شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو
بسم الله والصلاة و السلام على رسول الله مبعوث رحمة للعالمين اما بعد :

عبدالقادر توحیدی در اوایل انقلاب ۵۷ ایران با اندیشه های اخوانی جزو  جریان مکتب قرآن کاک احمد مفتی و یکی زیر مجموعه های آن محسوب می گردید که هم در جهاد سازندگی و هم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نقش فعالی داشت. حتی به همراه کاک احمد سفرهائی هم به دفتر رهبری کرده بود؛ اما نه در شورای افتاء و نه در کلاسهای درسهای شرعی نتواسنته بود در برابر دیگر اعضای مکتب چون کاک فاروق فرساد و کاک حسن امینی و … اعلان موجودیت کند ،حتی چون ماموستا ربیعی هم در میان اهل سنت و عامه ی مردم چندان چهره ی شناخته شده و پذیرفته شده ای نبود  .

با این وجود در جریان دستگیری های طرفدارن مکتب آقای مفتی زاده ایشان هم روانه ی زندان می گردد و بعد از آزادی از کرمانشاه به نزد قبیله ی  خود در اورامانات بر می گردد .

جهت شناخت بیشتر اوضاع کلی حاکم بر منطقه لازم به ذکر است گفته شود که  قبلا در سال ۱۳۵۹ حکومت سکولار و بعثی صدام حسین به نمایندگی از طاغوتهای منطقه و آمریکا  بر علیه حکومت انقلابی و شیعه مذهب ایران اعلام جنگ نموده بود . سکولاریستهای مرتد کومله و دموکرات هم در میان جوانان اهل سنت عضوگیری نموده و به عنوان مزدوران و عوامل بومی صدام حسین با حکومت شیعه مذهب و تمام جریانات اسلامی اهل سنت اعلام جنگ کرده بودند .

البته در میان شیعیان التقاطی هم سازمان رجوی از سال ۱۳۶۰ جنگ بر علیه حکومت شیعه مذهب و انقلابی ایران را شروع کرده و سرانجام دو سال بعد از جنگ ایران و عراق در سال ۶۱ رسما نیروهای خود را به عراق منتقل نموده و تحت فرمان مستقیم صدام حسین سکولار سویالیست بعثی قرار گرفتند .

عبدالقادر توحیدی هم در چنین وضعیتی در سال  1405قمری برابر با ۱۳۶۳ شمسی  از ایل و قبیله ی خود و چند نفر از مسلمانان دیگر گروهی مسلح تحت عنوا ن « حركت اسلامى اهل سنت و جماعت ايران » را به وجود آورد که در تاريخ ۲۵/۴/۱۳۶۳ ه ش جنگ مسلحانه ی خود را بر علیه حکومت مرکزی ایران و نیروهای بومی پاسدار اعلام نمود .

می دانیم قبل از شروع جنگ عبدالقادر توحیدی، کسانی چون کاک احمد مفتی زاده بزرگترین رهبر اهل سنت با چنین جنگهائی به کلی مخالف بود و حتی کسانی چون کاک ناصر سبحانی چندین ساعت با عبدالقادر مناظره نموده و ثابت نمود که جنگ مسلحانه ی ایشان غیر شرعی است .[۱]

با این وجود عبدالقادر توحیدی هماهنگ با صدام حسین و مزدوران او چون مرتدین سکولار کومله و دموکرات و سایر احزاب ارتدادی و التقاطی های گروه رجوی و … جنگ خود بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران را با پشتوانه ی تعدادی از جوانان قبیله ی کوچک خود آغاز کرد .

در این برهه از زمان علما به دو دسته تقسیم شدند عده ای چون جماعت مفتی زاده – غیر از چند نفر مشخص که عده ای به پاسداران پیوستند و یکی دو نفر هم به گروه عبدالقادر-  بقیه کلا از این جنگها دوری کردند و اطرافیان کاک ناصر هم به انکار آن پرداختند اما دسته ای دیگر از علمای منطقه که اکثر ائمه ی مساجد شهرها و روستاها و مدرسین مدارس دینی بودند  گروه عبدالقادر را گروه باغیه خوانده و فتوای مشروعیت جنگ بر علیه آنها را صادر نمودند .

عبدالقادر توحیدی در مورد این دسته از علمای منطقه می گوید : ” در واقع همان ملاهاى كة در ابتدا بة ما وعده همكارى و جهاد عليه ظالمان را داده بودند خود براى زندكى مرفه نشستند و بة اين اكتفا نكردند بلكة علية ما اعلامية مى نوشتند و ما را خوارج توصيف مى كردند و حتى در خطبه هاى جمعة بر علية اين حركت سخنانى ناشايت و دروغين را در محراب رسول الله براى حاضرين مى خوانند، “

مشخص است که تمام جریانات موجود در منطقه و خطباء و علمای مساجد و مدارس دینی با این حرکت قبیله ای و مسلحانه ی عبدالقادر توحیدی مخالف بودند و آن را بر علیه منافع اهل سنت و مسلمین منطقه و به نفع دشمنان اسلام و مسلمین می دانستند، به همین دلیل مانع از گسترش و عضو گیری این گروه در میان اهل سنت اورامانت و سایر مناطق کوردها شدند.

بر این مبناست که چند دهه بعد از این وقایع عبدالقادر توحیدی عدم حمایت مردمی و علمای منطقه و حتی عدم توجه طاغوتهای مرتد و دست نشانده بر مسلمین به آنها را از علل ناکامی خود معرفی نموده و می گوید :

”   اكر انموقع مردم و علماى اهل سنت بجاى توهين و خوارج خواندن ما ، و كشورهاى سنى نشين مجاور ،ما را همكارى مى كردند امروز كار به اينجا نمى رسيد، ”

واضح است عبدالقادر توحیدی سعی دارد با برجسته کردن اصطلاح خوارج و تکرار این کلمه در حق خودش، هم به ترور شخصیتی علمای مخالف با خود بپردازد و هم برای خودش جایگاهی شبیه جایگاه علمائی پیدا کند که در طول تاریخ به ناحق متهم به خوارج بودن شده اند .   

اما با بررسی اطلاعیه ی روحانیت منطقه در رابطه با حرکت اسلامی [۱] در تاریخ ۲۷/۱۰/۶۳ و تصویر این بیانیه که ارائه داده ام متوجه می شویم که اصلا کلمه ی خوارج در این بیانیه نیامده و حتی کلمه ای معادل آن هم به کار گرفته نشده است که معادل شرعی خوارج باشد . پس چرا دروغ به این بزرگی باید گفته شود ؟

تعداد ۱۸ نفر از علمای اهل سنت پاوه و جوانرود و روانسر در منزل امام جمعه ی جوانرود جمع شده و در ۴ بند مواردی را به تصویب می رسانند :

  1. اعلام آمادگی و همبستگی با آیت الله خمینی و تجدید بیعت با وی و نظام جمهوری اسلامی
  2. بیان اینکه مساله ی اصلی روز جنگ با صدام حسین و توطئه های استکبار و الحاد است
  3. هر گونه حرکت مسلحانه بر علیه ارزشهای نظام جمهوری اسلامی را محکوم نموده و حرکت اسلامی عبدالقادر هم از نگاه آنها رد است
  4. از طرف مسئولین درخواست می کنند همچنان زمینه برای گفتگو با اعضای گروه عبدالقادر فراهم و فرصت بازگشت داده شود

در پایان این بیانیه مشخصات اعضای شرکت کننده آمده است . این پیام آشکار تمام جریانات مستقل و خطبای مساجد و ملاهای مطرح منطقه در آن زمان بود که مسلمین مناطق تحت نفوذ گروه عبدالقادر را رهبری می کردند .

اما عبدالقادر توحیدی در کمال نا امیدی انگار پیام اهل سنت اورامانات و کوردستان در رد وی و گروهش را ندیده باز امیدوار بود و می گفت : 


[۱] تاریخ سیاسی ، اجتماعی پاوه … ص ۷۵۷

عبدالقادر توحیدی در کمال نا امیدی انگار پیام اهل سنت اورامانات و کوردستان در رد وی و گروهش را ندیده باز امیدوار بود و می گفت :  

” اكنون هم زياد دير نشده و كر بخود ايد نصرت الهى هم خواهد رسيد ، و تمنا دارم از روحانيون اهل سنت بجاى اينكه ملاقاتهاى خود را با مقامات ايرانى در بر بكيرند و بجاى اينكة در محافل تقريب مذاهب و هفته وحدت و … شركت كنند بيايند با خودشان و ملت خودشان دردل كنند و نسل ايندة ما را بة هلك نبرند “

عبدالقادر این امید را با خودش به گور برد که روزی اهل سنت ایران در مسیر و جبهه ی سایر کفار اشغالگر جهانی و مرتدین سکولار محلی و منافقین داخلی بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران قرار گیرد؛ با این وجود همیشه سعی داشت با تحریک احساسات اهل سنت و انگشت گذاشتن بر عقاید پاره ای غلات شیعه در مورد اصحاب و … شعله های جنگ مذهبی شیعه و سنی را در میان مسلمین منطقه روشن گرداند که کل سودش به جیب کفار اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا و مرتدین محلی و منطقه ای می رفت و می گفت :   

” امروز حقايق دشمنى تشيع با جهان اسلام بسيار واضح و اشكار است انها توهيناتشان از اصحاب فراتر رفته و بخود ذات الله توهين مى كنند در كتابهايشان و همة مسلمانان را خوك و درنده و وحشى نام مى نهند و كشتن اهل سنت و مسلمان را حلال و تجاوز بة ناموس زنان را مبارك و باعث محو كناهان بشمار مى برند بس تو عالم اهل سنت تا كى مى خواهيد با ظلم انها مدارا كنيد …..اميدوارم ملت ما هوشيار شود و علماء اهل سنت بخود ايند و با نفس خود بازى نكنند و جوانان ما را هم سر كردان نكنند و بنام اسلام و در لباس اسلام اسلام ضعيف و بى غيرت را بة جوانانمان تبليغ نكنند “

  حداقل ما نزدیک به ۴۰ سال است که تحت حاکمیت این حکومت شیعه مذهب زندگی می کنیم که شیعیان اصولی بر آن حاکمیت یافته اند، آیا ما چنین مواردی که این شخص جهت تحریک غیرت اهل سنت بیان کرده اند را در کتب و آثار این دسته از شیعیان دیده ایم؟ آیا با ناموس اهل سنت چنین برخوردی کرده اند؟ آیا شایسته است که با عقاید شیعیان غلات و بخصوص اخباریون غلات شیعه که خود از دشمنان اصولیون شیعه هستند به قضاوت در مورد یک مذهب نشست؟ اگر یکی از مخالفین اهل سنت با عقاید سنی های غالی به قضاوت در مورد کل اهل سنت بپردازد چه حسی به ما دست می دهد ؟

آیا این شناخت غلط دوست یا حتی دشمن به نفع ماست یا به ضرر ما ؟ چه کسانی از این اطلاعات و شناخت غلط سود می برند ؟

ادامه دارد …. ان شاء الله


[۱]  نوارهای صوتی این مناظره موجود است

دیدگاهتان را بنویسید