نشانه های ضعف یقین در مسلمین (مرض خطرناک و کشنده ­ای که افراد و امت­ها را از بین برده ­است )

نشانه های ضعف یقین در مسلمین (مرض خطرناک و کشنده­ ای که افراد و امت­ها را از بین برده ­است )

مؤلف: شیخ خالد حسینان (تقبله الله)
مترجم: ص. مهاجر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمين والصلاه و السلام علی اشرف خلقه و خاتم رسله سیدنا محمد و علی آله و صحبه و من اهتدی بهدیه الی یوم الدین، وبعد:

همانا عامل اساسی که باعث می­شود، انسان به طور جدی و مستمر برای آخرت تلاش کند، یقین و اطمینانش به کسب ثواب و پاداش نیک در آخرت است. او به طور یقین می­داند که روز پایانی وجود دارد و آن روز قیامت و حساب، روز بهشت و جهنم و صراط و میزان است. پس یقین قطعی­اش باعث می­شود که به کاری که خداوند متعال بدان خشنود می­شود و از آن راضی است عمل کند و بر آن ثابت قدم باشد و به سرعت و رقابت وارانه به سمت خیرات در حرکت است.

پس این معادله و قاعده­ای است که آن را همیشه در ذهن و قلبت نگه­دار: هرگاه یقین به آخرت ضعیف شد، عمل و محصول برای آخرت ضعیف می­شود و هرگاه یقین به آخرت قوی شد، عمل و محصول برای آخرت قوی می­شود.

منظور از یقین و اطمینان، یقین به آخرت است. هرگاه بنده به دوباره زنده شدن، بازگشتن و هر آنچه در قیامت است، ایمان داشت، قلبش مانند منظرگاهی برای آن می­شود، مانند اینکه آن را می­بیند. خداوند متعال می­فرماید:

«وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» بقره ۴
«و به روز رستاخيز اطمينان دارند.»

پس هنگامی که ایمان بنده بیشتر شد و یقین در قلبش رسوخ و جا گرفت، گوئی که حقایق آخرت در روبرویش است و بهشت و جهنم را می­بیند و زندگی، اخلاق، افکار، راه و شیوه­اش و هر آنچه که در زندگی­اش است تغییر می­کند. بعضی از زاهدان گفته­اند: «فکر نکنم کسی در مورد بهشت و جهنم شنیده باشد، و لحظه­ای از حیاتش وجود داشته باشد که در آن با ذکر یا نماز یا قرائت قرآن یا احسان، به اطاعت از خداوند متعال نپردازد.»

در این مقاله از مرض خطرناک و کشنده­ای حرف می­زنم که افراد و امت­ها را از بین برده ­است و آن ضعف یقین است. از نشانه­هایی حرف می­زنیم تا انسان از آن برحذر و هوشیار باشد. همانا ضعف یقین باعث شده که بسیاری از مردم دچار مرض تنبلی و سستی شوند. با توفیق خداوند متعال از آن حرف می­زنیم:

۱ـ تنبلی در عبادت:
شکی نیست که تنبلی در عبادت یکی از نشانه­های ضعف یقین است. پس هرگاه عدم رغبت، شوق، حرص و تعجیل برای عبادت مانند قرائت قرآن یا نماز ـ چه فرض یا نافله ـ در درونت باشد و یا کم کردن ذکر خداوند متعال یا هر عبادتی که مربوط به حق خداوند متعال یا حق مردم باشد از قبیل صله رحم و …، را در خود احساس کردی، بدان دچار بیماری به نام «ضعف یقین» شده­ای.

همچنین عدم حرص در تطبیق سنت­های روزانه یا عدم حرص به فضائل اعمال، همگی دلالت بر ضعف یقین دارد.

برایتان مثالی می­زنم: اگر به مردم گفته شود: «هرکس به یکی از سنت­ها عمل کند، به او مبلغ پولی داده می­شود یا هرکس نماز صبح را به جماعت در مسجد بخواند، ارتقاء رتبه پیدا می­کند یا هرکس هر ماه قرآن را ختم کند، به او جایزه­ای با ارزش داده می­شود و مانند این مثال­ها، در این حالت همه مردم را نسبت به این اعمال حریص می­بینی و این به خاطر «قدرت یقین­شان» نسبت به جایزه یا پولی است که به آن­ها داده می­شود و این رفتار به دلیل آن است که اکثر مردم ایمان­شان به چیزهای محسوس و قابل دیدن نسبت به غیب بیشتر است، پس مال موجود است و آن را می­بینند، اما جزاء اعمال در جهان غیب است.

اندک بودن دعاء و عدم حرص نسبت به آن دلیلی بر ضعف یقین است. زیرا هرکس به وعده خداوند متعال به اجابت دعا ایمان داشته باشد، با تمام وجودش به دعا کردن می­پردازد، زیرا می­داند که خداوند متعال بر هر چیزی قادر است.

«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ‏» بقره ۱۸۶
«و هنگامی كه بندگانم از تو درباره‌ی من بپرسند (كه من نزديكم يا دور،) من نزديكم و دعای دعاكننده را هنگامي كه مرا بخواند، پاسخ می‌گويم (و نياز او را برآورده می‌سازم). پس آنان هم دعوت مرا (با ايمان و عباداتی همچون نماز و روزه و زكات) بپذيرند و به من ايمان بياورند تا آنان راه يابند (و با نور ايمان به مقصد برسند).»

۲ـ اعتماد به دنیا:
اطمینان به دنیا و فراموش کردن و غفلت از آخرت، باعث می­شود که انسان همه وقتش را صرف این دنیا کند و فکرش، همّش، عملش و قلبش همه متعلق به دنیا باشد. پس او به دنیا راضی می­شود و آن را بر آخرت مقدم می­شمارد. پس هرگاه سخن می­گوید به خاطر دنیا است و هرگاه ناراحت می­شود باز به خاطر دنیا است. برای آخرت یا عبادت پروردگارش وقتی ندارد، در روز مشغول کار و تلاش برای دنیاست و در شب مانند جنازه­ای بی­تحرک است. همان گونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم توصیفش کرده است:

«جیفه بالییل حمار بالنهار عالم بدنیا جاهل بالاخره»
«مانند جنازه­ای در شب و الاغی در روز است، نسبت به دنیا عالم و نسبت به آخرت جاهل است.»

و همانا ترک جهاد فی سبیل الله و اعتماد و تکیه بر دنیای فانی، یکی از نشانه­های «ضعف یقین» است. به همین خاطر می­بینیم وقتی که صحابه ـ حتی کم سن و سالان صحابه که به سن بلوغ نرسیده بودند ـ یقین در قلب­های­شان رسوخ می­کرد برای طلب شهادت و آنچه که خداوند متعال برای شهدای راهش از نعمت­های پایدار و درجات عالی آماده نموده است، به سوی میادین جنگ و قتال می­شتافتند.

فسبحان الله! زن­های صحابه برای جهاد در راه خداوند متعال اشتیاق داشتند در حالی که امروزه بسیاری از صالحین و اصلاح گران و از اهل علم در این زمانه اشتیاقی برای رسیدن به درجات شهداء و مراتب مجاهدهین ندارند، إنا لله و إنا الیه راجعون! تصور نمی­کنم شخصی وجود داشته باشد که کتاب «مشارع الاشواق» ابن نحاس را بخواند و نسبت به جهاد و شهادت اشتیاقی نداشته باشد، مگر اینکه به خاطر ضعف در یقینش باشد. والله اعلم

یکی از علت­های عقب­افتادگی مسلمانان «ضعف یقین» و عـدم مقاومت در برابر اشغالگران سرزمین­های مسلمین و بیرون نکردن آن­ها از سرزمین­هایشان است، که این خود دلیلی بر این بیماری است.

۳ـ از نشانه­های دیگرش آن چیزی است که نزد عموم مردم از انواع ترس مستمر و همیشگی­ و عدم اطمینانشان به پروردگارشان می­بینی. آن­ها را می­بینی که از همه چیز می­ترسند! از جانش و از اهل و اموالش و… او می­ترسد که چیزی از آن­ها را از دست بدهد، پس همیشه در حال نگرانی و ترس از فقر هستند.

هرکس اطمینانش را به خدا از دست داد، خـود را دچـار اضـطراب و نگرانی می­کند و به پروردگارش سوء ظن دارد و حزن و ناراحتی­اش افزایش پیدا می­کند و از تحمل مشکلات عاجز می­ماند.

۴ـ عدم رضایت به قضا و قدر خداوند:
پس نسبت به آنچه که خداوند بر او مقدر کرده از بلاء یا مصیبت یا غیره ناخشنود است. و حال آنکه رضایت و خشنودی به قضاء خداوند موجب آرامش نفس و اطمینان قلب می­شود و مؤمن واقعی که با خداوند متعال در ارتباط است، می­داند که همه چیز به قضا و قدر است، پس صبر می­کند و اجر و پاداش آن را می­برد.

پیامبر صلی الله علیه وسلم می­فرماید: «ذاق طعم الایمان من رضی بالله ربا و بالاسلام دینا و بمحمد رسولا»
«هرکس به پروردگاری خداوند متعال و به دین اسلام و پیامبری محمد صلی الله علیه وسلم راضی باشد، طعم ایمان را چشیده است.»

و هنگامی که یقین عبد به پروردگارش کم شد، بر قلبش یأس و ناامیدی وارد می­شود.

۵- ارتکاب گناه:
ارتکاب هر آنچه از اقوال و اعمالی که خداوند متعال بر مسلمان حرام کرده است. پس  تصور نمی­شود که شخصی به روز آخرت و به بهشت و جهنم ایمان داشته باشد و مشغول گناه باشد و بر آن مصر باشد. این امر هرگز امکان پذیر نیست؛ بلکه آنچه از معاصی و گناه انجام می­دهد به خاطر ضعف یقین به آخرت است.

برای مثال: اگر پزشکی مسیحی به تو بگوید اگر از بعضی از خوردنی­ها استفاده کنی، به فلان مرض دچار می­شوی، متأسفانه بعضی از مردم را می­بینی که کلام این پزشک را تایید می­کنند و به آن مبادرت می­ورزنـد و این خوردنی­ها ـ در حالی که مباح هستند ـ را به خاطر ترس از بیماری رها می­کنند.

پس ای مسلمان شایسته تو نیست که سخن خداوند متعال را تصدیق نکنی، در حالی که او راستگوترین سخنگویان است و تو را از ارتکاب گناه بر حذر می­دارد تا دچار آتش جهنم و عذابش نگردی؟

به خدا سوگند و سپس به خدا سوگند کسی که یقین به روز قیامت در قلبش جای گرفته باشد به طوری که گویی بهشت و جهنم و قیامت را می­بیند، هیچگاه دچار گناه نمی­شود. بلکه این انسان، خود را به خاطر هر سخن و عملی بازخواست می­کند، حتی به خاطر هر آنچه که در قلبش می­گذرد، خود را بازخواست می­کند. او شدیداً به محاسبه نفس خود می­پردازد و در نهایتِ پرهیزگاری و ترس از خداوند متعال است. همه این­ها بخاطر ثمرات یقین و اطمینان به آخرت است.

۶ـ تعلق خاطر به غیر خداوند:
تعلق به غیر خداوند، خداوندی که همه آسمان­ها و همه گنجینه­ها و هستی در دست اوست، هیچ چیز در آسمان و زمین وجود ندارد که با او برابری کند و او بر همه چیز قادر و تواناست.

هرکس در قلبش عقیده به معانی ربوبیت و الوهیت و اسماء و صفات مستقر شده باشد و به آن به طور شایسته ایمان داشته باشد، قلبش به مخلوقات ضعیف، عاجز و ناقص که اولش نطفه­ای ناچیز و آخرش جنازه­ای متعفن می­شود، تعلق پیدا نمی­کند.

آیا شایسته است که فرد عاقل قلبش به مرده­ای ناتوان تعلق خاطر داشته باشد و خداوند متعال همیشه زنده و پایدار را رها کند؟!

درخواست کمک و طلب از غیر خدا و تعلق خاطر به مادیات و ظواهر دنیا و اعتماد بر آن­ها و هر آنچه که مردم به سحـر و شعبـده­بازی توجه می­کنند و از آن­ها در خواست شفاء و حل مشکلات­شان می­کنند و به فریاد خواندن مردگان و توسل به آن­ها، نشانه­ای از نشانه­های ضعف یقین به خداوند متعال است.

۷ـ کاهش صبر نسبت به بلاء و مصیبت:
آدمی را همیشه در حال شکایت می­بینی و حال اینکه آن برخلاف باوری است که ایمان­دارن به پاداش خداوند متعال به صابرین دارند که می­فرماید:

«إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ» زمر ۱۰
«قطعاً به شكيبايان اجر و پاداششان به تمام و كمال و بدون حساب داده مي‌شود.»

و خداوند متعال با آن­هاست.

۸ـ ترجیح دادن رضایت مخلوق به رضایت خالق:
چنین انسانی بیشتر از مخلوق می­ترسد تا از خداوند عظیم و به مخلوق امید بیشتری دارد تا به خداوند بخشنده و مهربان.

با این وجود اگر به این امر می­اندیشید، می­دانست که این مخلــوقی که بـدان امیـد دارد و از آن می­ترسد، به دست خداوند متعال خلق شده است و نمی­تواند کاری انجام بدهد مگر با اراده و خواست خداوند متعال.

پس عظمت خداوند متعال را در قلبت بالاتر و بزرگتر از هر چیز قرار بده، همه چیز نسبت به خداوند متعال حقیر و کوچک است.

پس هرگاه همسرت یا رئیست یا هرکس دیگر، از تو درخواست کاری حرام داشتند، با تمام صراحت و بدون خجالت  به آن­ها بگو «رضای خداوند متعال بالاتر از همه چیز است». پس هرکس برای راضی کردن مردم، خداوند متعال را ناخشنود کند، به خاطر ترس از آن­ها و امید به آن­ها بوده است و هرکس به خاطر آن­ها واجبی را ترک کند و حرامی را به خاطر جلب رضایت آن­ها انجام دهد، به خاطر ضعف یقین او است.

۹ـ وقت تلف کردن:
بدون اینکه فایده یا نتیجه امیدوار کننده­ای داشته باشد چه در سطح فردی و چه در سطح امت اسلامی، بسیاری از پسران و دختران جوان را می­بینی که وقت­شان را صرف خواندن مجله­های بیهوده و شعرهای نامناسب می­کنند و مشغول تماشا کردن شبکه­های ماهواری حرام و فریبنده و هر آنچه که باعث غضب پروردگار می­شود، هستند. اگر آن­ها به حقیقت آنچه که بر سرشان در آخرت، قبر، و فشار آن، تنهایی در روز حساب، سختی محشر، وحشت روز قیامت، جهنم و آتش و… فکر می­کردند، هرگز قدم در کاری برنمی­داشتند که باعث اتلاف وقت­شان شود و در دنیا و آخرت­شان فایده نداشته باشد.

به همین خاطر این حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را یادآوری می­کنم که می­فرماید: «لا تزول قدما عبد یوم القیامه حتی یسأل عن عمره فیم أفناه، و عن عمله فیم فعل فیه و عن ماله: من أین اکتسبه و فیم أنفقه، و عن جسمه فیم أبلاه»
«بنده­ای روز قیامت قدمی برنمی­دارد، مگر اینکه از عمرش سوأل می­شود که در چه راهی صرفش کردی و از علمش پرسیـده می­شود کـه آن را در چه راهی صرفی کردی و از مالش پرسیده می­شود که از چه راهی آن را بدست آوردی و در چه راهی آن را انفاق کردی و از جسمش پرسیده می­شود که در چه راهی فرسوده­اش ساختی.»

و سبحانک اللهم و بحمدک نشهد ألا إله إلا أنت نستغفرک ونتوب إلیک

 

1 دیدگاه دربارهٔ «نشانه های ضعف یقین در مسلمین (مرض خطرناک و کشنده ­ای که افراد و امت­ها را از بین برده ­است )»

دیدگاهتان را بنویسید