آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۴) : آنچه گروههای مسلح بلوچ را با مرتدین سکولار حزب دمکرات کردستان ایران و… همسو ساخته است

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۴) : آنچه گروههای مسلح بلوچ را با مرتدین سکولار حزب دمکرات کردستان ایران و… همسو ساخته است

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

حسین گمشادزهی سخنگوی سازمان جیش‌العدل در مصاحبه با خبرنگار کوردستان میدیا ارگان رسمی حزب دمکرات کردستان ایران دلایل همسو شدن گروههای مسلح بلوچ با سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات اینگونه بر می شمارد و می گوید:

” ببینید ما در چارچوب یک جغرافیا از سوی یک دشمن ،مشترکاً مورد ستم واقع شده‌ایم. و در نتیجه به این هدف و باور رسیدیم که تنها با یک ایران فدرال می‌توانیم از ظلم و ستم رهایی پیدا کرده و به امنیت و آزادی برسیم. در این سه نقطه مهم همه ما ملیت‌های مختلف تحتِ ستم با یکدیگر آن نقطه مشترک برای مبارزه‌ای مشترک را تشکیل می‌دهیم.” [۱]

در این صورت واضح است که اینها بر ۳ نقطه تاکید کرده اند :

  • زمین و وطن مشترک (ناسیونالیسم)
  • ستم به هر دو از طرف دشمنی مشترک
  • هر دو خواهان فدرالیسم هستند

به صورت مختصر به هر یک از این نقاط مشترک گروههای سکولار بلوچ با مرتدین سکولار می پردازیم :

زماني كه از اسلام  صحبت به ميان مي آوريم منظور :

۱-    برنامه فراگير و در بردارنده كليه مظاهر زندگي است.

۲-     قرآن، سنت و تبعيت به احسان از سابقين الاولين در شناخت احكام اسلامي مرجع هر مسلماني است.

۳-     تنوع در نظريه ها و برداشتهاي فقهي آن هم در مسائل فرعي تا زمان پديدار شدن شوراي اولي الامر، امري قهري است كه هيچ گونه جدايي و اختلافي را در برندارد.

۴-    عدم غوطه ور شدن در مسائلي كه شرعاً « تكليف » خوانده شده و امر به دوري شده اند كه مبناي عمل قرار نمي گيرند.

۵-     و…..

همين اسلام از خودسازي در رسانيدن پيام به اهل منزل و نزديكان امر مي كند كه : وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ.( شعراء/ ۲۱۴) خويشاوندان نزديك خود را (از شرك و مخالفت با فرمان پروردگار) بترسان (و آنان را به سوي توحيد و دادگري فرا خوا )، و لزوم وجود افرادي مبلغ آزادانديش در ميان هر قومي كه با زبان ، فرهنگ، محيط جغرافيائي و خلق و خوي آن قوم آگاه باشد را مي رساند .البته اين اصل و زير بنا نيست بلكه هدايت در دست خداست اما شخص بومی مفيدترين شخص و ابزاري است در رسيدن به هدايتی كه در دست خداست .هرچند كه در صورت عدم وجود آنان ديگران آن را برعهده مي گيرند (ابراهيم/ ۴).

شكي نيست كه وطن محبوب است اما قانون شریعت محبوتر. خداوند وطن سيدنا ابراهيم  عليه السلام را معاد معرفـي مي كند و مهاجرين هم به بازگشت به وطن وعـده داده مي شوند اما چگونه و با طي چه مراحلي؟

در برابر درياي جاهليت با اين روشنگري كوتاه به مسئله مليت از ديدگاه دو نفر از سابقين بالخيرات بزرگ مي پردازيم :

امام مودودي رحمه الله در «الجماعه الاسلاميه في سطور» مي گويد : جماعت اسلامي  يك گروهي كه فقط هدف ميهني و ملي داشته باشد نيست، به همين دليل دعوت آن ويژه يك امت ويا يك ميهن خاص نيست بلكه هدف آن جهاني بودن دعوت است . ولي جماعت اسلامي معتقد است كه ما مسلمانان در پاكستان تا نتوانيم كشور خود را نمونه اي از يك سيستم اسلامي بسازيم ، نمي توانيم اين باور را در مردم دنيا به وجود بياوريم كه عقيده و مكتب ما  سازنده تر و برتر است.[۲]

امام شهيد حسن البناء رحمه الله علیه  نيز آرزو داشت كه دولت اسلامي را نخست در مصر پياده كند و از آنجا به سراسر جهان اسلام گسترش دهد. پس مسلمان یک ميهني و يك وطن دوست به تمام معناست ، چرا كه تنها مسلمانان استمرار بخش واقعي افتخارات و فرهنگ ميهن خود هستند. و كساني كه با اسلام همگام نيستند، ثابت كرده اند كه در واقع نمي توانند ميهن دوست واقعي باشند و خود را از آثار شوم استعمار و استكبار و اتراف، رها سازند.

ناسيوناليسم ، فاشيسم و شونيسم قوم پرست به جاي خداپرستي حربه ايست كه «هم اكنون» مریدان دین سکولاریسم با آميختن ايسمهاي ديگری  همچون سوسياليسم، دموکراسی، لیبرالیسم ، سوسیال دموکراسی، نئوليبراليسم، فدرالیسم  و…  با آن به تحميق ، استحمار و بسیج مردم در راستاي رسيدن به اميال ناجوانمردانه و پست خود پرداخته اند. قوم پرستي به جاي خدا پرستي را كساني ترويج داده اند تا اينكه مستضعفين را فريفته و تابع خود گردانند ، و در واقع مردمان را با طرحهاي خود الينه مي نمودند تا در جهت اميال و اهداف شوم استكبار و اتراف نعره برآورده و قرباني شوند .( زخرف / ۲۴-۲۳-۲۲)

مليت پرستان التقاطي ما نيز در برابر اسلام با دسايس جديد و نيرنگهاي پيشرفته اما شناخته شده ای به نبرد برخاسته اند و مليت را علمي كرده  اند در برابر ملیتهای دیگر آنهم جهت تحميق مردم و بسيج آنها در راه یکی از مذاهب دین سکولاریسم .

البته بايد بدانيم معمولا چيزهاي كه براي عوامفريبي و دروغگويي است زياد مبالغه مي شود. همچون تمام آن چيزهايي كه هم اكنون در باب زبان و نژاد محلي گفته مي شود. اما هم چنانكه گفته شد همه اينها جهت اهدافي است و پشت سر خود برنامه اي مدون و دقيق و طرحي هدفمند را در بر دارند.

هرگز به عنوان مثال زنده از ياد نبريم كه ناسيوناليستهاي سكولار و كمونيستهاي ماترياليست يا سوسياليستهاي دموكرات و دموكراتهاي ليبرال عرب ،بدين دليل متفقاً با اسرائيل مي جنگيدند كه، اولاً اسرائيل بر مبناي دين تشكيل شده است و ثانيا سرزمين نژادي آنها را گرفته بود. آنها در واقع با هر دولت ديني مي جنگيدند حتي اگر آن دولت اسلامي باشد شاعرشان مي گويد:

آمنت بالبعث ربا لا شريك له        و بالعروبه دينا ماله ثان    [۳]

مي گفتند راه  تل آويو از رياض مي گذرد ، يا راه تل اويو از عمان مي گذرد چرا؟ چون به زعم خودشان هر دو به نام اسلام حكومت مي كردند. يا تركها نعره بر مي كشيدند ما ترك هستيم و كعبة ما توران است.[۴]

کومله، دمکرات، پارتی بارزانی، اتحادیه طالبانی، پ.ک.ک اوجالان در کُردستانات هرگز به خاطر اجرایی شدن احکام خدا و دفاع از عقاید مردم ،حتی یک لحظه هم نجنگیده اند. بلکه تمام مبارزاتشان علیه حکام و تمام جنایتها و درنده خوئیهایشان در برابر همدیگر، به خاطر عقاید ومذاهب مختلفشان بوده که از دین سکولاریسم منشعب گردیده وهر یکی خود را برتر از دیگری می دانست.

آنها با  اسم کُرد ودفاع از کُرد باهر عقیده ای که مخالف سکولاریستی خاص حزب خودشان باشد جنگیده اند. خواه این مخالفشان یک کُرد دینگرا باشد یا یک کُرد سکولاری که عقایدش با تفسیر خشک وبسته آنها همخوانی نداشته باشد. جنگهای خونین داخلی و جنایات  کومله ودمکرات، پارتی بارزانی و اتحادیه طالبانی، پ.ک.ک وپارتی، پ.ک.ک و اتحادیه  طالبانی و…مشهور است ونیازی به توضیح ندارد.

کُرد در نظر اینها یعنی کسی که هم عقیده ی آنها باشد، وگرنه خیلی راحت ملیتش از وی گرفته شده، واگر بتوانند زندگیش رانیز  می گیرند؛ همچنان که تا الان گرفته اند.اینها جهت مبارزه با کُردهای مخالف خود،که آنها نیز متعلق به یک حزب سکولار بودند ، باسرسخت ترین دشمنان کُردها متحد گشته اند. روزی با عربها علیه کُردها جنگیده اند روزی با فارسها وترکهاوانگلیسی ها واخیرا هم با آمریکا ومتحدینش علیه کردها متحد گشته اند . ودر پایان تمامی این جنایتها وخیانتهایشان را وسیله ای جهت رسیدن به هدف وعقاید حزب سکولاریستی شان می دانند. و شعار کُرد و کُردستان ودفاع از کُرد پوشالی بودن خودش را آشکار می گرداندو…

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(اعراف/ ۴۷)‏ هنگامي كه چشمان ( مؤمنان مستقرّ در اعراف ) متوجّه دوزخيان مي‌شود، ( آنچه ناديدني است آن بينند، و از هراس آتش دوزخ ) مي‌گويند : پروردگارا ! ما را با ( اين ) گروه ستمگر همراه مگردان . ‏ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ(اعراف/ ۸۹)پروردگارا ! ميان ما و قوم ما به حق داوري كن (حقي كه سنّت تو در داوري ميان محِقّينِ مصلِحين و مبْطِلينِ مفسدين ، بر آن جاري است) و تو بهترينِ داوراني (چرا كه بر همه‌چيز آگاه و بر هر چيز توانائي)رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(يونس/ ۸۵) . پروردگارا ! ما را (وسيله‌ي) آزمون مردمان ستمكار و (آماج) بلا و آزار كافران (بدكردار) مساز .

 

رهبري جامعه ،و در كل دنيا، همچون قطاري است كه فكر و ايدئولوژي و جهانبيني آنرا مي راند. صاحبان جهانبيني راننده اند و مدتی به خاطر نا آگاهی مردم ازعقاید ومنافعشان سكولارها را راننده مي دیدند ، آنهم  در پناه مذهبيون وابسته به جبهه سکولار – صهیونی جهانی .

در داخل اين ماشين و قطار با « تغيير صندلي » نمي توان كاري از پيش برد و مسير را عوض كرد بلكه بايد رهبري و فرمان را  بدست گرفت و سرو صدا، احساسات، شور، غوغا و …  نتيجه اي نخواهد داشت. دین سکولاریسم با خلقت آدم به وجود آمده است و ايدئولويها و مذاهب  سكولاريستي اعم از ماركسيستي و سرمايه داري ليبراليستي اگر چه مال این روزگار هستند اما تولید مذاهب جدید از دین سکولاریسم همواره وجود خواهند داشت. چون شیطان هم وجود دارد. اما ازاين به بعد با بيداري «صرفاً اسلامي » ملتهاو بخصوص با تشکیل دولت اسلامی ما، سکولاریستهای تحت حاکمیت ما ديگر تعيين كننده نخواهندبود. بلكه زندگي انگل گونه ای همچون ديگر هم قطارا نشان خواهند داشت و نهايت تخاصم آنان لفظي خواهد بود.

 

در این صورت باید بدانیم زمانی که گروههای مسلح بلوچ بت قومیت و ناسیونالیسم و اتحاد با مرتدین سکولار  حول و حوش فدرالیسم سکولاریستی و تلاش برای نهادینه کردن دموکراسی سکولاریستی را علم کرده اند درواقع ابتدا با قانون شریعت الله و حرکت در مسیر تشکیل جامعه ای اسلامی عاری از ظلم و بی عدالتی اعلام جنگ نموده اند و ظلم و توحش و بی عدالتی  در نگاه اینها یعنی تحکیم قانون شریعت الله (بر اساس هر مذهب اسلامی که باشد) و عدالت در نگاه اینها یعنی تثبیت دموکراسی سکولاریستها و تشکیل جامعه ای دموکرات و سکولار .

آیا وقت آن نرسیده که جوانان اهل سنت ما بیدار شوند و اجازه ندهند این اشخاص معلوم الحال آنها را با شعارهای شبه اسلامی در راه اهداف کثیف دین سکولاریسم خرجشان کنند ؟

آیا قرار است اهل سنت با صرف آنهمه هزینه ی جانی و مالی و … در مسیر جامعه ای ارتدادی و کفری در حرکت باشد و به  چند دهه ی قبل سرزمینهائی چون مصر و الجزائر و عراق و تاجیکستان و ازبکستان و سایر سرزمینهای تحت حاکمیت دیکتاتوری دین سکولاریسم و طاغوتها برگردد؟!!

 

[۱] مصاحبه تاریخ ٠٧-٠٨-٢٠١۶ –  ١٣٩۵/٠۵/١٧

[۲] ابوالاعلی مودودی ، الجماعه الاسلاميه في سطور،ص ۱۸۲

[۳] محمد عماره ، القوميه العربيه و مؤامرات امريكا وحدة العرب، دمشق ، مکتبه الشامیه ۱۹۸۹ م  ص ۲۱۸

[۴] سيبري، تركستان، چين، فارس، قفقاز، آناتولي، روماني،مغول، مجارستان ، فنلاند و…با عقايد و رسوم مختلف

دیدگاهتان را بنویسید