یک مجاهد باش… ( مراحل جهاد علیه دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی و برپایی آن در عالم واقعیت )

یک مجاهد باش  ( مراحل جهاد  علیه دیکتاتوری مهاجم سکولاریستی و برپایی آن  در عالم واقعیت  )

به قلم: ابو أسماء الکوبی

ارائه دهنده : احسان هورامی ( دانشجوی علوم سیاسی ) 

بسم الله و الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه و من والاه وبعد:

یک مجاهد فی سبیل الله که وظیفه خود را در قبال الله در باره نصرت دینش می داند باید مراحل جهاد و برپایی آن  در عالم واقعیت را بفهمد و درک کند و وضعیت کنونی ما متشکل از جماعت ها و سازمآنهای مخفی و آشکاری است و این وضعیت نیاز بدین دارد که مجاهد شخصیتی سازمانی در کار و تفکر مرحله ای، و نیز فردی جنگاور باشد.

و جمع میان این دو امر نیاز به شخصیت بزرگی دارد که در اصول اعتقادی خود صادق و در ایمانش مخلص باشد چرا که این شخصیت با عادات و علاقه مندی ها و شهواتش و با دین و اهداف جهاد برخورد خواهد کرد همانند ترک عادات خود در خواب و خوراک و  دوری از محبوبانی چون همسر و خانه و فرزندان و دوستان و خویشان و ترک علاقه مندی هایی چون سفر و دیدارهای دوستانه و گشت و گذارها  به خصوص اگر در مرحله ای باشد که در تشکیل سازمان جدید باشد و یا در کشوری منسجم قرار داشته باشد که در امور امنیتی و اطلاعاتی پیشرفت زیادی داشته باشد که در آن صورت قید و بندهای امنیتی سختی بر حرکت و ارتباطات سیطره خواهد داشت و بدین خاطر این مرحله را جز اندکی از مردان نمی توانند تحمل کنند که بعد از توفیق الله تمام لذتهای دنیا در چشمشان کوچک شده باشد و به خاطر دینشان خود را از شهوات منع کرده اند و به خاطر بهشت جاویدانی که الله تعالی برایشان آماده کرده و به مجرد اینکه ارواحشان از اجسادشان خارج گردد بدان می رسند، اجسادی که در این دنیا به خاطر نصرت لا اله الا الله به رنج و سختی افتاده اند.

الله تعالی این امر را در کتاب گرانقدرش در این آیه مبارکه بیان می کند:

‏ إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

:‏ بيگمان خداوند ( كالاي ) جان و مال مؤمنان را به ( بهاي ) بهشت خريداري مي‌كند .  ( آنان بايد ) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند . اين وعده‌اي است كه خداوند آن را در ( كتابهاي آسماني ) تورات و انجيل و قرآن ( به عنوان سند معتبري ثبت كرده است ) و وعده راستين آن را داده است ، و چه كسي از خدا به عهد خود وفاكننده‌تر است‌ ؟ پس به معامله‌اي كه كرده‌ايد شاد باشيد ، و اين پيروزي بزرگ و رستگاري سترگي است . ‏

و می فرماید:{ ‏ وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ‏.‏ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏.‏ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ‏:‏ و كساني را كه در راه خدا كشته مي‌شوند ، مرده مشمار ، بلكه آنان زنده‌اند و بديشان نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شود ( و چگونگي زندگي و نوع خوراك ايشان را خدا مي‌داند و بس ) . ‏‏ آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و كرم خود بديشان داده است ، و خوشحالند به خاطر كساني كه بعد از آنان مانده‌اند ( و هنوز در راه خدا مي‌رزمند و به فوز شهادت نائل نشده‌اند و ) بديشان نپيوسته‌اند .  ( شادي و سرور آنان از اين بابت است كه پيروزي يا شهادت در انتظار هم‌كيشان ايشان است و مقامات برجسته آنان را در آن جهان مي‌بينند ، و مي‌دانند ) اين كه ترس و هراسي بر ايشان نيست و آنان اندوهگين نخواهند شد .  ( چه نه مكروهي بر سر راه آنان در سراي باقي است ، و نه بر كاري كه در سراي فاني كرده‌اند و دارائي و عزيزاني را كه ترك گفته‌اند ، پشيمانند ) . ‏‏ شاد و خوشحالند به خاطر نعمتي كه خدا بدانان داده است و فضل و كرمي كه او بديشان روا ديده است ، و خوشوقت و مسرورند از اين كه ( مي‌بينند ) خداوند اجر و پاداش مؤمنان را ضائع نكرده و هدر نمي‌دهد . ‏

از عبدالله بن مرة از مسروق روایت است که گفت از عبدالله بن مسعود درباره این آیه{‏ وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ} پرسیدم، او گفت: ما خود در این باره از پیامبر صلی الله علیه وسلم سؤال نمودیم و ایشان فرمودند: «ارواحشان در کالبد پرنده سبزی است که به قندیل هایی از عرش آویزانند و هرجای بهشت که می خواهند می گردند و سپس به این قندیلها برمی گردند، پروردگارشان برآنها وارد شده و فرمود آیا چیزی می خواهید گفتند: چه بخواهیم در حالیکه ما هر جای بهشت که بخواهیم گردش می کنیم، این سؤال را سه بار از آنها می پرسد و وقتی آنها می بینند که از پرس و جو رها نمی شوند می گویند: خداوندا می خواهیم که ارواحمان را به اجسادمان برگردانی تا بار دیگر در راه تو کشته شویم، وقتی خدایشان می بیند که آنها حاجتی ندارند آنها را رها می کند».(مسلم)

به منظور دستیابی به این شخصیت جهادی برخی نکاتی را که در راه جهاد فی سبیل الله بدان نیاز پیدا می کنی را می نویسم و از الله تعالی می خواهم که بیان آن و معانی اش را سهل گرداند تا هر مؤمن و مسلمان راستینی آن را بفهمد و از الله تعالی می خواهم که نویسنده و خواننده اش را بدان نفع بخشد و ما را از اجر آن محروم نگرداند.

اولاً:توشه روحی برای این شخصیت، و این مهمترین امری است که انسان از آن نیرو می گیرد و علاج و درمان او در امراض خطرناک و کشنده ای چون ریا و خودپسندی و شهرت طلبی و هنگام فریفته شدن به دنیا و دیگر امراضی است که درمانی ندارند جر تقوا که بزرگترین توشه ای است که مؤمن برمی گیرد و برای او درمان تمام دردها محسوب می شود. بنابراین مجاهد باید عبادات مستحبی را در برنامه خود داشته باشد که برآن مداومت داشته باشد و معیار ایمان او باشد به طوری که هرگاه آن را ترک کرد یا در موردشان تنبلی کرد به ایمانش مراجعه کند و بداند که در خطر است همانطور که برای حنظله اسدی رضی الله عنه رخ داد وقتی که نزد ابوبکر رضی الله عنه آمد و احساس خود را بیان کرد که ایمانی که آن را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم در خود می یابد در بیرون ناقص می شود و این قصه در صحیح مسلم از حنظله اسیدی روایت شده که می گوید: ابوبکر مرا دید و گفت:حالت چطور است ای حنظله؟ گفتم: حنظله منافق شده است، او گفت: سبحان الله! چه می گویی؟ گفتم: وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم هستم و برای ما از بهشت و دوزخ می گوید گویا به چشم سر آن را می بینیم اما وقتی از نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم خارح می شویم و با ازواج و اولاد و زندگی روزمره مشغول می شوبم بسیاری چیزها را فراموش می کنیم. ابوبکر گفت: سوگند به الله ما نیز همین احساس را داریم. پس من و ابوبکر به راه افتادیم تا نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رسیدیم و عرض کردم که ای رسول خدا حنظله منافق شده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: چطور؟ گفتم ای رسول خدا وقتی نزد شما هستیم برایمان درباره بهشت و دوزخ می گویی تا اینکه گویی ما به چشم سر آنها را می بینیم اما وقتی از نزد شما بیرون می رویم و مشغول ازواج و اولاد و زندگی روزمره می شویم بسیاری از اینها را فراموش می کنیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فر مودند:«سوگند به کسی که جان من در دست اوست اگر شما بر همان حالی که نزد من دارید مداومت داشته باشد و همیشه در یاد خدا و آخرت باشيد ملائکه در روی رختخوابتان و در سر راهتان با شما مصاحفه خواهند کرد اما ای حنظله! ساعتی چنین است و ساعتی چنان»، و سه بار این سخن را تکرار فرمودند.

پس مؤمن نقص ایمان و افزایش آن را احساس می کند و همیشه در ترسی همیشگی از هلاکت نفس خویشتن است.

و من جمله عباداتی که یک مجاهد باید بر آنها مدامت داشته باشد و بر انجام آنها حریص باشد اینها هستند: نماز وتر، نماز ضحی، روزه سه روز از هر ماه، قرائت روزانه یک جزء از قرآن .از الله تعالی می خواهیم که ما را توفیق اعمال صالحی که موجب رضایت اوست را بدهد.

ثانیاً: فعالیت های اسلامی بر سه اساس استوار است؛ اگر این سه به درستی فهمیده و درک شد آنگاه مجاهد می تواند برای اسلام و مسلمین کار مفیدی انجام دهد و در هر مکان و زمانی برای مجاهدین یار و پشتیبان باشد در صورتی که نیت را خالص گرداند و برای نصرت دین صدق دل داشته باشد نه برای نصرت نفس.

امر اول: فقه الواقع(شناخت مسائل روز) که پنج بخش دارد: سیاست دولت، جامعه، اقتصاد، امنیت داخلی و خارجی، جغرافیای زمین.

نتیجه مطالعه این مسائل بدین صورت است:

 1.تعیین نوع حکومت از نظر حکم شریعت بر آن(اسلامی-کافر-مرتد) و هریک از اینها احکام عام و خاصی دارند مانند حکومتهای مرتد در کشورهای مسلمان نشین؛ و این از سیاست دولت و مواضعش شناخته می شود.

 2.شناخت جامعه برای تعیین حکم آن و شناخت فرهنگ و چگونگی معیشت آن که فایده این شناخت در بعد امنیتی هنگام اتخاذ شخصیت امنیتی عملی معلوم می گردد. و بهترین شخصیتی که می توانی آن را برای خود انتخاب کنی شخصیت طبقه متوسط جامعه است و نوع جوامع سه گونه است: ثروتمندان که تحت نظر جامعه هستند و طبقه متوسط و فقیر که بیشترین جوامع هستند و کارمندان دولت از آنها هستند و به خاطر کثرتشان در جامعه، افراد در آن گم میشوند و سوم طبقه بسیار فقیری که تحت رهبریت عده ای ثروتمند در انحرافات و جرایم افتاده اند  که به خاطر فساد آن تحت نظر جامعه می باشند. شناختن جامعه و چگونگی آن در راه دعوت و جذب مردم اهمیت بسزایی دارد و عنصر مهمی در موفقیت کار است.

 3.شناخت اقتصاد در تعیین عملیات مهم است تا مشخص شود که آیا هدف عملیات یا غنیمت یا پشتیبانی چه و چگونه باشد.

 4.شناخت امنیت داخلی و وقت و ضعف آن در تعیین نیروی دشمن و نوع عمل در داخل کشور و نوع حمایت و نفوذ برای افراد در تحرک و ارتباطات اهمیت دارد

 5.شناخت امنیت خارجی یعنی شناخت ارتش و تسلیحات و تواناییهای آن و در آخر جغرافیای زمین برای تعیین نوع عملیات نظامی و چگونگی آن(کوهستان-شهر-جنگل-امنیتی) یا چگونگی امداد یا پشتیبانی مانند تأمین امنیت افراد یا سلاح یا عبور و مرور و غیره مهم است.

امر دوم: فتوای شرعی درباره وضع موجود، و باید توجه داشت که فتوی با حکم فرق دارد؛ فتوا مخصوص وضعیت موجود است اما حکم عامّ است. فتوا را باید از اهل آن گرفت و هر فنی متخصصانی دارد مثلاً فن عقیده و جهاد که مبنی بر فقه الواقع است متخصصانی دارد که در میادین جهاد و زندانها و در لیست علمای تحت تعقیب یافت می شوند! پس هرکس می خواهد درباره جهاد فتوا بگیرد باید به اهلش مراجعه کند. باب جهاد از مهمترین و حساس ترین ابواب فتوا است چون با خون و مال و ناموس سر و کار دارد و بدین خاطر باید در این باب توجه و حساسیت زیادی داشت و مجاهد نباید به هیچ عملی اقدام کند مگر در صورتی که به صحت آن یقین داشته باشد و بر صحت آن دلیل داشته باشد.

امر سوم: کار و فعالیت؛ که بعد از فقه الواقع و شناخت وضعیت موجود و تطبیق فتوا بر این وضعیت تعیین نوع عمل ممکن خواهد بود و در آن هنگام اعداد و کسب آمادگی برای آن باذن الله صحیح و ممکن و آسان خواهد بود و هر کس برای آنچه که برای آن خلق شده است توفیق حاصل خواهد کرد.

و با چند نصیحت سخنم را پایان می دهم:

اولاً: امت در مصیبت و بلای سختی می گذرد و در مرحله ماقبل تمکین است بإذن الله، و این تمکین پای نخواهد گرفت مگر به وسیله جوانان مؤمن و غیور که برخی از آنان توفیق آن پیدا می کنند که از زمره شهداء قرار گیرند و برخی نیز از زمره کسانی هستند که هیچ فتنه ای بدانان ضرر نمی رساند تا اینکه روحشان قبض می شود و ای بسا برخی آنان از کسانی باشند که قلعه های روم به تکبیرشان فرو می ریزد و یا مشمول دیگر فضائل آخر الزمان قرار گیرند یا اینکه از زمره کسانی باشند که برای آن نسل زمینه سازی می کنند. پس وظیفه ماست که هر یک از ما مسئولیت این دین و فعالیت برای نصرت آن را بر دوش گیرد.

ثانیاً: جهاد عبارت است از تلاش و مشقت و جز مردان راستین بر آن صبر و شکیبایی ندارند؛ آن کسانی که به نفس خویشتن و خواسته های آن توجهی ندارند چرا که جهاد در این روزگار عبارت است از کم خوابی و کم خوری و پیاده روی های طولانی که گاهی روزها طول می کشد و عبارت است از جنگ و گریز هایی مکرر در برابر دشمن  و وارد شدن به اردوگاه هایی که مخالف عادات انسان است و نیز دیگر امور مشقت بار جهاد. ضعف نشاندن در این باب و بازگشتن از آن مصیبتی است که مصائب دیگری علیه خود شخص به دنبال خواهد داشت البته دین الله منصور است و جماعت جنگجوی مسلمان را نه مخالفانش و نه تنهاگذارندگانش ضرری نخواهد رساند. بدین خاطر اعداد روحی و بدنی و تلاش برای دستیابی به آن واجب است و وظیقه انسان است که چنان خود را تربیت کند که یک سرباز فرمانده و یک فرمانده سرباز باشد.

ثالثاً: یکی از توفیقات الله تعالی بر ما این است که بسیاری از جماعت های جهادی را تحت فرماندهی واحدی قرار داده است و این نعمت بزرگی است که باید شکر آن را به جای آورد. به گونه ای که مسلمان مجاهد می تواند با این جماعت بزرگ یا با امرایش در هر مکانی ارتباط برقرار کند و ان شاء الله برقراری ارتباط مشکل نخواهد بود پس نباید مجاهد منتظر بماند که هجرت کند و یا برای هجرت با او ارتباط برقرار شود بلکه باید در داخل کشورش کار کند بخصوص در کشوری که در آن سازمان فعالی نباشد، او باید در کشورش به جمع اوری اطلاعات مفید در این کشور بپردازد و برای نزدیکترین جماعت جهادی بفرستد و اگر در کشورش میدان جهادی باشد باید به آن بپیوندد یا اینکه توانایی های خود را به آنها عرضه کرده و در اختیارشان قرار دهد.

رابعاً: در مرحله کنونی باید بر گسترش جهاد رسانه ای و اعداد و کسب آمادگی برای مرحله آینده حریص بود و باید هر یک از ما -در صورتی که مشغول کار جهادی در میدان نباشد- یک فرد رسانه ای باشد چون ممکن است که زمانی بیاید که جهاد رسانه ای در آن زمان مشکل شود و امت هنوز به تشویق و تحریک و ارشاد نیازمند است، دشمنان ما در انتشار افکار و انحرافاتشان در جوامع ما شب و روز کار می کنند و خسته نمی شوند و از این تلاش شبانه روزی دست بردار نیستند و این در حالیست که آنها بر باطل هستند اما آنها در نشر اباطیلشان عزم جزم دارند پس بر ما واجب است که عزممان از عزمشان بزرگتر و محکمتر باشد و جبهه رسانه ای باید زمینه ساز فتح و  کار نظامی باشد. پس شما را به خدا این سنگر را ترک نکنید و بر هر کس به اندازه ای که می داند و می تواند این کار واجب است؛ اهل نشر برای نشر کار کنند و میانشان باید هماهنگی باشد تا تلاشهایشان در یک راستای مفید قرار گیرد و باید این جنگ فکری مان به همه مردم چه دوست و چه دشمن برسد و بقیه کارها نیز به همین ترتیب…

خامساً: باید بر پاک نگاه داشتن قلب از چروک حریص بود چه بسا مسلمان به خاطر نفسش و منافعش از خیر محروم گردد و ای بسا انسان بر امتش شرّی گردد، به الله از تمامی آفتهای آشکار و پنهان پناه می بریم.

سادساً: بعد از توفیق الله سبحانه و تعالی، عامل ثبات و استقامت در این راه عبارت است از: تربیت ایمانی و محافظت بر واجبات آنطور که خدایمان دوست دارد و مداوت بر مستحبات و نوافلی که ذکر نمودم هم در سفر و هم در حضر.

بارالها! آنچه را که ما را نفع می بخشد بما بیاموز و ما را بدانچه که آموختی سود ببخش و آن را در  روزی که تو را ملاقات می کنیم حجتی برایمان نه علیه مان قرار ده.

خداوندا!ما از تو به خاطر آنکه غفور و رحیم هستی می خواهیم که گناهان گذشته و آینده و آشکار و پنهانمان و آنها را که تو خود بهتر می دانی ببخشی.

خداوندا! ما را با ستر زیبایت در دنیا و آخرت بپوشان و ما را به فضلت برای دینت به کار گیر و ما را به خاطر گناهانمان از خدمت دینت محروم نکن همانا تو کریم و بسیار بخشنده هستی.

خداوندا! ما را به ایمان هدایت فرما و ما را بر آن ثابت قدم بگردان و ما را به جهاد هدایت فرما و ما را برای انجام آن یاری کن و عاقبت مان را شهادت قرار ده، شهادتی که تو را از ما راضی گرداند ای مولای مان!

والحمدلله رب العالمین

۲۹ربیع الأول۱۴۳۳هجری

جزیرة العرب

دیدگاه‌تان را بنویسید: