سخنانی چند در مورد فاجرانی که جهاد می کنند (۱)

سخنانی چند در مورد فاجرانی که جهاد می کنند (۱)

مؤلف: شیخ عطیة الله اللیبی (رحمه الله) [از رهبران سابق سازمان القاعده]

ارائه دهنده: کارزان شکاک

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، والعاقبة للمتقین ولا عدوان إلا على الظالمین، وصلى الله وسلم وبارك على نبینا محمد المبعوث رحمة للعالمین وعلى آله وصحابته أهلِ العزائم الطیبین الطاهرین، ومن تبعهم بإحسانٍ إلى یوم الدین

به برادران گرامی ام امیران مجاهد حفظهم الله

از برادر شما عطیة الله عفا الله عنه

السلام علیكم ورحمة الله وبركاته

از خداوند متعال خواهانم که در بهترین حالت بوده و در کار خیر و افزایش تقوی موفق باشید.

خداوند متعال می فرماید: ‏«وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» عصر ۳ ـ ۱

«سوگند به زمان، ‏ انسانها همه زیانمندند. ‏ مگر كسانی كه ا یمان می آورند و كارهای شا یسته و با یسته می كنند و همد یگر را به تمسّك به حق (در عق یده و قول و عمل) سفارش می كنند و  یكد یگر را به شكیبائی (در تحمّل سختیها و دشواریها و دردها و رنجهائی) توصیه می نما یند (كه موجب رضای خدا می‌گردد).‏»

همچنین می فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِ یدُ الْعِقَابِ‏» مائده ۲

«در راه نیكی و پرهیزگار ی همدیگر را  یاری و پشتیبانی نمائید و همدیگر را در راه تجاوز و ستمكاری  یاری و پشت یبانی مكنید. از خدا بترسید. بی گمان خداوند دارای مجازات شد یدی است.»

«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِیمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ‏» مائده ۶۸

«بگو: ای اهل كتاب! شما بر هیچ (دین صحیحی از ادیان آسمانی پایبند) نخواهید بود، مگر آن كه (ادّعا را كنار بگذارید و عملاً احكام) تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارتان (به نام قرآن) برایتان نازل شده است برپا دارید.»

به خود و برادرانم یادآوری می کنم آنچه را که خداوند متعال بر ما منّت نهاده که با آنها عبادتش  کنیم و ما و شما را در زمره ی مجاهدان راهش قرار داده که برای نصرت دین و اعلای کلامش به پاخاسته ایم و این ها همه در زمانی است که امور دنیایی در آن غلبه پیدا کرده و بیشتر مردم دچار فتنه شده اند و هوای نفس و عبادت طاغوت های زنده و مرده رواج پیدا کرده است. پس خداوند متعال را سپاس برای این نعمت بزرگش و از او می خواهیم توانایی شکرگزاری را به ما بدهد و ما را بر ذِکر، شُکر و حُسنِ عبادتش یاری دهد.

همچنین لازم است خود و شما را به آنچه که خداوند متعال به خاطر این تکلیف [و مسئولیت هایی که داریم] بدان ما را مورد آزمایش قرار داده است، یادآوری کنم. براستی این، امانت است، همانطور که پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده است و روز قیامت [در صورت ضایع کردن این امانت] چیزی جز خواری و پشیمانی در انتظارمان نیست، مگر کسی که راه حق را در پیش گرفته و هر آنچه توانسته انجام داده است. به خداوند متعال سوگند که هرگز بنده نمی تواند حق آن امانت را برپا دارد مگر خداوند متعال او را یاری دهد و او را موفق گرداند و هدایتش نصیب او شود و او را ثابت قدم گرداند و زهد و تقوایش را در نهان و آشکار نصیب او گرداند و یقین و قدرت را به او عطا کند و او را برای پذیرش این مسئولیت به عنوان عبادت و تقرّب الی الله متعال یاری دهد. دست یابی به این مهم، ناشی از تلاش در تحقّق عبودیّت و احساس نیاز به الله متعال و دعا کردن و تضرّع برای او و پایداری بر عبادتش در ظاهر و باطن و در حدّ توان، همراه با تواضع و کنترل و سرزنش نفس و ترس از بدی های آن است.

همچنین ذکر کردن فراوان، دعا، نماز شب، روزه ی سنّت، حضور در مجالس صالحین و علماء و دوستی با آن ها و در رکاب آخرت طلبان و دوستی و یار آن ها بودن و دوری از اهل دنیا، فخرفروشان، ریاکاران، متکبّران، بدسرشتان و افرادی که ایمان ضعیف دارند، از سایر مواردی است که ما را در این راه یاری می دهند.

برادر بزرگوارم، این چند سطر را برای این نوشتم تا گامی برداشته باشم در جهت قیام و انجام کامل آنچه که خداوند متعال در نصیحت به همدیگر، سفارش به حق و صبر و همکاری بر نیکی و تقوی، نصیحت مسلمین و امرایشان و امر به معروف و نهی از منکر، جهاد در راه خدا، دادن زکات علم و تجاربی که خداوند متعال به ما ارزانی داشته است.

شکی نیست که ما همگی در یک کشتی هستیم، همانطور که در حدیثی که صحیح بخاری و در سنن ترمذی از نعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:

«مَثَلُ القائمِ على حدود الله والواقعِ فیها كمثل قوم استهموا على سفینة، فأصابَ بعضُهم أعلاها وبعضُهم أسفلها، فكان الذین فی أسفلها إذا استقوا من الماء مرُّوا على مَنْ فوقهم، فقالوا لو أنا خرقنا فی نصیبنا خرقاً ولم نؤذِ مَنْ فوقنا، فإن یتركوهم وما أرادوا هلكوا جمیعا، وإن أخذوا على أیدیهم نَجَوْا ونجوا جمیعا»

«رفتار کسی که حدود الهی را به پا می دارد و کسی که در حال زیر پا گذاشتن آن است مانند قومی است که بر کشتی سوار شده اند، بعضی از آن ها در بالا و بعضی در پایین آن هستند، کسانی که در پایین آن هستند هنگامی که از آب می نوشند، بر کسانی که در بالای آن ها هستند، عبور می کنند. آن ها می گویند اگر سرجای خودمان سوراخی در کشتی ایجاد کنیم دیگر کسانی که در بالا هستند را اذیت نمی کنیم، پس اگر سایرین، آنان را در انجام خواسته هایشان رها کنند همگی نابود می شوند و اگر جلوی آنان را بگیرند همگی نجات پیدا می کنند.»

شکی نیست که مسیر جهادی امت مان، همیشه نیاز به کوشش و تلاش برای هدایت و استحکامش دارد. به راستی که راه های انحراف بسیار است و کسی از آن نجات پیدا نمی کند مگر کسی که بر پناه بردن به پرودرگارش تداوم داشته باشد و در ظاهر، باطن، نهان و آشکارا به او تمسّک جوید. خداوند متعال می فرماید:

«وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ‏» آل عمران ۱۰۱

«و هركس به خدا تمسّك جوید، بی گمان به راه راست و درست (رستگاری) رهنمود شده است.»

پس هیچ پاکی و نجاتی از گمراهی ها نیست مگر با تمسّک به خداوندِ یکتا و کسی از فتنه ها نجات نمی یابد مگر آن کس که به خداوند متعال پناه ببرد.

«لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ‏» هود ۴۳

«امروز هیچ قدرتی در برابر فرمان خدا پناه نخواهد داد مگر كسی را كه مشمول رحمت خدا گردد و بس»

و رستگار نمی شود مگر کسی که به خداوند متعال پناه بَرَد و همیشه در صف خداوند متعال باشد و همیشه او را دوست خود قرار داده و دستوراتش را اجرا کند و حق عبودیت را برای او به جا آورد. براستی این چنین شخصی پیروز و پایدار است و آینده ازآنِ اوست و از ضرر و زیان نمی ترسد و چشمِ امید به تجارتی دوخته است كه هرگز بی‌رونق نگشته و از میان نمی‌رود.

خداوند متعال می فرماید: «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ‏» انفال ۱۰

«و پیروزی جز از سوی خدا نیست. بی گمان خداوند (بر هر كاری) توانا و حکیم (كارهایش از روی حكمت) است.»

«وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِیبُ‏» هود ۸۸

«و توفیق من هم جز با (یاری و پشتیبانی) خدا ( انجام پذیرفتنی) نیست. تنها بر او توكّل می‌كنم و (كار و بارم را بدو واگذار می‌سازم و با توبه و انابت) فقط به سوی او برمی‌گردم.»

‏«إِنَّ الَّذِینَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ‏ * ‏لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ‏‏» فاطر ۲۹و۳۰

«‏كسانی كه كتاب خدا (قرآن را) می‌خوانند، و نماز را پا برجای می‌دارند، و از چیزهایی كه بدیشان داده‌ایم، پنهان و آشكار، بذل و بخشش می‌نمایند، آنان چشم امید به تجارتی دوخته‌اند كه هرگز بی‌رونق نمی‌گردد و از میان نمی‌رود. ‏تا خداوند اجرشان را به تمام و كمال بدهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید. چرا كه خدا آمرزگار و سپاسگزار است»

برادر عزیز!

باید همواره در این مسئله ی مهم تفکر کنیم: چه فایده ای می بریم اگر بر دشمنان پیروز هم شویم و آنان را نابود کنیم و از آنان انتقام گرفته و دولتی اسلامی بر پا کنیم و در این جنگ و درگیری پیروز شویم امّا خداوند متعال به دلیل گناهان  آشکارا و نهانمان بر ما خشمگین  شده، سپس سرانجام مان ورود به جهنم  شود؟! پناه بر خدا! مگر پیامبر صلی الله علیه وسلم نگفته است: «إن الله لیؤید هذا الدین بالرجل الفاجر»

«خداوند این دین را به وسیله ی انسان فاجر یاری می دهد.»

پس به طور خلاصه سفارش و نصیحت مهم، همیشگی و واجب این است که: بر دین خداوند متعال و شریعتش و احکام ظاهری و باطنی اش در درون مان به صورت نهان و آشکارا پایبند باشیم. ابتدا خودمان و سپس هر کس که تحت ولایت ماست از جمله خانواده، پیروان و مردم. به خاطر خداوند متعال ببخشیم و به خاطر او منع کنیم، به خاطر او دوست داشته باشیم و به خاطر او کینه بورزیم. دوستی و تقرّب مان به خاطر او و دشمنی و عبادت مان به خاطر او و رضایت مان به خاطر او و بغض  و کینه مان هم به خاطر او باشد.

برادر عزیزم کارهای مهمّی وجود دارد که گمان می رود بر ما واجب است:

از جمله: بطور عام و کلّی بر ما واجب است که برای نشر فقه و علم صحیح و نافع، آگاهی و فرهنگ اسلامی در پیروانمان و افراد جماعت مان بکوشیم. با ایجاد مدارس و برپایی دوره های آموزشی شرعی و جلسات علمی و فرستادن طلبه برای عالم شدن در آینده و برپایی درس در مساجد، مصلّا ها و مجتمعات و با انتشار کتاب ها و سعی در خواندن و تحصیل علم و دوستی با اهل علم امین و صالح، این امر امکان پذیر است.

براستی که علم نافع و کثرت و تعداد زیاد علما و طلبه ها دریچه ی اطمینانی برای جماعت و امّت است.

امّا بطور خاص و خطاب به مجاهدین باید گفت که براستی از مهم ترین واجباتی که باید آن را یاد گرفته و میان پیروان  و افراد جماعت مان انتشار دهیم علم به احکام جهاد و جنگ و قتال است. اینکه جنگ با چه کسی برای ما مباح است و چه کسی مباح نیست و چه چیزی برای ما از تصرّف اموال او مباح است و چه چیزی جایز نیست و کلاً در جهاد و متعلّقات آن چه تصرّفاتی برای ما جایز است و چه جایز نیست.

اصول عامی وجود دارد که شایسته است که مجاهدین بدان تمسّک جویند و تفاصیل آن نزد علمایشان است و برای همه ی مجاهدان امکان یادگیری تمام آن و بیشتر تفاصیل وجود ندارد.

شکّی نیست که در مسیر جهاد و هم زمان با گسترش آن کسانی وارد جهاد می شوند که اصول آن را نمی دانند، بلکه نیاز به هدایت، تصحیح، محاسبه و مراقبت بیشتری دارند. در این مرحله ای که ما در آن هستیم، اشتباهات و انحرافات فراوانی از مجاهدین می بینیم، که علت آن جهل یا ورود گروه هایی از مردم در صفوف مجاهدین است که تربیت اسلامی صحیح نصیب  شان نشده و در آن ها جاهل، فاسد و ضعیف الایمان وجود دارد و به تعبیر اهل علم، آن ها فاجر ولی مجاهد هستند!! پس جای تعجّب نیست که از انحراف، فساد و هلاکت در حرکت جهادی بترسیم. از خداوند متعال سلامت و عافیت را خواهانیم.

لذا الزاماً باید در برخی تفاصیل وارد شویم و بگوییم: از جزئیات علمی که بر ما درک آن واجب است و باید آن را بین مجاهدین منتشر کرده و آن را به فقه حقیقی و درست تبدیل کنیم به طوری که مجاهدین، صاحبِ بصیرتی قاطع و التزامی کامل در آن شوند، علم به عظمت و بزرگی حُرمتِ خون مسلمانان و نشان دادن اهمیّت آن است. براستی قتل مؤمن از بزرگترین گناهان است، شاید بر اساس دلایل شرعی بزرگترین گناه بعد از کفر و شرک باشد، براستی سزای آن در کتاب و سنّت از بزرگترین عذاب هاست، به همین خاطر کسی که این کار را انجام داده باشد بعید است که رستگار شود، زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لا یزال المؤمن فی فسحة من دینه ما لم یصب دماً حراماً» به روایت بخاری

«مؤمن تا زمانی که مرتکب خون ناحق نشده باشد در دینش گشایش دارد (در امان بسر می برد و احتمال می رود که توبه اش پذیرفته شود).»

نمی توان گفت که همه ی مجاهدین بر این امر آگاه هستند، واقعیت این امر را تصدیق نمی کند. بدون شک در برخی قبائل و اغلب شهرهای افغانستان و پاکستان اینگونه نیست، در این قبائل فرهنگِ قتل، انتقام و بی ارزش دانستن جان و ساده گرفتن آن در هنگام جنگ و کینه و دشمنی رواج دارد و شریعت خداوند متعال در این منطقه حاکم نیست و بر آن به درستی پایبند نیستند مگر دینداران واقعی و اهل توحید که آنان کم هستند.

خلاصه بر ما واجب است که این علم (علم به بزرگی حرمت خون مسلمان و بزرگی حق خون، مال و آبروی مسلمان) را به شکل عملی و بوسیله ی تمام وسائل نشر علم، در صفوف مجاهدین منتشر کنیم. بر ما واجب است مانند امرا و مسئولین به پیروان خود توجه کنیم و آنان را باز خواست کنیم و شریعت را با پایبندی به احـکام خداوند متعال و پایـداری بر اطـاعت از او و اجرای مجـازات کسانی کـه با آن مخـالفت می کنند، برای خود نیز برپا کنیم.

اگر این کار را انجام ندهیم و نسبت به مواضع اجتماعی مان سُست باشیم و با یکدیگر در این موضوع رودربایستی داشته باشیم و امیران نسبت به بازخواستِ پیروانشان و امر و نهی و هدایت آن ها بر عبادت و پایداری بر شریعت ناتوان  شوند، به شدّت شکست می خوریم و پناه بر خدا سرنوشت مان هلاکت است…خداوندا از خشمت به تو پناه می بریم… من به شما شهادت می دهم که من و فرمانده ام و برادرانم از همه کسانی که مخالف شریعت هستند، مبرّا هستیم، براستی ما کسانی را دوست داریم و به آنان نزدیک می شویم و به آنان راضی هستیم که مُحِب و فرمانبر خداوند متعال باشند و او را خالصانه اطاعت و شکرگزارش باشند و از کسانی که مخالف این باشند، هر جا که باشند بیزاریم و دوری می جویم.

از موارد دیگری که لازم است در مورد آن بحث کنیم شرح فقه عملیات استشهادی و عملیاتی است که فقها آن را تَتَرُّس می نامند و می خواهیم بحثی در مورد تعریفِ حدود و ضوابطِ آن داشته باشیم. این مطلب را برای افرادمان و به خصوص دو صنف از آن ها شرح خواهیم داد: برای فرماندهان نظامی که اجرای عملیات استشهادی را بر عهده دارند و برای مجاهدینی که خود را فدا می کنند (استشهادی ها).

در بعضی موارد دیده ایم که از طـرف استشهادی ها بی دقتی و جهـل و بی تفاوتی نسبت به مردم رخ می دهد. در بعضی موارد فردِ استشهادی جوانی کم سن و سال است که فهم مناسبی از علم، معرفت و تربیت دینی را نیافته است و خطرناک تر این است که شاید در بعضی موارد ـ پناه بر خدا ـ دارای انحرافات دینی باشد و بدان سخن بگوید، مثل این که بعضی از مجاهدان این گونه به او بفهمانند که مردم عوامی که در خیابان ها هستند منافق هستند و در برابر حق و یاری مجاهدین سکوت می کنند پس آنان با طاغوت و مرتدین هستند و نسبت به آن ها راضی هستند و الی آخر!! و بر کسی که از آن ها بکشد، اشکالی نیست و خون آن ها بر گردن او نیست!! بدون شک این، اشتباهی بزرگ، گمراهی آشکار و راه فساد بزرگی است.

در حقیقت، مردمِ عوامی که در خیابان ها، بازار و عموم سرزمین های اسلامی که حاکمان مرتد بر آنجا حکم رانی می کنند، هستند، حکمشان در اصل، اسلام است. افراد صالح و غیر صالح نیز در این اجتماع هستند. بله در آن ها کافر و مرتد نیز وجود دارد، که اگر به طور عینی شناخته شوند خونشان حلال است. اما به طور خلاصه مردمِ عوام در سرزمین های ما و همه سرزمین های مسلمین، قطعاً حکم آن ها به دلیل کتاب و سنّت، دلایل آشکار و فقه های شناخته شده در مذاهب مسلمین، اسلام است و از مسلمین به حساب می آیند. تفصیلِ این موضع نیاز به کتاب ها و بحث های فراوانی دارد و هرکس غیر از این بگوید، افراط کرده و گمراه شده است و با قاطبه ی اهل علم مخالفت کرده است.

پس در عوام مسلمین، فسق، فجور، کوتاهی و عدم تحرّک نسبت به جهاد یا غیره وجود دارد و هرکس قتلِ عمد آن ها را شرعی بداند و نسبت به خون آن ها بی تفاوت باشد و همانطور که در موردش گفتم گمان کندکه چنین و چنان هستند پس او گمراه است و از حدود علم و فقه خارج است و مرتکب کاری حرام و دچار خشم، عذاب و مجازات خداوند متعال می شود و سزاوار است که خداوند متعال شکست را نصیب او گرداند و دشمنان بر او چیره شوند!

دیدگاه‌تان را بنویسید: