پیمان عدم تجاوز امارت اسلامی طالبان با کافر اصلی مثل آمریکا دلیل بر ارتداد است یا …؟

 پیمان عدم تجاوز امارت اسلامی طالبان با کافر اصلی مثل آمریکا دلیل بر ارتداد است یا …؟

به قلم : ابوبکر الخراسانی

برادران دوله اخیرا  با استناد به گفته های سخنگوی امارت اسلامی طالبان که گفته بود : پس از آنکه طرف امریکایی مطمئن شد که ما نمی گذاریم کسی از افغانستان به امریکا ضربه بزند، امریکا به مذاکرات حاضر شد؛  می گویند طالبان گفته است :  جهاد ضد امریکا را حرام کردیم تا امریکا را برای مذاکرات راضی کردیم . به همین بهانه و به همین سادگی  برادران دوله در رسانه های شناخته شده خود برای چندمین بار فتوای ارتداد کل طالبان را صادر نموده و می گویند :

طالبان مرتد، آهسته آهسته رسما از تمام فیلترهای ارتداد می گذرند  ….  پس از سقوط امارت طالبان و اغاز مجدد جنگ های آن دیگر طالبان جدید از یک جماعت جهادی شریعت خواه به رقیب سیاسی برای حکومت افغانستان تبدیل شده بود .. حالا این رقیب سیاسی حکومت افغانستان میخواهد حکومت کند ، مهم نیست چطور و با چه قیمتی اما اینکه حکومتی بدون مزاحمت خارجی و بلکه با رضایت خارجی داشته باشد برایش از هرچیزی مهم تر است .

… در اول نشست اخیر طالبان با امریکا ، ذبیح الشیطان جاهل بیانیه صادر کرده است و در آن میگوید : پس از آنکه طرف امریکایی مطمئن شد که ما نمی گذاریم کسی از افغانستان به امریکا ضربه بزند ، امریکا به مذاکرات حاضر شد .

این پیام یعنی : به امریکا اطمینان دادیم که جهاد ضد شما را حرام کرده ایم و دیگر کسی حق ندارد ضد امریکا جهاد کند ، چون در نزد امارت همه گناه و دشمنی امریکا با خروج او از افغانستان بخشیده می شود ، در نزد امارت دیگر امریکا طاغوت عصر کافر ظالم و تجاوزگر نیست تا اجازه باشد مسلمانی ضد آن اقدام کند ، بلکه باید با آن روابط نیک داشت تا امارت را در سازمان ملل جای دهد ، بلکه باید امریکا را راضی کرد تا نیروهای امارت بدون هیچ مانعی و با پاسپورت به اروپا و امریکا سفر کنند ، و باید امریکا راضی شود – چرا ؟ – چون امریکا بر پاکستان فشار آورده است کمک های خود را قطع کرده است و اقتصاد آن را بهم ریخته است ، و این اصل دلیل پایان جنگی ۱۷ ساله است !

…. و جدیدترین فیلترهای رده و آخرین های آن برای امارت این است : که جهاد با امریکا را حرام اعلام می کند و با مجاهدین ضد امریکا مقابله می کند ، با حکومت مرتد افغانستان صلح میکند ، و در حکومت داری آن شریک میشود ، تا بعد آن نام او از امارت وطنی به بنده امریکا و دموکراسی تبدیل شود و حجتی برای کسی نماند .

در پاسخ به سخنان این برادران غالی ما در دوله که از مفاهیم اصلی شریعت و به کاربردن اصطلاحات شناخت ناقصی دارند لازم است گفته شود : برادران گرامی و ارجمند:

  1. شما اگر به مفاد پیمان صلح مدینه که رسول الله صلی الله علیه وسلم با یهودیان کافر مدینه بست نگاه کنید ، یا اگر به مفاد پیمان صلح حدیبیه که رسول الله صلی الله علیه وسلم با مشرکین(سکولاریستها) قریش بست دقت کنید ممکن است با این شناخت ناقص و اشتباهی که دارید فورا کسی که چنین پیمانی را  ببندد تکفیر کنید .

به عنوان مثال ما در پیمان مدینه می بینیم که در مورد کفار یهودی آمده است :

  • يهود بنى عوف با مؤمنان در حكم يك امّت شناخته مى‌شوند؛ با اين تفاوت كه يهود مطابق دستور دين خود عمل كنند و مسلمانان مطابق اوامر دين خود. 

یا در مورد مشرکین (سکولاریستها) آمده است :

  • هيچ مشركى نبايد به يك نفر از قريش حمايتى بدهد و يا مالى از او نگه‌دارى كند، هيچ مؤمنى را مانع نشود كه بر مشرك تسلط پيدا كند.

و در مورد خون مسلمان با کافر آمده است که :

  • هيچ مؤمنى نبايد مؤمن ديگرى را كه كافرى را كشته، بكشد و به هيچ كافرى عليه مؤمنى نبايد كمك نمايد.

حالا رسول الله صلی الله علیه وسلم در پیمان صلح حدیبیه مجبور می شود بنا بر شرایط خاص زمانی و مکانی خودش تنازلاتی داشته باشد . به عنوان مثال :

  • از صفات الله تعالی چون :الرحمن و الرحیم در ابتدای نامه صرف نظر می کند
  • از نامیدن خودش به عنوان پیامبر خدا صرفنظر می کند
  • متعهد می شود مسلمین مهاجر را تحویل کفار قریش دهد و کفار قریش مرتدین را تحویل ندهد .
  • و….

این موارد از طرف حاکمیتی صورت گرفته است که کسی از مومنین نمی تواند در علم و حکمت و دریاتش نسبت به منابع شرعی و درک وضع موجود و نیازهای روزش  شک و تردیدی وارد کند . با این وجود می بینیم که برای در تنگاه قرار دادن دشمن اصلی (قریش) باز با قبایل مشرک(سکولار) دیگری پیمانهائی می بندد . مثل :

  1. با بنی ضمره در ماه صفرسال دوم هجرت که مفاد قرار داد به این شکل بود : « این پیمانی است از محمد رسول خدا با بنی ضمره، مبنی بر اینکه جان و مال این طایفه در امنیت خواهد بود و «تا در دیا صدفی هست» این طایفه از یاری و حمایت مسلمانان برخوردار باشند مگر اینکه جنگ آنان علیه دین اسلام باشد و نیز هرگاه مسلمانان آنانرا به یاری طلبیدند باید به یاری مسلمانان بشتابند»
  2. پیمان صلح و عدم تجاوز با بنی مدلج در جمادی الاولی سال دوم هجری
  3. پیمان با بنی خزاعه که فتح مکه به دلیل تجاوز متحدین قریش به آن صورت گرفت .

اینها بخشهائی از دیپلماسی رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبایل کافر بر علیه کافر اصلی بوده است که واضح و آشکارا می تواند بسیاری از اتهامات برادران کم علم و نسبتا نامیزان و نامتعادل ما در جماعت دوله را برطرف کند . ان شاء الله . چون در این پیمانها حمله بر کفار معاهد و پیمان شکنی حرام شده است . چون رسول الله صلی الله علیه وسلم بهتر از هر کسی می دانست که الله تعالی امر کرده :  وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولًا ﴿اسراء : ۳۴﴾ و به پیمان [خود] وفا کنید زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد .

اگر دقت شود بیشترین اتهامات برادران نامیزان و کم علم ما در دوله بر علیه بسیاری از مسلمین مخالف خود به دلیل مذهب و تفکر سلفیت خاص نجدیت آنهاست که متعصبانه به خاطر  تفسیر و رای شیوخ آن حتی آیات صریح و احادیث واضح و صحیح را نیز نادیده می گیرند . به همین دلیل با کمی دقت متوجه می شویم که بیشتر فتواهای آنها در مورد اهل قبله به تعصبات مذهبی و تاویلات اشتباه شیوخ سلفیت خاص نجدیت بر می گردد تا به مستندات قانون شریعت الله .

در مورد حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و آنچه در مورد صلح با آمریکا در افغانستان به آن نسبت داده اند می توان گفت که :

  • تطبیق این گفته مشروط به بعد از خروج کفار اشغالگر خارجی و متحدین آن از افغانستان و طبق آیه ی : وإن جنحوا للسلم فاجنح لها وتوكل على الله إنه هو السميع العليم،  و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم و درک وضع موجود و نیازهای روز مسلمین افغانستان است
  • این نشان از انتهای قدرت یک حکومت اسلامی و انتهای ذلیلی غولی است که ادعای سروری جهان را دارد .

برادران ما در دوله با تجربیاتی که خودشان در سوریه و عراق کسب کرده اند باید به خود آیند و بدانند که تنها «۳ابزار» و «۳کانال» برای عزت و قدرت و سربلندی وجود دارد . و بعد از شورای واحد مجاهدین، حکومت بدیل اضطراری اسلامی دومین ابزار است که راه را برای خلافه علی منهاج نبوه باز می کند. غیر از این سه کانال همه ی راهها منتهی به تفرق و ذلیلی و فشل می شود .

الان که حکومت دوله از بین رفته و تبدیل به جماعتی مثل صدها جماعت دیگر شده است لازم است با کنار زدن اختلافات جزئی فقهی دست از تفرق بردارد و به حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بپیوندند و دربرابر دشمنان اصلی  قدرتی بزرگتر  تشکیل دهند قبل از آنکه دیر شود .

دیدگاهتان را بنویسید