بازی ابومحمد مقدسی و با کلمه ی حقِ « التوحيد أولا ودائما» در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله

بازی ابومحمد مقدسی و با کلمه ی حقِ « التوحيد أولا ودائما» در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله  

به قلم: مسعود سنه ای

چنانچه می دانیم در ادبیات فقهی زمانی که از فرض  صحبت می شود منظور تکالیف عملی و ظاهری است که الله تعالی واضح و روشن آن را تعیین نموده و بر بندگانش واجب کرده است و مسلمان را وادار می شود آنها را انجام دهد .

زمانی هم که در منابع فقهی ائمه و علمای پس از آنها بابی تحت عنوان « كتابُ الْفَرضِ» دیده می شود منظور بخش یا كتابى است كه در آن نمازهاى واجب و ساير فرايض در زمانهاى معينى ذكر شده باشد .

در این صورت زمانی که از فرایض یا واجبات صحبت می شود فرض بر ای است که در مورد یک مسلمان صحبت می شود که با تکالیفی را انجام دهد نه در مورد کفار یهودی و نصرانی و مشرک و مجوس و صابئین .

 و زمانی که یک عالم میان فرایض اولویت بندی می کند  این کار را برای مسلمانی انجام می دهد که از مرحله ی شهادتین و توحید و اسلام حکمی گذشته و  وارد دایره ی اسلام و مسلمین شده است که بعد از این اقرار و «اسلام مجمل» باید فرایضی را انجام دهد .

پس زمانی که شیخ عبدالله عزام تقبله الله می گوید که در این زمانی که کفار سکولار جهانی سرزمینهای مسلمین را اشغال کرده اند و مزدوران خود را حاکم کرده اند مهمترین فرض عین جهاد فی سبیل الله برای اخراج این اشغالگران و تشکیل حکومتی اسلامی و تطبیق قانون شریعت الله است، در واقع این فتوا را برای شخصی به کار برده است که قبلا شهادتین را بر زبان رانده و ما آن را اهل توحید می دانیم هر چند ضمن داشتن عذرهای معتبر شرعی دارای اشتباهات عقیدتی و عملی هم باشد که – طبق ضوابط تکفیر اهل قبله – منجر به ارتداد و خروج وی از دایره ی اسلام نشده باشد .

در این صورت کید و شبهه ی ابومحمد مقدسی و سلفیت خاص نجدیت بسیار ضعیف و سست است به شرطی که شخص به الفای فقه اسلامی آشنا باشد .

ابومحمد مقدسی فرض را بر این گذاشته است که مخاطبین فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله مشرکینی هستند که هنوز وارد اسلام نشده اند، یا اینکه دکتر عبدالله عزام تقبله الله مسلمین و مشرکین را به یکسان مورد خطاب قرار داده است؛ در حالی که این حیله و اشتباه محضی است که تنها سلفیت خاص نجدیت مرتکبش می شود . 

هر جا در قرآن و سنت صحیح و رای ائمه ی اربعه و خیرالقرون و حتی سلفیت نوع دوم ابن تیمیه و ابن قیم  از عبارت مشرک و مشرکین استفاده شده است منظور دسته ای بدترین کفار هستند که نه طعام آنها خورده می شود و نه با زنانشان ازدواج می شود و نه از آنها جزیه قبول می شود ، اما سلفیت خاص نجدیت به راحتی مسلمین دارای عذرهای شرعی معتبر را مشرک خطاب می کند .

به همین دلیل ابومحمد مقدسی در برابر فتوای دکتر عبدالله عزام تقبله الله مبنی بر اینکه «الدفاع عن أراضي المسلمين أهم فروض الأعيان» دفاع از سرزمینهای مسلمین مهمترین فرض عین است، موزیانه مساله ی توحید را پیش می کشد که انگار همه مشرک هستند الا خودش و همفکران محدودش، و با  کلمه ی« التوحيد أولا ودائما » سعی در خنثی کردن فتوای شیخ عبدالله عزام تقبله الله آنهم با ادبیاتی شبه جهادی دارد .

کلمه ای که باید در مورد آن گفت : کلمة حق یراد بها الباطل . یعنی  کلمه حقی است که اراده باطل از آن دارند .  اینها با این جمله ی حق سه اراده و کار باطل انجام می دهند:

–        می خواهند به مخاطب خود بفهمانند که دکتر عبدالله عزامی که در سال ۱۹۶۶ لیسانس خود را در رشته علوم شرعی از دانشگاه دمشق دریافت کرده  و در جنگ شش روزه بر علیه رژیم صهیونیستی شرکت کرده و طی سال‌های ۱۹۶۸ الی ۱۹۷۰ امیر اخوان المسلمین در اردن بوده و در در سال ۱۹۶۹ از دانشگاه الازهر فوق لیسانس رشته اصول دین و در سال ۱۹۷۳ دکترای اصول فقه را دریافت کرده و تا سال ۱۹۸۰ در دانشگاه‌های اردن به تدریس اصول فقه اشتغال داشته و پس از اخراج از اردن در عربستان و در دانشگاه ملک عبدالعزیز (دانشگاه محل تحصیل اسامه بن لادن تقبله الله)  تا سال ۱۹۸۱ در جده کرسی تدریس اصول فقه و مهمترین دروس شرعی را بر عهد دارد و…  نسبت به اصول فقه و علوم شرعی جاهل بوده .

–        دکتر عبدالله عزامی که به «پدر جهاد جهانی» معروف است و از اردن مرکز ثقل ابومحمد مقدسی اخراج شده اطرافیانش را مشتی مشرک و قبرپرست و بندگان دموکراسی و… فرا گرفته بودند و از نشر توحید ممانعت می شد و عبدالله عزام تقبله الله مدافع مشرکین و سد کننده ی موحدین بوده است،  اما خود ابومحمد مقدسی که در امنیت کامل در پناه همین شاه مرتد اردن در حال زندگی است و….   

–        دشمن اصلی ما کفار اشغالگر خارجی و مزدوران دست نشانده ی محلی آنها نیستند که دکترعبدالله عزام تقبله الله مسلمین را به جنگ با آنها دعوت کرده است بلکه دشمن اصلی همین مسلمینی هستند که آنها را به عنوان مشرک و قبرپرست و غیره معرفی کرده است. در نتیجه به جای اینکه ابتدا با کفار سکولار و اشغالگر خارجی جنگید باید ابتدا با همین مسلمین جنگید، و جنگ داخلی میان مسلمین را شروع کرد، و مسلمین را به مسلمین مشغول کرد تا کفار سکولار جهانی و نوکران دست نشانده ی محلی آنها چون شاه اردن و… بدون دردسر به جنایات خود ادامه دهند .

این بخشی از توطئه ی پشت پرده ای است که امثال ابومحمد مقدسی پشت این شعار و کلمه ی  حق پنهانش کرده اند، و با همین شعارِ حق به مخالفین خود حمله می کنند، و اگر نقدی بر آنها شود با مظلوم نمائی و غوغاسالاری علت مخالفت مخالفین و افشاگریهای مخالفین را دفاع آنها از توحید و مخالفت مخالفین با توحید می دانند. حسبنا الله و نعم الوکیل .

دشمنان جهاد و وحدت مسلمین طیفهای مختلفی را تشکیل می دهند و هر کدام به سبک خودشان به مجاهدین و فرقه ی ناجیه یورش برده اند، اما این دسته از انسانهائی که در قالب اهل جهاد به مجاهدین یورش برده اند هم اندکند و هم خطرناکتر از سایرین هستند که لازم است مسلمین با شناخت فراگیر شریعت، ترفند این دوستان جاهل یا دشمنان آگاه را خنثی کنند.

جالب است بدانید که شیخ عبدالله عزام در پیشاور توسط همین دسته از سلفیون خاص نجدیت و همفکران ابومحمد مقدسی تکفیر شد و زمانی که به همراه دو پسرش در سال ۱۳۶۸ شمسی طی انفجاری به دست چند نفر ناشناس کشته شد اما یکی از انگشتهای اتهام  این ترور به سوی همین کسانی بود که او را به جرم حمایت از مشرکین و قبرپرستان و… تکفیر کرده بودند .

سوابق این تفکر سلفیت خاص نجدیت در عراق و سوریه و یمن و سومالی و الجزائر و لیبی و غیره ثابت کرده است که کشتن رهبران و بزرگان جهاد و سایر عوام مسلمین به اتهامات واهی مشرک و قبر پرست و …  بودن برایشان کاری است بسیار آسان .

دیدگاهتان را بنویسید