنجم و پایانی )

گردآوری : کارزان شکاک

ما به برادرانمان در کوردستان و احفاد و نوادگان صلاح الدین ایوبی سفارش کردیم که باید درک کنند  در وضع اضطراری موجود آنها در بخشی از سرزمین های غرب ایران زمین مشغول «جنگی سرد » با تمام مظاهر ارتداد ودیکتاتوری دین سکولاریسم با مذاهب مختلف آن و منافقین و سکولار زده های همسو با آنها هستند، و در عین حال در «صلحی مسلح وگرم» با دیکتاتوری دین سکولاریسم و احزاب رنگارنگ و مرتد محلی سکولاریستی به سر می برند که وضع موجود حکومت شیعه مذهب ایران آنرا بر آمریکا ومرتدین محلی و سکولار زده های بومی تحمیل کرده است . این وضع را آنان بر کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده های بومی تحمیل نکردند، بلکه حکومت شیعه مذهب ایران تحمیل کرده است، اما آنان می توانند از این موقعیت و فرصت استثنائی در بین تمام کوردهای جهان سود ببرند .

درک به روز این دو مقوله ی «جنگ سرد و صلح مسلح» مثل آب نیاز حیاتی تمامی  مسلمین شریعت گرای این مناطق است. اینجا بود که مسلمین شریعت گرای ما درغرب ایران زمین به بخشی از پاسخ چه باید کرد خودشان رسیدند،  و بدور از تعصب جاهلی و به دور از کینه و تنفر جاهلی متوجه شدند که نیاز امروز آنان در این حالت اضطراری برای محافظت از خودشان همچون یک مسلمان شریعت گرا چیست؟ و باید دنبال اسباب وپاسخ هایی باشند که  برای نیاز روز وسوال روزشان دراین حالت ضرورت و اضطراری که پیش آمده  است جواب مناسبی داشته باشد.

بله، مسلمین با محافظت از جانشان باید از دین الله و بندگان الله به عنوان دو امانت گرانبهاء محافظت کنند، و حتی در صورت لزوم با فداکردن جانشان و دنیایشان از دین و ایمانشان و مسلمین محافظت کنند، اما از کانال شرعی آن. در این صورت برای محافظت از این دو امانت ارزشمند باید مواظب خودشان باشند: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ (مائده/۱۰۱۵) ای مؤمنان ! مراقب و مواظب خود باشید. علاوه بر این مسلمین  برای اداره زندگیشان و مبارزه با دشمناشان نیاز به تهیه کردن اسباب دارند، پس از تهیه کردن آگاهانه ی این اسباب است که توکل به الله و قضاء و قدر معنی و مفهوم خودش را به دست می آورد. بین«توکل به خدا» و «واگذاری امور به خدا» تفاوت زیادی وجود دارد . شترت را ببند و بر خدا توکل کن. قَیِّدها و تَوکَّلْ.

رسول الله صلی الله علیه وسلم سرور متوکلین به الله بود، اما برای هر کاری از اسباب لازم همان کار نهایت استفاده را می کرد، بخصوص برای نازل شدن نصر و پیروزی بر دشمن تمام اسباب لازم را تهیه می کرد. عمر رضی الله عنه گروهی را دید، چنان فکر می‌کردند که توکل به معنی ترک اسباب است و از کار و عمل دوری کردند و دچار ناتوانی و سستی شدند. عمر رضی الله عنه به آن‌ها گفت: شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما اهل توکلیم. گفت: دروغ گفتید، شما اهل توکل نیستید؛ کسی دارای توکل است که دانه را در زمین می‌کارد بعداً به خدا توکل می‌کند[۱]

بله، کسی اول ازدواج می کند بعد برای بچه دار شدن به الله توکل می کند شما که هنوز ازدواج نکرده اید و اسباب بچه دار شدن را تهیه نکرده اید آرزوی بچه دار شدن و توکل به الله برای بچه دار شدن مسخره کردن خودتان است  .

