ای برادر من! هرچه داری باید فدا کنی و با کفار سکولار و اشغالگر خارجی و نوکران آنها بجنگی. مگر نمی بینی…؟

ای برادر من! هرچه داری باید فدا کنی و با کفار سکولار و اشغالگر خارجی و نوکران آنها بجنگی. مگر نمی بینی…؟

 به قلم :  ابوخالد رفيعي

چیزی جز آتش دیده نمیشود. عقابهایی سرخ چشم که از دهانشان گلوله هایی آتشین پرتاب میشود, اسبهایی که از دهانشان دود بیرون می آید و انسانهایی از دندانهای تیز شده شان خون کودکان ما قطره قطره بر زمین میریزد. خانه ای که خرابه شده و این انسان نمایان در آن دختری را کشان کشان میبرند.

مردهایی که اندامشان از لجن پر است روسری را از سر زنان میدرند و صورت ایشان را چنگ میکشند و خون از سرشان سرازیر میشود. از زمین اسکلت و استخوان رویانده شده. صلیبهایی بزرگ به سمت ما می آیند صلیبهایی که آغشته به خون هستند. جانورانی در پی آن دوان دوان می آیند. گویی از همه طرف این جانوران ما را دوره کرده اند. جانورانی سبز و زرد ولجنی. آسمان تیره و سیاه است و رگه های سرخ رنگی در آن پدید آمده است. گاهی سگانی به پیش ما می آیند و پاهایمان را لیس میزنند گولشان را نخورید!!! اینها از شیاطین هستند و فریب کار. تکه استخوانی هم به ایشان ندهید.

  کودکان پیر شده اند و پیران همچون کودکان سخن میگویند. اینان خواهران ما هستند. پس نقابشان کجاست؟ شوهرانشان, کودکانشان؟ گوشه ای آن طرف تر این یاران شیطان یکی از خواهران را در بر گرفته اند و… کسی نیست تا به اینها چیزی بگوید؟ ای سربازان خدای یکتا کجایید؟

  آری! نور سرشتگان آمدند صورتشان از شدت نورانیت معلوم نیست. با بالهایی برای پرواز گرچه تعدادشان کم است ولی می جنگند و غالب میشوند.می گویند:

«خدا ما را به پیروزی وعده داده است و شیطان ما را به شکست. ما منتظریم تا ببینیم وعده چه کسی عملی میشود. و وعده خدای یکتا عملی است»[۱]

بعضی صلیبها میشکنند و بعضی همچنان سر به آسمان برافراشته اند. ای هم کیشان من کجایید؟ چرا کمک نمیدهید؟ مگر نمیبینید با اسبهای سیاهشان بر ما تاخته اند. سوار بر اسبهای سفیدتان شوید!

  پهلوانی با پرچمی پر از نور میرسد. گلوله های آتشین را که از آسمان و زمین بر سرش فرود می آیند را رد میکند و به شیاطین میرسد. نورش را به شیاطین بازتاب میکند و ایشان را از بین میبرد تا خاموش میگردد و بال در می آورد و به اوج آسمان پر می کشد، ناگهان محوطه ای از آسمان را از تاریکی در می آورد. نورانی میگردد و راه سبزی در پیش این پهلوان است. راهی پر از شکوفه ها و گلهای سرخ…

    ای مسلمانان!

«شما(ای اهل ایمان با آن کفار) بقتال و کارزار برخیزید تا خدا آنان را بدست شما عذاب کند وخوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دلهای اهل ایمان را(بفتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد»(توبه ۱۴)

«و هرگاه آنها سوگندی و عهدی که بسته اند بشکنند و در دین شما تمسخر و طعنه زنند در این صورت با آن پیشوایان کفر و ضلالت کارزار کنید که آنها را عهد و سوگند استواری نیست»(توبه ۱۲)

«آیا با قومی که عهد و پیمان خود را شکستند و اهتمام کردند که رسول خدا را از شهر و وطن خود بیرون کنند قتال و کارزار نمی کنید در صورتیکه آنها اول بار به قتال با شما پرداختند از آنها بیم و اندیشه دارید و حال آنکه سزاوارتر آنست که از خدا بترسید اگر اهل ایمان هستید»(توبه۱۳)

ای مسلمانان چرا در راه خدا با این شیاطین نمیجنگید. همین شیاطینی که به پیر وجوان و کودک شما رحم نکردند؟

«چرا در راه خدا و مردان و زنان و کودکانی که تضعیف شده اند پیکار نمی کنید؟همان افرادی که می گویند : پرورداگارا!ما را از این شهر که اهلش ستمگرند بیرون ببر و از طرف خود برای ما سرپستی قرار ده و از جانب خود یار و یاوری برای ما تعیین فرما»(نساء آیه۷۵)

مگر نه اینست که خداوند متعال میفرماید:

«و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید و از حد تجاوز نکنید که خدای تعدی کنندگان را دوست ندارد»(بقره ۱۹۰)

«به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل گردیده اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته اند و خدا بر یاری آنها تواناست»(حج ۳۹)

  ای برادر من! هرچه داری باید فدا کنی و با شیاطین بجنگی. مگر نمیبینی با زنان و کودکانت چه کرده اند؟ آیا زنان و کودکان تو نبوده اند؟ ای مسلمان همچون آن پهلوان باش و عاقبت سر سبز او را ببین. آیا چشمهای خونین این صلیب به دستان را نمیبینی؟ با تمام وجودت بجنگ. که اگر نجنگی عاقبتت همچون این شیاطین است:

«و هر کس از آنها پشت کند مگر اینکه برای جنگیدن منحرف شود یا بسوی گروهی دیگر جای گیرد بسوی غضب خدا برگشته و جایگاهش دوزخ است و بد بازگشتی است»(انفال ۱۶)

  ای برادر سرزمینهای ما را گرفته اند. آسمانهایمان تیره گشته. به سگها و به آن گاوهایی نگاه نکن که علف آغشته به خون کودکانمان را میخورند، اینان از ما نیستند اینان تربیت یافتگان شیطان هستند مگر نمیبینی خدایت اینگونه میفرماید:

«ای اهل ایمان یهود و نصاری را بدوستی نگیرید آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند و هرکه از شما آنان را به دوستی گرفت از آنها خواهد بود و همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد کرد»(مائده ۵۱)

  اینان دین شما را به بازیچه گرفتند چگونه از آنها می گذرید در صورتی که خداوند متعال میفرماید:

«ای اهل ایمان با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دین شما را به بازیچه گرفته اند دوستی مکنید و از خدا بترسید اگر به او ایمان دارید»(مائده ۵۷)

و این حیوانات که دوستی با شیاطین میکنند این سخنان را قطعا شنیده اند ولی دعوت شیطان را پذیرفته اند و از او عزت می طلبند در صورتی که خداوند به ایشان میگوید:

آن گروه که کافران را دوست گرفته نه مومنان را آیا نزد کافران عزت میطلبند درحالی که عزت همه دست خداست»(نساء ۱۳۹)

  و با ایشان بجنگید که دشمنان شما و الله تعالی هستند. با ایشان بجنگید و بدانید پیروز میشوید و به خداوند متعال امید داشته باشید:

«اگر شما درد میکشید آنان(دشمنانتان) نیز همانگونه که شما درد میکشید درد میکشند و حال آنکه شما چیزهایی از خدا امید دارید که آنها امید ندارند»(نساء ۱۰۴)

و بدانید:«خدا با مومنان است»(انفال ۱۹) پس دوست خداوند باش و از هیچ نترس که خدای یکتای اینگونه در شان دوستانش فرموده:

«آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترس و هیچ اندوهی در دل آنها نیست»(یونس ۶۲)

و بدانید:«برای کافران دفاع کننده ای نیست»(معارج ۳) و آنها هرقدرتی داشته باشند شما از آنان قدرتمند ترید چون خداوند اینگونه فرموده است:

«قطعا خداوند از کسانی که ایمان آورده اند دفاع میکند زیرا هیچ کافری را دوست ندارد»(حج ۳۸)

  و کم طاقت نباشید پیروزی ازان ماست. گرچه کم طاقتی شما از سوی الله تعالی درک میشود:

«بدرستی که انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است»(معارج ۲۰)

  بدانید الله تعالی به وعده هایش عمل میکند و هرکه این را نفی کند دروغگوست ولی نه اینکه بگذارید صلیب بر سرمان فرود آید و شما هیچ نکید و فکر کنید در بی کاری پیروز میشوید چون خداوند فرمود:

«همانا خداوند حال قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود تغییر دهند»(رعد ۱۱)

پس :«همانا شما را پندی میدهم که دونفر دو نفر و یا فردی برای خدا قیام کنید»(سباء ۴۶)

  فکر میکنید اگر کاری نکنید دنیایتان را آباد کرده اید؟ باید به شما بگویم در دنیایتان نیز همچون در آخرت خواهید سوخت.

  مگر نمیبینید!!! مالهایتان زنانتان کودکانتان را با خود میبرند و باز دعوی دوستی میکنند و صریح بگویم احمق است کسی که دعوی دوستی ایشان را بپذیرد. ای برادرانم ! ترس از ایشان نا امیدی از رحمت خدا و نا امیدی و ترس هر دو گناهان بزرگی هستند که فقط با توبه بخشیده میشوند. پس توبه کن و شمشیرت را بردار و با این شیاطین بجنگ.

  مگر نشنیده ای که خداوند متعال فرمود:

«و هرگاه با کفار روبه رو شدید گردنهایشان را بزنید»(محمد ۴)

پس ای مومنان به کلام خدا نترسید. اسبهایتان را آماده کنید که پیروزی ازان شماست. هرچندکه اسبهای ایشان تند تر حرکت کند ولی اسبهای شما توانش بیشتر است و هر قدمی که اسب شما برمیدارد بال شما برای پرواز سبک تر و وسایلتان برای سفر سنگین تر میشود و سعادت ازان شما و خانواده شماست:

«بهشت های عدن که آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان در آن داخل میشوند در حالی که فرشتگان از هر دری بر آنها وارد میگردند»(رعد ۲۳)

    آیا کوسه های شیاطین را نمیبینید که پرچم کفر بر روی آنان است و دود از بینی اش بالا میزند؟

  لکه های خون به روی نوشته ها نقش بسته. شیاطین می آیند و قلم ها را میشکنند. کاغذها را میسوزانند… وای بر این خوک سیاه! در مجمع صلیب به دستان، کلام خدای یکتا را به بازی میگیرد و میگوید با نفسهای آتشینش میسوزاندش. آری شیاطین کار خود را کردند و ورقهایی را سوزاندن ولی نمیدانند که با سوزاندنش اینها که هیچ اگر تمام صفحه ها هم که هیچ اگر تمامی قرآن ها را بسوزانند قرآن درون قلب ماست و این چیزی که سوزانده اند ورقهایی کاغذی بیش نبوده. و الله تعالی فرموده است که از قرآن حفاظت میکند و حفاظت خداوند از ورقها نیست بلکه از سخنانی است که هیچ وقت از بین نخواهد رفت.

  قلم ها به زمین افتاده است ولی نوشته ها پرواز میکنند و به گوش همگان میرسند. همین نوشته ها هستند که باعث پیروزی میشوند. ای برادرانم بنویسید. بنویسید تا دم شهادت بنویسید که این نوشته ها بدون شهادت سودی ندارند. باید مهر خونی به پای این نوشته ها باشد تا نوشته ها نورانی شوند و نوری شوند در بازوهای پهلوانی و آن نور قدرتی شود تا شیاطین را از بین ببرد.

  و اما ای شمشیر بدستان صلیبها را بشکنید و شیاطین را نابود سازید حتی به غیمت جانتان که اگر کشته شوید بالهایتان سبک تر است و اگر پیروز شوید و زنده بمانید باز نیز سعادت دو دنیا نسیبتان میشود چنانچه سرورمان (صلی الله علیه و سلم) میگوید:

«مثال مجاهد در راه خدا ـ و خدا بهتر مي داند كه چه كسي در راه او جهاد مي كند ـ مانند كسي است كه هميشه در حال روزه و نماز بسر مي برد. و خداوند، تعهد نموده است كه اگر مجاهدِ راهش را بميراند، او را   وارد بهشت سازد و (اگر زنده نگه دارد) سالم و تندرست، همراه پاداش يا غنيمت (به خانه) برگرداند».[۱]

  مردانی با خال کوبی ها می آیند و ما را لگد مال میکنند. آیا قرار است در مقابلشان فقط مظلومانه کتک بخوریم. مگر نمیبینید از آتشند از فرزندان شیطانند، نمیخواهید جهاد کنید نمیخواهید سلاحتان را بدست بگیرید؟ مگر دنیا چقدر ارزش دارد؟

«صبح و شامي در راه خدا رفتن (جهاد كردن) از دنيا و آنچه در آن وجود دارد، بهتر است».[۲]

والسلام

ابوخالد الرفیعی


([۱]  بخشی از سخنان ملا محمد عمر در پیام ایشان بعد از حمله آمریکا به افغانستان

-صحیح بخاری حدیث ۲۷۸۷[۲]

-صحیح بخاری حدیث ۲۷۹۲[۳]

دیدگاه‌تان را بنویسید: