قاتل اصلی و درونی دوله

قاتل اصلی و درونی دوله

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

«سلف صالح» ما به صورت عام یعنی تمام بزرگان و علمائی که قبل از ما بوده اند و در مسیر صحیح قرآن و سنت قرار داشتند مثل صحابه و ائمه ی اربعه و دیگر ائمه ی بزرگواری که تا به حال وجود داشته اند، با این نگرش سلفیت یعنی پیروی به احسان از تمام بزرگان گذشته ی مسلمین؛ و به صورت خاص «سلف صالح» ما یعنی صحابه ی بزرگواری که دستور به تبعیت به احسان از آنها شده ایم : « وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» ( توبه/۱۰۰)

در این صورت همه کسانی که به احسان از آنها تبعیت می کنند را می توان سلفی نامید که همه ی مسلمین را در بر می گیرد . اما در برابر این تعریف روشن دسته ای از برادران ما هستند که تقلید خشن از آرای علمای نجدی آل سعود را به عنوان سلفیت برگزیده و همچون یک مذهب انعطاف ناپذیر در برابر تمام مذاهب دیگر اسلامی قرار گرفته اند .

این نوع از «سلفیت خاص نجدیت» که با ظهور محمد بن عبدالوهاب رحمه الله متولد شده است ترکیبی است از مذهب حنبلی و آراء خاص محمد بن عبدالوهاب و شاگردانش که از زمان تولد آن تا کنون هرگاه به تنهائی قدرتی به هم رسانده به کشتار مسلمین و حتی به تصفیه و کشتار نیروهای داخلی خودش پرداخته است .

پس از تشکیل مجلس شورای مجاهدین که با پیمان مطیبین شکل گرفته بود زمانی که این مجلس به دولت عراق اسلامی تکامل پیدا کرد یکی از بزرگترین و مبارکترین قدمهای تاریخی خودش را برداشت و زمانی که این حکومت تبدیل شد به خلافه علی منهاج نبوه گمان می رفت که مسلمین قدم نهائی خود را برداشته اند و در حال بازگشت به سبک حکومتی اسلامی به شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند و به این شکل «۳ ابزار» در زمین واقع تکامل خود را به نمایش گذاشتند، اما برادران ما سمی را با خود حمل می کردند که تمام این زحمات و آرزوها را نابود و بر باد می داد . آنها ماشین را به عنوان ابزار مناسب در اختیار گرفته بودند اما راننده ی ناشی را بر آن گماشتند که تمام سرنشینان را به دره های وحشتناکی سقوط داد.

یکی از مشخصات خلافه علی منهاج نبوه وجود شورای اولی الامر بود و دیگر مشخصه ی بارز آن نظارت عمومی بر فعالیتهای تمام مجریان جامعه، اما زمانی که برادران ما «سلفیت خاص نجدیت» را به عنوان منهج خود پذیرفتند و با این عینک به سایر مذاهب و فرق اسلامی و مسلمین نگاه کردند در واقع اکثریت قاطع مسلمین را از شورای اولی الامر علمای خود خارج کردند و غیر از نگرش خاص سلفیت نجدیت اجازه ی حضور بقیه ی تفاسیر و نگرشها را در چنین شورائی ندادند . حتی کار به جائی رسید که شاخه ای خاص از این «سلفیت خاص نجدیت» را پذیرفتند نه تمام شاخه های آن را .

به همین سادگی این حرکت مبارک در اختیار تفسیر و فرقه ای خاص از مسلمین قرار گرفت و سایر مسلمین که اکثریت قاطع را تشکیل می دادند کنار گذاشته شدند، و علاوه بر آن با تفسیر غلط از اصطلاح مشرک و مشرکین( سکولار و سکولاریستها) و برداشت اشتباه از اصطلاح اهل بدعت و به کار گیری اصطلاحات ارتداد و مرتد بدون رعایت «فیلتری های ۴ گانه»[۱] در مورد اهل قبله  به آسانی اکثریت قاطع مسلمین را به عنوان دشمن در برابر خود قرار دادند و به همین راحتی خود را از نعمت مردمی شدن محروم کردند و فرقه ای خشن شدند جدای از مردم .

مصیبت نهائی زمانی شروع شد که همین فرقه ی جدا شده از مردم خود نیز دچار غلات تکفیری شد و همین غلات از درون آخرین ضربات را بر آنها وارد کردند . این غلات در هر دیوانی که قدرت بیشتری می گرفتند طرف مخالف خود را با انواع برچسبهای مختلف زندانی و حتی به شیوه های مشکوکی به قتل می رساندند و کار به جائی رسید که علمای برجسته ی آنها به همین سادگی تمام شدند و مشتی مسلح باقی مانده اند که اسلحه ی آنها عقیده ی آنها را هدایت می کند در حالی که باید برعکس باشد و عقیده باید اسلحه را هدایت و رهبری کند. البته این آفت از زمان مرگ شیخ ابوانس شامی رحمه الله و مفتی شدن فرمانده ی نظامی ابومصعب زرقاوی شروع شده بود و در این مرحله به سرانجام نهائی خودش رسید .

هم اکنون که دوله به عنوان یک خلافت اسلامی و حتی به عنوان یک حکومت بدیل اضطراری اسلامی و مجلس واحد شورای مجاهدین به اتمام رسیده است، به پائین ترین درجه های خارج از «۳ابزار» خود را تنزل داده است که با «سلفیت خاص نجدیت» خود به عنوان یک فرقه و یک جماعت در برابر فرقه ها و جماعتهای متعدد دیگر به حیات خود ادامه می دهد و عبرتی شده است برای تمام کسانی که قصد دارند از اشتباهات آنها دوری کنند و مرتکب تکرار اشتبهات مهلک آنها نگردند .

اگر از«۳ ابزار» مجلس شورای مجاهدین باید وجود داشته باشد باید مال تمام فرق و مذاهب اسلامی باشد نه یک فرقه ی خاص، چون جماعتها دارای تفاسیر و مذاهب مختلفی هستند؛ اگر این مجلس به حکومت بدیل اضطراری اسلامی ارتقاء می یابد باز باید شورای آن مال تمام فرق و مذاهب اسلامی باشد نه فرقه ی خاصی؛ و چنانچه این حکومت بدیل اضطراری اسلامی هم به خلافه علی منهاج نبوه ارتقاء می بابد و به تکامل خودش می رسد باز باید شورای آن مال تمام فرق و مذاهب اسلامی و به عبارتی مال تمام مسلمین باشد نه فرقه ی خاصی از مسلمین .

این «۳ابزار» ملک خاص تمام مسلمین هستند نه فرقه ی خاصی که بخواهد از طریق یکی از این «۳ابزار» خود را بر دیگران تحمیل کند. دوله با تحمیل تفسیر خاص خودش از«سلفیت خاص نجدیت» از دورن خودش را نابود کرد و در همکاری غیر مستقیم و ناخواسته ای با کفار سکولار جهانی و نوکران محلی آنها آخرین ضربات را بر خود زد.

وحدت یعنی قدرت و تفرق یعنی فشل و ذلیلی . دوله ناخواسته مسیر دوم را انتخاب کرد در حالی که الله تعالی ضمن دعوت مسلمین به وحدت می فرماید :. وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ  .

 

………………

[۱] ۱- اثبات جرم ۲- تأئید جرم توسط الله و رسولش ۳- شروط تکفیر ۴- موانع تکفیر

دیدگاه‌تان را بنویسید: