مرتدین  سکولاریست کردستان ایران و سیاست تغییر ارباب

مرتدین  سکولاریست کردستان ایران و سیاست تغییر ارباب

به قلم : ابوسلیمان هورامی

چنان که می دانیم هدف اساسی مرتدین مبارزه با احکام و قوانین الهی و جایگزین نمودن احکام و قوانین دیگری به جای آن می باشد و چون خودشان اقلیت ناچیزی را تشکیل می دهند همیشه در پی یک دشمن بزرگ تر اسام گشته اند تا با پول و اسلحه و قدرت نظامی آنان بتوانند به اهداف پلید خود برسند.

یعنی در واقع مرتدین از هر زبان و نژادی که باشند برایشان فرق نمی کند که با چه نژاد ، زبان و عقیده ای متحد می شوند مهم این است که دشمن احکام اسلام باشد و بس. هر چند که در گذشته هم دشمن ملت بوده باشد، برای مثال ارتش روس که آن همه از مردم مهاباد را کشته بود یک دفعه قاضی مرتد آن را دوست و حامی ملت کرد نشان داد و کومله و دمکرات حزب بعث را حامی کردها شناساندند و… .

همین جلال طالبانی مرتد روزی مارکیست لنینست سر سختی بود که از بارزانی سوسیالیست جدا شد آن هم به خاطر عقیده اش چون اربابش شوروی بود، پس از انهدام شوروی ارباب را عوض کرد و ایران شیعه مذهب را به اربابی گرفت و حزبش را نیز سوسیال دمکرات اعلام کرد. پس از ایران هم الان دست به دامان اسراییل و امریکا شده و تسبیح می چرخاند و خدا می داند فردا دست به دامان کی بشود.

برای مرتدین چنان چه ثابت شده ، نتیجه طولانی مدت هم اصلاً برایشان مهم نیست. یعنی اصلاً برایشان مهم نیست که پس از مرگ شان برای نسل بعدی مردم چه اتفاقی می افتد مهم این است که الان خودشان و خانواده یشان در رفاه و آسایش باشند و بر سر مردم چه اتفاقی می افتد هیچ ارزشی برایشان ندارد.

با این حال می بینیم که وضع موجودی که مرتدین متناسب با آن می چرخند هم برای آن ها فرق کرده و هم برای مردم مسلمان منطقه. بدین معنی که:

۱- شوروی از بین رفته و به صورت طبیعی و طبق روال عادی آن مرتدین کومله و دمکرات به دامان دشمن قدیمی خود که آن را امپریالیسم خونخوار امریکا می شناساندند پناه خواهند برد.

۲- حکومت بعث عراق هم وزنه ای نیست و این بار تحریک ، سناریو سازی و اعطای پول و اسلحه از جانب صهیونیست ها و صلیبیون مخالف رژیم بعث صورت می گیرد.

۳- مرتدین حاکم در کردستان عراق در تزلزل اند و هر آن احتمال می رود آن ها را به فروش برسانند هم چنان که مجاهدین خلق را به حراج گذاشتند.

۴- چنان چه می دانیم در دهه ۲۰ بر شوروی و چته ها تکیه کردند و ناکامی و شکست نصیب شان گردید در دهه ی ۵۰ و ۶۰ هم بر بعث سوسیالیست عراق تکیه کردند و شکست نصیب شان گردید این بار با نامه نگاری به رهبر (مشرکین) سکولاریستهای جهان آمریکا و شرکت در اجرای طرحهای و برنامه های نظامی و امنیتی آن  و درخواست حمله نظامی به ایران هم باز در چاه و شکست و ناامیدی افتاده و خواهند افتاد چون این ها در سیاست جوجه هایی هستند که هنگام سر از تخم در آوردن بودن رؤیت مادرشان هر کسی را که ببینند دنبالش می روند و در کمال حماقت یک بوزینه یا خوک را مادر خود می پندارند. این ها هنوز هم به عمق روابط ایران و امریکا و یهود از آغاز پیدایش تا کنون پی نبرده اند و این بزرگترین نشانه ی حماقت و کودنی این جوجه سیاستمداران کینه توز نسبت به احکام قرآن و سنت صحیح بر فهم سلف صالح است که حاضر پاها را بتراشند اما کفش مناسب با آن را تهیه نکنند.

هم چنان که وضع موجود برای مرتدین آلت دست، عوض شده، برای مردم مسلمان منطقه هم همچون سایر سرزمین های مسلمان نشین عوض شده است. مردم در زمان ابتدای ظهور قاضی مرتد و حتی اوایل انقلاب ۵۷ به علت نبود جماعت ها و سازمان های اسلامی منتسب به فرقه ی ناجیه و طایفه ی منصوره اکثریت کسانی که به مرتدین می پیوستند بی سواد و ناآگاه بودند و آن عده ای هم که سواد دار و میرزا به حساب می آمدند افراد کم سوادی بودند که در آن زمان فقط تعجب مردم را به خود بر می انگیختند اما امروزه بر اثر وجود جماعت های صادق و مجاهد اسلامی و هم چنین وجود رسانه های مختلف تصویری، نوشتاری و صوتی و نیز بالا رفتن میزان سواد عمومی مردم بالأخص جوانان منطقه آن عده ی قلیلی که به مرتدین می پیوندند اغلب باسواد و دارای قدرت تشخیص اند و آگاهانه میان اسلام و غیر اسلام، مسیر مرتدین را بر می گزینند و عملاً خود را از اسلام و مردم مسلمان منطقه جدا می کنند و می خواهند با کمک خوک و بوزینه هایی که هنگام سر از تخم بیرون آوردن دنبالشان افتاده اند روزی بتوانند بر مردم مسلمان با قدرت نظامی و مالی آنان حکومت کنند. اما این بار باید بدانند که جنگ به اصطلاح صلیبی متحدین علیه اسلام تازه شروع شده و قطعاً به این زودی نیز به اتمام نخواهد رسید و حداقل شعور این را داشته باشند که:

۱- این مسلمانان نیستند که ابزار و چوب دست آنان می شوند تا به کشتارگاه فرستاده شوند و خودشان از دور نظاره گر و تماشاچی.

۲- با این که روانشناسی توده ها به ما می گوید که نمی شود بر افکار عمومی و احساسات زودگذر توده ها تکیه کرد اما مرتدین دریابند که این مردم نیز همان مردم بی سواد، ناآگاه از دین و توحید و و مسایل روز و مسئله کارساز ولاء و البراء سال های ۲۰ و ۵۷ نیستند.

۳- اندیشه های گمراه کننده و انحرافی احمد مفتی زاده هم عددی حساب نمی شوند تا با گل آلود کردن عقاید مردم صف مسلمان، غیر مسلمان ، کافر و مرتد را نتوان تشخیص داد.

۴- آرامش نسبی و امنیت مصنوعی حاکم و به خصوص عدم وجود اسلحه و جنگ باعث شکوفا شدن و بنیادین شدن اندیشه توحیدی و صرفاً اسلامی در میان مردم گشته.

۵- رسانه ها کارنامه ی سیاه مرتدین را در اوایل انقلابات با منطقه، در افغانستان ، فیلیپین ، اندونزی ، فلسطین ، کشمیر، چچن ، عراق ، ترکیه ، پاکستان ، مصر و… به صورت تجربیات گرانقدری در اختیار مردم قرار گرفته اند و قطعاً مثمر ثمر خواهند بود.

۶- جنایات خمرهای سرخ در کامبوج ، استالین و لنین در شوروی ، هیتلر سوسیالیست ، امریکای دمکراسی خواه و متحدین سرمایه دارش و… همه و همه انتهای عدالت سکولارها را بر صفحه ی تاریخ ماندگار کرده اند و نشان داده اند که مسیر همان استحمار ، استبداد و ظلم و جنایت در حق زیردستان است و همگی شرکت هایی هستند که بر مردم حکم می رانند. و مردم امروزه این مطلب را به خوبی لمس کرده اند.

۷- و… .

پس مرتدین باید بدانند که مردم آگاه و توحیدی گشته اند و دوران یکه تازی های آنان نیز به سر رسیده است و با وجود رسانه های تصویری دیگر دایره ی عذر به جهل به اندازه ای تنگ شده که تقریباً عذری برای کسی به خاطر بی سوادی یا ندیدن باقی نمی ماند و مردم کنونی مکریان و اردلان چنان چه می بینیم بر خلاف دیگر مناطق کردنشین ترکیه و سوریه که مرتدین غیربومی بر آن ها حکم می رانند و عراق که مرتدین محلی با قدرت امریکا و… حکم می کنند هیچ جایگاهی برای مرتدین محلی ندارند و اکنون روز اسلام و شب تاریک و هراسناک مرتدین شروع شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: