چگونگی مشروعیت حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و مجلس واحد شورای مجاهدین

چگونگی مشروعیت حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و مجلس واحد شورای مجاهدین

به قلم: کارزان شکاک

می دانیم که برای جهاد مسلمین تنها امت واحد است که مشروعیت دارد که با اجماع واحدش جماعت واحدی را در هر سرزمینی به وجود می آورد و این جماعت واحد هم حمایت و پشتیبانی الله تعالی را به دست می آورد . چون « وَيَدُ اللَّهِ مَعَ الجَمَاعَةِ» . این جماعت هم تنها و تنها از طریق شورائی به وجود می آید که از طریق ۳ ابزار به وجود آمده باشد که عبارتند از :

۱-    خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست

۲-    حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند

۳-    شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

غیر از این «سه ابزار» که همه یک رای واحدی را بر اساس اجماع واحدشان ارائه می دهند و امت واحدی را تشکیل می دهند و جماعت واحدی را تشکیل می دهند دیگر هیچ ابزار دیگری برای مسلمین وجود ندارد که بتواند به پیروزی و نصرتی که الله وعده اش را داده دست پیدا کند، و هر چه بعد از این «سه ابزار» آگاهانه، هدفمند و حرکتی وجود دارد کلا تفرق و سستی و ذلیلی و هدر رفتن انرژی مسلمین است.

این ۳ ابزار هم تنها از طریق شورای اهل حل و عقد یا همان شورای اولی الامر  مشروعیت خود را به دست می آورد که امام نووی رحمه الله  ” اهل حل و عقد ” را چنین تعریف می کند : العلماء و الروساء ووجوه الناس الذین یتیسر اجتماعهم .[۱] اهل حل عقد عبارتند از علما و امراء و بزرگان که جمع شدنشان آسان باشد.

ابن تیمیه رحمه الله هم می گوید: وكذلك عمر لما عهد إلیه أبو بكر إنما صار إماما لما بایعوه وأطاعوه ولو قدر أنهم لم ینفذوا عهد أبي بكر ولم  یبایعوه لم یصر إماما .[۲] و همچنین وقتی ابوبکر به عمر رضی الله عنهما برای امامت عهد کرد، عمر زمانی امام شرعی شد که صحابه با او بیعت کردند و از او اطاعت نمودند، و اگر صحابه عهد ابوبکر را نمی پذیرفتند و با عمر بیعت نمی  کردند،عمر امام شرعی نمی گردید.

در این صورت تا قبل از رسیدن به حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ (که شورای آن از تمام مسلمین و تمام تفاسیر اسلامی تشکیل شده است) ممکن است در هر منطقه ای که حکومت بدیل اضطراری اسلامی یا مجلس واحد شورای مجاهدین تشکیل می شود شورای آنها تنها از مذهبی از اهل سنت باشد یا مذهبی از اهل تشیع .

در اینجا شورای تشکیل شده توسط این مذاهب ممکن است برای سایر مذاهب قابل قبول نباشد و حتی به دلیل عقب ماندگی منهجی یا هوای نفس حاضرهم نباشند که در این شورا شرکت کنند، این عدم مقبولیت آن توسط سایر مذاهب یا عدم شرکت آنها در چنین شورائی به مشروعیت آن صدمه ای وارد نمی کند، بلکه این حکومت بدیل اضطراری اسلامی (مثل طالبان) یا مجلس شورای مجاهدین (مثل مجلس شورای مجاهدین عراق یا حلف الطیبین زمان شیخ ابوانس شامی رحمه الله و کاک هیمن بانی شاری رحمه الله و…) برای آن سرزمین خاص که اهل حل و عقد همان سرزمین در آن شرکت کرده اند مشروعیت دارد و غیر از این ۳ ابزار هیچ راه شرعی دیگری برای عمل جهادی وجود نداشته و ندارد  و هر چیزی غیر از این ۳ ابزار تولید قدرت نمی کنند و به دلیل ناچیز بودنشان چنین نگریسته می شوند که انگار وجود ندارند .

ابن تیمیه رحمه الله می گوید:أن النبي صلى الله علیه وسلم أمر بطاعة ألائمة الموجودین المعلومین الذین لهم سلطان یقدرون به على سیاسة  الناس لا بطاعة معدوم ولا مجهول ولا من لیس له سلطان ولا قدرة على شيء أصلا[۳] رسول الله  صلی الله علیه وسلم به اطاعت از امیرهایی که موجود و معلوم هستند امر کرده, کسانیکه صاحب قدرت اند  و بوسیله آن قدرت میتوانند مردم را رهبری کنند. اما کسی که وجود ندارد و یا مجهول و نامعلوم است، و نیز بر هیچ چیزی سلطنت و قدرت ندارد، به اطاعت این نوع امرا، دستور نداده است.

قدرت تنها و تنها از طریق این ۳ ابزار به وجود می آید و مشروعیت شرعی خود را به دست می آورد و به قول ابن تیمیه رحمه الله : امامت به اعتقاد پیشوایان اهل سنت ،با موافقت اهل قدرت منعقد می گردد. و اگر اهل قدرت موافقت نکنند هیچ کس نمیتواند امام گردد. اهل شوکت کسانی اند که وقتی رهبر را اطاعت کنند مقصود امامت حاصل می گردد. چون که مقصود امامت با قوت و قدرت حاصل می شود. اگر بیعتی صورت گیرد که به سبب آن قوت حاصل شود، شخص اختیار شده رهبر یا خلیفه می گردد.[۴]

اگر مسلمین دنبال قدرت و شوکت هستند تا زمان رسیدن به خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، که متشکل از شورای تمام مسلمین و تمام مذاهب اسلامی است، تنها دو ابزار دیگر وجود دارد؛ و این ۲ ابزار هم با شورای حل و عقد همان مذهب یا همان منطقه مشروعیت خود را به دست می آورند و مسلمینی که در این مناطق در اقلیت مذهبی هستند (مثل شیعیان افغانستان) باید به این ابزارها بیعت دهند و ضمن تبعیت از مذهب خاص خود در امور فردی لازم است در سیاستهای کلان تابع شورای واحد اولی الامر این ابزارها گردند.

 

………………………….

[۱] نهایة المحتاج:ج۲۵/ص۴۱۹

[۲] منهاج السنة النبویة:ج۱/ص۳۶۵

[۳] منهاج السنة النبویة:ج۴/ص۳۴

[۴] منهاج السنة النبویة:ج۱/ص۳۶۳-۳۶۵

 

دیدگاهتان را بنویسید