جنگ با مرتدین سکولار از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله

 جنگ با مرتدین سکولار از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله  

در بیان موجبات قتال فی سبیل الله

به قلم:ابوالولید الأنصاری

*

  «آنهائی که جنگ سرد و گرم با سکولاریستهای مرتد محلی را رها کرده و در پی دشمن تراشی در میان اهل قبله هستند باید بدانند که مستقیما در خدمت سکولاریستهای مرتد و کفار سکولار خارجی در آمده اند .»

*

در صحیحین از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت:پیامبرصلی الله علیه وسلم روز فتح مکه فرمود:”لاهجرة بعد الفتح ولکن جهاد ونیة وإذا استنفرتم فانفروا”:(بعد از فتح،هجرتی نیست،اما جهاد ونیت باقی است وهرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد (نفیر عام)،به سوی جهاد حرکت کنید)، و این لفظ روایت بخاری در باب الجهاد والسیر ازکتاب جهاد،می باشد.

و الله تعالی می فرماید:” ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ‏، ‏ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ”:( ‏ ‏ اي مؤمنان ! هنگامي كه با انبوه كافران ( در ميدان نبرد ) روبرو شديد ، بدانان پشت نكنيد ( و فرار ننمائيد ) . ‏ هركس در آن هنگام بدانان پشت كند و فرار نمايد – مگر براي تاكتيك جنگي يا پيوستن به دسته‌اي‌ – گرفتار خشم خدا خواهد شد)[انفال/۱۵و۱۶].

و الله تعالی می فرماید: “انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ..”:( ( اي مؤمنان ! هرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد فوراً ) به سوي جهاد حركت كنيد ، سبك‌بار يا سنگين‌بار ، ( جوان يا پير ، مجرّد يا متأهّل ، كم‌عائله يا پرعائله ، غني يا فقير ، فارغ‌البال يا گرفتار ، مسلّح به اسلحه سبك يا سنگين ، پياده يا سواره و . . . در هر صورت و در هر حال ، ) و با مال و جان در راه خدا جهاد و پيكار كنيد .)[توبه/۴۱].

این ادله ثلاثه ای است که علمای ما رحمهم الله تعالی برای تعیین مواقع فرض عین بودن قتال دشمن،به آن استدلال کرده اند (که در وضع موجود می توان آن را در مورد سکولاریستهای مرتد محلی تطبیق داد )

ابن قدامه رحمه الله می گوید:وجهاد در سه جا فرض عین می شود:

-اول:هنگامی که دو سپاه(مسلمین وکفار) به هم رسیده و مقابل هم قرار گرفتند، در این هنگام بر کسی که در آن مکان حاضر باشد حرام است که از آن جا برود وماندن وجنگیدن بر او فرض عین است.

می گویم:و دراین مورد به دلیل دوم که به آن اشاره کردم،استدلال کرده است.

-دوم:هنگامی که کفار هجوم کرده و به شهری از شهرهای اسلام وارد شدند،بر اهل آن شهر قتال ودفع آنان،فرض عین می شود.

می گویم:و در این مورد به دلیل سوم مذکور استدلال کرده است.

زرکشی حنبلی در”شرح مختصر الخرقی”می گوید:هنگامی که کفار وارد شهری شدند بر اهل آن شهر قتال آنها وبسیج شدن برای جهاد، فرض عین است،چون آنها در معنای حاضرین در صف(هنگام روبرو شدن صفهای کفار ومسلمین) هستندوبدین خاطربر آنها فرض عین می شود ونیز بنابر عموم آیه {إنفروا خفافا وثقالا…}قتال برآنها فرض عین است

و نووی در “روضةالطالبین”  مباحث مهم وطولانی در این باب دارد که آوردن آن دراینجا مناسب این مختصرنیست.

و مانند همین مباحث را ابن عبدالبر در”الإستذکار”  و”التمهید” آورده ودر آن آمده است:شافعی می گوید:جنگ دو نوع است؛نافله وفریضه. فریضه هنگام نفیرعام می باشد که دشمن دیاراسلام را اشغال کرده باشد.ونافله؛نگهبانی مرزها وخارج شدن به سوی مرزها برای جهاد در صورتی که مجاهدین برای انجام این کاربه تعداد کافی وجود داشته باشند.

می گویم:تمام علمای اسلام رحمهم الله تعالی اتفاق نظردارند که دشمن مهاجم دین ودنیا را با هم به فساد می کشاند وشریعت اسلام برای حفظ کلیات پنجگانه که عبارت است از:دین وجان وآبرو (ناموس وغیره) ومال وعقل ، آمده است وحفظ آنها جزبه قتال با دشمن متجاوز ودفع آن ممکن نیست وهر چیزی که واجب جز بوسیله آن محقق نشود،خود واجب است(ما لا یتم الواجب الا به فهو واجب)،والله اعلم.

-سوم:هنگامی که حاکم مسلمان به عده ای فرمان عمومی خروج برای جهاد را صادر کرد بر همه آنها لازم است که به فرمان او برای جهاد بسیج شوند.

و در این مورد به حدیث ابن عباس که قبلا ذکرشد،ونیز به این آیات استدلال می کنند:{ ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ‏. ‏ إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏}:( اي مؤمنان ! چرا هنگامي كه به شما گفته مي‌شود : ( براي جهاد ) در راه خدا حركت كنيد ، سستي مي‌كنيد و دل به دنيا مي‌دهيد ؟ آيا به زندگي اين جهان به جاي زندگي آن جهان خوشنوديد ؟ ( و فاني را بر باقي ترجيح مي‌دهيد ؟ آيا سزد كه چنين كنيد ؟ ) تمتّع و كالاي اين جهان در برابر تمتّع و كالاي آن جهان ، چيز كمي بيش نيست . ‏ اگر براي جهاد بيرون نرويد ، خداوند شما را ( در دنيا با استيلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان ) عذاب دردناكي مي‌دهد و ( شما را نابود مي‌كند و ) قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند ( و پاسخگوي فرمان خدايند و در اسرع وقت دستور او را اجرا مي‌نمايند . شما بدانيد كه با نافرماني خود تنها به خويشتن زيان مي‌رسانيد ) و هيچ زياني به خدا نمي‌رسانيد ( چرا كه خدا بي‌نياز از همگان و داراي قدرت فراوان است ) و خدا بر هر چيزي توانا است ( و از جمله بدون شما هم مي‌تواند اسلام را پيروز گرداند ، و همچنين شما را از بين ببرد و دسته فرمانبرداري را جانشين شما كند ) . ‏[توبه/۳۸-۳۹].

نکته:

از جمله مواقعی که قتال در آن براهل اسلام واجب می شود،هنگامی است که حاکم مسلمان دچار کفرشده واز دایره اسلام خارج شود واین همان چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را کفر بواح نامیده است.

همانطورکه در صحیح بخاری از عبادة بن الصامت رضی الله عنه روایت است که گفت:” دعانا النبيّ صلى الله عليه وسلم فبايعناه فقال فيما أخذ علينا أن بايعنا على السمع والطاعة في منشطنا ومكرهنا وعسرنا ويسرنا وأثرة علينا وأن لا ننازع الأمر أهله، إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان”:( رسول الله صلي الله عليه وسلم ما را به نزد خود خواند وما با ايشان بيعت كرديم واز جمله شروط بيعت اين بود كه بيعت كرديم بر سمع وطاعت در با نشاطي و بی حالی ، سختي وآساني و در حالتي كه درحق ما بي عدالتي هم شود،واينكه با امراء نزاع نكنيم مگر اينكه كفر بواحی(آشکار) از آنها ببينيم كه از نزد الله تعالي برهاني بر آن داشته باشيم).

ابن التین از داودی -همانطور که درفتح الباری ذکر شده –قول به وجوب قیام علیه حاکم در صورتی که کافر شود،را نقل کرده است .ومانند این قول را امام نووی ودیگرعلمای اسلام رحمهم الله تعالی عنوان کرده اند وبلکه بسیاری از آنها ،اتفاق تمامی علماء براین قول، را حکایت کرده است.والله اعلم.

دلیل آنچه گذشت:

بدان که هرگاه حاکم مسلمین دچار کفروارتداد ازدین شد بر اهل حل وعقد امت(بزرگان دینی ونظامی وسیاسی)،واجب است که قیام کرده واو را خلع کنند وبه هیچ وجه برای آنها جایزنیست که او را به حال خود بگذارند،اگر درتوانشان بود که او را بدون جنگ وقتال خلع کنند این کاربرآنها واجب است واگر خلع او جز با قتال واعلان جنگ علیه او و طرفدارانش،ممکن نبود،این کار بر آنها وبر تمام اهل اسلام واجب می شود همانطور که خداوند متعال می فرماید:” وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه”:( و با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌اي باقي نماند و دين خالصانه از آن خدا گردد.انفال/۳۹).

و هیچ فتنه ای درنزد الله تعالی ودردینش،بزرگترازکفربه او نیست،همانطورکه در صحیحین از حدیث ابن مسعود رضی الله عنه وارد شده که گفت:(گفتم:ای رسول خدا،بزرگترین گناه کدام است؟فرمود:اینکه برای الله همتایی قراردهی در حالیکه او تو را خلق کرده است).والله تعالی می فرماید:”والفتنة أکبرمن القتل”:( و قتنه بدترازکشتن است،بقره/۲۱۷).. نیز می فرماید:”والفتنة أشد من القتل”:(وفتنه ازکشتن بدتراست،بقره/۱۹۱).

واگر علاوه برآن، برای کفرواهل کفر، مکنت وشوکت وقدرتی بود که با آن با اهل دین می جنگیدند ومذاهب باطلشان را انتشار می دادند وبلاد وعباد را به دخول دردین باطلشان وتحاکم به قوانین وضعی شان ملزم می کردند، در آن صورت دیگر نپرس که چه خطر عظیم وشر همه گیری بر سر دیار مسلمین وارد شده است واگردر آن هنگام تمام مردم به قیام وجنگ وقتال برخیزند طوری که تا آخرین نفرشان از بین برود برای بازگردانیدن حکومت اسلامی وحکم به شریعت الله چیزی نیست.

و اگر می خواهی دراین مورد از موضع ابوبکر صدیق رضی الله عنه در قتال با مانعین زکات عبرت بگیر طوریکه استقامت او در این جنگ، ازبزرگترین فضائلش رضی الله عنه به شمارمی رود،تا آنجا که به عمر رضی الله عنه گفت:(سوگند به الله اگرریسمانی را که به عنوان زکات به رسول الله صلی الله علیه وسلم پرداخت می کردند از من باز بدارند به خاطر این کار با آنها خواهم جنگید)،وعمررضی الله عنه بعداز آن بود که گفت:(سوگند به الله جزاین نبودکه الله شرح صدری برای این جنگ به ابوبکر عطا کرده بود به طوری که دانستم او بر حق است).

نکته مهم:

واز جمله دلایلی که نشان می دهد که هم اکنون جنگ با مرتدین سکولار  از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد این است که اشتغال به ارسال لشکر اسامه برای جنگ روم همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم امرکرده بودند، صدیق رضی الله عنه را از جنگ با مرتدین عرب بازنداشت،بلکه برای جنگ با آنها مجهز شد ووسائل لازم را آماده کرد تا اینکه وقتی اسامه ازجنگ روم بازگشت خود برای جهاد با مرتدین خارج شدواسامه را بر جای خود در مدینه نشاند ورفت تا اینکه به منطقه ربذه رسید وبنی عبس وذبیان وجماعتی از بنی عبد مناة بن کنانة را در أبرق دید وبا آنها جنگید وشکستشان داد وهمگیشان را نابود کرد سپس به مدینه بازگشت وهنگامی که لشکراسامه رسید واطراف مدینه اردو زد به سوی منطقه ذی القصه رفت و لشکر را آنجا تقسیم بندی کرده وپرچمها را بست طوریکه یازده پرچم برای قتال مرتدین بسته شد

 

تذکر:

اگرگفته شد: پس چرا علماء رحمهم الله تعالی این نوع از قتال را از جمله مواقعی که در آن جهاد فی سبیل الله فرض عین می شود،ذکرنکرده اند؟!

درجواب گفته می شود،به دو علت:

اول؛چون این سخنشان که(هر گاه کفار وارد شهری شدند بر اهل آن قتال ودفعشان فرض عین است)شامل این نوع قتال می شود.

دوم؛چون این نوع قتال احکام مخصوص زیادی دارد که به بیان همه آنها نیازاست به خاطرهمین کتب مستقلی را درباره آن تآلیف کرده اند.

والله اعلم

[۱] شرح الزرکشی علی الخرقی،۶/۴۲۸،وابن قدامه درالکافی ۴/۲۵۴ به همین نحو بیان کرده است.

[۲] ۱۰/۲۱۴وصفحات بعد از آن

[۳] ۱۴/۲۹۲

[۴] ۲۳/۲۲۷

[۵] فتح الباری ۱۳/۸

[۶] برای اطلاع از تفصیل این اخبار مراجعه کنید به: تاریخ امم وملوک طبری،حوادث سنه ۱۱هجری.

دیدگاه‌تان را بنویسید: