عملکرد یکسان سلفیت خاص نجدیت و فاش نمودن نقش ابومحمد مقدسی در زمان شیخ عبدالله عزام تقبله الله به عنوان یک عبرت (قسمت دوم)

عملکرد یکسان سلفیت خاص نجدیت و فاش نمودن نقش ابومحمد مقدسی در زمان شیخ عبدالله عزام تقبله الله به عنوان یک عبرت (قسمت دوم)

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

ابومحمد مقدسی که عده ای سابقه ی چند روزه ی او در یکی از اردوگاههای پیشاور را به عنوان سابقه ای شکوهمند برای او به حساب می آورند و به او اجازه می دهند که در امور مجاهدین دخالت و… کند در خاطراتی تحت عنوان «من ذاكرة أفغانستان» به ذکر حقایقی پرداخت که بسیار قابل توجه و تامل است و می تواند برای مجاهدین در شناخت بخشی از سابقه ی این تفکر و برخورد با سلفیت خاص نجدیت درس عبرت بزرگی باشد.

ابومحمد مقدسی بیان می کند قبل از ورود به این پادگان آموزشی عده ای از دوستان گفتند : من نمی توانم وضع حاکم بر این پادگاه را تحمل کنم . منهج طاغی حاکم بر پادگاه منهج اخوان المسلمین بود که خطاهای افغانی ها در نواقض توحید و عقیده ی صحیح نادیده گرفته می شدند، علاوه بر این از صحبت کردن در مورد این خطاها و تبلیغ بر علیه این خطاها و انکار آنها دیگران را نیز منع می کردند  و مانع صحبت کردن در این موارد می شدند . عبدالله عزام تا زمان مرگش از این روش دست نکشید و بر این روش ماند .  ولم يتراجع عنه إلى يوم مقتله.  با این وجود قبل از ورود به افغانستان بر رفتن به پادگان صدی اصرار کردم و این اولین آموزش نظامی من بود .[۱]

 علت خارج شدن او از پادگان صدی که پادگان شیخ عبدالله عزام بود را به این دلایل می داند که بسیار قابل تامل هستند :

  • دکتر عبدالله عزام قبرپرستان و  کسانی که از تمیمه و تعویذ و طلسم استفاده می کردند را مجاهد می نامید .
  • عبدالله عزام بندگان دموکراسی و برادران طواغیت چون ربانی و احمد شاه مسعود و غیره را در میان برادران مجاهد راه می داد.
  • –          شیخ عبدالله عزام مانع انکار شرکیات منتشر شده بین افغانها بود و از ما می خواست در برابر این قبرپرستان و شرکیات آنها سکوت کنیم.[۲] اما من بعد از نماز مغرب و در جلو همه با او در منع انکار شرکیات در میان افغانها با او مناقشه کردم .[۳]
  • در برابر منکرات و امور باطل افغانها سکوت می کرد و حتی به تعریف و تمجید و تزکیه ی آنها می پرداخت با آنکه برادران طواغیت و بندگان دموکراسی بودند.[۴]
  • او موحدین و مشرکین (یعنی افغانها) را یکسان مورد خطاب قرار می داد و همه ی آنها نزدش مجاهد بودند .[۵]  و این ثمره ی  خبیث تاخیر توحید است [۶]
  • در آن زمان در برابر کتاب دکتر عبدالله عزام که جهاد را مهمترین فرض عین معرفی کرده بود دکتر سفر الحوالی به برکات تعلیمات دعوت نجدی توحید را مهمترین فرض عین دانست و…[۷]

 ابومحمد مقدسی بیان می کند که به این دلایل پادگان آموزشی عبدالله عزام را ترک کرده است و می دانیم بعد از این چند روزی که تماما در درگیری با منهج سید قطبی حاکم بر پادگان و شخص عبدالله عزام تقبله الله به عنوان نماینده ی  این منهج می گذرد دیگر خبری از حضور ابومحمد مقدسی در میان مجاهدین نیست.

بعد از این دوره ی چند روزه ی پر تنش کلا زندگی ابومحمد مقدسی صرف این منهج سلفیت خاص نجدیت و مبارزه با منهج اشخاصی چون عبدالله عزام تقبله الله و منهج جهادی سید قطب تقبله الله و سایر مجاهدین اهل سنت حنفی و شافعی و… و جایگزین نمودن تدریجی منهج سلفیت خاص نجدیت می گذرد که در نهایت از کانال ابومصعب زرقاوی به تدریج این منهج قدرت می گیرد تا به الان دوله و دارودسته ی جولانی و امثالهم رسیده است.  

 اینها همان اشخاصی هستند که شیخ عبدالله عزام در حین تفسیر سوره ی  توبه از آنها گله و شکایت داشت و به عنوان یک مانع و آفت از آنها یاد می کرد .

اگر برادران مجاهد ما هم اکنون به تبلیغات براردان دوله بر علیه مجاهدین امارت اسلامی افغانستان و سایر گروههای جهادی مثل القاعده نگاه کنند دقیقا متوجه خواهند شد که فرقی بین اتهامات اینها با اتهامات ابومحمد مقدسی به عبدالله عزام و مردم افغانستان و مجاهدین آن زمان افغان وجود ندارد .

منهج تفکر سلفیت خاص نجدیت همین است که می بینید و اگر در زمان ابومصعب زرقاوی که ابومحمد مقدسی استاد روحی او بود تفکر سلفیت خاص نجدیت عاقبت موفق می شود در میان دسته ای از مجاهدین جایگزین منهج سید قطب و عبدالله عزام و اسامه بن لادن و حنفیت و شافعی گری و غیره گردد به این معنی نیست که تنها ادامه دهندگان حزب زرقاوی و دوله دارای چنین منهجی هستند، بلکه گروه جولانی و فتاحی و هر کسی که خود را تابع سلفیت خاص نجدیت بداند بالقوه دارای این منهج است و تنها منتظر فرصتی است که آن را بالفعل کند و این منهج را از حالت نظری به حالت عملی در آورد.

 البته ذکر این نکته هم بسیار حائز اهمیت است که گفته شود : هرگاه سلفیت خاص نجدیت در عمل اجرا شود نتیجه همیشه یکی است، و فرقی ندارد این منهج را دوله پیاده کند یا هر گروه و جماعت و فرد دیگری، و اختلاف میان طرفداران این منهج نیز تنها در مساله ی قدرت و اخلاص است نه اختلاف درمنهج . منابع منهجی همه ی آنها یکی است اما عده ای مثل دوله خالصانه این منهج را پیاده می کنند و دسته هائی چون گروه جولانی و فتاحی و غیره ریاکارانه و موزیانه عمل می کنند و دست و پاشکسته تا زمان رسیدن موعد مناسب با این منهج برخورد می کنند.   


[۱] فحين ذهبت لمعسكر صدى حذرني بعض الأحبة من أنني لن أتحمل الوضع هناك؛فالمنهج الطاغي على المعسكر منهج إخواني براجماتي؛يرقع لأخطاء الأفغان في ما يناقض #التوحيد والعقيدة الصحيحة؛ويمنع من إنكارها ؛ويصد عن الحديث فيها . ومع ذلك أصررت على الذهاب للتدريب في معسكر صدى قبل دخولي لأفغانستان ؛وكان ذلك لي أول تدريب عسكري.

[۲] ففوجئت بأن الشيخ عبد الله عزام بالفعل يمنع من إنكار الشركيات المنتشرة بين الأفغان ويطالبنا بالسكوت عنها… وكان يمنع من الإنكار على القبوريين الأفغان شركياتهم؛

[۳] بعد صلاة المغرب في مسجد المعسكر مواجهة أمام جميع الحضور ومناقشة له في المنع من إنكار الشركيات على الأفغان

[۴] وتعدى الأمر السكوت عن منكراتهم وباطلهم؛ إلى تمجيدهم وتلميعهم وتزكيتهم رغم أن فيهم إخوانا للطواغيت وعبيدا للديمقراطية

[۵] كان قطعا يخاطب بذلك الموحدين والمشركين على حد سواء؛ فجميعهم كانوا عنده مجاهدين

[۶] وهذه هي الثمرة الخبيثة التي يوصل إليها تمييع شرط #التوحيد وتأخيره

[۷] كان دافعه في ذلك تعظيم #التوحيد الذي تربى عليه وتلقاه من بيئته النجدية التي تأثرت ببركات الدعوة النجدية.

دیدگاهتان را بنویسید