 الله تعالی در برخورد با دشمنان قانون شریعتش در همان اولین آیه ای که اجازه ی جهاد در آن داده شده است فورا به ثمره ی برجسته ی دنیوی این جنگ می پردازد، نصر و پیروزی؛  و می فرمایند: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ‏(حج/۳۹) و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند.‏ قاعده ی کلی الله در برخورد قهرآمیز و خشونت طلبانه با دشمنانش همین بوده است . پیروزی. و الله تعالی  پیروزی را حق مسلمین می داند نه دشمنان آنها؛ و خودش، یاری کردن و پیروز کردن دوستانش بر دشمنان را بر خودش واجب کرده است:

  • «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَکَانَ حَقّاً عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ» (روم/ ۴۷) «ما قبل از تو پیغمبرانی را به سوی اقوامشان فرستاده‌ایم و آنان دلائل واضح و آشکاری برای این اقوام آورده‌اند. پس ما از مجرمین انتقام گرفته‌ایم ( و مؤمنان را یاری کرده‌ایم ) و همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است‏».
  • «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ (حج/ ۴) «و مسلماً الله یاری می‌کند کسی‌ که (دین) او را یاری دهد، بی‌گمان الله قوی پیروزمند است.
  • «وَلَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ -إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ – وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» (صافات/ ۱۷۱-۱۷۳) «و به راستی وعده ما برای بندگان فرستاده ما از پیش صادر شده است. که هر آینه آنها یاری شدگانند. و بی‌گمان لشکر ما پیروزند».

اما در برابر نفرموده است شما همین طوری بنشینید و منتظر بمانیند و بدون ازدواج منتظر نازل شدن بچه یا بدون کشت منتظر برداشت باشید، بلکه برای رسیدن به این هدف اسبابی را قرار داده است که باید از آنها استفاده بشود؛ ما فریفته ی اسباب نمی شویم، اسبابِ زیاد ما را مغرور نمی کند، بلکه با تهیه ی این اسباب بر الله توکل می کنیم و منتظر قدر الهی می شویم . ما ازدواج می کنیم و بعد برای بچه دار شدن بر الله توکل می کنیم .

دعا کردنهای ما هم پس از فراهم کردن اسباب است: رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ  «فَآمَنَّا» رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (آل عمران/۱۹۳)  پروردگارا ! ما از منادی شنیدیم که (مردم را) به ایمان به پروردگارشان می‌خواند و ما ایمان آوردیم (اکنون که چنین است( پروردگارا ! گناهانمان را بیامرز و بدیهایمان را بپوشان و ما را با نیکان بمیران .‏

ما دارو را تهیه می کنیم و ازآن استفاده می کنیم و بعد از الله تعالی می خواهیم که سلامتی را به مان برگرداند . به همین ترتیب رسول الله صلی الله صلی الله علیه وسلم برای اداره ی زندگی انسانها در مسافرت از ۳ نفر به بالا از مکانی به مکان دیگر دستور به «وحدت دستور» و «وحدت فرماندهی» و «وحدت عمل» داده است و می فرماید: إِذَا خرج ثَلاثَةً فِي سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّرُوا أَحَدَهُمْ[۲]  «هرگاه سه نفر برای سفری خارج شوند، باید یکنفر را بر خود امیر سازند.»  این یعنی تولید یک امت کوچک و یک جماعت کوچک برای رسیدن به یک هدف کوچک. حالا برای مسافرت از جامعه ی جاهلی به جامعه ی اسلامی هم بدون شک نیاز به وحدت فرماندهی و وحدت دستور و وحدت عمل وجود دارد . وحدت در تمام این حرکتها و مسافرتها یک ابزار است برای رسیدن به هدف. تنظیمات و سازماندهی های بعدی پوشش این وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است.

سازماندهی و تنظیمات پوسته ی گردو هستند و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی مغز این گردو است، اگر این مغز نباشد و درون سیاه و به درد نخور باشد این سازماندهی و تنظیمات و پوسته هم بی ارزش و پوچ است، حتی برای جماعتها و احزاب بسیار مضر هم می شود؛ چون این تشکیلات و پوسته قدرتی به آنها می دهد که باعث ضربه زدن به وحدت مسلمین و حرکت به سمت و سوی  تشکیلات زدگی و تشکیلات پرستی و شرک فرقه سازی و حزب سازی و مذهب سازی و « كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» می شود .

برای جلوگیری از چنین آسیبهائی الله تعالی تنها شورای واحد و امت واحد و جماعت واحد را به رسمیت می شناسد، و پشتیبانی خودش را تنها مشمول جماعت واحد مسلمین می کند نه امتهای متعدد و جماعتهای متعدد و متفرق، و این یعنی حرکت به سمت و سوی یک سازمان منسجم و منظم وحدت گرای آگاهانه و هدفمند، برای  متمرکز کردن انرژی مبارزاتی مسلمین، و جلوگیری کردن از هدر رفتن انرژی مبارزاتی و جهادی آنها به جای آنهمه سازمانهای کوچک متفرق و متعدد ضعیف.

ما این مرحله ی تجمع تمام سازمانهای کوچک یا جمع شدن تمام شوراهای کوچک در یک سازمان و یک شورای بزرگ را اولین قدم به سمت و سوی شورای اولی الامر واحد و امت واحد و اجماع واحد و جماعت واحد می دانیم که این توانائی را دارد یا یک قدم کوچک بردارد یا یک قدم بزرگ . قدم کوچک آن تبدیل شدن این شورای واحد متشکل از جماعتهای متعدد به یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی است و قدم بزرگتر آن تبدیل شدن آن به  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  است که غایت و هدف این تلاشها محسوب می شود .

در این صورت ما برای مقابله با دشمنانمان و برای پیش بردن جهادمان و مبارزاتمان و رسیدن به اهدافمان به سه ابزار مهم و سه کانال مهم نیازمندیم :

۱-    خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست

۲-    حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند

۳-    شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

غیر از این «سه ابزار» که همه یک رای واحدی را بر اساس اجماع واحدشان ارائه می دهند و امت واحدی را تشکیل می دهند و جماعت واحدی را تشکیل می دهند دیگر هیچ ابزار دیگری برای مسلمین وجود ندارد که بتواند به پیروزی و نصرتی که الله وعده اش را داده دست پیدا کند، و هر چه بعد از این «سه ابزار» آگاهانه، هدفمند و حرکتی وجود دارد کلا تفرق و سستی و ذلیلی و هدر رفتن انرژی مسلمین است.

زمانی که این «سه ابزار» وجود نداشتند که جماعت واحد را تشکیل بدهند و یا شما هم نتوانستید در تولید یکی از این ابزارها فعال باشید بهترین راه این است که از تمام راههای انحرافی دیگر که غیر از ذلیلی و پستی و حقارت و نابودی و شکست چیزی در بر ندارند دوری کنید تا زمانی که یکی از این «سه ابزار» که در حالتهای مختلف نمایندگی جماعت واحد مسلمین را می کنند به وجود بیایند:  رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ به سوال حذیفه رضی الله عنه در معرفی دو تا از شرهائی که دامنگیر مسلمین می شوند به دو گروه در میان مسلمین  اشاره می کند یکی «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و دیگری «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» اشاره می کند .

حذيفه بن يمان رضي الله عنه می گويد: مردم از رسول الله صلي الله عليه و سلم در مورد خير سؤال مي كردند؛ ولي من از شر و بدي از ایشان مي پرسيدم تا مبادا به آن گرفتار شوم.مَخَافَةَ أَنْ يُدْرِكَنِي.عرض كردم:اي رسول خدا، ما در جاهليت و شر بوديم! خداوند اين خير را براي ما فرستاد، آيا بعد از اين خير و هدايت شري خواهد آمد؟ در جواب فرمود: آري، گفتم: آيا بعد از آن شر، خير خواهد آمد؟ فرمود: بلي، لیکن در آن نوعي آلودگي وجود دارد.عرض كردم: آلودگي آن در چيست؟ فرمود :قومي خواهد آمد كه به غير از هدايت (سنت و دین) من ديگران را راهنمايي مي كند، برخي از کارهای شان (معروف و برخي ديگر منكر) است.قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ؛ گفتم: آيا بعد از آن خير شري خواهد آمد؟ فرمود:آری، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارند دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ هركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛عرض كردم: اي رسول خدا، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود:آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند؛گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود:با جماعت مسلمانان و امام شان باش. تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ . گفتم: اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْجَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ ، فرمود : در آن صورت از همه گروه ها و فرقه ها دوري گزين اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی . قَالَ فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[۳]

ما در این چند ساله هر دو گروه را دیده ایم، گروهی که در مبارزاتشان آلودگی دارند، و به دلیل تقلید نابجا از مفتی های آل سعود و مفتی های کتابخانه ای ساکن در دارالکفر، جهل، تند روی، کینه و نفرت نابجا و سایر آلودگی های نفسانی، مسیری غیر از مسیر جهاد و مبارزه به شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را می روند و به مسیری غیر از شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم مردم را راهنمائی می کنند که هم صفات خوب و پسندیده ای دارند و هم صفات منکر و ناپسندی دارند . قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ. و دسته ی دیگر احزاب متعدد و متفرق و دارو دسته ی منافقین و سکولار زده ها هستند که آشکارا با شعارهای دینی و با تأویل و تفسیر غلط آیات و بازی با کلمات مردم را به سوی جهنم دعوت می کنند . دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ.

بله، تنها الله تعالی جماعت واحد مسلمین را به رسمیت می شناسد و این راهدایت رسول الله صلی الله علیه وسلم می داند و پیروزی خودش را هم تنها نصیب جماعت واحد مسلمین می کند. و می دانیم  که تنها این جماعت واحد هم از طریق آن سه کانال و«سه ابزار»  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ، حکومت بدیل اضطراری اسلامی و مجلس واحد شورای مجاهدین به وجود می آید، و هیچ راه دیگری برای تولید جماعت واحد از کانال دیگری وجود ندارد.

در این صورت پیام اسلام و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع مسلمین و پیام تاریخ اسلام به صورت واضح و روش این را به ما می رساند که : مجلس واحد شورای مجاهدین، حکومت بدیل اضطراری اسلامی و خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ تنها ابزارهائی هستند که باعث نازل شدن نصرت الله و نجات مسلمین از این ذلیلی و پستی هستند، و مسلمین را به عزتی که الله برایشان در نظر گرفته می رساند، و تنها این ابزارهای سه گانه هستند که مسلمین را به عنوان «خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» تبدیل می کند، و تنها این ابزارهای سه گانه هستند که مسلمین را به شاهدی برای هدایت دیگران« لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ» تبدیل می کند، و تنها با این سه ابزار است که مسلمین می توانند ادعا کنند که در مسیر ادای وظیفه و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته اند، و تنها و تنها با این سه ابزار است که مسلمین می توانند  همچون رِبعی بن عامر رضی الله عنه  با عزم و اراده ای پولادین و اعتماد به نفس ادعا کنند که: ما آمده ایم تا بندگان خدا را از بندگی انسانها نجات دهیم و بنده خدایشان کنیم، و نیزآنان را از مشقات دنیایی نجات دهیم و آسایش دنیوی را به آنان هدیه بدهیم. همچنین آنان را از ستم ادیان به سوی عدالت اسلام راهنمائی کنیم .ما دین الهی را به مردمان عرضه می داریم. هر کس که آن را پذیرا شد، ما هم او را می پذیرم با او برادر می شویم و او و سرزمینش را به خودش واگذار می کنیم. اما هر کس که از پذیرش و تسلیم به خداوند سرپیچی کند، با او می جنگیم تا پس از شهادت به بهشت رویم یا پیروز گردیم»[۴]

زمانی که با یکی از این «سه ابزار» قدرتی به دست نیاورده باشید و ادعای رِبعی بن عامر رضی الله عنه را در برابر طاغوتهایی چون رستم و دیگران داشته باشید یا در حال طنز گفتن وشوخی کردن به خودت و مخاطبینت هستی، یا جاهلی هستی که مسیر هدایت و روش جهاد به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم را گم کرده ای و تنها کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و منافقین را به خنده و تمسخر خودت می کشانی .

در توضیح این سه ابزار قدرتمند و روشهای شرعی استفاده ی مناسب از آنها لازم است گفته شود:

خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ زمانی که تشکیل می شود دیگر ما قدرت اداری و اجرائی بالاتر از این در دنیا نداریم، و هر گونه جنگ مسلمین با این بغی حساب می شود حالا فرق نمی کند این مسلمین در جائی حکومت هم داشته باشند مثل جنگ معاویه با علی بن ابی طالب و بر اساس اسلام هم حکم کنند؟،  یا نه، تنها مثل خوارج جماعت و گروهی باشند و بر علیه چنین حکومتی اعلان جنگ کرده باشند . در هر دو صورت غیر مشروع هستند . حتی اگر یک رهبر انتخاب شده باشد و در جای دیگری به رهبر دیگری بیعت داده بشود بیعت دومی باطل است و حتی دستور کشتن دومی هم صادر شده است. در اینجا کاری به میزان تقوای طرف مقابل نیست.

حالا اگرخِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  نباشد و حکومتی بدیل اضطراری اسلامی هم وجود داشته باشد باز قیام شورای مجاهدین تنها زمانی بر علیه این جایز است که منجر به حکومتی بدیل اضطراری اسلامی بهتر و قدرتمندتر و با کیفیت تر بشود یا منجر به باز گرداندن خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بشود نه حتی چیز دیگری مثل همان حکومت بدیل اضطراری اسلامی.

اگر در سرزمینی این حکومت بدیل اسلامی هم نبود و تنها شورای موحد مجاهدین وجود داشت باز هرگونه قیامی بر علیه آن غیر شرعی است مگر اینکه این قیام منجر به تشکیل حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا منجر به تشکیل خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بشود .

در تمامی این حالات باید در نظر داشت که ما دشمن شماره یکی به نام دین سکولاریسم و یهود و مرتدین محلی و دشمنان شماره دومی مثل مجوس و صابئین و دشمنان شماره سومی به نام نصارا  و دشمنان شماره چهارمی به نام منافقین و سکولارزده ها را داریم که در کمین ما نشسته اند، و حتی عده ای از مسلمین جاهل هم خودشان راجاهلانه دشمن صائل ما کرده اند . پس هر قیام و حرکتی از پائین به بالا باید سنجیده شود، هوشیارانه و با بصیرت باید انجام بشود و نباید تحت هیچ شرایطی این دشمنان آشکار و پنهان خودمان را نادیده بگیریم .

علاوه بر آن لازم است و باید به این نکته هم دقت کنیم که خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ محصول درجه یک مسلمین است و حکومت بدیل و نازل اسلامی محصول درجه دو و اضطراری مسلمین است و مجلس شورای مجاهدین هم محصول درجه سه و اضطراری مسلمین است که در صورت نبود محصولات درجه یک و دو به وجود آمده است . حالا هر کسی سعی کند آگاهانه و به میل خودش محصول درجه یک مسلمین را به درجه دو و محصول درجه دو مسلمین را به درجه سه تبدیل کند بدون کوچکترین شکی بزرگترین ضربات را بر مسلمین وارد کرده است، و اگر دشمن آگاهی نباشد قطعا در مسیر اهداف دشمنان آگاه و بر علیه منافع مسلمین کار کرده است، مثل تبدیل خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به حکومت بدیل اسلامی بنی امیه.

فاجعه بار تر از این زمانی است که حکومت بدیل اضطراری اسلامی مثل عثمانی ها تبدیل بشود به اینهمه حکومت طاغوتی کافر سکولار و تبدیل بشود به اینهمه گروهها و دسته های مختلف اسلامی که حتی از یک شورای متحد مجاهدین هم بی بهره هستند؛ و یا حتی گروههائی مثل ائتلاف شمال افغانستان با کمک کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی حکومت بدیل اسلامی طالبان را نابود کنند و به جایش کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی را حاکم کنند . حماقت، مصیبت و جنایتی بالاتر از این نمی تواند وجود داشته باشد که خودش مسبب دهها و بلکه هزاران جنایت دیگر می شود . زمانی که عده ای از تاجران جهاد و دسته های از منافقین و سکولار زده ها و مرتدین به این شکل با وضع موجود مسلمین بازی و معامله می کنند، وضع نگران کننده ای بر مسلمین حاکم شده است که شرایط جهاد و حرکت به سمت جلو را برای سابقون الاولون هر جامعه ای حساس کرده است .

در شرایطی که در «وضع موجود»، اکثر مسلمین منفعل و به دور از میدانهای جهاد و مبارزه به سر می برند، و اکثرا به فکر پولدار شدن یا خرید زمین و املاک و وسایل خانه و خوردن خوراکهای متنوع و سفرهای تفریحی و نگاه کردن به فیلمهای سرگرم کننده و غیره هستند و آشکارا دنیا آنها را به بازی گرفته است: وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (أنعام/ ۳۲)

در چنین شرایطی  که دنیا مسلمین را به بازی گرفته است و مسلمین حتی با وجود همدردی با سابقون الاولون مبارز سرزمین خودشان یا سایر سرزمینها چنان در مادی گرائی و فرد گرائی و دنیا دوستی و بیزاری از مرگ و دل نکندن از دنیا غرق شده اند که قدرت تحرک و جنبیدن ازآنان گرفته شده است و با وجود کثرتشان دشمنان بر آنان غلبه پیدا کرده اند: يُوشِكُ الْأُمَمُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمْ كَمَا تَدَاعَى الْأَكَلَةُ إِلَى قَصْعَتِهَا فَقَالَ قَائِلٌ وَمِنْ قِلَّةٍ نَحْنُ يَوْمَئِذٍ قَالَ بَلْ أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ وَلَيَنْزَعَنَّ اللَّهُ مِنْ صُدُورِ عَدُوِّكُمْ الْمَهَابَةَ مِنْكُمْ وَلَيَقْذِفَنَّ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ الْوَهْنَ فَقَالَ قَائِلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْوَهْنُ قَالَ حُبُّ الدُّنْيَا وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ[۵] زود است که امت ها بر شما حمله کنند مانند حمله خورنده ها بر کاسه، کسی گفت: آیا به علت کم بودن تعداد ماست؟ فرمودند: نه بلکه شما زیاد هستید؛ اما مانند کف دریا می باشید و خداوند متعال هیبت شما را از قلب دشمان شما بیرون می کشد و در قلب های شما سستی را جا می دهد. کسی گفت: یا رسول الله سستی ما در چیست؟ فرمودند: در دوستی دنیا و کراهیت از مرگ.

زمانی که چنین وضعی پیش آمده است، زمانی که به دلیل دنیا دوستی مسلمین و دل بستن آنان به دنیا و بیزاری از مرگ، و حتی فراموش کردن مرگ و دنیای بعدی و زندگی اصلی آنان، مسلمین متفرق و دسته دسته شده اند و چنین وضعی بر ما تحمیل شده است، کار سابقون الاولون پیشگام تنها تفسیر منابع شرعی و وضع موجود و نظریه پردازی نیست، بلکه تغییر وضع موجوداست . کار ما فال بینی و تماشا کردن نیست، بلکه آماده کردن ملزومات و شرایط تغییراست، کار ما منتظر شدن تا فراهم شدن خیالی و توهمی و اتفاقی اسباب تغییر نیست، بلکه آماده کردن و تهیه کردن  ملزومات و شرایط تغییر و وحدت آگاهانه و هدفمند و کسب قدرت واقعی است.

ما از هیچ گونه تلاش و دعوتی نسبت به این مسلمینی که دنیا آنان رابه بازی گرفته است و ارزش قیامت خودشان را فراموش کرده اند کوتاهی نمی کنیم، ما تنها آموزش های عقیدتی و عملی می دهیم و سعی می کنیم که با این آموزشهای عقیدتی و بخصوص عملی وظایف خودمان را در برابر آنان انجام بدهیم . ما  هرگز نباید همبستگی و اتحاد را که ضرورت درست کردن قدرت است  را از این مسلمین خسیس نسبت به قانون شریعت الله و دل باز نسبت به دنیا گدائی کنیم، تجربه ثابت کرده  است که این دسته از مسلمین چیزی به سابقون الاولون خودشان نمی دهند و بیشتر نظاره گر می شوند، پس ما نباید وحدت آگاهانه و هدفمند را از این دسته گدائی کنیم، و نباید منتظر ترحم و دلسوزی این دسته از مسلمین باشیم. این دسته از مسلمین در زمان مغولها و زمانها مختلف و هم اکنون آزمایش خودشان را پس داده اند .

وظیفه ی ما تنها و تنها دعوت و اقامه ی حجت نبوی و نهایت دلسوزی و آموزشهای عملی به آنها، و حرکت به سمت تشکیل شورای اولی الامر جهانی و تشکیل حکومت اسلامی علی منهاج نبوه است، ما مسئول اعمال آنها نیستیم : فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ *  لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ (غاشیه/۲۱-۲۲) تو پند و اندرز بده و یادآوری کن . چرا که تو تنها پند دهنده و یادآوری کننده‌ای و بس .‏ تو بر آنان چیره و مسلّط نیستی .

ما ازآنان گدائی وحدت و هم مسیر شدن نمی کنیم، ومنت کسی هم نمی کشیم، هر کسی که قصد دارد  برای اعلای کلمه الله و تشکیل امت واحده و جماعت واحده تسلیم فرمان الله بشود برای  خودش کرده است و سودش ابتدا به جیب خودش می رود : وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ(عنکبوت/۶)

این دسته از مسلمین که دنیا آنان را به بازی گرفته است در هر جامعه ای و درهر تغییر و تحولی تنها و تنها نظاره گر هستند و تسلیم قدرت می شوند. برای آنها فرق ندارد این قدرت را چه کسی بر آنها اجراء می کند، مهم این است که در خیالشان آروز می کنند که به نفعشان باشد. اینها در هیچ دوره ای از تاریخ بشریت عامل تغییر و تحول بنیادی نبوده اند، هر چند که در انتخابات می توانند رای خودشان را به صندوقها بریزند و عددها را تغییر بدهند اما در فعالیتهای جهادی و عملی که در آن ممکن  است جانشان و متعلقات دنیایشان به خطر بیافتداینها هرگز کوچکترین تحرکی نکرده اند. برای همین کوچکترین تأثیر مثبتی هم بر جریان رو به جلو شریعت گرایان نداشته اند. اگردرزمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها ۳ نفر دنیا گولشان زد و به همراه منافقین در جنگ تبوک شرکت نکردند، امروزه بیشتر از یک میلیارد مسلمان دنیا گولشان زده است و مجاهدین شریعت گرا را رها کرده اند  و تنها از دور و اکثرا از کانال ماهواره ها و سایر رسانه های اجتماعی کفار و از نگاه کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده ها به خواهر برادران آزادیخواه خودشان نگاه می کنند .

اگرآن دسته از برادرانمان که مسیر جهاد و حرکت به سمت و سوی تکامل و خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را اشتباه می روند و دارای صفات خوب و بدی هستند (قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ) را به خیل عظیم منافقین و سکولار زده ها – دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ – و همکاری آنها با کفار اشغالگر خارجی ومرتدین محلی در جنگ گرم و بخصوص روانی را اضافه کنیم، اگر تعداد مسلمینی که فریب این موجودات سکولار زده را هم خوردند به حساب بیاوریم واقعا معادله ی نگران کننده و گاه فاجعه آمیزی می شود.

در چنین شرایطی انجام دادن بزرگترین واجب عینی پس از ایمان به الله  که دفع دشمن صائل سکولار خارجی و مرتدین محلی و بیدارگری اسلامی است، تنها و تنها به عهده ی سابقون الاولون اندک هر قومی مختص می شود.

در این صورت برای  تمام سابقون الاولون و تمام مبارزین تمام درهای تفرق و انحصار طلبی و توهم گرائی جاهلانه بسته شده و چاره ای جز وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی باقی نمانده است، و چاره ای جز استفاده و بهره گیری از انرژی و قدرت همدیگر ندارند، و هر گونه تک روی سابقون الاولون هر سرزمینی باعث می شود که در صف آلوده ها( قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ) قرار بگیرند و وضع موجود میان مسلمین و سازمانهای جاهلی و طاغوتی دشمنان قانون شریعت الله آنان را به صورت خیلی موزیانه و خیلی بی رحمانه در خودش خفه و هضم کند .

تک روی برای ما سم است و تفرق از صفات مشرکین و سکولاریستهاست :وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ* مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ، در برابر، وحدت آگاهانه و هدفمند برای ما هم استراتژی است هم تاکتیک . تاکتیک از این لحاظ که وسیله ای است برای بسیج و سازماندهی تمام انرژی و قدرت نهفته ی مسلمین بر قاعده  ی: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/۱۰۳) و برای ما وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی استراتژی هم هست چون مسأله ی نابودی دشمنان الله و مسلمین را از طریق یک نفیر عام و جهاد فراگیر مسلمین مد نظر خودش قرار داده است .یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ ‏ (توبه/۳۸)

تمام تاکتیکها و استراتژیهای ما جهت وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی برای کسب قدرت است، چون جاهلیت سکولار مهاجم و اشغالگر و مرتدین و نوکران محلی آن هرگز «مؤدبانه» و «با خواهش و تمنی» دست از کشتار و جنگ مسلحانه با ما  بر نمی دارند تا زمانی که ما دست از مفاهیم ۴ گانه ی دینمان بکشیم : وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ : برای همین است که تنها با«قدرت عمده ی مسلمین» است که «قدرت عمده دشمن مهاجم» متوقف و منهدم می شود.

نه تاریخ قرآن و نه تاریخ مکتوب بشر هم روش دیگری را تجربه نکرده است و به اثبات نرسانده که در آن با خواهش و تمنا و دعا و گریه و زاری و با فرهنگ بودن و مودبانه صحبت کردن و خوب پوشیدن حکم الله جایگزین حکم جاهلیت و طاغوت شده باشد و جاهلیت و طاغوتها داوطلبانه کنار بروند و دست از منافعشان و دست از جنگیدن با قانون شریعت الله کشیده باشند . واضح است که کسب قدرت از طریق وحدت آگاهانه و هدفمند یگانه حل می شود، و تفرقه اساسی ترین سم کشنده و از بین برنده ی وحدتی است که این وحدت از سرچشمه های اساسی قدرت به شمار می رود . وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/۴۶) بله، وحدت هدفمند و آگاهانه و حرکتی که از «أَطعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ» سرچشمه گرفته است روح قدرت است، و تفرق عین ذلت، خواری ، مستی و بی ابهتی است.

در این صورت وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی یک پروژه و طرح است، و این پروژه در زندگی واقعی و روزمره ی مسلمین انجام می شود نه در کتابخانه ها و ساکن داخل کتب. اگر گفته می شود که تفرقه اندازان و وراجهای کتابخانه ای که جایی نشسته اند و با کوتاه فکری و توهمات خودشان اسباب تفرق را فراهم می کنند باید تنبیه بشوند، و اگر گفته می شود که بر علیه این فسیلهای اغلب مزدور و گاه بر علیه برادران نامتعادل و نامیزان و جاهل خودمان وارد پروسه ی نقد و جنگ نرم می شویم،  تمام این کارها برای محافظت از شوراهای مسلمین و محافظت از وحدت هدفمند و آگاهانه ی مسلمین، و برای کسب قدرت بزرگ بر علیه دشمن بزرگ است؛ اما این دو طیف ما را در حالت اضطرار و دفاع قرار داده اند، و جنگ نرم و گاه جنگ گرم را بر مسلمین تحمیل کرده اند و چاره جز دفع نمانده است . [۶]

 

[۱] روایت حاکم و ابن ابی دنیا و عسکری از معاویه بن قره.

[۲] أخرجه أبو داود [رقم/۲۶۰۸]، وأبو عوانة في صحيحه [۴/ ۵۱۴]، والطبراني في الأوسط [۸/ رقم/ ۸۰۹۳]، والدارقطني في «الأفراد والغرائب/أفراده» [۲/۲۳۱/الطبعة التدمرية]، والطحاوي في المشكل [۱۲/ ۳۸]، والبيهقي في سننه [رقم/۱۰۱۳۱]، والبغوي في «شرح السنة» [۱۱/۲۲-۲۳]، وابن عبد البر في التمهيد [۷/۲۰]، الألباني في ” السلسلة الصحيحة ” ۳ / ۳۱۴ : /  الترمذی  وغيرهم

[۳] متفق علیه / البخاري في صحيحه واللفظ له في كتاب الفتن – بَاب كَيْفَ الْأَمْرُ إِذَا لَمْ تَكُنْ جَمَاعَةٌ (وكذا رواه مسلم وابن ماجه

[۴]ابن كثير ، البداية و النهاية/الجزء السابع/غزوة القادسية

[۵]أخرجه أبو داود (۴۲۹۹) وأحمد (۳۷/۸۲)

[۶] ابوحمزه المهاجر هورامی . درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی . ص. ۱۵-۵۲

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: