سالهای فریبنده برای جوانان اهل سنت در خاک سوریه

سالهای فریبنده برای جوانان اهل سنت در خاک سوریه

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید  :«سیأتی على الناس سنوات خداعات یصدق فیها الکاذب و یکذب فیها الصادق و یؤتمن فیها الخائن و یخون فیها الأمین و ینطق فیها الرویبضه. قیل: و ما الرویبضه؟ قال: الرجل التافه یتکلم فی أمر العامه»[۱] ﺳﺎﻟﻬﺎﯾﯽ ﻓﺮﯾﺒﮕﺮ ﻭ ﮔﻮﻝ ﺯﻧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ. ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺷﺨﺺ ﺍﻣﺎﻧﺘﺪﺍﺭ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﯿﻦ ﻭ ﺩﺭﺳﺘﮑﺎﺭ ، ﺧﯿﺎﻧﺘﮑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ  “ﺭﻭﯾﺒﻀﻪ ” ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ. ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺍﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺳﺆﺍﻝ ﺷﺪ: ” ﺭﻭﯾﺒﻀﻪ ” ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ  صلی الله علیه وسلم ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺴﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

اگر در ساحه ی  جهاد سوریه تیز بینی باشیم و مفتی های سرشناس آنها را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد اینها مفتی ها (به قول عوام الناس مجانی هائی) هستند که در اموری که در آن صحبت می کنند ارزش و قیمتی ندارند. ادبیات گفتمانی خالی از ادب اسلامی آنها با همدیگر نیز این گفته را تصدیق کرده است .

علاوه بر این، این مفتی های ساکن در دارالکفر و دارالحربها در اموری وارد گفتگو شده اند که از نظر میدانی به اندازه ی یک سرباز عادی تخصص ندارند، و اصلا میدانهای جهاد و قتال را نمی شناسند . پس نسبت به آن چیزی که در موردش صحبت می کنند علم ندارند بلکه جهل بر آنها حاکم است . امور نظامی و جهادی را یک فرمانده ی نظامی و میدانی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم و کسانی چون صحابه باید مدیریت و هدایت کنند تا به نتیجه ی مطلوب برسد که دیدیم ، نه کسانی که با وجود تسلط بر علم صرف و نحو و بلاغه و….حتی یکبار هم میدانهای جنگ را ندیده اند و با ابتدائی ترین اسلحه های نظامی هم آشنانی ندارند . تخصص اینها در زمینه ای سات و فتواهای آنها در زمینه ای دیگر . جنگ و فرماندهی نظامی و فتوا دادن و دستور دادن در این زمینه را هرگز نمی توان از لابلای کتابها و کتابخانه ها یاد گرفت . پس اینها در این زمینه جاهلاهائی هستند که باید از آنها پرهیز شود .

نکته ی دیگر اینکه عده ای از برادران ما بر این باورند که اینها جاهل نیستند بلکه در دست طاغوتها و کافرها اسیر هستند و نمی توانند سخن حق بگویند و…

اولا اینها قدرت هجرت دارند و حتی کسانی چون ابوبصیر طرطوسی به مناطقی که خودش آن را دارالاسلام می دانست مسافرت کرد اما دوباره با میل و اختیار خودش به دالحرب و دارالکفر انگلیس و ترکیه برگشت . کسانی چون ابومحمد مقدسی و … هم به آسانی می توانند به مناطق تحت کنترل افرادی که آنها را مجاهد می دانند مهاجرت کنند، بخصوص مناطق تحت کنترل طالبان . اما آنها هرگز این کار را نخواهند کرد و در همان دارلاکفرها و دارالحربها خواهند ماند و با پوشش رسانه ای قوی و زورناچی ها و شیپور زنان اطراف خود نقش  الرویبضه های این دوران را بازی خواهند کرد .

غیر از این اشخاص معلوم الحال ، علمای زیر دست این طواغیت و سایرکفار که امکان هجرت نداشته اند به صورت عموم سه دسته هستند:

  • دسته ای که همیشه در زندان و شکنجه و آزار جسمی و مالی و تبلیغاتی هستند این دسته حکم اسیر دارند و برای آنها  دعای رفع قیود می کنیم.
  • دسته ای که علم خود را کنار گذاشته و در لباس عوام زندگی می کنند و کاری به کسی ندارند چه خوب و چه بد، این دسته هم به عنوان برادر مسلمان برای ما مورد احترام هستند.
  • دسته ای که آزادانه در امور حساس نظامی و جهادی  فعالیت می کنند و کسی هم کاری با آنها ندارد، این دسته مورد سوءظن ما هستند، و در موارد حساس مانند کفر و ایمان ویا مسائل حساس مسلمین ازآنها هیچ فتوا و حکمی قبول نمی شود،  زیرا اینها مشمول ایه ی ولن ترضی عنک الیهود و لا نصاری هستند. نه تکفیرشان می کنیم و نه برای فتوایشان اعتنایی قائل می شویم.

کسی را تکفیر نمی کنیم چون اسیر اگر کفر هم بکند برایش عذر می شود آورد همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عمار  رضی الله عنه عذر قائل شد و گفت اگر بازهم مورد شکنجه و اجبار قرار گرفتی کفر هم بکنی مهم نیست.

این افراد زمانیکه به حکومتهای طاغوتی و دوستی کفار رضایت دادند لباس وارثین رسول الله را از تن بیرون آوردند ولی بازهم به احترام علم و علماء مادام که رسما در صف کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی قرار نگرفته اند به سبک خودشان به آنها بد و بیراه نمی گوئیم  هرچند حکمی را ولو در امورات دنیایی هم باشد از آنها نمی پذیریم.

در کنار این اشخاص در میدانهای جهاد هم کسانی هستند که باز از جهل مفرط بخ نسبت به الفبای ابتدائی دشمن شناسی ، جایگاه شورا و وحدت، اهمیت و جایگاه ۳ ابزار و حتی چگونگی روش برخورد با مسلمین مسلح مخالف خود و… رنج می برند . اینها ممکن است در زمینه های دیگری مثل حدیث شناسی و بلاغه و … تخصص داشته باشند اما در زمینه علم جهاد به آسانی می توان تشخیص داد که اینها جاهلانی هستند به تمام معنا و سخنان آنها به جای آنکه یک کار غلط را تصحیح کند بر ادامه ی این کار غلط به شیوه های دیگری مشروعیت می بخشد . به عنوان مثال  صالح حموی یکی از این جاهلها بعد از مسابقه ی ذبحی که میان هیئت جولانی و دوله به راه افتاده است به جای هشدار درباره ی پیامدهای دنیوی و اخروی چنین بدعت و انحراف آشکاری در مورد اسرای مسلمین،  به سربازان جولانی سفارش می کند کار سربریدن این مسلمین را به صورت پنهانی انجام دهند !!!

این سخن یک انسان عالم نیست بلکه از جهل مطلق سرچشمه گرفته است و هیچ انسان دلسوز و مجاهدی این سرگردانان به بازی گرفته شده توسط شیطان، کفار سکولار خارجی و طاغوتهای محلی را با مجاهدینی چون شیخ اسامه بن لادن تقبله الله و کسانی چون ابوانس شامی و عطیه الله لیبی و عمر مختار تقبلهم الله مقایسه نمی کند، و این جاهلهای به بازی گرفته شده توسط دشمنان هرگز با مجاهدین راستین قابل مقایسه نیستند .

در تمامی این موارد جوانان اهل سنت نباید فریب فتواهای این اشخاص را بخورند . چون در هیچ حالتی نمی توان به فتواهای آنها اعتماد کرد و فتواهای آنها در هیچ زمینه ای قابل پذیرش نیست . هوشیاری و حذر جوانان اهل جهاد در مورد این اشخاص لازم و ضروری است .

 

 

………………….

[۱] صحیح الجامع الصغیر : ۳۶۵۰

 

دیدگاهتان را بنویسید