ابومحمد مقدسی و پشت پرده تلاش مشکوک سلفیت آمریکائی- سعودی در ترور شخصیتی عبدالله عزام، عطیه الله لیبی و… (قسمت اول)

ابومحمد مقدسی و پشت پرده  تلاش مشکوک سلفیت آمریکائی- سعودی در ترور شخصیتی عبدالله عزام ، عطیه الله لیبی و…  

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

اخیرا متوجه شدیم که ابومحمد مقدسی یکی از علمای سلفیت نوع سوم که در دارالکفر اردن (حیات خلوت اسرائیل و آمریکا) سکونت دارد با ذکر بیاناتی ما را به سالها قبل و زمان شیخ عبدالله عزام رحمه الله کشاند .

ابومحمد مقدسی به صراحت در این بیانات مجاهدین افغان را دسته ای مشرک و قبرپرست و… معرفی می کند که برای ما تازگی ندارد اما آنچه برای عده ای تازگی دارد این است که  شیخ عبدالله عزام را مدافع قبر پرستان و مشرکین و دموکراسی پرستان و مانعین اهل توحید و… معرفی می کند که واکنشهای مختلفی را در برداشت و پیام واضحی برای اهل خرد و اندیشه در برداشت .  

برای آشنائی بیشتر جوانان با عمق و هدف ابومحمد مقدسی از این گفته هایش لازم است در این زمینه توضیحات مفصلتری داده شود تا برای همه ی عزیزان مشخص شود این تفکرات از کجا سرچشمه گرفته اند و چهره ی اصلی این اشخاص که پشت کلی گوئی های آنها و تهاجماتشان به طاغوتهای سایر سرزمینها پنهان شده چگونه است؟

بارها عرض شده است که سلفیت خاص نجدیت و بخصوص آنچه امروزه از کانال آل سعود ارائه می گردد به عنوان یک مذهب انعطاف ناپذیر تمامیت خواه – که خود را برابر با اسلام و اهل سنت می داند و مخالفین خود را مخالف با اسلام و اهل سنت معرفی کرده است – همیشه سعی کرده با اتهامات مختلف ابتدا به ترور شخصیتی مخالفین و تشکیک در باورها و اعمال آنها پرداخته و سپس با زدن اتهامتی چون مشرک و اهل بدعت و … و در نهایت صدور حکم کفر و ارتداد، و در صورت وجود قدرت فیزیکی، سعی در حذف این مخالفین به صورت مستقیم و یا پشتیبانی از طاغوتها جهت حذف این مخالفین نموده اند .

 و این یعنی مطلق انگاری و دیکتاوری محض سلفیت مسخ شده ای از نوع خاص نجدیت و بت کردن رای اغلب اشتباه علمای یکی دو قرن اخیر نجد و بخصوص رای هر یک از علمای پیرو این تفکر در زمان حال که به نحوی با آنچه آمریکا و آل سعود تولید نموده اند آلوده شده اند .

البته سلفیت مسخ شده نیز خودش به دهها فرقه و شعبه تقسیم می شود که هیچ یک آن دیگری را قبول ندارد و هر ملاء و شیخی در این تفکر خودش تبدیل به مرجع تقلید جداگانه با مریدان جداگانه ای می باشد .

 ابو محمد مقدسی یکی از شیوخ و ملاهای این تفکر است که برای خودش دارودسته ای کاملا متمایز راه انداخته است که تحت هیچ شرایطی سایر ملاها و شیوخ این تفکر را نیز قبول ندارند حالا چه رسد به علمای سایر فرق و مذاهب اسلامی؛ البته آنها نیز او را قبول ندارند . اما وجه مشترک تمام این جریان سلفیت تولید شده توسط آمریکا و آل سعود جنگ روانی و سرد و تبلیغی و گاه جنگ گرم با مخالفین افکار خودشان است .

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی در کتاب ارزشمند « روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم» در تاریخچه ی مختصر سلفیت نوین آمریکا – آل سعود  با ارجاع به آثار شیخ عبدالله عزام رحمه الله از سابقه ی این جریان سخن گفته و می نویسد:

 …برخي بر اين باورند كه سرآغاز پيدايش اين فرقه به جنگ دوم خليج فارس در سال ۱۴۱۱ بر مي گردد ….اما پس از بررسي و تحقيق در سخنرانيها و مقالات دكتر عبدالله عزام آشکار می گردد كه این جریان قبل از جنگ دوم خليج درست شده است و با تاكيد بر چند سال آخري كه از جهاد افغانستان بر عليه حكومت سوسياليستي شوروي مانده بود در مي يابيم كه اینها به شهر پيشاور مي رفتند و جوانان را از جهاد مسلحانه بر عليه اشغالگران سوسياليست در افغانستان سرد مي نمودند، وعلاوه بر آن در كشورهاي خليج فعاليت داشتند و با آوردن بهانه ها و شبهات متعددي از جمله اينكه :

–  مردم افغانستان مشرك و قبر پرست و… هستند

– و جنگ افغانستان جنگي اسلامي نيست

– و بسياري از رهبران جنگ افغانستان از نظر عقيده سالم نبوده و يا با بعضي از كشورهاي خارجي در ارتباط هستند

و با چندين شبه و بهانه ي ديگر مردم را از دادن كمكهاي مادي هم منصرف مي كردند و عاملي شدند جهت سرد نمودن بسياري از مردم از پشتيباني كردن و ياري رساندن به جهاد افغانستان در سالهاي پاياني اش  .

دكتر عبدالله عزام رحمه الله از كار اينها بسيار گله داشت و نمي دانست كه اين فرقه ي گمراه ثمره ی کار مشترک سی .آی . ای  آمریکا و سازمان اطلاعات سعودي بوده و از فرزندان نامشروع این دو منبع فساد می باشد. همچنان كه قاديانيها از فرزندان انگليس بود و توسط آنها توليد شده اند .

 این جریان منحرف با مخالفت كردن با رمزهاي جهاد افغانستان و سرد نمودن مردم از اين جهاد مبارك شروع شد، عامل كثيفي در دست سکولاریستهای غربي و صهيونيسم جهاني بودند …

از تاريخ اينها مشخص است كه اينها : فرقه اي سياسي هستند كه با لباسي عقيدتي روپوش شده اند كه وزارت داخله ي سعودي  جهت برآورده كردن چند هدف آمريكائي و صهيونيستي عليه جهاد مبارك افغانستان تولید نموده ، و پس از جهاد افغانستان آنها را بر علیه تمام مخالفین آمریکا و متحدینش مورد استفاده قرار داده است .

این جریان منحرف در ابتدا شروع كرد به  جنگ رواني و شايعه پركني و تهمت زدن به رهبران مجاهدين افغاني ، سپس اتهاماتش را متوجه كل جهاد افغانستان نمود، به دنبال آن اتهامات را متوجه فرمانده هان مجاهد عرب نمودند،…  به دنبال آن به جنگ رواني عليه تمام مجاهدين اعم از عرب و غير عرب در سراسر دنيا و بخصوص آنهايي كه در افغانستان و عراق بر عليه آمريكائيان مي جنگند  پرداختند ، و در نهايت اتهامات  و ترور شخصيتي خود را متوجه تمام علماء و دانشمنداني نمودند كه در ميدان دعوت اسلامي به شيوه ي اسلام کامل به  فعاليت مي پردازند .

….مراكز سكولار غربي هم ماهيت اين گروه گمراه برايشان آشكار شده است، به همين دليل به حكومتهاي دست نشانده ی خود سفارش و توصيه كردند كه از اين فرقه جهت انهدام و مبارزه با جريان بيداري اسلامي و مجاهدين فرقه ي ناجيه استفاده نمايند . [۱]

البته این جریان منحرف خودش بعدها به دهها شاخه ی مختلف تقسیم شد و هر شاخه ای تحت ریاست ملائی به خدمت به یکی از طواغیت در آمد و گاه بر علیه طواغیت آل سعود و سایر طواغیت سرزمینهای دیگر فتوای کفر و ارتداد و… صادر کردند.

با این وجود می توان این جریان مخوف را به  دو دسته ی کاملا مجزا تقسیم نمود :

  • کسانی که به صورت رسمی در خدمت طاغوت آل سعود و یا سایر طاغوتها در آمده اند و در منابر و مساجد و احزاب و گروههای مختلفی خود را سازماندهی نموده اند که معمولا داری شبکه های مختلف ماهواره ای متعددی جهت کنترل و مدیریت افکار عمومی مردم عادی نیز می باشند .
  • کسانی که ظاهرا مخالف طاغوتها هستند و حتی فتوای ارتداد طاغوتهائی غیر از طاغوتهای کشور خود و جنگ مسلحانه بر علیه آنها را صادر نموده در پناه این طاغوتها در کمال امنیت در اردن یا انگلیس یا کانادا و… به سر می برند که معمولا از طریق فضای مجازی اینترنتی با مریدان خود در ارتباط هستند و طی بازیهای سیاسی سعی می شود این دسته به عنوان مخالفین نظامها معرفی شوند و به این شیوه مخالفین حکومتها را از طریق اینها هدایت و مدیریت کنند .

هر دو دسته ساحرانی هستند که یک هدف واحدی را دنبال می کنند اما هر کدام با ادبیات و سبک خاص خودشان .

با این وجود این دسته بندی کلان به این معنی نیست که این تفکرات مسموم سایرمسلمین را نیز آلوده نکرده باشد، بلکه آشکارا آلودگی های این جریان مسموم را به نسبتهای مختلفی در میان اکثر جماعتها و گروههای مسلحی چون دوله و گروه جولانی و فتاحی و…که دارای اندیشه های سلفیت خاص نجدیت هستند مشاهده می گردد . این گروههای رنگارنگ و مختلف خالصانه و بدون ریا در حال پیاده نمودن این تفکرمسموم تولید شده توسط دشمنان هستند .



[۱]  استاد مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی ، « روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم»/   قسمت : دین سکولاریسم و تولید اسلام آمریکائی – سعودی

دیدگاهتان را بنویسید