تمدن امروزین و ترویسم رایج

تمدن امروزین و ترویسم رایج

 به قلم: ع. سلیمی

وقتي  از صاحب خانه اي كه خانه اش مورد تهاجم قرار گرفته و او را از بيشتر بخشهاي ان بيرون كرده اند،خواسته مي شود كه با مهاجم مهربان باشد وبا او صلح و سازش نمايد و بر رويش لبخند بزند ،و از او به خاطر بخشهاي باقيمانده ي خانه اش تشكركند.

زماني كه از شلاق خورده خواسته مي شود  داد و فرياد سر ندهد، تا فريادش شلاق بدست را آزرده خاطر نگرداند و سرش را به درد نياورد !

زماني كه قرباني را به آرامش فرا مي خوانند ،تا تكان و تقلاي او مانع اقدام قصاب نشود و كفش و  لباس او  را خون آلود نگرداند!

آنگاه كه خانم محترم و  پاكدامني مورد تعرض قرار مي گيرد و او با چنگ و دندان از       حرمت و حيثيت خود دفاع مي كند ،از او خواسته مي شود كه مقاومت نكند تا مزاج متجاوز  مختل نشود، و لذت تجاوز را به كام او تلخ نگرداند!

زماني كه براي دقت هدف گيري موشك هاي شليك شده از هليكوپترهاي آپاچي آمريكايي به وسيله ي شياطين يهود ،كه شيخ فاضل و مجاهدي را كه از نماز بامداد بر روي ويلچر او را باز ميگردانيدند،به شهادت مي رساند، هورا كشيده مي شود ومورد تحسين قرار مي گيرد !

وقتي از كودكي كه در آغوش مادر هدف تير شياطين شراره به دست يهود قرار گرفته و خونش آغوش و دامان مادر را رنگين مي كند، پرسيده مي شود كه به چه گناهي كشته شده اي و او از دادن پاسخ باز مي ماند !

زماني كه كارگزاران آمريكايي،انگليسي واسرائيلي سازمان ملل در برنامه نفت در برابر غذا و دارو براي مردم عراق ده ميليارد دلار آن را -كه دست كم دو ميلياردآن متعلق به مردم كردعراق است – مي دزدند، و در طول يازده سال محاصره اقتصادي يك ونيم ميليون انسان عراقي از كمبود غذا و دارو تلف مي شوند!

زماني كه مجسمه بزرگ آزادي نيويورك براي آنكه صداي آزاديخواهي ملت هاي فلسطين، چچن ، فيليپين ،كشمير ، عراق و سوریه و افغانستان و صومالی و کردستان عراق و… را نشنوند انگشتان خود را در گوش خويش فرو مي برد!

آنگاه كه بولدوزرهاي شياطين يهود درختان زيتون پير زنان و يتيمان فلسطيني را قلع و قمع مي نمايند و اگر اعتراض كنند با باتوم و قنداق تفنگ سربازان هرزه و سرمست و وحشي صهيونيست روبه رو مي شوند؟!

زماني كه دشمنان تاريخي ملت كرد در پي آنند “نژادپرستي” را جايگزين “خدا پرستي” بگردانند، و تاريكي را بر نور پيروز نمايند!

وقتي كه حاكمان مردم مسلمان با نام اسلام به اسلام خيانت مي كنند و در برابر بت آمريكا ، اسرائيل و انگليس سر تعظيم فرود مي آورند ، و خود نيز مردم مسلمان را از عدالت و دادگري و آزادي محروم مي نمايند!

زماني كه حكام  مسلمين به ماموريت هاي خود در جهت جلوگيري از توسعه سياسي و اقتصادي جهان اسلام مغز ها را در سياه چال ها مي اندازند يا براي خدمت به غربي ها به خارج فراري مي دهند!

درشرايطي كه زمامداران صهيونيست شده ي آمريكا از يك طرف رهبران ، حكومتها و احزابي را مورد حمايت همه جانبه قرار مي دهند و از طرف ديگر رهبران و حكومت ها و احزاب ديگري را قلع و قمع مي كنند و فريب خورده و يا سياستمدار تجارت پيشه اي  را در آغوش مي گيرند و مبارزي را چشم بسته تحويل مزدوران ديگر خود مي دهند!

زماني كه ” ستم و تجاوز وجنگ ” را “دادگري و آزادسازي و صلح ” مي نامند و تروريسم افسار گسيخته دولتي و قتل عام دسته جمعي و غارت ثروت هاي مردم را ”  گسترش دمكراسي و دفاع از خود “و مقاومت و مبارزه را ” تروريسم “مي نامند!

وقتي كه چشمان سر سپردگان و باز ي خوردگان به سراب آزادي و دمكراسي دشمنان كه دامي ديگر و دروغي ديگر بيش نيست ، خيره مي شوند و نمي دانند كه كتاب دروغ هاي دشمنان ، پرفروشترين كتاب سال كشورشان بوده است!

آنگاه كه وارثان همه فراعنه تاريخ عزيزان را ذليل و ذليلان را نديم خويش مي نمايند! و بنام و بهانه امنيت صدها عالم ودانشمند را در پايتخت هارون الرشيد و عمر بن عبدالعزيز در يك سالن لخت و عريان شبانه روز در كنار هم در بند مي كشند!

زماني كه فريبكاران و مدعيان آزادي بيان و اطلاع رساني و تحليل آزاد وقايع مراكز تلويزيون هاي مستقل را به بمباران تهديد نموده و دفتر هاي آنها را در كابل و بغداد هدف قرار مي دهند وخبرنگاران آنها را كه چشم و گوش مردم مظلوم عرب و مسلمانند به قتل مي رسانند!

زماني كه دشمنان دين و بشريت با نام دفاع از دمكراسي به دنبال پيشگيري از دمكراسي واقعي هستند و مي خواهند مردم فراموش كنند كه ده ها سال است از بدترين و شرورترين ديكتاتور ها حمايت مي نمايند!

وقتي كه دشمنان ملتي به سراب وعده هاي استعمارگراني -كه آنها را به انتقام پيروزي ها و قهرماني هاي بزرگاني مانند صلاح الدّين ايوبي در ميان چهار كشور ديگر تقسيم كرده اند – خيره مي شود و سياست مداران تجارت پيشه بر ريشه فرهنگ و تاريخ و مبارزات و دين ملت خود تيشه مي زنند!

در چنان شرايطي همه ارزش هاي آسماني و زميني بي رنگ مي شوند، معيارها مختل مي گردنند، اميد ها به نا اميدي تبديل مي شوند، حق و باطل با هم مشتبه مي گردند، و گرگ خود را در پوست ميش مخفي مي كند، و روباه رداي زهد و تقوا بر دوش مي اندازد، و واژه ها معاني  ديگري  پيدا كرده و مردم به فرهنگ لغت جديدي نياز پيدا مي كنند، و در آن لغتنامه مي بينندكه ” ظلم ” را ” عدالت ” ، ” بردگي ” را ” آزادي ” ، ”  استبداد” را ” دمكراسي ” ، ” تبعيض ” را ” مساوات ” ، ” زورگويي غارتگران و مستكبران ” را ” گفتگوي ميان تمدن ها و اديان ” ، ” تبعيت ” را  ” تعاون ” ، ” قتل ” را عين”  زندگاني ” ، ” فساد ” را ” اصلاح ” ، ” فرياد مظلوم ” را ” تروريسم ” ، ” مجاهد ” را “مجرم ” و ” شهادت و از جان گذشتگي ” را ” خودكشي و انتحار ” معني مي كند .

در چنان شرايطي شرايع و قوانين كنار نهاده مي شوند و قانون جنگل حاكم مي گردد و “منطق قدرت” جاي را بر “منطق عقلانيت” تنگ مي كند، و زورگويان و زورمداران عملاً همچون فرعون به همه مي گويند:

« ما اَراكم الّا ما اَري و ما اَهديكم الّا سبيل الرّشاد » غافر: ۲۹- ۴۰

” من بجز ديدگاه  و نظر خود چيز ديگري را براي شما نمي پذيرم و به غير از راه درست راهي را برايتان نمي نمايانم.”

و به آن هم قناعت نمي كنند و مي گويند:« هر كس با ما همراه نيست ،دشمن ماست.»

و  “جنگ ما  جنگ صليبي جديدي است”  و در عمل مي گويند:

« اَنا ربّكم الاعلي » النازعات ۷۵- ۳۴

« من فرمانرواي برتر شما هستم.»

اما سرنوشت محتوم ستمكاران و زورگويان بجز خواري و درماندگي دنيوي و اخروي چيز ديگري نخواهد بود، و:

« سيعلم الّذين ظلموا ايّ منقلب ينقلبون.» الشعرا:۲۲۷

“و كساني كه ستم مي كنند خواهند فهميدكه بازگشتشان به كجا و سرنوشتشان .چگونه خواهد شد”

 

 

 

دیدگاه‌تان را بنویسید: