دموکراسی و حقوق بشری که کاک حسن امینی و … به بهانه ی یک زن مرتد از آن حمایت می کنند

دموکراسی و حقوق بشری که کاک حسن امینی و … به بهانه ی یک زن مرتد از آن حمایت می کنند

به قلم: مسعود سنه ای

کاک حسن امینی به همراه جمعی از کفارسکولار[۱] کمونیست و لیبرال و سکولار زده ها(منافقین) به مناسبت نامگذاری خیابانی در یکی از شهرهای فرانسه به اسم یک خانم مرتد نکاتی را بیان کرده اند که جای تامل دارد .

این گروه در این بیانیه می گویند : ” نياز مبرم جامعه ي ما  در حال حاضر آموزه هاي حقوق بشر،نشر و گسترش آن و باور به حقوق بشر به عنوان يك نياز اساسي در عمل و انديشه است. مردمان ما دير زماني است كه از جنگ و خشونت، كينه و  نفرت تورم و گراني ،بي عدالتي و تبعيض و بسياري رذايل انساني ديگر خسته شده اند.اين سرزمين پاك تشنه ي برابري و عدالت،بردباري و دموكراسي و… است. ”

می دانیم که مبنای حقوق بشر غربی بر اساس اومانیسم و سکولاریسم قرار گرفته است که در این نگرش خردباوری علمی یکی از ابزارهای تدوین قوانین حقوق بشری سکولاریستی است . چون ماورای ماده از تجربه و معرفت علمی و تجربی انسان خارج است در نتیجه در عرصه ی  حقوق بشرسکولاریستی  نیز شریعت های آسمانی و هر آنچه از طرف الله آمده نقشی ندارند ، به این ترتیب حقوق بشر سکولاریستی تنها بر عقل بشر اتکا داشته و قوانین دین اسلام هیچ جایگاهی در آن ندارد .

در این صورت فرد گرائی و برتر دانستن عقل شخصی  و خود محوری و اله کردن نفس بر همه چیز اصطلاحی چون حقوق طبیعی را به وجود آورده که سعی در کنار گذاشتن الله محوری و قوانین او از زندگی بشری دارد[۲] . در این نگرش  چنین القاء می کند که  شخص بدون دخالت الله تعالی و دیگران طبق آنچه خودش پسندیده زندگی می کند و خودکفاست؛ اما چون هر کسی در همه چیز نمی تواند طبق آنچه که فکرش به آن رسیده زندگی کند در امور اجرائی و حکومتی تفکر جمعی و اکثریت به جای قانون شریعت الله حاکم می گردد . در اینجاست که قرارداد اجتماعی و حکومت مردم بر مردم یا همان دموکراسی سکولاریستها که هیچ اتکائی به وحی (قرآن، سنت) ندارد مفهوم خود را پیدا می کند .

با این نگرش واضح و روشن است که در حقوق بشر سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها قانون شریعت الله و وحی و ارزشها و بایدها و نبایدهای شریعت الله هیچ جایگاهی ندارند، و اشخاصی که به حقوق بشر سکولاریستها (مشرکین) باور دارند و دموکراسی را به عنوان راه حل معرفی کرده اند آشکارا می گویند که الله تعالی نه عالم است و نه حکیم و … و الله تعالی راه سعادت و کمال بشر را نمی داند بلکه سکولاریستها (مشرکین) هستند که هم عالم هستند هم حکیم و … و راه سعادت ، کرامت بشری، برادر ی و برابری و غیره هم تنها از طریق دموکراسی (حکومت مردم بر مردم به جای حکومت الله بر مردم ) متحقق می شود  و هر آنچه غیر از آن است رذیلت به شمار می رود. [۳]

اینها می گویند که مثل شیرین عبادی که عالم به حقوق اسلامی بود می توان به حقوق سکولاریستی و ضد اسلامی گرایش پیدا کرد . یعنی از نگاه اینها آگاهانه، عمدا و به میل خود می توان قانون شریعت الله را کنار گذاشت و مروج قانون سکولاریستها (مشرکین) شد .

دعوت به ارتداد آنهم به این صراحت و زیر سوال بردن قانون شریعت الله و برجسته کردن و تقدیر از مرتدین[۴]  از طرف اشخاصی چون حسن امینی و کسانی چون احراری (که زمانی ادعای سلفیت جهادی را داشت) ممکن است مایه ی تعجب  مخاطبین گردد، اما واقعیت این است که مشکل اصلی این اشخاص در عدم دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و تنفر نابجا نهفته است  که آنها را تحریک کرده که با شعارهای شبه اسلامی به نفع سکولاریستها (مشرکین)  و زیر سوال بردن قانون شریعت الله  و تقویت جبهه ی مرتدین و سکولار زده ها (منافقین)  وارد عمل گردند .

لازم است در برابر این اشخاصی که سعی در خدمت به دین سکولاریسم و دیکتاتوری سکولاریستها (مشرکین) و دموکراسی سکولاریستها و تقویت جبهه ی مرتدین را دارند،  بیدارگرانی راستین به پا خیزند تا با بازخوانی مجدد و جدا کردن مفاهیم ساختگی و دروغین برابری، آزادی، حقوق بشر و جایگاه حقوقی سکولاریستها و تعریف صحیح اسلامی از این مفاهیم، هر یک را به صورت جداگانه مورد بررسی مقایسه ای دقیق قرار دهند، و با شناخت و معرفی جاهلیت حاکم ، مروج راستین قانون شریعت الله از کانال یکی از «۳ابزار»گردند تا به این وسیله خدمتی به بشریت کرده باشند، چون حقوق بشر اسلامی یک ثمر و حقوق بشر سکولاریستی هم پیامدها و ثمر خاص خودش را دارد.

در پایان لازم است از کاک حسن امینی و امثالهم پرسیده شود که : «نياز مبرم جامعه ي ما  در حال حاضر  آموزه هاي حقوق بشر (سکولاریستی)، نشر و گسترش آن و باور به حقوق بشر (سکولاریستی)  به عنوان يك نياز اساسي در عمل و انديشه است، یا نیاز مبرم جامعه ی  ما  تطبیق قانون شریعت الله و حقوق بشر اسلامی بوده است ؟ آیا سرزمین ما تشنه ی کفری بواح به نام دموکراسی سکولاریستی است که امثال عبادی مبلغ آن هستند یا تشنه ی تطبیق قانون شریعت الله و حکومت اسلامی ؟!! آیا رذیلتی مانده که کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی مرتکبش نشده باشند ؟ می خواهید نشان دهید که قوانین دین سکولاریسم و حقوق بشر سکولاریستی فضیلت هستند و هر چه غیر از آن است رذیلت؟!  آیا می دانید که قانون شریعت الله در برابر دین سکولاریسم و دموکراسی آن قرار دارد؟ آیا – نعوذ بالله .  – قانون شریعت الله رذیلت است ؟!

ما لکم کیف تحکمون ؟

 

…………………………

[۱] سکولار در ادبیات فقهی و شرعی معادل مشرک و سکولاریستها معادل مشرکین هستند . همچنانکه دهری ها معادل ماتریالیستها یا اتئیستهای کنونی و منافقین معادل سکولار زده ها هستند .

[۲] قانون اساسی ج.ا.ایران : “هيچ قانونی نمی تواند مخالف معتقدات واحکام دين مقدس اسلام باشد.”(ماده۳) در این نگرش اعلامیه های جهانی تا زمانی قابل پذیرش هستند که مخالفتی با احکام دین اسلام نداشته باشند (ماده ۷)  همین موارد با حقوق بشر با خواستگاه سکولاریستی و اومانیستی آن تفاوتهای بنیادین دارد . و می توان گفت : حقوق بشر اومانیستی و سکولار، اگر ناممكن نباشد، دست‌كم نامعتبر است، مگر در آن حوزه‌اي كه با حقوق بشر اسلامي مخالفتي نداشته باشد.

[۳] فقهای حقوق دادن اسلامی در سال ۱۹۹۰ میلادی(۱۳۶۹ ه ش) در مصر  اجتماعی را برگذار کردند و ثمرهی  این اجتماع  تصویب «اعلامیه حقوق بشر اسلامی» بود که نشان داد حقوق بشر اومانیستی و سکولاریستی چقدر در برابر حقوق بشر اسلامی ناقص، ناچیز و حتی ضد بشری است .

[۴] حسن امینی برای خانواده ی  مرتدینی کمونیست از اعضای حزب کومله ی آدمکشان چون لقمان و زانیار مرادی که دستشان به خون برادران ما آلوده شده بود و قصاص شدند پیام تسلیت فرستاد و…

دیدگاهتان را بنویسید