در جنگ با آمریکا ومزدورانش با هیچ کس مشورت نکن، جنگ با شیطان نیازی به فتوا، مشورت و استخاره ندارد، آنها حزب شیطان هستند

در جنگ با آمریکا ومزدورانش با هیچ کس مشورت نکن، جنگ با شیطان نیازی به فتوا، مشورت و استخاره ندارد، آنها حزب شیطان هستند

ارائه دهنده: مصطفی الکردی

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله و الصلاة و السلام على سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم

شکی نیست که آمریکای سکولار که هم اکنون پرچمدار دین سکولاریسم  در برابر قانون شریعت الله و دین اسلام شده است به عنوان دشمن شماره یک مسلمین به شمار می رود . هر گونه جنگ مذهبی و فعالیتی که مسلمین را از این دشمن منحرف سازد نوعی خدمت به دین سکولاریسم محسوب می گردد .

در این راستا آمریکا توانسته است هم در میان حکام  سرزمینهای مسلمان نشین و هم علماء مزدورانی را برای خود پرورش دهد که او را در رسیدن به اهدافش یاری رسانند . حکام با زور اسلحه و پول در اختیار آمریکا هستند و علمای سوء و الرویبضه از طریق تولید فتواهای غیر شرعی در جنگ نرم و روانی آمریکا را یاری می رسانند.

بر این مبناء مسئولیت علماء و داعیان مسلمان، مسئولیتی عظیم است، در این شرایط بسیار سیاه که امت با خطرهای سرنوشت سازی مواجه است، نیاز شدیدی به توجیهات علماء دارد.
خداوند به این مطلب امر فرموده و کسانی که حق را کتمان می کنند، را بر حذر داشته است و می فرماید:
(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ * إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ).
«‏ بي‌گمان كساني كه پنهان مي‌دارند آنچه را كه از دلائل روشن و هدايت فرو فرستاده‌ايم، بعد از آن كه آن را براي مردم در كتاب بيان و روشن نموده‌ايم، خدا و نفرين‌كنندگان ( چه از ميان فرشتگان و چه از ميان مؤمنان انس و جان ) ، ايشان را نفرين مي‌كنند ( و خواستار طرد آنان از رحمت خدا خواهند شد).‏»
و همچنین می فرماید:
(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولَـئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * أُولَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ).
«‏كساني كه آنچه را خدا از كتاب ( آسماني ) نازل كرده است، پنهان مي‌دارند ( يا دست به تأويل ناروا و تحريف مي‌يازند ) و آن را به بهاي كم ( و ناچيز دنيا ) مي‌فروشند، آنان جز آتش چيزي نمي‌خورند.  (زيرا اموالي كه از رهگذر كتمان آيات آسماني و تحريف و تأويل نارواي حقائق رحماني به دست مي‌آيد، سبب نزول آنان به آتش دوزخ خواهد شد) و روز رستاخيز خدا ( از آنان روگردان بوده و ) با ايشان سخن نمي‌گويد و آنان را ( از كثافت گناهان با عفو و گذشت خويش ) پاكيزه نمي‌دارد. و ايشان را عذاب دردناكي است.‏»
و پیامبر صلى الله عليه و سلم می فرماید: “هر کس علمی را کتمان کند خداوند در روز قیامت او را به لگامي از آتش، افسار مي نمايد.”
و اهل علم می گویند: “جایز نیست که بیان از زمان نیاز به تاخیر انداخته شود.”

لذا و از باب نصیحت و “ابراء ذمه” در برابر خداوند، بعضی مسائل را بیان می کنیم:
این اولیای امور از پادشاهان و امراء و رؤسا، شایسته آن نیستند که امت را رهبری کنند، بلکه حتی آنها شایستگی آن را ندارند که گله ای گوسفند را اداره کنند چه برسد به میلیاردها مسلمان.
شایستگی آن را ندارند که ریاست یک شرکت را بر عهده بگیرند چه برسد به اینکه به سرنوشت ثروتمندترین امت جهان حکومت کنند.
شایستگی آن را ندارند که یک شرکت ساختمانی را اداره کنند چه برسد به اینکه مملکتی را اداره کنند که از چین تا مغرب وسعت دارد و بر مناطق استراتژیکی و محورهای اصلی تجارت جهان و مهمترین تنگه های آبی جهان حکومت کنند.
پس هرگاه امراء فاسد شدند، مسئولیت علماء در توجیه و راهنمایی امت افزایش می یابد. ای علماء ! کجاست آن بیانیه ای مورد انتظار در این شرایط ؟
در یمن فقر در حال افزایش است، بی سوادی در حال افزایش است، فتنه های قبیله ای که بر اثر آنها خون مسلمانان به هدر می رود، در افزایش است، و…. اینها با وجود مزدوری آشکار حکومت دست نشانده برای آمریکاست.

پس کجاست نقش علماء در بحبوحه این وضعیت بد که هشدار محقق شدن تهدید رئیس یمن نسبت به مردم را می دهد و آن اینکه وضعیت یمن به گونه ای می شود که اهالی مناطق به جنگ با یکدیگر می پردازند و اما او، باقی مانده خزانه دولت را برمی دارد و به همراه اطرافیانش خارج می شوند، در حالی که کشور به سوی جهنم جنگ داخلی پیش می رود.

افزایش فقر و بیکاری و فتنه های قبیله ای را به عنوان مشکلاتی ذکر کردم که واجب است علماء برای آنها راه حل بیابند اما قبل از همه اینها و مهمتر از همه آنچه ذکر کردم، این است که در اینجا سیاستی آمریکایی وجود دارد که حکومت دست نشانده ی یمن در حال اجرای آن با پشتیبانی غرب است تا با استفاده از وسائل گوناگون اهالی این سرزمین ها را از دینشنان دور کنند با استفاده از وسائلی همچون پروژه هایی برای زن و تغییر روشهای تدریس و ایجاد ارتباط با شخصیتهای اجتماعی برای اینکه این شخصیت ها را به شایستگی لازم برای مزدوری آمریکا برسانند. همچنین حمله شدید به مفهوم و حقیقت جهاد را فراموش نمی کنیم تا اسلامی بریده شده و قطع شده که تسلیم حکومت آمریکاست را جایگزین آن کنند.
تمامی اینها در برابر دیدگان ما روی می دهد و باید علماء حملاتی را علیه این حملات برپا کنند تا آنچه را که بر مردم مشتبه گردیده، واضح سازند.

اما در مورد آنچه به جنوب مرتبط است، پس ما می پرسیم: چرا حکومت با این وحشیگری اسرائیل گونه با کسانی که در استانهای جنوبی درخواست حقوق خود را دارند، تعامل می کند. در “الضالع”، تانکها منازل را گلوله باران می کنند، در “عدن” و “لحج” و ” “حضرموت”، سربازان منطقه در خیابانها و به شیوه ی یهودیان صهیونیست به سوی مردم تیراندازی می کنند بدون اینکه اعتباری برای خون مسلمانان قائل شوند، پس ای علمای یمن کجایید شما تا در مورد این حوادث سخن بگویید؟ کجایید تا در مورد بمباران “آل عقيل” و “آل مثنى” و “الحدد” و سپس “آل حتيك” در مأرب موضع گیری کنید؟ این بمبارانها به مصلحت کیست؟ آیا اینها به مصلحت آمریکا نیست؟
امراء گمراه شده اند و هیچ امیدی به آنها نیست، شکاف بر خیاط گسترش یافته و انحراف به بیشترین مقدار خود رسیده و انحطاط و پستی، به پست ترین میزان خود رسیده، و این باعث می شود که مسئولیت علماء امروز بسیار عظیم گردد.

می گویند: “سکوت می کنیم تا نتایج دعوی خود را از دست ندهیم”! آیا محافظت از دانشگاه یا مرکز یا برنامه ای در کانال ماهواره ای از بیان حق و محافظت از مصالح بزرگ امت، مهمتر است؟! آیا مهمتر است از دعوت به حمایت از امت در برابر پروژه استعماری آمریکا؟
زنی استرالیایی حق را شناخت و مسلمان شد، سپس شنید که یمن سرزمین یارانی بوده که اسلام را یاری دادند، پس به همراه دو فرزندش به یمن هجرت کرد تا تا در میان مسلمانان زندگی کند و فرزندانش را در محیطی اسلامی تربیت کند، مهاجروار در راه خدا آمد و به خاطر خدا دنیا را پشت سر خود جا گذاشت، پس چه میزان از زنان امت در پی دنیا می دوند و در آرزوی شوهرانی هستد که آنها را از سرزمینهای اسلامی به غرب ببرند تا در زیبایی دنیای فانی گمراه کننده، زندگی کنند، اما “ام عمر” زندگی راحتش در استرالیا را ترک گفت تا به خاطر دینش در یمن زندگی کند، پس حکومت استرالیا از سازمان جاسوسی آمریکا درخواست کرد تا این سازمان هم به حکومت یمن امر کند که این خواهر را زندانی کنند، پس جکومت سریع این امر را استجابت کرد و کودکانی را که کمتر از شش سال داشتند، تحت اقامت اجباری قرار دادند و به این وسیله حتی از اوامر آمریکایی و استرالیایی نیز فراتر رفتند و پادشاهانی، پادشاه تر از پادشاه گشتند و صلیبیانی صلیبی تر از صلیبیان شدند و یهودیانی یهودی تر از یهودیان شدند و اما این خواهر، پس روزانه شش ساعت به بازجویی از او می پرداختند در حالی که باید ایستاده باشد تا شاید اطلاعاتی به دست آورند و به این ترتیب به سرور آمریکایشان تقرب جویند.
ام عمر به آنها گفت: “من یک زن هستم و به سوی شما به یمن به مانند مهاجری در راه خدا آمدم و شما “انصار” (یاران) هستید.”
بازجو به او جواب می دهد: “ما نصاری هستیم نه انصار.”
ای علمای یمن، بلکه ای علمای جهان اسلام، آیا دخترتان “ام عمر” مستحق کلمه ای یاری نیست؟ این سکوت برای چیست؟
و عجیب این است که “ام عمر” مرتبط به موسسه آموزشی است که از بعضی علمایی که بیشترین نفوذ و تاثیر و سهم را نزد حکومت دارند متابعت می کند، با وجود این، زحمت به کاربردن این نفوذ را برای آزادی خواهرشان، به خود ندادند. کسی که به آنها پناه آورده و بر آنها یاریش واجب است اما به او پشت کردند و او را تنها گذاشتند.
دیروز مردان را تنها می گذاشتند و امروز زنان را تنها می گذارند. پس ردای دعوت را بر زمین بگذارید و در خانه هایتان بنشینید که آن برایتان بهتر است از اینکه هرگاه به مصلحتتان باشد متصدی علم و دعوت شوید و هرگاه دعوت موضعی صادقانه از شما بخواهد زیر میز پنهان شوید.
ای علمای امت، اسلام به اطاعت از ولی امر{اسلام به اولی الامر که شوراست دستور داده }، دستور داده تا اسلام بوسیله او حفظ شود، پس چگونه است هنگامی که ولی امر خود محاربه اسلام می کند، آیا معقول است که اسلام به اطاعت از کسی امر کند که در تلاش برای نابودی دین است؟
اسلام به اطاعت از ولی امر، دستور داده تا از مسلمانان محافظت کند و از آنها دفاع کند و جان و ناموس و اموالشان را حفظ کند، پس چگونه است که ولی امر خود به جنگ با ملتش و در جهت مصالح دشمن می جنگد؟
اسلام به اطاعت از ولی امر، دستور داده تا از اسرار مسلمانان در برابر دشمنان – که همواره در پی اطلاع از این اسرار هستند- محافظت کند، پس چگونه است که ولی امر خود به تجسس از مسلمانان و در جهت مصالح دشمن می پردازد؟ و چگونه است که ولی امر خود به عنوان جاسوس در جهت مصالح آمریکا عمل می کند؟
از این اولیای امور کسانی هستند که میلیاردها به اسم ساختن ارتش از اموال مسلمانان دزدی کرده اند تا جایی که وقتی زمان دفاع ارتش از سرزمین رسید، ولی امر می گوید: “ارتش توانایی آن را ندارد و باید از آمریکایی ها کمک گرفت”، پس اگر ولی امری اینچنین نمی تواند از مسلمانان دفاع کند، پس کنار برود تا کسانی بر سرزمین حکومت کنند که از او تواناتر هستند.

کسانی که از آنها در محافظت از امت و حمایتش و قیام امت پس از دهه ها باجگیری غربی و حکومت مزدور، تواناتر هستند. مجاهدانی هستند که جنگ ها آنان را کاآژموده کرده و معرکه ها آنها را جلا داده است.

برادرانمان در جنبش شباب المجاهدین در سومالی کفایت خود را در اداره امور سرزمین طبق شریعت اسلامی ثابت کردند و طالبان در افغانستان به قویترین ارتش دنیا – که حکام ما برای دفاع از خود بر آنها توکل می کنند- درسهایی از مقاومت و جنگ دادند و هرگاه آمریکایی ها نقشه ای طراحی کردند، مردان طالبان آن نقشه را باطل کردند.

امروز مسلمانان در حال عبور از نقطه ای خطیر و مرحله ای سرنوشت ساز از تاریخمان هستند، و هیچ کس شایسته آن نیست مگر اهل امانت و شجاعت و فداکاری و مهارت نظامی، و این ویژگیها در اولیای امور امروز وجود ندارد، کسانی که امانت را ضایع کردند و در برابر غرب ترسو و در برابر ملت خود شجاع هستند و آخرین مردمان در فداکاری هستند و هشیاری سیاسیشان از مزدوری و خیانت بیشتر نیست و نه مهارت نظامی دارند پس آنها اهل معرکه ها نیستند، بلکه اهل قصرها و لذت ها هستند.

آنها ما را ضایع می کنند. پس آمریکا و اسرائیلهم بر امتمان تسلط می یابند تا سهم خود را از اين كيك بردارند.
و امروز و فردا در برابر این پروژه های استعماری کسی نمی ایستد  نخواهد ایستاد مگر مجاهدان صادق از فرزندان امت….

پناه بر خدا از اینکه به ریخته شدن خون مسلمانان دعوت کنیم.
پناه بر خدا از اینکه به فتنه و برپا شدن جنگ دعوت کنیم.
پناه بر خدا از اینکه به کشتن بی گناهان دعوت کنیم.
این سخن آمریکا و مزدوران و رسانه هایشان است.
ما به دفاع از زندگی امت و منافعش فرا می خوانیم.
به دفاع از حقوقمان دعوت می کنیم.
به برپایی دین خداوند که خداوند ما را جز برای آن خلق نکرده، دعوت می کنیم.
(ومَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)
«‏ من جنیان و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريده‌ام . »

ما برای این دنیا خلق نشده ایم، بلکه برای آخرت خلق شده ایم، و این دنیا سرای آزمایش و عمل است، پس ای مسلمانان برای این مطلب بشتابید و خداوند را عبادت کنید و برای او اخلاص داشته باشید و دوستی را برای او و مومنان اعلام کنید و بیزاری و دسمنی با دشمنان خداوند از یهود و آمریکا و منافقان را ابراز کنید تا با شریعت ساده ای که برای خیر آمده و نه برای فشار بر مردم، زندگی کنیم.
(يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ)
«خداوند آسايش شما را مي‌خواهد و خواهان زحمت شما نيست.»

“ربعی بن عامر” در حالی که از آسانی اسلام برای فارس سخن می گفت، گفت: “خداوند ما را برانگیخته تا بندگان را از عبادت بندگان به عبادت پروردگار بندگان و از تنگی دنیا به گشایش دنیا و آخرت و از ظلم دین ها به عدل اسلام خارج کنیم.”

پس دنبا تنگ است بر هر کس که اسلام را نشناسد و برای مسلمان وسیع است و دین های دیگر ظلم و ستم هستند، پس نصرانیت و یهودیت و هندوئیسم و بودائیسم و همچنین دموکراسی – که دینی است که غرب می خواهد بر ما حاکم کند- همگی ظلم و ستم هستند که مردم با آنها بر خود ظلم می کنند. و اسلام عدل است. تنها سخن بر منبر کافی نیست، مساله ضبط نوار یا چاپ کتاب نیست. کلام بدون عمل و خالی از گامهای عملی در جهت تغییر در این مرحله کفایت نمی کند و قضیه به بیان کردن با زبان و عمل با جوارح و ارکان نیازمند است و باید اموری را انجام دهیم:

اولاً: روشن نمودن توصیف شرعی صحیح حاکمان سرزمینهای اسلامی، باید خیانت بزرگشان در امانت سپرده شده به آنها را تبیین نمود، باید روشن نمود که آنها امت را به سوی پرتگاه می برند و آنها مصلحت هیچ کس را در نظر نمی گیرند مگر منافعشخصی خود و منافع سروران آمریکاییشان و آنها ما را به زور به سوی باتلاق تسلط آمریکایی می کشانند باید روشن نمود که آنها مسلمان نیستند اگر چه خود را مسلمان بنمایانند.

دوماً: درگیری اسرائیلی و آمریکایی …برای سیطره و نفوذ بر مناطق اهل سنت جریان دارد، حاکمانمان ما را ضایع کردند تا جایی که به مانند غنیمت هایی گشته ایم که رومیان جدید ومتحدینش آن را به غارت می برند. و راه حلی نداریم مگر اینکه پشت سر فرمانده ای هدایت یافته که در تلاش در جهت مصالح امت است، گرد آییم.

سوماً: باید روح جهادی را در امت زنده کنیم، زیرا خطر کافران از بین نمی رود مگر بوسیله آن، زیرا خداوند می فرماید:
(فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنكِيلاً)
«‏ در راه خدا بجنگ (حتي اگر هم تنها باشي و باك نداشته باش. چرا كه وعده نصرت و پيروزي به تو داده شده است). تو جز مسؤول (اعمال) خود نيستي. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت كن و بدان) ترغيب و تحريك نما. تا اين كه خداوند (در پرتو شجاعت تو و شجاعت مؤمنان) قدرت‌ كافران را باز گيرد و (شما را برابر اين وعده پيروز و مؤيّد گرداند. از قدرت و شكنجه كافران نترسيد و بدانيد كه) قدرت خدا بيشتر و مجازات او سخت‌تر است.‏»

در طول تاریخ هیچ دولتی بدون ارتش وجود نداشته، و استقلال و رهبری وجود ندارد مگر اینکه قدرت بر دفاع از آنها وجود داشته باشد. پس اگر حکام مزدور امروز می پندارند که توانایی زندگی جز با حمایت ارتش آمریکایی را ندارند، پس اهل سنت به این ضعیفی و ذلت نیستند، و آنها قادر به دفاع از خود هستند اگر تحت رهبری مومن هدایت یافته ای قرار گیرند:
(إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا)
« خداوند از مؤمنان دفاع مي‌كند (و به سبب ايمانشان پيروزشان مي‌گرداند).»

چهارماً: باید امت را توجیه نمود، توجیهی صحیح، و این از طریق دعوت آنها به ثوابت و بنیانهای اولویتهای امروز و مشغول نشدن به غیر از آن، صورت می گیرد. باید قبل از گناه و معصیت، کفر را درمان کرد، و باید قبل از کسب سود بر حفظ سرمایه اقدام نمود و باید قبل از موارد اختلافی مردم را گرد آنچه مجمع علیه است گرد آورد.

حمله آمریکا وحشیانه و شدید بود، برخی در ابتدا در برابر آن دفاع کردند و اما هنگامی که سختی آن را دریافتند، سلاح را بر زمین گذاشته و تسلیم شدند، تا جایی که یکی از منتسبان به دعوت گفت: “الحمدلله که آمریکا از ما راضی است.”

غیر از مجاهدان کسی باقی نمانده، آنها امید امت هستند. آنها آخرین طناب نجات امت هستند که اگر قطع شود، برنامه آمریکایی صهیونیستی برای اشغال امت اسلامی کامل می گردد، آنها در این حمله ی خود به یک منطقه حمله نمی کنند بلکه به تمامی امت حمله می کنند و پس یا مجاهدان را یاری می کنیم و همه چیز را به دست می آوریم و یا آنها را تنها می گذاریم و همه چیز را از دست می دهیم.

حکام مدت زمانی است که سقوط کرده اند، بلکه آنها روزی از روزها در صف امت نایستاده بودند تا اصلاً بگوییم سقوط کرده اند، پس آنها از لحظه ی به دست گرفتن حکم تا به امروز، مزدور بودند و اما بیشتر علما که مردم در زمان بحران به سوی آنها می رفتند، اینگونه به نظر می رسد که منهج سلامت را انتخاب کرده اند، اما مجاهدان در پی “سلامت منهج” بودند و نه “منهج سلامت”. پس آنها شعار “یا شریعت یا شهادت” را برافراشتند.

وضعیت امروز همانند وضعیت اهل حق در زمان عیسی است، حاکم رومانی مستبد مجالی برای مخالفت باقی نگذاشته، پس یهود و عالمانشان سر تسلیم فرود آوردند و عیسی علیه السلام در این وضعیت خارج شد و غیر از جوانان کسی از او پیروی نکرد.

ما امروز نیاز به تصمیم گیری قطعی در مورد دو قضیه داریم، وگر نه سقوط خواهیم کرد:

قضیه اول: از حکام دست نشاندهی امریکا فرار کن همانند اینکه از جذامی فرار می کنی، با آنها منشین، با آنها گفتگو نکن، امید به خیر از آنها نداشته باش، امید اصلاحشان را نداشته باش، زیرا آنها همانند دجال هستند، اگر بر او وارد شوی تو را مفتون می کند و اگر از او فرار کنی، نجات می یابی، آنها خیر امت را نمی خواهند، بلکه علیه امت نیرنگ می کنند، پس در معصیت خالق، اطاعت از هیچ مخلوقی جایز نیست. و از این مساله پیروی کن و از نتایجش این است که برای از بین بردنشان تلاش می کنیم، و ایمان داشته باشیم که امکان ندارد که امت یک گام به جلو بر دارد مگر با از بین رفتن آنها.

قضیه دوم:
در کشتن آمریکایی ها با هیچ کس مشورت نکن، جنگ با شیطان نیازی به فتوا ندارد، نیاز به مشورت ندارد، نیاز به استخاره ندارد، آنها حزب شیطان هستند، جنگ با آنها واجب زمان است، ما و آنها به جایی رسیده ایم که “یا ما و یا شما”، ما دو ضد هستیم که با هم جمع نمی شویم، آنها امری را می خواهند که جز با از بین رفتن ما برپا نمی شود، این معرکه ای سرنوشت ساز است، معرکه موسی و فرعون، نبرد حق و باطل.

و در پایان، نقش فتوا در حمایت اسلام است نه آمریکا، نقش فتوا حمایت از ضوابط شرعی است نه ضوابط حکومتی، و نقش عالم بیان حق است نه امضا و تایید حکام و جستجو برای یافتن برون رفت برای آنها هرگاه که در واقعه ای گیر می افتند. پس اگر عالم به دلیل عذر اکراه نمی تواند حق را آشکارا بگوید، پس ما مسلمانان را به پیروی از علمایی که در راه خدا از سرزنش سرزنش کنندگان هراسی ندارند، فرا می خوانیم، اما کسانی که حاکمان را در هر چیزی تایید می کنند و مجاهدان را در همه چیز خطاکار می نامند، اینان علمای دربار هستند که باید از آنها حذر کنی.

از خداوند می خواهیم که ما را بر حق ثابت گرداند و حق را به ما حق بنمایاند و پیروی را از آن را نصیبمان کند و باطل را به ما باطل بنمایاند و اجتناب از آن را نصیبمان گرداند و الحمد لله و الصلاة و السلام على سيدنا محمد و آله و صحبه و سلّم.

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: