سخنانی چند در مورد فاجرانی که جهاد می کنند (۲)

سخنانی چند در مورد فاجرانی که جهاد می کنند (۲)

مؤلف: شیخ عطیة الله اللیبی (رحمه الله) [از رهبران سابق سازمان القاعده]

ارائه دهنده: کارزان شکاک

برادر عزیز من، اگر در مورد بعضی مجاهدین از این موارد به گوش شما رسید، از شما می خواهم که با علم شرعی به معالجه بپردازید. در واقع این واجبی ضروری است که لازم است خیلی زود به آن عمل شود. در صورتی که به سرعت جلوی کار آن ها را نگیرید، من به شما درباره عواقب بد آن هشدار می دهم، پس برای اصلاح فوراً عمل کنید و آن را اولویت کار خود قرار دهید، در این صورت است که خداوند متعال امور شما را اصلاح می کند و شما را یاری می دهد.

‏«يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ‏» محمد ۷

«ای مؤمنان ! اگر(دین) خدا را یاری كنید، خدا شما را یاری می‌كند (و بر دشمنانتان پیروز می‌گرداند) و گامهایتان را استوار می‌دارد (و كار و بارتان را استقرار می‌بخشد).»

در معیار دین و دنیا، چگونه پروژه ای سیاسی انقلابی به پیروزی می رسد که طرفداران و امراء آن برای بدست آوردن رضایت اصناف مختلف مردم، جذب و تحت تأثیر قرار دادن و کنترل آن ها تلاشی نکنند؟ چگونه امیدوارند که پروژه و انقلاب شان پیروز شود در حالی که مردم از آن ها متنفرند؟ و هر روز از آن ها دوری می جویند و با زبان حالشان می گویند: «آنها را آزمودیم و مورد خشم و نفرت ما گشتند.» چگونه برنامه ی فردی به پیروزی می رسد در حالی که مردم به او بگویند:

«إِنْ تُرِیدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّارًا فِی الْأَرْضِ وَمَا تُرِیدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ‏» قصص ۱۹

«در زمین جز این نمی‌خواهی كه ستمگر زورگوئی باشی و نمی‌خواهی كه از اصلاحگران باشی.»

هنگامی که گوینده ی این اقوال زیاد شد و این اعتقاد در مردم منتشر شد و اعمال این فرد تأیید شد و از او دست کشیدن از خطا و مهربانی، رحم و احسانی دیده نشد، قطعاً به پیروزی نمی رسد.

چگونه پیروزی ممکن است در حالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم که بهترین مردم بود، خداوند متعال به او می گوید: «وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ‏» آل عمران ۱۵۹

«و اگر درشتخوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراكنده می‌شدند.»

جای تعجّب نیست که بر فرماندهان مجاهدین واجب است که پیروانشان را آموزش دهند و آن ها را تربیت کنند ـ و قبل از آن خود به این اخلاق مزین باشندـ که نسبت به مردم مهربان باشند، به آنان رحم کنند و بر آن ها آسان بگیرند، بر خطا، اشتباه و کمبودهایشان صابر باشند. در اصلاحشان به جای قتل و انتقام، با مدارا، نرمی و بصورت تدریجی بکوشند.

به راستی پیامبر صلی الله علیه وسلم امکان نداشت فرستاده ای را بفرستد یا فردی را به امیریِ سریه یا لشکری بگمارد مگر اینکه همانطور که در احادیث بسیاری آمده است، می فرمود:«یَسِّروا و لاتعَسِّروا و بَشِّروا و لاتنَفِّروا»

«آسان بگیرید و سخت گیر نباشید و بشارت بدهید و ایجاد نفرت نکنید.»

آیا در این اندیشیده ایم و فقهِ آن را درک و به آن عمل کرده ایم؟!

همچنین بر ما واجب است که مجاهدان را از غلو در دین حفظ کنیم، مخصوصاً در مسئله ی حکم کردن به تکفیر که براستی غلو در آن مصیبتی عظیم است و از خبیث ترین مسائلی است که ممکن است مجاهدین به آن مبتلا شوند. تجربه های مهمّی در این مورد برای عبرت گیران وجود دارد. غلو در حالت کلی دردی کشنده و مرضی خطرناک در تمام دین است، همانطور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «إیاكم والغلوَّ فی الدین فإنما أهلك من كان قبلكم الغلوُّ فی الدین» به روایت احمد، نسائی و برخی دیگر

«از غلو در دین بر حذر باشید، همانا کسانی قبل از شما بودند که به علت غلو در دین هلاک شدند.»

همچنین می فرماید: «هلک المتنطعون. قالها ثلاثاً» به روایت مسلم

«سخت گیران و تندروها هلاک شدند. سه مرتبه تکرار فرمودند.»

منظور در اینجا به طور مطلق غلو در دین است (که امری نکوهیده می باشد) و هنگامی که این غلو در مورد حکم تکفیر مسلمین باشد و نسبت به آن جرأت پیدا شود و نسبت به خطر آن بی اهمیّتی جلوه کند، شدیداً نابودگر و باعث ضرری بزرگ و هلاکت می شود. خداوند متعال ما، شما و همه برادران مان را از این مسئله حفظ کند.

همانطور که در ابتدا گفتیم، از بعضی از مجاهدان می شنویم که بعضی از آن ها جرأت تکفیر سایر مجاهدین یا تکفیر عوام مردم را پیدا کرده اند. پس بر ما واجب است که از آن دوری کنیم و با تمام قدرت در تلاش برای تربیّت مجاهدین بر منهاج صحیح در این مورد باشیم. بنده این امور را تجربه کرده ام و شما را به إذن خداوند متعال با سخنی نافع راهنمایی می کنم:

تربیت برادرانمان بر تمرکز بر عیوب نفس و مشغول بودن نسبت به اصلاح آن و تزکیه ی نفس و دروری از نگاه کردن در عیوب مردم باشد و تربیت آن ها بر طلب عافیت و سلامت در دین باشد. آگاه کردن آن ها نسبت به فتوی دادن در مورد مسائل دین بدون علم و بدتر از آن تکفیر مسلمانی بدون علم لازم و بدون دلیل که باید به علمای واجد شرایط و مشهور به دیانت و پرهیزگاری واگذار شود و منع کردن عوام به طور مطلق از پرداختن به این مسائل نکات مهم دیگری است که باید رعایت گردد. بر امیران واجب است هنگامی که شنیدند عوام مجاهدین در مورد تکفیر شخصی از مردم سخن می گویند، نسبت به کسانی که با اجتهاد، شخصی را تکفیر کرده اند عصبانی شوند و آنان را از این کار منع کنند.

هنگامی که این را انجام دادیم، پس بر شما باد بشارتِ نصر و پیروزی. إن شاءالله

باید معنای این حدیث روایت شده را که از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است به مجاهدین آموخت: «طوبى لمن شغله عیبُهُ عن عیوب الناس» به نقل از ابن حجر در بلوغ المرام، بزار با اسناد حسن آن را استخراج نموده است.

«خوشـا به حـال کسی (و یا درخت طوبی در بهشت نصیب کسی) کـه عیبش او را از پـرداختن به عیب-های مردم باز می دارد.»

همچنین فرموده ی دیگر پیامبر صلی الله علیه وسلم : «المسلمُ مَن سلَّم المسلمون من لِسانه ويَده» به روایت بخاری و مسلم

«مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند.»

و در حدیث دیگر می فرماید:

«المجاهد من جاهد نفسه فی ذات الله والمهاجر من هجر ما نهى الله عنه»

«مجاهد کسی است که با نفسش به خاطر خدا جهاد کند و مهاجر کسی است که از آنچه که خدا نهی کرده است، دوری گزیده و هجرت نماید.»

همچنین حدیت معاذ بن انس الجهنی رضی الله عنه که می فرماید:

«با پیامبر صلی الله علیه وسلم در غزوه ای بودیم که مردم خانه هایی را خراب کردند و راه هایی را بستند، پیامبر صلی الله علیه وسلم یکی را فرستاد و در میان مردم ندا داد که هرکس خانه ای را خراب کند یا راهی را ببنند، (اجرِ) جهادی برای او نوشته نمی شود.» به روایت ابوداد و احمد و در بعضی از روایات این حدیث آمده «یا مؤمنی را اذیت کند، جهادی برای او نیست.»

همچنین بر فرماندهان مجاهدین واجب است که با تلاش، جدیت و پایداری بر مواظبت از خود و پیروان شان از سایر آفاتی که دچار آن می شوند، عمل کنند. از جمله: عُجب (خود برتر بینی)، غرور، کبر و علیه مردم برخاستن و ظلم به آن ها. پنـاه بر خـدا که اینها از امراض فاسد کننده ی ایمان و باعث هلاکت می شود.

علت آن هم این است که مجاهد به فقه و معارف نافع، خود را مجهز نکرده و این نیز به نوبه ی خود ناشی از شرایطی است که در آن جهاد می کند و وحشت ناشی از آن و پرداختن به امور جنگ، غلبه و چیرگی در مقابل دشمنان، همچنین دیدن مردمی که مجاهدان را خوار می کنند در حالی که واجب است آنان را یاری کنند و فراوانی خصومت ها و دشمنی های سرسختانه ای که به علت حرکت در راه جهاد مشاهده می کند. همه ی این ها باعث می شود تا دچار این امراض  شود و شیطان هم ابتلا به این امراض را تسهیل کرده و او را دچار انواع حیله و جدل می کند و به علت بی تدبیری و غربتی که در آن است، مقداری آرامش در آن امراض می بیند و در نتیجه گرفتار شرِّ بزرگی شده و شیطان در فاسد کردن جهادش پیروز می شود. همانا پیامبر صلی الله علیه وسلم به ما خبر داده است که شیطان در راه سَیر انسان به سوی خداوند متعال هر جا که امکانش باشد، نشسته است تا دین، هجرت و جهادش را فاسد کند. پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید:

«إن الشیطان قعد لابن آدم بأطْرُقِهِ؛ فقعد له بطریق الإسلام فقال تسلم وتذر دینك ودین آبائك وآباء أبیك؟ فعصاه فأسلم، ثم قعد له بطریق الهجرة فقال تهاجر وتدع أرضك وسماءك؟ وإنما مثل المهاجر كمثل الفرس فى الطِّوَلِ، فعصاه فهاجر، ثم قعد له بطریق الجهاد فقال تجاهد فهو جَهْد النفس والمال فتقاتل فتقتل فتنكح المرأة ویقسم المال، فعصاه فجاهد. فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : فمن فعل ذلك كان حقاً على الله عز وجل أن یدخله الجنة، ومن قتل كان حقا على الله عز وجل أن یدخله الجنة، وإن غرق كان حقا على الله أن یدخله الجنة، أو وقصته دابته كان حقا على الله أن یدخله الجنة » به روایت احمد و نسائی و غیر از آنها

«همانا شیطان در تمام راه های بنی آدم نشسته است، از جمله در راه اسلامش نشسته و به او می گوید اسلام می آوری و دین خود و دین پدرت و اجدادت را رها می کنی؟ پس با او مخالفت می کند و اسلام می-آورد، سپس در راه هجرت می نشیند و به او می گوید هجرت می کنی و زمین و آسمانت را رها می کنی؟ ـ همانا مثال راه مهاجر مانند حرکت اسبی در مسیری طولانی است ـ از او نافرمانی می کند و هجرت می کند، سپس در راه جهاد برای او می نشیند و به او می گوید می خواهی جهاد کنی در حالی که آن، جهادِ نفس و مـال است و می جنگی و کشته می شوی و همسرت ازدواج می کنـد و امـوالت تقسیم می شود. باز از او نافرمانی می کند و جهاد می کند. پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: پس هرکس این کار را انجام دهد، این حق بر خداوند متعال است که او را وارد بهشت کند و هر کس کشته شود این حق بر خداوند متعال است که او را وارد بهشت کند و اگر غرق شود این حق بر خداوند متعال است که او را وارد بهشت کند و یا اگر از روی سواری بی افتد، باز این حق بر خداوند متعال است که او را وارد بهشت کند.»

همانطور که گفته شد علت این مسائل نداشتن علمِ دین است، پس علاج آن آگاهی و هوشیاری در دین و تربیت اسلامی صحیح و توجه به تزکیه است. سپس بدست گرفتن امور توسط افراد امین و صالح، کسانی که اهل تقوا و خوی و رفتار معتدل هستند. کسانی که اهل صبر، چشم پوشی و بخشش هستند، برای خداوند متعال می بخشند و از غیر او جزا و پاداشی نمی خواهند، نسبت به اطرافیان شان مهربان و نسبت به مردمی که خداوند متعال آن ها را مورد رحمت خود قرار داده، مهربان هستند.

خداوند متعال می فرماید: ‏«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ‏* ‏قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِینِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِیمٌ ‏* ‏يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِیمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ ‏*‏ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ‏» حجرات ۱۸ـ ۱۵

«‏مؤمنان (واقعی) تنها كسانیند كه به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند، سپس هرگز شكّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند و با مال و جان خویش در راه خدا به تلاش ایستاده‌اند و به جهاد برخاسته‌اند. آنان (بلی آنان ، در ایمان خود) درست و راستگویند. بگو: آیا شما خدا را از ایمان خود باخبر می‌سازید، در حالی كه خدا از تمام چیزهائی كه در آسمانها و زمین است باخبر است‌؟! و خدا از همه‌چیز دقیقاً آگاه است.آنان بر تو منّت می‌گذارند كه اسلام آورده‌اند! بگو: با اسلام خود بر من منّت مگذارید، بلكه خدا بر شما منّت می‌گذارد كه شما را به سوی ایمان آوردن رهنمود كرده است، اگر (در ادّعای ایمان) راست و درست هستید. خداوند رازها و نهانی های آسمانها و زمین را می‌داند و او می‌بیند آنچه را كه انجام می‌دهید.‏»

در این آیات کریم، خداوند متعال صفت ایمان را منحصر به کسانی کرده است که به خدا و رسولش ایمان آورده اند، سپس دچار شک و تردید نشده اند و با بخشش اموال و جان شان فقط در راه خدا جهاد کرده اند، سپس خداوند متعال گوینده ی آن ها را در این آیـات به خـاطر افتخار کردن شان به خبر دادن به ایمان شان در حالی که دارای صفات ابتدایی آیات نیستند، سرزنش و توبیخ می کند (جماعتی از اعراب بودند) و از آن ها به خاطر منّت گذاشتن بر رسول به خاطر ایمان آوردنشان به اسلام عیب جویی می کند و سپس به پیامبر صلی الله علیه وسلم امر می کند که آن ها را از منّت گذاشتن نهی کند و به آنان خبر می دهد که منّت فقط ازآن خداوند متعال است.

در مورد عیب افتخار کردن و به خود نازیدن و سرزنش منّت و منّت گذاران بعد از خاطر نشان کردن صفت مؤمنین، به جاست که به خطر این مرض و نفاق انگیزیِ آن در ایمان و اختلال در صفت مؤمن اشاره شود.

همچنین بر فرماندهان مجاهدین واجب است که برای متحد کردن صفوف مجاهدین، ایجاد همدلی، یک صدا کردن و ایجاد محبت و دوستی بین آنان با انواع وسائل شرعی از قول و فعل تلاش کنند. همانطور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «مثلُ المؤمنین فی توادّهم وتراحمهم وتعاطفهم مَثَلُ الجسدِ ، إذا اشتكى منه عضوٌ تداعى له سائرُ الجسد بالحمَّى والسَّه» به روایت بخاری و مسلم

«مثال مؤمنان در شفقت، دوستی و مهربانی با یكدیگر مانند اعضای یك پیكرند كه اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضاء بی قرار می گردند و تب می کنند.»

خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِینَ يُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ‏‏» صف ۴

«‏خداوند كسانی را دوست می‌دارد كه در راه او متّحد و یكپارچه در خطّ و صفّ واحدی می‌رزمند، انگار دیوار سربی بزرگی هستند.»

خداوند متعال این را واجب کرده و به آن راضی و بدان امر کرده است، پس بر ما واجب است که در تحقق آن تلاش کنیم و این امر با رایج کردن وسایل دوستی بین مؤمنین و از بین بردن عوامل مخالف آن مانند فرقه گرایی، اختلاف، بغض، دوری و روی گردانی، محقق می شود.

براستی شریعت پـاک در مـوارد بسیاری به عـوامل دوستی اشاره کرده و از همه ی عواملِ دوری، روی گردانی، دشمنی و کینه نسبت به مؤمنان، بر حذر داشته است. گاهی به صورت مفصَّل و گاهی به صورت کلی و مختصر به این امور پرداخته است و این از محاسن شریعت اسلام عزیز و ربانی است. پرداختن به این مسئله بسیار گسترده است. پس در کتاب های اهل علم مانند کتاب های رفتار و اخلاق و فضائل و کتب حدیث و شرح آن، در این مورد می توانید بیشتر مطالعه داشته باشید.

از ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت است که فرمود: «إیاكم والظنَّ فإن الظن أكذبُ الحدیث، ولا تحسّسوا، ولا تجسّسوا، ولا تنافسوا، ولا تحاسدوا، ولا تباغضوا، ولا تدابروا، وكونوا عبادَ الله إخواناً كما أمركم، المسلمُ أخو المسلم لا یظلمه ولا یخذله ولا یحقره، التقوى ههنا التقوى ههنا التقوى ههنا، وأشار إلى صدره، بحسْبِ امرىءٍ منَ الشرِّ أن یحقر أخاه المسلمَ، كلُّ المسلمِ على المسلم حرامٌ؛ دمُهُ وعرضه وماله» به رویت مالک و بخاری و مسلم و لفظ حدیث از وی است و ابو داوود و ترمذی همچنین در ترغیب و ترهیب منذری به آن اشاره شده است.

«از گمان بد، اجتناب كنید. زیرا گمان بد، بدترین نوع دروغ‏ است. به دنبال عیوب دیگران نباشید، تجسس نكنید، در مال دنیا با هم رقابت نکنید و به یكدیگر حسادت نورزید. با یكدیگر، دشمنی نكنید و پشت ننمایید و برادروار خدا را عبادت كنید، مسلمان برادر مسلمان است به او ظلم نمی کند، او را خوار و تحقیر نمی کند، در حالی که به سینه اش اشاره می کرد  فرمود تقوی اینجاست تقوی اینجاست، از گرفتاری در شر همین برای انسان کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند، خون، ناموس و آبرو هر مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است.»

در نهایت این از مهم ترین مسائل است که شایسته است فرماندهان مجاهدین به آن توجه کنند.

مشکلی نیست که در این مورد بعضی از اشتباهاتی را که در مجاهدان رخ می دهد و ما شاهد آن هستیم یادآوری کنم، تا هشدار نسبت به آن و درمانش کامل شود. ما باید عمل گرا باشیم، همانا که علم برای عمل است. اما از جمله ی این اشتباهات این است که بعضی امیران به اینکه پیروان و سربازان شان به سخن گفتن درباره ی آبروی سایر امیران و مجاهداین بپردازند، راضی هستند و آن ها را نهی نمی کنند، بلکه شاید آن ها بر این کار نیز تشویق و تحریک کنند، حال برای خصومت شخصی یا دشمنی ای که با امیر دیگر دارد یا به خاطر غلبه بر او و به زیر سلطه ی خود درآوردن او است. این مرضی برای انسان است که علاج آن در ذات فرد است و بر امیران اصلی جماعت واجب است که مراقب کسانی باشند که زیر نظر و سرپرستی آن ها هستند و آن ها را درمـان، راهنمایی و تأدیب کنند. بر امیر واجب است هنگامی که سخن ناشایستی از پیروان شان در مورد سایر مجاهدین یا امیران جهادی دیگر بشنود، آن ها را از این کار نهی و از غیبت، سخن چینی و زیاده گویی درباره آبروی مسلمانان و سایر آفات زبان و سخن نا به جا دور کند. چگونه برخی بدون اینکه در دین عالم باشند و خدا را پرهیزکارانه و خالصانه بشناسند این کار انجام می دهند!؟

در جماعت ها و گروه های مختلف مجاهدین روایج یافته است که هر گروهی خود، امیرانش و کارهای شان را مدح می کنند و به آن افتخار می کنند و غیر از خود را حقیر می بینند و دیگران را با این گونه سخنان مورد طعن قرار می دهند: آن ها (سایر گروهای جهادی) درگیر نیستند و کاری انجام نمی دهند و ما چنین عملیات ها و شجاعت هایی صورت دادیم!! این نشان گرِ وجود تعدادی از امراض قلبی است، از خداوند متعال خواهان سلامت هستیم. بر همه ی امیران جهاد واجب است تمام این موارد را با ترویج اخلاق تواضع، اخلاص و ترس از بد فرجامی، اصلاح کنند. حسبنا الله و نعم الوکیل

امّا سوء ظن، شما چه می دانید خطر سوء ظن چقدر است؟! براستی بین مجاهدان بسیار است که منجر به طعن زدن به یکدیگر و متهم کردن گروهی توسط گروه دیگر می شود. مثلاً او این کار را به این خاطر انجام می دهد که چنین و چنان می خواهد یا فعل یا سخن برادرش را بر اساس اموری دنیایی تفسیر می کند که عمدتاً درگیری بر سر به فرماندهی رسیدن، غالب شدن و مقام و جاه طلبی است. برخی نیز دیگری را متهم می کند که جاسوس اطلاعاتی دشمن است و مثال های بسیاری وجود دارد که امکان بازگویی همه ی آن نیست. این خطری بزرگ است و امیران جهادی واجب است که در حُسن ظن مسلمان به برادران مسلمانش الگوی مردم باشند و این رفتار والا و منش بزرگ را به پیروان و سربازان  شان یاد بدهند.

از خداوند متعال خواهانیم که ما و شما را به ایمان کامل مشرف بفرماید و ما را بر انجام اعمال صالح موفق گرداند و جهاد و هجرت مان را حفظ کند و آن را با فضل، منّت و کرمش برای ما کامل کند.

إنه وليّ الفضل والنعمة لا إله غیره ولا رب سواه.

والحمد لله رب العالمین ، وصلى الله على محمدٍ وآله وصحبه أجمعین.

والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته

ذو الحجة ۱۴۳۱ هــ

دیدگاه‌تان را بنویسید: