آيا مجاهدین  «۳ابزار»[۱]  سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا…. ؟؟؟

آيا مجاهدین  «۳ابزار»[۱]  سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا…. ؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله کما امر و الصلاة و السلام علي خيرالبشر.. اما بعد..

ارائه دهنده: عبدالباری .م

اگر کسي اين سوال را از طرفداران و ياران مجاهدان بپرسد، او شديداً اين مساله را انکار مي کند و در جواب به مدح آنها (مجاهدان و يارانشان) مي پردازد. در طرف مقابل اگر اين سوال از مخالفان مجاهدان پرسيده شود، پاسخ او مثبت خواهد بود و بلکه بر اين عبارت افزوده و انواع تهمت ها را به آنها نسبت مي دهد و برائت از مجاهدان و منهجشان را ابراز مي کند.

حال که اينگونه است چگونه به پاسخ صحيح اين سوال که سوال بسياري از تحليل گران و دعوتگران نيز مي باشد، پاسخ دهيم؟
بسيار سخت و شايد غيرممکن باشد که اين سوال را از کسي بپرسيم که با وجود اطلاع و آگاهي از واقع معاصر، بي طرفانه يا نسبي به اين سوال پاسخ گويد، زيرا همانگونه که بوش گفت: جهان به دو دسته تقسيم شده: يا با ترور (اسلام) و يا با ما (يعني با کفر).

پس مجالي براي بي طرفي يا نسبيت براي پاسخ به اين سوال وجود ندارد، حال چگونه حقيقت را دريابيم؟ يعني چگونه حقيقت مجاهدان و استراتژي آنها و ارتباط آنها با بدنام شدن اسلام را دريابيم؟ براي پاسخ به اين سوال اشخاص و افراد را کنار مي گذاريم و در دنياي واقع به دنبال جواب سوال خود مي گرديم. و به زبان واقع سخن مي گوييم:

همانگونه که واضح است هدف از مناهج سلفي جهادي در حالت کلي از بين بردن نظامهاي حامي غرب و برپاداشتن دولتهاي اسلامي پس از آنهاست که مقدمه اي باشد بر برپايي خلافت اسلامي وعده داده شده. همانگونه که پيامبر صلي الله عليه سلم نيز به بازگشت دوباره خلافت مژده داده است، آنجا که مي فرمايد:
(تکون النبّوةُ مِنکم ما شاءَاللهُ أن تکون، ثمَّ يَرْفَعُها اللهُ إذا شاءَ أَنْ يَرْفَعَها، ثمّ تکون خلافةً علي مِنْهاجِ النبوّةِ، فتکون ما شاءَاللهُ أَنْ تکونَ، ثمَّ يَرْفَعُها إذا شاءَ اللهُ أنْ يَرْفَعَها، ثمّ تکون مُلکاً عَاضّاً فيکون ماشاءَ اللهُ أَنْ تکونَ، ثمّ يَرْفَعُها إذا شاءَ اللهُ أن يَرْفَعَها. ثمّ تکون خلافةً علي مِنْهاجِ النبوّةِ) مسند احمد (۴/۲۷۳) و بزّار (حديث ۱۵۸۸)
«تا آن زمان که خداوند بخواهد نبوت در ميان شما خواهد ماند. سپس خداوند هرگاه بخواهد آن را از ميانتان بر مي دارد، سپس تا آن زمان که خداوند بخواهد خلافت بر روش نبوت حاکم مي گردد، سپس خداوند هرگاه بخواهد آن را از ميانتان بر مي دارد، پس از آن  امت اسلام در دوراني بسيار سخت و در سرزميني نابسامان به سرخواهند برد. تا آن زمان که خداوند بخواهد آن دوران سخت بطول خواهد انجاميد. سپس بار ديگر خلافتي برقرار خواهد شد که پايه هاي آن بر راه و روش نبوت بنيان گذاشته شده است.»

همچنين مناهج سلفي جهادي، جهاد را به عنوان وسيله براي دستيابي به هدف مورد نظر خود به کار مي برند.
و مخالفان مدعيند که مجاهدان با اين روش خود (جهاد) به دشمنان اسلام فرصت لازم براي بدنام کردن اسلام را اعطاء کرده اند و دشمنان با اين بهانه انواع روشها و امکانات خود را براي بدنام کردن اسلام و معرفي آن به بدترين صورت ها به کار برده اند.

اما دنياي واقع، اين ادعاي مخالفان را رد مي کند زيرا واقع ثابت نموده که اين حملات که براي بدنام کردن و زشت نشان دادن چهره اسلام ميليونها دلار هزينه صرف کرده، در بسياري از اوقات نتايجي در بر نداشته و نمونه هاي زيادي وجود دارند که اين مساله را تائيد مي کنند از جمله:

۱٫ “تيري هولدبروکس”: يکي از نگهبانان گوانتانامو که اسلام آوردن خود را اعلام کرد و بيان داشت که اعلام اسلامش به سبب رشد قابل توجه اسلام پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بوده و نظام آمريکا را نظامي ناقص برشمرد. و در گفتگويي که با کانال ماهواره اي الجزيره داشت اعلام کرد که حوادثي که آمريکا در ۱۱ سپتامبر با آنها مواجه شد، خير زيادي را نصيب آمريکايي ها نمود به طوري که تعداد گروندگان به اسلام به علت مطالعات زيادي که پس از ۱۱ سپتامبر در مورد اسلام حقيقي داشتند، رشد قابل توجهي يافت.

۲٫ “يوسيف کوهين”: يکي از اعضاي جنبش راست گرا و تندوري “شاس” که اسلام خود را اعلام نمود و اعلام کرد که عرفات نماينده ي مسلمانان نيست و با گذشت زمان ماهيت او آشکار خواهد شد و همچنين ابراز داشت که به عنوان يک مسلمان حمايت خود را از جماعت القاعده به رهبري اسامه بن لادن مخفي نمي کند و ابراز داشت که کافي است وضعيت کنوني مسلمانان را ببينيم تا القاعده را درک کنيم.

۳٫ “جان واکر” آمريکايي: هنگامي که ۱۶ ساله بود اسلام خود را اعلام نمود و سپس به تحقيق در مورد اسلام پرداخت و زماني که منهج حق براي او آشکار گشت در زمان امارت اسلامي به طالبان پيوست.

۴٫ “مارييل ديجوکيه” زن بلژيکي (از بلژيک به بعقوبه): اولين استشهادي (شهادت طلب) اروپايي در عراق، پس از اسلام آوردنش به همراه شوهرش براي يادگيري تعاليم اسلام به مغرب رفت و پس از جنگ عراق باز هم به همراه شوهرش براي دستيابي به عزت شهادت به عراق رفت و شهادت او اروپا را تکان داد و باعث توجه دوباره به رشد گرايش “اروپايي هاي سفيد پوست”  به اسلام شد.

۵٫ “ايوان ريدلي” روزنامه نگار انگليسي: زني که قبل از مسلمان شدن نزد طالبان اسير بود. او مي گويد: الحمدلله که من در زندانهاي طالبان اسير بودم و نه در ابوغريب يا گوانتانامو. همچنين در يکي از گفتگوهايش اعلام کرد که فاروق حسني نشانه ننگي براي اسلام است که بايد برکنار شود.

۶٫ در سال ۲۰۰۷ و در هنگامه شدت جنگ مجاهدان با غرب، واتيکان نسبت به رشد روزافزون اسلام در اروپا هشدار داد.

۷٫ افزايش تعداد مسلمانان جديد در آمريکا پس از ۱۱ سپتامبر: به گونه اي که اين حادثه موجب تحقيق بسياري از آمريکايي ها در مورد اسلام حقيقي گشت و آمريکايي ها به خريد ترجمه انگليسي قرآن و مطالعه آن روي آوردند و گروه گروه به اسلام گرويدند. بسياري از گزارش ها رشد قابل توجه تعداد مسلمانان در غرب پس از حوادث ۱۱ سپتامبر را ثابت مي کند و بعضي از گزارشات ديگر از گرويدن ۱٫۵ ميليون آمريکايي به اسلام پس از حادثه ۱۱ سپتامبر خبر مي دهند.

۸٫ خواهر عائشه (آليسيا گامز) اسپانيايي که ميان برادرانش در صحراي مغرب (مجاهدان القاعده در مغرب اسلامي)، اسلام خود را اعلام کرد و به همين دليل توسط مجاهدان آزاد شد و پس از بازگشت به اسپانيا از زندگي و شغل قبليش دست کشيد.

۹٫ “هنريک برودر” نويسنده و روزنامه نگار معروف يهودي آلماني پس از جنگ طولاني عليه اسلام و مسلمانان، اسلام خود را اعلام کرد و اکنون به نام “هنري محمد برودر” معروف گشته است. برودر در برابر هزاران آلماني گفت: مسلمان شدم.. از نابودي نجات يافتم.. حقيقت را دريافتم.
برودري که به سبب نقد شديدش عليه اسلام و مسلمانان معروف شده بود، در تلويزيون آلماني گفت: من اکنون خوشبختم چون به فطرتي که بر آن تولد يافته بودم، بازگشتم و آن فطرت اسلام است.. من اکنون عضو امتي گشتم که تعدادش ۱٫۳ ميليارد است و دائم در معرض توهين و اهانت قرار دارد.
اسلام برودر همانند سيلي بر چهره ي اهل فرهنگ در آلمان بود، زيرا به گزارش سايت “فيلت آن لاين” بسياري  از آنها اين اعلام را همانند صدمه اي بزرگ به آلماني هايي مي دانند که با شور و شوق مقالات ادبي برودر ضد اسلام را دنبال مي کردند.
از هنريک برودر به عنوان نويسنده اي توانا در مجله دير اشپيگل آلماني ياد مي شود که نويسنده پرفروش ترين کتاب آلمان در سال ۲۰۰۷ با عنوان “سلام..اروپا مسلمان مي شود” است.

اعتراف روزنامه هاي صليبي
۱٫ روزنامه آبزرور (Observer): انگليسي ها پس از ۱۱ سپتامبر به سوي شناخت اسلام روي آوردند و با نگاه به کتابخانه هاي اسلامي و غير آنها اينگونه دريافت مي شود که غيرمسلمانان به سوي افزايش اطلاعات خود از عقيده و تعاليم اسلامي و همچنين زندگي رسول الله صلي الله عليه و سلم روي آورده اند. به گونه اي که ميزان فروش کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) به ارقام غير قابل وصفي رسيده تا جايي که که انتشارات “پنگوئن” که ناشر معروف بهترين ترجمه قرآن به زبان انگليسي است در سه ماهه پس از رويداد ۱۱ سپتامبر رشد ۱۵ برابري در ميزان فروش خود داشته و همچنان نيز فروش قرآن در حد بالايي قرار دارد.

۲٫ به اعتراف خبرگزاري Cnn، سي و چهار هزار آمريکايي در کمتر از يکسال پس از ۱۱ سپتامبر به دين اسلام وارد گشته اند. Cnn مي گويد که فقط از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا آگوست ۲۰۰۲ علي رغم حمله رسانه اي و سياسي آمريکا که موضوع تروريسم را به اسلام مرتبط مي کرد،  ۳۴ هزار آمريکايي به اسلام گرويده اند.

۳٫ روزنامه نيويورک تايمز به نقل از برخي منابع در آمريکا: نسبت ميانگين گرويدن به اسلام از ۱۱ سپتامبر تاکنون ۴ برابر گشته است.

۴٫ روزنامه بلژيکي “لوسوار” گزارش داد که بيش از ۴۰ هزار بلژيکي در خلال چند سال گذشته به اسلام گرويده اند. و اگر اين ميزان با تعداد ساکنان کشور (۱۰ ميليون) مقايسه شود مشخص مي شود که اين ميزان، بيشترين ميانگين در قاره اروپاست.

بله اين واقعيت ها بسياري را به حيرت و شگفت وا مي دارد!!
و اکنون اين سوال مطرح مي شود.. چگونه ؟؟
اينها چگونه تحت اين شرايط به اسلام گرويده اند؟؟

اينان در خلال اين رويدادها اسلام و مفهوم حقيقي آن را دريافتند.. بله به اسلامِ با عزت، با شموليت و حکمت آن نگريستند و دريافتند که اسلام يعني تسليم شدن و انقياد در برابر اوامر خداوند عزوجل و نه تسليم شدن در برابر آمريکا و مزدوران و اوامرش.
اينان که خداوند با هدايت بر آنها منت نهاده، آيا روزي از روزها به دعوتگري که “پل برمر” را ولي امر شرعي مي خواند، گوش فرا مي دهند؟؟
يا به کسي که براي مسلمانان فتوي پيوستن به ارتش آمريکا براي کشتن فرزندان ملت خود را مي دهد، توجهي مي کند؟؟

آيا اينان به دعوتگر سفيدپوشِ از جهاد نشسته اي که مجاهدان را دشنام مي دهد و به آنها طعنه مي زند و از عبور اهل غزه ي محاصره شده ازگذرگاه رفح اعلام برائت مي کند و موشک مجاهدان در غزه را به سخره مي گيرد، گوش فرا مي دهند؟؟؟
اگر اين هدايت يافتگان بشنوند کسي “باراک اوباما” را ابوحسين ناميده و به او خوش آمد مي گويد و آمدن او را مژده مي دهد، چه احساسي خواهند داشت؟؟

اگر اين تازه مسلمانان به مانند داعيان!! ذکر شده به اسلام مي نگريستند، آيا باز هم گروه گروه به اسلام مي گرويدند؟؟؟

در اين نمونه ها پيامي نهفته است خطاب به علمائي که حوادث ۱۱ سپتامبر را به بهانه تاثير بر مصلحت دعوت، رد کرده و از آن برائت جستند.
بله مقصود علمائي است که جوانان را از پيوستن به ميدان هاي جهاد بازداشتند با اين توجيه که وجود آنها در سنگري از سنگرهاي دعوت بسيار بهتر از حضورشان در ميادين معرکه است.

آيا ماندن جوانان دعوتگر در سرزمينهايشان و در سنگرهاي دعوت يک دهم اين نتايج دعوي را در برداشته؟؟
نتايجي که جداي از پيروزي هاي نظامي مجاهدان در معرکه هاي نبرد، به دست آمده است.

 

[۱] ۱- خلافه  علی منهاج نبوه . در صورت نبود آن ۲- حکومت بدیل اضطراری اسلامی (مثل تمام حکومتهای بعد از خلافت سیدنا حسن بن علی رضی الله عنهما تا انتهای عثمانیها و بعد از آن حکومتهای کوچکی که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی شکل گرفته اند ) . در صورت نبود این و در بدترین شرایط ۳- مجلس واحد شورای مجاهدین (مثل سازمان القاعده ) . غیر از این ۳ ابزار هیچ کانال و ابزار شرعی  برای  جهاد مسلحانه ی مسلمین در برابر اینهمه حکومتهای کافر جهانی و منطقه ای  وجود نداره و هر کسی غیر از این ۳ ابزار بخواهد به صورت متفرق فعالیت کند نتیجه ای غیر از فشل و بی ابهتی و ذلیلی و شکست در بر نخواهد داشت .

دیدگاه‌تان را بنویسید: