سكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

سكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

به قلم : ابوسليمان هورامي

چنانچه مي دانيم خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم و جهت ضربه زدن به اسلام و شريعت الله ،چون صفويه و.. به صورت ريز و درشت در تاريخ ايران زمين ظهور كرده اند ؛  اما در تاريخ يكي دو قرن گذشته در غرب ايران زمين ،  پس از يك دوره ركود شيطان پرستان ، بار ديگر در قالب نهضتهاي ملي گرايانه ي سكولاريستي  چهره ي پليد خودش را به نمايش گذاشت .

زماني كه مصطفي كمال پاشاي سكولاريست و مرتد  ملقب به آتاتورك ، توانست با زمينه سازيهايي كه قبلا مدارس به سبك غربيهاي سكولاريست  در جامعه ايجاد كرده بودند از يكطرف ،  و با پيروي كردن از نقشه هاي فراماسونهاي شيطان پرست  غربي در انهدام حكومت اسلام از ديگر سو ، حكومت خلافت اسلامي را نابود نموده و ديكتاتوري سكولاريستي اش را پايه گذاري نمايد ؛ طوايف مختلف شيطان پرستي كه در قالب علويسم فرو رفته بودند وي را منجي و نمادمقدس خود دانستند و به صورت گروهي به خدمت ارتش جنايتكار آن در آمدند، كه تا امروز هم اسكلت اصلي ارتش سكولاريستي تركيه را تشكيل مي دهند .

در سوريه هم با كمك اشغاگران سكولاريست خارجي به رهبريت انگليس و فرانسه ميدان براي سلطه ي دوباره ي شيطان پرستان آن ديار كه در قالب دروزيها فرو رفته بودند فراهم شد . و براي اولين بار آنها را علوي ناميدند تا اينكه نوعي هم دلي و همگرائي و اتصال ميان آنها و ديگر شيطان پرستان منطقه ، كه در همان قالب علوي گري فرو رفته بودند ،  فراهم گردد . بشار اسد فرزند حافظ اسد نيز از نسل همان كردهاي شيطان پرستي است كه تعريب شده اند و هم اكنون در قالب سكولاريسم سوسياليستي ، خالق جناياتي است كه همگي شاهد آنيم .

اما آنچه بيشتر از همه به سرزمينهاي كردنشين مربوط مي شود ظهور دوباره ي شيطان پرستي در قالب احزاب ملي گراي سكولاريست است . به عنوان مثال از زماني كه احزاب سكولاريست و مرتد كردستان  در مناطق سني نشين بر اثر آگاهيهاي اسلامي و شريعت گرائي مردم و تكه تكه شدن آنها ، به حاشيه رانده شدند ؛ سعي بر آن دارند كه با بسيج لوي هاي شيطان پرست و شيعه زاده هاي ۱۲ امامي قدرت پوشالي خود را حفظ نمايند .  اما خطر ناكترين جريان شيطان پرستي كه اخيرا در سرزمينهاي كردنشين و با حمايتهاي حافظ اسد و بشار اسد و روسيه شكل گرفت ، حزب پ.ك.ك به رهبري يك علوي كمونيست به نام عبدالله اوجالان مي باشد .

اين علوي شيطان پرست با پنهان نمودن عقايد شيطان پرستي خودش سعي بر آن داشت كه با فريب دادن مردم و سوء استفاده از ظلم ملي و اقتصادي كه از حكام ظالم به مردم كردستان مي رود ، آنها را در قالب حزبي ملي گراي سوسياليست منسجم كند و با علم نمودن دفاع از نژاد كرد كه از طرف حكومتهاي سكولاريست تركيه و سوريه و عراق مورد انكار قرار مي گرفت از يكطرف ،  و دادن شعارهاي سوسياليستي كه وعده ي يك جهان بدون طبقه ي خيالي را سرمي داد ، حزب سكولار و ضد شريعت اسلامي اش را به پيش برد و هزاران جوان اهل سنت را نيز با همين شعارهاي تو خالي و در راه اهداف شومش  به جهنم فرستاد . و اين در حالي بود كه كسي نمي دانست كه اوجالان يك شيطان پرست علويست كه هيچ اعتقادي به اسلام و شريعت اسلام ندارد و يكي از مخالفين سرسخت حكم شريعت الله نيز مي باشد و علاوه بر آن حتي بلد نيست كه به زبان كردي هم صحبت كند بلكه تمام سخنراني هايش را نيز به زبان تركي ارائه داده است . حالا كسي كه شيطان پرست است و يك حزب سكولارسوسياليست در ست كرده و هيچ اعتقادي به دين اسلام و شريعت آن ندارد و حتي بلد نيست كه به زبان مردمش صحبت كند ، چگونه مي تواند حافظ دين و مال و ناموس و خاك و زبان و امنيت مردم مسلمان كردستان باشد !!

بله ، اينها طنزها و جكهاي تلخ تاريخ ملتي اند كه كوركورانه و همچون گوسفند ، در آرزو و خيال به سر برده و اختيار خودشان را به شيطان سپرده و  سرانجام سر از  قصابخانه در مي اورد .

اما علويسم چيست ؟

 

اکثر کردان دیملی آناتولی و شماری از همسایگانشان که به گویش کرمانجی تکلم می کنند، از جمله پیروان دیگر آیین فرشتگان يا آئين پريان و دقيتر آئين شيطان پرستي  می باشند و به آنان علوی ( در سرزمينهاي مسلمان نشين به خاطر ريا و مخفي نمودن عقايد فاسدشان خود را  پیروان حضرت علي رضي الله عنه معرفي مي كردند )،يا  «آلوی» (مردمان آتش که در اصل به معنای آتش پرست یا زردشتی می آید چون «ALEV» به معنی آتش است)، قزلباش (سرخ سران که از جامه سرخ روی سرشان برگرفته است) و نصیری که می تواند به عنوان نصرانی / نازارن ها تفسیر شود که بر مسیحیان دلالت دارد یا به عنوان پیروان  نارسا (اولین قیام کننده کرد جنبش خرم دينان  در آغاز سده های میانی بود که خود و پیروانش در ناحیه آناتولی سکونت گزیدند) به شمار می آید.

علویان بر این عقیده اند که حضرت علی مهمترین تجلی یافته  و تناسخ آغازین روح جهان  در دوره دوم زندگی گردون است (به مبحث علي اللهي هاي قلخاني  رجوع کنید). مشخص است که این باور، ريشه در فره ايزدي يا باطني گري و حلولي گرائي ايرانيان باستان دارد.  احتمالا همین عقیده باعث شده است تا دقیقا همانند موضوع نامگذاری قلخاني هاي شيطان پرست  ، خارجی ها آنان را علی اللهی بنامند. موضوع مهم مورد بحث این است که در تقابل با آنچه که علوي هاي شيطان پرست  به آن اعتقاد دارند، حضرت علی  در میان بعضي از علویان شخصیتی دوگانه دارد. بعضي از علویان،  علی و پیامبر اسلام حضرت محمد صلي الله عليه وسلم  را به هم مرتبط می کنند و از آن ترکیب «علی محمد» را بوجود می آورند و آنان را یک تجلی یافته محسوب می کنند اگر چه به شیوه ایی دوجانبه ظاهر می شوند.  شاه اسماعیل اول موسس سلسله خاندان خونخوار و چگين صفت  صفوی اکثریت مواقع هنگامیکه خود را حق یا روح يا الله نمی نامید، نام محمد علی را برای خود برمي گزید.

صرفنظر از اهمیت حضرت علی (ع) در این آیین و اسم عامه آنان، علویان همانند آیینی غیراسلامی و دیگر شاخه های آیین، شاخه ایی از آیین پريان يا شيطان پرستي  می باشد.  چون اعتقادات و باورهای علویان در ارتباط با پیام و روح قرآن همانند هر آیین غیر سامی مستقل، با آن اخت نمی شود.

امروزه در میان اعراب سوریه هم علویان وجود دارند چنانکه علویان ۱۳% کل ساکنین کشور را تشکیل می دهند.  آنجا اکثرا به نصیری مشهورند و گروه مذهبی غالب نواحی اطراف سوریه را تشکیل می دهند و در بنادر لاذقیه و طرطوس ساکن اند.  آنان از لحاظ نژادی و اصل و نسب کرد هستند و از قدیم تا به امروز نه تنها در جنوب بلکه در شرق هم در اطراف شهر «حما» سکونت دارند.  بدین شیوه اعراب علوی معدل است با اعرابی که تغییر دین داده و کردانی که هویتشان تغییر یافته و درآنان ذوب شده اند (به مهاجرتهای تاریخی بنگرید).  رهبر کنونی سوریه یعنی بشار اسد فرزند حافظ اسد هم علوی (درسستر این است که بگویم نصیری است ).  و همچون رئيس جمهور آذربايجان اصالتاّ كورد می باشد .  در زمان حاکمیت فرانسویها به خاطر دلایل مذهبی و سازماندادن اين گروه شيطان پرست به این قسمت از سوریه خودمختاری پیشنهاد شد.

در ترکیه هم بسیاری از ترکمانان در کوههای «تاروس» و «پونتس» در حوالی شهرهای ادنه، سیواس، توقات، و آماسیه در جوار کردان زندگی می کنند و از آیین علوی پیروی می کنند.  در مقابل ، علویان غیر کرد آناتولی از آن ترکانی می باشند که تغییر دین داده اندو از اسلام به شيطان پرستي مرتد شده اند .  این ترکمانان در جوار علویان کرد، از جمله آن نیروهای مسلحی بودند که از سلسله صفویان سرزمین فارس حمایت می کردند .  احتمالا جمعیت کنونی علویان ترکمن اگر بیشتر نباشد به همان میزان جمعیت علویان کرد می باشد.  شبکی هاي شيطان پرست يزيدي هم در جنوب و جنوب شرقی شهر موصل در مرکز کردستان عراق و در کنار باجلانهای قلخاني مسلک می باشند و همانند دیملیان، علویان شيطان پرست هم در میان آنان زندگی می کنند.

علویان شيطان پرست دیملی بیشتر از یارسانیان يا قلخانيها با آیین قدیم آریاییهاي  شيطان پرست ارتباط دارند.  از آداب و رسوم این آیین تعظیم کردن برای ظهور خورشید، ماه و خواندن سرود به خاطر آن است. آداب و رسوم تجمع همگانی در جم خانه علویان شيطان پرست  دیملی به «آیین جم» به معنی «سنت جم» مشهور می باشد، جم بزرگ یا تجمع اصلی و مهم در سال با مهمترین عید مسلمانان یعنی عید قربان مطابقت می کند که به حج مکه دینی و قربانی گوسفند منتهی می شود.  جم (که در آیین زردشت به جمشید و در «ودا» به «یمد» مشهور است) در طریقت زردشتی ها آن قهرمان آریایی بزرگی است که عید نوروز را پایه گذاری کرد چنانکه سرسال تقویم کردها و به طور کلی ایرانیان است.  بنا براین افسانه، آژدهاک در آخرین روز زندگانیش جم را به قربانگاه قربانی طلوع خورشید تبدیل کرد.  واقعیت هم این است که در شاهنامه فردوسی که داستانی ایرانی مشهور می باشد، از جمشید همانند علویان به «خورشید وماه پرست» یاد شده است  ..

اساسا «آیین جم» همان آیین جم خانه ایی یارسانی يا قلخاني ها  و جم ایزدیان يا يزيدي می باشد.  خارجی هايي كه در مورد شيطان پرستان علوي تحقيقاتي داشته اند در منابع خود ذكر كرده اند كه اين جماعتهاي شيطان پرست  زنان را در تجمعات و مراسمات آیینی بخصوص موقعیت مهم آیینی جم سهیم می کنندو در هنگام خاموشی شمع بر زنان همدیگر تجاوز می کنند.

در میان شماری از علویان دیملی و هم چنین در میان شماری از گروههای ایزدی که هنوز پیرو آداب و رسوم ایرانی مخصوص به مجوسيت هستند نشان خود را با شمشیری که درون زمین فرو رفته می  نمایانند.  مارک سایکس در سال ۱۹۰۸ از این سخن گفته است که این آداب و رسوم در میان شماری از قبایل دیملی یعنی بوسیکان، کوریان، و به طور مشخص تر در ایلات زکری، موسی و سارمی  رواج دارد ، اما او اضافه کرد که این سه تای آخر بعدا این راه و رسم را کنار گذاردند.  هرودوت هم از این آداب و رسوم سخن گفته است و روایت می کند که ۲۳۰۰ سال قبل این آداب و رسوم در اوکراین در نزد میتانی ها و سارماتی ها (که از خویشاوندان کردها و دیگر گروههای ایرانی می باشند) بوده است (شباهتی که در میان یکی از قبایل دیملی به نام سارمی با سارماتی ها وجود دارد جای بسی تامل است).

به گفته نیکل احتمالا این سارماتی ها بودند که افسانه اکسکالیبر را به انگلستان بردند و سرانجام داستان اکسکالیبر  ممکن است که پیکره آن بوسیله دیملیان علوی مسلک به کار رفته باشد، دیملیان آخرین جماعت ایرانی هستند که تا به امروز بر آداب و رسوم شركي کهن خود استوار و خالص مانده اند. چون ديگر جماعتهاي شيطان پرستي كه از آئينهاي باستان ايران به جا مانده اند به شيوه هاي مختلفي با اديان مسيحيت ، يهوديت ، بوديسم و چيزهايي ازخرافات منتسب به اسلام آميخته گشته اند وهرآنچه در نژاد پرستي و  ضديت و دشمني با اسلام و شريعت به آنها كمك كند را وارد دين و عبادات كفري خود نموده اند .

شماری از جهانگردان اروپایی معاصر از این سخن گفته اند که شماری از قزلباشها، سگ بزرگ سیاهی را به عنوان تجسم الهی پرستش می کنند (درایور،۱۹۲۱: ۲۳). روایات درایور هم تقدس شمردن سگ به عنوان نماد خوبی (چنانکه مار ایمای بدی دارد) رسمی دیرینه در ميان شيطان پرستان  است آنهم سگ سياه !! .   تقابل دوگانه نمادهای سگ و مار که در یکی از آنها سگ ایمای اصلی است و در دیگری مار، تقابلهای اصلی را در قریب به اتفاق آیینهای شيطان پرستي دیرین و بویژه در آیین میترایسم نشان می دهد (جوناس[۳۱]، ۱۹۶۳).

تقدس نهادن بر حضرت علی ، و خدا قلمداد کردنشان در آیین علوی ، در نزد قراقوینلوها و خاندان فرمانروای صفویان نشان مشخصه مذهبی شده است.  هنگامیکه علویان بر این تلاش بودند که قدرت سیاسی خود و آیینهای علویشان را با معرفی خود به عنوان شیعه منتشر کنند، این موضوع در کنار آداب و رسوم و باورهای غیراسلامی دیگرشان، در میان مسلمانان اطراف خود را ظاهر کردند.  علویان به طور کلی به قزلباش مشهور بودند نامی که تاکنون کردان دیملی و علویان معاصر در شرق میانه آناتولی یعنی مکانی که در سده پانزدهم جنبش شروع به فعالیت کردبه حيات ننگين خود ادامه مي دهد .

در تشکیل نیروی انسانی برای تهییج جنبش شيطان پرستي علویان كردتبار در سده پانزدهم و شانزدهم مسيحي ،  دو فاکتور دارای اهمیت بسیار بودند که عبارتند از :

۱-          وضعیت مطلوب بار جمعیت شناختی آنان در میانگین سالهای ۱۴۰۰و ۱۵۲۰ چنانکه قبل از آن اینچنین نبوده است .

۲-          موفقیت آغازین علویان در تبعیت از آیین پريان و شيطان پرستي  در شمار زیادی از همسایگان قبایل ترکمن آناتولی و قفقاز.  اولین حامی مشهور راه و رسم علویان که در نزد مورخان به شیعه تندرو مشهورند، در خاندان پادشاهی قراقوینلوی ترکمان بوده است که همگی در خاک ایران امروزی، قفقاز و آناتولیای شرقی فرمانروایی کرده اند (به تاریخ قرون وسطی رجوع کنید).

گرایش قراقوینلوها به سوی آیین  پريان و شيطان پرستي و فاصله گرفتنشان از اسلام در آن زمان ، بسیار روشن و واضح بود.  بازماندگان طوایف ترکمان قراقوینلو که امروزه در خاک جماهیر شوروی و آذربایجان ایران زندگی می کنند، چنانکه مینورسکی هم از آن یاد کرده است، از پیروان آیین  پريان و شيطان پرستي می باشند.  لیست آن طوایف کرد زبانی که در قیام صفویان علوی سهیم شدند عبارتند از : شاملو، شیخ وند، حجوند، زعفرانلو، ستاجلو (استاجلو) و قوانلو (قوا) می باشند.  تمام این طوایف کرد زبان تا به امروز باقی مانده اند .

کلاه سرخ این قیام کنندگان  شيطان پرست باعث شد که به شماری از سرخ جامگان ، قزلباش گفته شود، که نامی ترکی است و تا به امروز در میان کردان دیملی علوی مسلک دیده می شود . آنچنانکه در میان کردان غیر علوی و بارزانی ها هم به عنوان سنت نگهداری شده است.  رهبران بارزانی که به شیوه ایی سنتی فرماندهی و حاکمیت آیینی را در دست دارند، کلاه سرخ يا عمامه ي سرخ  را همچون اصل مقدس خاندانشان قلمداد می کنند (به طرز پوشش عمامه و زر و زیورشان بنگرید).  رنگ سرخ نشانه جنبش مزدک و جنبش خرم دينان بود که در واقع اسلاف علویان هستند.

همانند یارسانیسم و قلخاني ها، در قرون ۱۵ – ۱۷ به خاطر دلایلی چند ( همچون ايجاد اتحاد عليه خلافت اسلامي عثماني و… ) ، شاخه هایی از علویان به شیعیان  نزدیک شدند، این هم باعث شد که آن شاخه های علوی که با شیعیان همفکر و هم عقیده شدند در اجتماعاتشان به پیروان نور علی اللهی که شاخه ایی از آیین قلخانيهاي علي اللهي است، نزدیک شوند (به یارسانیسم بنگرید)، اگرچه در مراحل آخر از همگرایی علویان همانند نورعلی اللهی ها یا به نام مسلمانان با استانداردهای قرآنی و شريعت  تطابق نیافتند.

آیین شيطان پرستي  علوی در نزد امپراطوری عثمانی و حکمرانانشان آیینی منفور و ناشایست بود ،  دلیل آن هم این بود که سلاطین عثمانی قبای پیامبر صلي الله عليه وسلم  را بر دوش خود نهاده و از شريعت و اهل سنت حمایت می کردند.  علویان  شيطان پرست به خاطر حمايتشان از صفويان  گرفتار کشت و کشتاری فراوان شدند، این هم دقیقا بعد از آن روی داد که سلطان سلیم عثمانی در سال ۱۵۱۴ ه.ق آناتولی شرقی را از صفويان پس گرفت و حکومت خود را بر آن تحکیم کرد.

علاوه بر این ایزدیان يا يزيدي هاي شيطان پرست  بیشتر از علویان شيطان پرست گرفتار این آزار و اذیتها می شدند ، دلیل آن هم جمعیت زیاد علویان بود چنانکه تا به امروز پیروان این آیین حدود ۲۰% از کل جمعیت کردها را تشکیل می دهند.

. خواست شورشگرانه علویان شيطان پرست معاصر به رهبري عبدالله اوجالان در مقابل ظلم و ستم سكولاريستهاي مرتد تركيه یادآور جنبش های پیشین پیروان آیین پريان يا شيطان پرستي (همانند مزدک و خرمی ) می باشد.

ازاین نگاه باید به راه و روش نصیریهاي شيطان پرست هم نگاهی داشته باشیم . چنانکه شاخه ایی از علویان و زاده ترکیب و اختلاط اصول و ارزشهای عربی با آداب و رسوم آیین پريان يا شيطان پرستي می باشد، آن هم در زمانیکه مهاجرین کرد، این آیین را به منطقه کناره دریای سرخ رساندند.  به دلیل اینکه امروزه پیروان نصیری خود را کرد نمی انگارند به طور کلی سخن از این می رود که باید شماری تحلیل و ژرفکاوی در اعتقادات و باورهایشان صورت گیرد.

در باور نصیریان سلمان  به جای  علی مهمترین و اصلی ترین روح تجلی یافته بعد از خداوند می باشد، سلمان فارسي  یکی از یاران نزدیک پیامبر صلي الله عليه وسلم بود،  دیگر شخصیت مهم اسلامی که در دوره دوم از زندگی جهانی قرار می گیرد (یعنی دوره جهان بسیار مهم)، در این عقیده نصیریها با علویان وجه اشتراک دارند.  در نزد نصیریها مهمترین جشن سال همان روز عید ایزدیان / یزیدیان است چنانکه از جمله آن روز نوروز (۲۱مارس)، میتراکان (که در میان آنان میهره جان نامیده می شود  در روز۶-۱۳ اکتبر) و عید یزید (۲۵ دسامبر)می باشد.  عید چهارم یعنی تیرگان که در نزد ایزدیان به دلیل اختلاط و رسیدن به آخر ماه تموز ( جولای ماه هفتم سال میلادی ) اجرا می شود _ در نزد نصیری ها عید ساده نامیده می شود و در میان مسیحیان همان عیدی است که در ژانویه یعنی جشن ظهور عیسی مسیح برگزار می شود.

در واقع اختلافات آشکار میان نصیریان با علویان و میان نصیری با دیگر شاخه های از آئین شيطان پرستي پريان  ریشه در فلسفه آئین ندارد ،  بلکه ریشه در تفکر و عقاید اجتماعی آنان، بویژه در ارتباط بانشست و برخاستشان دارد.  در نزد نصیری ها زن همچنان که در دیگر آئین های سامی پایگاه و منزلتی پایین تر از مرد دارد، در نزد آنان هم چنین است . درواقع نصیری ها براین عقیده اند که زن همانند احشام و اشیاء بی جان هستند، زن به جان نیاز دارد پس جان مرد گناهکار قبل از مرگش به درون جان زن می رود و در آنجا خاک زندگی بخش از جامه زن بی جان، با عذاب و آزار دیدن به سر می برد.  نصیری ها هنگامی که قصد دارند فاطمه دختر پیامبر(صلي الله عليه وسلم) را به عنوان مهمترین تجلی یافته احترام بنهند، نامش را به « فاتم » تغییر می دهند، یعنی سیمایی نرینه و مردانه به او می دهند و می گویند فاطمه  مذکر بوده است اما شکل و ظاهر زن را به خود گرفته است به خاطر اینکه بتواند امام حسن و امام حسین  را به دنیا بیاورد و…. آنچنانکه در هر دوره ایی از دونادون ( تناسخ ) و تجلی  یک زن همانند تجلی گر اصلی ظاهر می شود…..

 

آيا مسلمين اهل سنت تسليم اين مكر شده و فريب شيطان را خواهند خورد ؟ آيا اين تغییر اسم از شيطان پرستي به سكولاريسم باعث تغيير ماهيت اين دشمنان دين و مردم خواهد گرديد ؟

اين سوالي است كه بايد به دور از احساسات كاذب و فريبنده ي رايج ملي گرائي كه در قالب و لباس احزاب سكولاريستي چپ و دموكرات  خود را نشان داده اند ، به آن پاسخي اسلامي و الله پسند داده شود .

آيا شكاكها ، سورانها ، هوراميها و جافهاي اهل سنت  راه شريعت و دين را انتخاب خواهند كرد يا تحت لواي سكولاريسم مرتد شده و ذليلي بردگي شيطان و مريدانش را تحمل مي كنند ؟

آيا مردمان مسلمان ما براي دفع شياطين کورد ، ترك ،عرب و فارس و…. به شيطان رجوع مي كنند ؟ يا اينكه شريعت الله را براي انهدام كليه ي شياطين به كار مي برند ؟

 

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: