جهاد فرض عين است (۵)

جهاد فرض عين است (۵)

تالیف:دکترعبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

همین شیوه را آن حضرتrبر عرنیین اعمال نمود. چنان که در صحیحین آمده است. (فتح الربانی ترتیب مسند احمد شیبانی از احمد عبدالرحمن البنا۱۸/۱۲۸٫ درحدیث چنین آمده است: عن انس أن نفراً فی عکل وعرینة فأنی بهم فسمل اعینهم وقطع ایدیهم وارجلهم)

پس تکلیف دولت کافری که دین و مال حیثیّت و آبروی مردم را به تباهی می کشاند، چیست؟ آیا با آنان نبرد و مبارزه واجب تر و شایسته تر نیست؟

اینها پاره ای از ادله و مجوز(( نفیر عام))، بسیج عمومی برای نبرد، هنگام دخول کفار در سرزمین مسلمانان بود.

بدون تردید،دفع دشمن کافر واجب ترین امر پس از ایمان آوردن است؛ همان گونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) گفت : [فالعدو و الصائل الذی یفسد الدین و الدینا لا شیء أوجب من بعد الایمان من دفعه] (الفتاوی الکبری۴/۶۰۸)

دشمن مهاجمی که دین و دنیا را به فساد و تباهی می کشاند، پس از ایمان آوردن چیزی واجب تراز دفع کردن و راندن او نیست.

حکم کنونی جهاد در فلسطین و افغانستان

از آنچه که قبلاً ذکر گردید، نیک واضح گشت، هنگامی که بر یک وجب از سرزمینهای اسلامی تجاوز گردید، جهاد بر اهالی آنها و بر آنانی که در مجاورت شان به سر می برند، لازم می گردد. اگر آنان از عهده ی این کار بر نیامدند و یا کوتاهی و سستی کردند، آنگاه دامنه ی فرض عین، از مناطق نزدیک آغاز شده وبه شرق و غرب زمین گسترش می یابد.

در چنین حالی، نیازی به کسب اجازه ی همسر از شوهرش، فرزند از پدر و بدهکار از طلبکار نیست. بنابراین:

۱- تا وقتی که کوچکترین منطقه ی اسلامی در تصرف کفّار باشد، گناه آن برگردن همه ی مسلمان است.

۲- مسئولیت و افزایش گناه براساس قدرت و توانایی و امکانات افراد متفاوت است، گناه علما، رهبران و داعیان با نفوذ جامعه، به مراتب از گناه توده ها و عوام سنگین تراست.

۳- گناه بی تفاوتی و عقب گرد نسل معاصر، در قضیه ی کنونی افغانستان، فلسطین،فیلیپین، کشمیر،لبنان، چاد، اریتره (و اخیراً عراق،سومال،يمن،مغرب و…) به مراتب سنگین تر از گناه سقوط سرزمین های اسلامی درگذشته و نسلهای موجود درآن زمان می باشد وبه نظر ما اکنون باید تلاش ها و کوششهای خود را در افغانستان و فلسطین متمرکز نمود. زیرا قضیه شان محوری بوده و دشمن اشغالگر و مکّار، طرح و برنامه ی گسترده ای برای کل منطقه در سر می پروراند. و با حلّ قضیه ی این کشورها، بسیاری از قضایا در مناطق اسلامی دیگر حل، و حمایت از این دو کشور،حمایت از کل منطقه است.

وبراستی که پیش بینی عالمانه ی شهید دکتر عبدالله عزام به حقیقت پیوست واکنون می بینیم که دشمن غدّار سرزمین اسلامی عراق را نیز به تصرف درآورده است، اگر مسلمانان به ندای ها من ناصر ینصرنی مردم مظلوم فلسطین واریتره وچچن پاسخ مثبت می دادند وبا همه ی توان ونیروی خود برعلیه ی کفار به سرکردگی آمریکای جنایتکار، جهاد می نمودند، امروز شاهد اشغال تک تک کشورهای اسلامی نبودیم، روند کنونی سیطره ی جهانی کفّار برعلیه ی مسلمانان نشان می دهد که آنها تنها به سرزمین هایی که هم اکنون در اشغال خود دارند اکتفا نخواهند نمود، بلکه دیری نمی پاید به اشغال سرزمین وحی، سوریه، لبنان وحتی ایران وپاکستان نیز بپردازند.

 

آغاز از افغانستان

کسانی از عربها که توانایی جهاد در فلسطین را دارند، باید از آنجا شروع کنند و آنانی که توانایی ندارند، باید به افغانستان بروند. وبه اعتقاد من، سایر مسلمانان، جهاد را از افغانستان آغاز نمایند. اما شروع جهاد از افغانستان قبل از فلسطین، به این معنی نیست که افغانستان از فلسطین مهم تر است . بلکه فلسطین، قضیه اول جهان اسلام و قلب تپنده آن و سرزمین مبارکی است. اما در اینجا اسباب و عواملی وجود دارد که شروع جهاد از افغانستان را در اولویّت قرار می دهد. که برخی از آنها عبارتند از:

۱- جنگ در افغانستان خیلی شدید و در اوج خود قرار دارد و ارتفاعات کوههای هندکُش افغانستان شاهد معرکه هایی هست که در تاریخ اسلامی در طول قرون متمادی کمتر شاهد آن بوده است.

۲- بیرق افغانستان(لا اله الا الله)، اسلامی و روشن و هدف نهایی آن کامل و واضح است و ماده دو اساسنامه ی اتحاد اسلامی مجاهدان افغانستان تصریح دارد که: هدف از این اتحاد برپا داشتن حکومت اسلامی در افغانستان است و در ماده سه آمده: آرمان مقدّس ما از گفته ی خداوند متعال( ان الحکم الا لله) حاکمیت مطلق فقط از آن خداوند است سرچشمه می گیرد.

۳- در افغانستان، اسلام گرایان از دیگران گوی سبقت و قیادت و فرماندهی مبارزه را ربوده اند. آنانی که در افغانستان رهبری جهاد را برعهده دارند،

از فرزندان حرکت اسلامی، علما و حافظان قرآن اند. در حالی که در فلسطین چنین نیست، کسانی که در آنجا رهبری را به عهده دارند افراد مختلفی هستند: عده ای مسلمان، برخی کمونیست، گروهی ملی گرا و بعضی مسلمانان عوام و پرچم دولتی غیر دینی را به دوش حمل می کنند.

۴- زمام امور پیوسته در دست مجاهدان است و آنان هیچ وقت کمکهای دولتهای مشرک و کافر را نپذیرفته اند. درحالی که اتحاد فلسطین بطور کلی به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق وابسته بوده و هنگامی که روسیه دشوارترین شرایط آنان را رها کرد، فلسطینیان خود را قربانی یک توطئه ی جهانی یافتند. و قضیه ی فلسطین بعنوان عروسکی بواسطه ی دولتهای بزرگ دست به دست می گردد. و این دولّت ها با زمین و ملّت و آبروی مردم قمار می کنند وبه این ترتیب زمینه ضعف و رکود در دولتهای عربی را نیز فراهم خواهد شد.

۵- مرزهای افغانستان پیش روی مجاهدان باز است. و درآنجا بیش از سه هزار کیلومتر مرز، جلوی پای مجاهدان باز است، علاوه برآن، در اطراف افغانستان مناطق قبایل نشینی وجود دارد که فرمانبردار سلطه سیاسی کسی نیستند و این به عنوان سپری محکم برای مجاهدان محسوب می گردد. اما در فلسطین، قضیه کاملا متفاوت است. مرزها بسته و دستها بسته و چشم مسئولین مراقب هر کسی است که قصد ورود یا گذراز مرزها یشان را دارد تا به جنگ با یهود بپردازند.

با وجود بیش از ۲۰ سال از سخنان(رحمه الله) و بوجود آمدن تحولات جدید در افغانستان و تجاوز اتحاد صلیبی به کشور های اسلامی هنوز سرزمین افغانستان ویژگی خاص خود را جهت پایه ریزی حکومت اسلامی و آغاز جهاد و صدور انقلاب اسلامی به دنیا، دارا می باشد.

۱- قیادت و رهبری واحد مسلمین تحت رهبری امیرالمؤمنین.

۲- حضور شخص امیرالمؤمنین در جبهه های جهاد و مبارزه.

۳- حمایت بی دریغ مردم، خصوصاً در مناطق جنوبی افغانستان و مناطق قبایل آزاد، از مجاهدین و جهاد.

۴- حضور علمای مجاهد، طلاب علوم دینی ، جوانان و توده ی مردم مسلمان در میدانهای جهاد.

۵- حضور فرماندهان بزرگ جهادی عالم اسلام در صحنه ی جهاد.

۶- تجربه ی ۳۰ساله جنگهای چریکی و نامنظم در بین مجاهدین و رویارویی و شکست ابرقدرت شرق.

۷- جهاد برای برپایی خلافت اسلامی و قائم نمودن حکومت الله بر سرزمین الله.

۸- هدف امیرالمؤمنین و مجاهدین تنها برپائی حکومت اسلامی در افغانستان نیست، بلکه، طبق اعلامهای مکرر و شواهد عینی گذشته وحال، ایجاد نظام اسلامی در سراسر کشورهای اسلامی می باشد.

۹- افغانستان تنها کشوری است که افق نگاه امیرالمؤمنین، رهبران اسلامی و ملت مسلمان آن از مرزهای جغرافیایی، قومی و نژادی فراتر رفته و تفکر اسلامی آنان، اندیشه های قومی و ملی را در هم شکسته و بیش از۲۵ سال است که در راه اسلام و برپایی حکومت اسلامی و وحدت امت اسلامی از ارائه ی هیچ نوع قربانی، دریغ نکرده اند.

امام شافعی رحمه الله در الاٌم می فرماید:

[ فان اختلف العدو فکان بعضهم أنکی من بعض أو أخوف من بعض فلیبد الامام بالعدوا و الأخوف أو الأنکی و لابأس أن یفعل. وان کانت داره أبعد ان شاء الله تعالی حتی ما یخاف لمن بدأ به لما یخاف من غیره مثلاً و تکون هذه بمنزلة الضرورة لأنه یجوز فی الضرورة مالا یجوز فی غیرها. وقد بلغ النبیr عن الحارث بن أبی ضرار انه مجمع له فأغار النبی r و قربه عدو أقرب من و بلغه أن خالد بن أبی سفیان بن شح یجمع له فأرسل ابن أنیس فقتله و قربه عدو أقرب](الام۴/۱۷۷)

اگر حال دشمن و توان آنها گوناگون بود، برخی ضعیف تر وعده ای خطرناک تر بودند، امام می تواند مبارزه را با گروه خطرناک تر و یا ضعیف تر آغاز کند و هیچ اشکالی ندارد، گرچه منزلش از یک دشمن دورتر هم باشد، به گونه ای که خطر این دشمن که جنگ را با او آغاز کرده، از سایر دشمنان کمتر هم هست. و این به منزله ی ضرورت تلقی شده و هنگام ضرورت مواردی رواست، که در غیر آن جایز نیست. به حضرت رسول اکرم

r خبر رسید که حارث بن ابی ضرار لشکری را برای حمله به ایشان تدارک می بیند، آن حضرت r به او حمله کرد. و این درحالی بود که در جوار ایشان هم، دشمنی به مراتب نزدیک تر و قوی تر وجود داشت. وبه ان حضرتr خبر رسید که خالد بن ابی سفیان بن شح، لشکری را علیه ایشان سازماندهی می کند. ابن انیس را فرستاد، ایشان او را کشتند درحالی که دشمن خیلی نزدیکی در کنارشان بود.

۶- ملّت افغانستان در قاطعیّت و عزّت نفس بی نظیر و یکتا ست . و خداوند کوهها و سرزمین های آنها را برای جهاد آماده و مهیا نموده است.

شاید برخی با مطالعه این قسمت از نوشته های شهید دکتر عبدالله عزام(رحمه الله) که بيش از ۲۰ سال قبل نوشته شده و تحولات اخیری که در افغانستان بوجود آمده، چنین تصور نمایند که دیگر موردی برای جهاد در افغانستان باقی نمانده و حکومت و رهبری مردم به دست خود ملت افغانستان افتاده است، در پاسخ این افراد باید گفت: که خیر! افغانستان هم اکنون در اشغال امریکای جهان خوار است که دشمنی دیرینه ی وی نسبت به اسلام بر همگان آشکار است، اکنون سربازان کافر و صهیونیست آمریکا و دیگر ملل اروپایی، نسبت به مردم افغانستان و نوامیس آنها همان ظلمی را روا می دارند که چکمه پوشان کمونیست انجام می دادند. علاوه برآن، این دشمن خونخوار در سایر ممالک اسلامی بر علیه مسلمانان وارد جنگ شده و هر روز یکی از کشورهای اسلامی را اشغال و تحت سلطه ی خود در می آورد و جنگهای صلیبی را بر علیه مسلمانان براه انداخته، بنابراین مبارزه با دشمن دین، در هر کجا و تحت هر لباسی جهاد در راه خداست.

فرض عین و فرض کفایه

فرض عین: به فرضی گفته می شود که بر هر مسلمانی واجب است؛ آنرا خودش، مانند نماز و روزه، انجام می دهد.

فرض کفایه: آن فرضی است که وقتی عده ای آنرا انجام دادند، از ذمه ی دیگران ساقط می گردد. و اگر عده ای که از عهده ی آن بر می آیند، آنرا انجام ندادند، آنگاه همه ی مردم گناهکار می شوند. اما اگر این عده آنرا انجام دادند از دوش دیگران ساقط می گردد. پس خطاب، در ابتدا مانند فرض عین، شامل همه هست، سپس هر دو جدا می شوند. به این معنا: که فرض کفایه با انجام دادن عده ای از مردم، از ذمه ی دیگران ساقط می شود اما فرض عین چنین نیست.(المغنی لابن قدامة ۸/۳۴۵)

از این رو امام فخرالدین رازی(رحمه الله) فرض کفایه را این گونه تعریف نموده اند:

[ یقصد حصوله من غیر النظر بالذات الی الفاعله](اصول فقه ابو زهره)

فرض کفایه آن است که حصول آن بالذات قطع نظر از فاعلش مقصودی باشد.

امام شافعی(رحمه الله) می فرمایند:

[ان الواجب الکفائی مطلوب علی العموم ومراد به الخصوص](المحصول رازی تحقیق دکتر طه جابر۲/۳۱)

واجب کفائی از عموم خواسته می شود، اما مرادش خصوص می باشد.

جمهور اصولیین ازجمله، ابن حاجب و آمدی و ابن عبدالشکور، معتقدند که فرض کفایه برهمه واجب است وبا انجام دادن برخی از مردم، از ذمه ی دیگران ساقط می گردد.

عده ای از مردم در حکم جهاد بحث و مجادله می کنند و آن را فرض کفایه می دانند که برهمه فرض است اما با انجام دادن آن توسط برخی، از ذمه ی دیگران ساقط می شود.فریضه ی جهاد در افغانستان براساس این نظریه(که جهاد بر همه فرض کفایه است) برهمه ی مسلمانان روی زمین واجب است، تا فریضه ی خود را( که اخراج روس ها و کمونیست ها و اکنون امریکا از افغانستان است) انجام دهند. و تا آن هنگام که بیرون راندن اشغالگران به پایان نرسید، گناه متوجه همه است؛ زیرا در حالت هجوم دشمن، اخراج آن از سرزمین مسلمانان فرض است.

و زمزمه ای که این روزها به گوش می رسد، آن است که برخی از مردم از دور می گویند: (جهاد افغانستان نیازمند مال است و نیازی به افراد ندارد). اما این سخن عاری از هرگونه واقعیّت و صحّت است. زیرا: گذشت شش سال از حظور روسها در افغانستان و هجرت پنج میلیون افغانی به خارج از کشورشان و هفت میلیون آواره ی داخلی به کوهها و جنگل ها پناه برده اند، برای بطلان این گفته کافی است.

همانگونه که یکی از رهبران جهان می گوید: چهارده دولت در خط مقدّم آنها، اتحاد سوسیالیستی و کمونیست دولتی ما را از یک کمان مورد هدف قرار داده اند.

و اکنون نیز در تهاجم اتحاد صلیبی به افغانستان تمام کشورهای دنیا اعم از یهود و نصاری، کفار و رهبران بی کفایت و مزدور کشورهای اسلامی به رهبری آمریکا شریک و بر علیه مسلمانان این کشور انواع جنایات را انجام می دهند.

و مسلمانان در جهان اسلام، پیوسته جر و بحث می کنند که آیا افغانستان، جهاد فرض عین است یا فرض کفایه؟ اکنون مسلمانان اگر نگاه کنند که تا آخرین فرد در افغانستان، شهید شده، آنگاه تأیید خواهند کرد که جهاد در افغانستان فرض بوده است! این درحالی است که خود شاهدند که ۵/۱ میلیون شهید گلگون کفن، در افغانستان نقش بر زمین گشته.

تا زمان ترجمه این کتاب نزدیک به ۳ میلیون نفر شهید۱۰میلیون مهاجر وآوارهو۹۰ درصد امکانات این کشور توسط دشمن از بین رفته است.

افغانها می گویند: وجود یک عرب در میان ما از میلیونها دلار با ارزش تر است. و رهبران افغان با این ندا، علما و دعوت گران را مورد خطاب قرارداده اند که متن آن در شماره نهم مجله جهاد پخش گردیده است.

 

 

 

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: