خائنینی که جهاد شام را به فساد کشیدند و  هم اکنون در حال مانوردهی هستند

خائنینی که جهاد شام را به فساد کشیدند و  هم اکنون در حال مانوردهی هستند

به قلم: ابوخالد کوردستانی

زمانی که حکومتهای مختلف و رنگارنگ کفار سکولار جهانی به همراه حکومتهای طاغوتی محلی بر علیه مجاهدین شریعت گرا و قانون شریعت الله  متحد شده اند و به صورت هماهنگ بر علیه مجاهدین – بدون در نظر گرفتن مذهب مجاهدین- وارد جنگی وحشیانه شده اند به هر عاقلی هشدار می دهد که طرف مقابل مجاهدین فرد نیست که به صورت فردی بتوان با آن روبرو شد، همچنین طرف مقابل مجاهدین گروه و جماعت خاصی نیست که بتوان با گروه و جماعت با آن درگیر شد بلکه قدرتهای بزرگی به نام حکومت هستند که جهت مقابله با آنها تنها با وحدت تمام مجاهدین و تشکیل امت واحدی می توان به پیش رفت و این قدرت امت هم تنها از طریق ۳ ابزار  به وجود می آید :

  • حکومت اسلامی علی منهاج نبوه
  • حکومت بدیل اضطراری اسلامی
  • مجلس واحد شورای مجاهدین .

زمانی که در شام حکومت دوله وجود داشت لازم بود که تمام گروهها با آن متحد می شدند، اما دیدیم علاوه بر آنکه این اتفاق نیافتاد و هر گروهی ساز خودش را می زد و خودش را به یکی از طاغوتهای محلی و جهانی وابسته کرد و در راستای منافع این کفار جهانی و منطقه ای وارد جنگ با همدیگر و حکومت مرکزی سوریه شدند، از درون دوله هم خیانتها یکی پس از دیگری شروع شد .

ابتدا جولانی با غدر و خیانت به امیر خود اولین ضربات را به دوله وارد کرد، به دنبال آن مفتی های ساکن در دارالکفر و دارالحربها مثل ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و طارق عبدالحلیم و ابو محمد مقدسی و هانی و.. یکی پس از دیگری با صدور فتواهای دروغین خوارج و مرتد خواند دوله ضربات بعدی را بر پیکره  ی این قدرت بزرگ مسلمین وارد کردند، اما ضربات اصلی را اندیشه های «سلفیت خاص نجدیت» و غلات تکفیری بر دوله وارد کردند که آخرین ضربات را از درون بر دوله وارد کردند و زمینه را برای از هم پاشیدن این قدرت حکومتی فراهم نمودند .

هم اکنون که دیگر ما شاهد حکومتی تحت عنوان دوله نیستیم و از پس مانده های آن جماعتی مثل سایر جماعتها و بلکه کوچکتر از بعضی از جماعتها باقی مانده است، همین خائنین دیروز مثل جولانی و اشرار الشام و….  که با پشتیبانی کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) به شکار مجاهدین دوله می پردازند و بدترین جنایات را در سکوت کامل مفتی های فاسد کننده ی ساکن در دارالکفرها و نوچه های شبهه شرعی جماعتها مرتکب می شوند .

ما حتی اگر، به فرض محال، منهج دولت اسلامی را منهج خوارج مارقین می دانستیم  باز در این صورت با گروهی مسلمان گناهکار طرفیم نه با دسته ای کافر. أخرج ابن أبي شيبة في مصنفه ( ۱۵ / ۳۳۲ ) عن طارق ابن شهاب قال كنت عند علي بن أبي طالب رضي الله عنه فسئل عن أهل النهر أهم مشركون؟ قال: «من الشرك فروا ». قيل: فمنافقون هم؟ قال:«إن المنافقين لا يذكرون إلا قليلا »، قيل: فما هم؟ قال: «قوم بغواعلينا .»

یعنی : ابی شیبة در مصنف خود ( ۱۵ / ۳۳۲ ) از طراق بن هشام  آورده است   که  : من در نزد علی بن ابی طالب رضی الله عنه بودم  که از وی در مورد مردمان اطراف رودخانه ( نهروان ) پرسیده شد که آیا آنها مشرک هستند ؟

ایشان هم فرمودند :   آنها از شرک فرار کرده اند

پرسیده شد : پس آیا آنها منافق هستند ؟

فرمود : منافقین بسیار اندک ذکر می کنند

پرسیده شد : پس اینها چی اند ؟

ایشان هم فرمودند : گروهی هستند که بر غلیه ما شورش کرده اند ( و از دستور ما خارج گشته اند)

بر این اساس ابن تیمیه می گوید: فالصحابة رضي الله عنهم والتابعون لهم بإحسان لم يكفروهم ولا جعلوهم مرتدين ولا اعتدوا عليهم بقول ولا فعل بل اتقوا الله فيهم وساروا فيهم السيرة العادلة ». [۱]پس اصحاب رضي الله عنهم و کسانی که به نیکی از آنها تبعیت نموده اند  خوارج را کافر ندانسته و آنها را در جایگاه مرتدین قرار نمی دادند و نه با گفتار و نه با کردار به آنها تجاوز ننموده اند ، بلکه در روش برخورد با آنها از الله می ترسیدند  و نسبت به آنها دادپرور و عادل بودند .

امام نووی نیز می فرمایند : «ومذهب الشافعي وجماهير أصحابه العلماء أن الخوارج لا يكفرون ».[۲]نزد مذهب شافعی و عموم علماء و  اصحابش خوارج کافر نمی گردند

اما دیدیم که مفتی های ساکن در دارالحربها مثل طارق عبدالحلیم حکم کفر و ارتداد مجاهدین دوله را صادر نمودند و سایر فصایل و گروهها هم عملا مثل مرتدین و کفار با آن برخورد کرده اند و در همان قدم اول جنگ را بر دوله تحمیل کردند .

لازمه پرسیده شود که با چه دلیل شرعی ای باید در همان ابتدای امر بر علیه آنها اعلان جنگ و کشتار نمود؟ بلکه شایسته است که همچون امام علی رضی الله عنه با آنها برخورد نمود که فرمود : شما نزد ما دارای سه حق هستید «إن لكم عندنا ثلاث :ً

۱- لا نمنعكم صلاة في هذا المسجد.

۲-  ولا نمنعكم نصيبكم من هذا الفيء ما كانت أيديكم مع أيدينا.

۳-  ولا نقاتلكم حتى تقاتلونا ».[۳]

یعنی : برای شما نزد ما سه حق وجود دارد :

۱-      مانع نماز خواندن شما در این مسجد نمی گردیم  ( یعنی عقاید غلط شما باعث نمی گردد که شما را از آمدن به مسجدی که خود در ان نماز می خوانیم محروم کنیم و صفمان را از شما جدا کنیم  )

۲-      شما را از غنایم و اموال به دست آمده محروم نمی کنیم مادام که دستتان در دستانمان باشد ( یعنی شما می توانید افکار خودتان را داشته باشید و در صف ما مشغول جهاد شوید و مثل ما از غنایم جنگ نیز بهره برید )

۳-      با شما نمی جنگیم تا زمانی که ابتدا شما با ما وارد جنگ نشوید

در این صورت چگونه با مجاهدین شریعت گرا جنگ و کشتار می شود و مردم را بر این کشتار ترغیب و تشویق می کنند در حالی که آنها آغازگر جنگ نبوده اند؟ و چگونه است که منزل و ماشین و مقراتشان مصادره می گردد؟ و چگونه صحیح است  که باید زخمی هایشان به قتل رسیده و اسرایشان مورد شکنجه قرار گرفته و به زنهایشان تجاوز شود در خالی که این زنها مسلمان بوده آزاد هستند و..!!!!

تمام علمای اسلام ، درکتابهایشان،  در مورد  روش جنگیدن مسلمین با همدیگر یا مسلمین با مسلمین متجاوز وبغاة و خوارج و  روش جنگیدن مسلمین با کفار و مشرکین  تفاوتهای عمیقی را بیان نموده اند . همچناکه امام قرافی می فرمایند : «ويفترق قتالهم من قتال المشركين بأحد عشر وجها؛ أن يقصدوا بالقتال ردعهم لا قتلهم ويكف عن مدبرهم ولا يجهز على جريحهم، ولا يقتل أسراهم، ولا تغنم أموالهم، ولا تسبى ذراريهم، ولا يستعان على قتالهم بمشرك، ولا نوادعهم على مال ولا تنصب عليهم الرعادات، ولا تحرق عليهم المساكن ولا يقطع شجرهم ».[۴]

یعنی : تفاوت جنگ مسلمین با مسلمینی از خودشان و جنگ مسلمین با مشرکین در ۱۱ مورد تفاوت اساسی دارد ؛ در جنگ با مسلمین :

۱-      هدف از جنگیدن با مسلمین برگرداندن آنها باشد نه کشتن آنها

۲-      کسانی که فرار می کنند رها می شوند

۳-      زخمیهای آنها کشته نمی شوند

۴-      اسرایشان کشته نمی گردند

۵-      ثروت و اموالشان غنیمت گرفته نمی شود

۶-      زن و فرزندان آن کنیز نمی گردند

۷-      در جنگ با آنها از مشرکین کمک گرفته نمی شود

۸-      با آنها بر سر گرفتن مال توافق نمی کنیم

۹-      آنها را توپ باران نمی کنیم

۱۰-    مکانهای آنها را آتش نمی زنیم

۱۱-    درختان آنها را قطع نمی کنیم

این مواردی بود که در جنگ با یک مسلمان باغی و یا خوارج و متجاوز باید رعایت نمود، به فرض محال اگر جماعتی مجاهد از مسلمین  که جزو یکی از این دسته ها قرار گرفته باشند و در جنگ با اشغالگران سکولار خارجی به رهبری آمریکا و نوکران و مرتدین محلی به سر برند،  کدام دلیل شرعی و حتی عقل سلیمی اجازه می دهد که مردم را بر علیه این جماعت مجاهد شورانده و عملاً آنها را در صف کفار و مرتدین محلی قرار دهی ؟

مگر همه شاهد اسارت و ذبح مجاهدین دوله به بدترین شکل ممکن و در جلو دوربینها نیستیم؟ مگر اسرای زخمی آنها ذبح نمی شوند؟ مگر ….؟

با این اوصاف باید آشکارا گفت که در سرزمین شام فعلا دو گروه جنگجوی عمده  وجود دارد :

  • فصائل و گروههائی که آشکارا با لباسی شبه جهادی و شبه اسلامی فی سبیل آمریکا و ناتو( از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) در حال کشت و کشتار مسلمین هستند
  •   مزدوران مرتد حزب کارگران اوجالان  که با عقاید کمونیستی و چپ گرائی آشکارا به عنوان فاحشه های سیاسی  در راه هر کسی با اسلام و مسلمین بجنگد نوکری می کنند و فعلا در اجاره ی آمریکا هستند .

در این صورت مسلمین باید بدانند که در خاک شام خائنینی قدرت برتر هستند  که هیچ ربطی به اهل سنت و جماعت نداشته و ندارند و تنها لباس و ادبیات آنها با هم فرق دارد و گرنه عمل همه یکی است و اگر گروههای کوچکی در کنار این قدرتهای خائن برتر دیده میشود یا مثل دارودسته ی فتاحی در اختیار خائنینی مثل جولانی هستند و ربطی به اصول پذیرفته شده ی اهل سنت ندارند یا اگر مثل گروههای کوچک دوله به صورت مستقل باقی مانده اند در حال قربانی شدن توسط همین خائنین هستند و جماعت کوچکی شده اند که با عقاید خاص نجدیتی که بر آن حاکم شده روز به روز در حال ذوب شدن و رانده شدن به حاشیه هستند  چون چنین تفکری هرگز نمی تواند مردمی شود و جهادی که مردمی نباشد قادر به پیش روی نبوده و نخواهد بود .

 

………………………………

[۱]  منهاج السنة ۵/ ۲۴۷  . .

[۲]  شرح صحيح مسلم ۷/ ۲۲۵

[۳] رواه ابن أبي شيبة في المصنف ۲۳۸-۳۲۷/۱۵ وابن جرير الطبري في تاريخه ۵/ ۶۸۸ والشافعي في الأم ۱۳۶/۴ وسنده منقطع غير أن للسند شواهد وقد توبع قاله الألباني في إرواء الغليل ۸/ ۱۱۷ – ۱۱۸ ].

[۴] أنوار البروق في أنواع الفروق ۴/ ۱۷۲ ]

دیدگاهتان را بنویسید