ما در ایران نیازی به تکرار فجایع سوریه و تکرار سناریوهای شیوخ سلفیت خاص نجدیت نداریم

ما در ایران نیازی به تکرار فجایع سوریه و تکرار سناریوهای شیوخ سلفیت خاص نجدیت نداریم

به قلم : کاوه مریوانی

ما در اینجا جمع شده ایم که در برابر جنگ روانی طاغوتها و برادران متشدد خودمان خدمتی به اهل سنت داشته باشیم . درسته ؟ و بنده بر این باورم که علمای معلوم الحال خارج از ایران مثل ابوقتاده و هانی السباعی و عبدالرزاق مهدی و… نمی توانند برای اهل سنت ایران تعیین تکلیف کنند که چکار کنند ….  . هر کسی می خواهد باشد .   

– ابزاری در اختیار سیاستهای آمریکا و ناتو سایر طاغوتها شدن

– و منحرف نمودن جنگ ازدشمن اصلی به دیگران

– ومشغول نمودن مسلمین به مسلمین

و تفرق و جنگ داخلی تنها سودش به جیب آمریکا و متحدینش، و تمام ضررش به مسلمین افغانستان و جهان بر می گردد؛  پس عده ای سعی نکنن با برجسته کردن یکی از شیوخ سابقه دار خود  سناریوی سوریه در سرزمین ما تکرار شود و همچون گروههای مسلح سوری جهادشان خواسته یا ناخواسته فی سبیل آمریکا و فی سبیل ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) قرار گیرد .

👈برای ما در مورد ایران تنها علمای موجود در میان مردم قابل پیروی هستن و در چچن علمای آنجا و در سومالی و یمن و… هم علمای همانجا . چون اینها به وضع مناطق خود آگاهترند و می توانند وحدت عمل را حفظ کنند و از تفرق جلوگیری کنند. تصور کنین  اگه یک کورد بیاد به جای سخنان علمای خود حرف ابوقتاده را بگیرد و دیگری حرفهای ابومحمد مقدسی را و دیگری حرفهای طارق عبدالحلیم را و دیگری حرفهای ابوبصیر طرطوسی را و دیگری حرفهای ترکی بنعلی را و … می دانی چه اتفاقی می افتد ؟ اینها همه با هم مخالفند و بدون شک طرفداران و دسته هائی تولید می کنند که همه با هم مخالف هستن و نتیجه می شود آنچه در سوریه به دست آمده . تفرق و جنگ داخی و ذلیلی و شکست  .👈👈👈👈بنده اگه یک عالم به نمایندگی از اهل سنت منطقه ی خودمان چیزی در مورد وضع موجود و راهکار عمل در ایران بگه و هزاران نفر مثل ابوقتاده چیز دیگه ای بگن من این عالم نزدیک خودم را که به وضعم آگاهتره را می پذیرم و سخنان دیگران را به دیوار می کوبم .  این نظر بنده ست در مورد حفظ وحدت و پرهیز از تفرق  از کانال یکی از «۳ ابزار» و شما هم می تونین نظر خودتان را داشته باشین .

ما تجربه ی سوریه و چندین سرزمین دیگه رو داریم که این شیوخ سلفی نجدی هر کدام از دسته ای حمایت کردند و این دسته ها نیز با ایجاد جنگ داخلی باعث ضعف همدیگه و قدرت گیری دشمنان شدند . ابوبصیر طرطوسی از گروههای درع فرات حمایت می کرد ، عبدالرزاق مهدی از احرار الشام، ابومحمد مقدسی از حراس الدین، ابوقتاده از هیئت جولانی، طارق عبدالحلیم  هم از القاعده، هانی السباعی و …. هم هر کدام گروه خودشان را داشتند و هیچ کدام از اینها همدیگه رو قبول نداشتند و  مریدان و گروههای اونهام با هم درگیر بودند و هزاران مسلمان را قتل عام کردند  و نتیجه آن شده که می بینیم ….. نقد این شیوخ نزد مریدانشان از نقد اسلام هم بدتره و چنان عصبانی می شوند انگار به مبادی اسلامی توهین شده و…. مگه ندیدیم .؟  آیا ما خواستار تکرار چنین تراژدی وحشتناکی در مناطق خود هستیم ؟ نه . ما نیازی به  تفرق و حزب سازی و فشل و ذلیلی و صدها حزب سلفی مسلک ضد هم نداریم   . مخصوصا الان که اهل سنت ما در حال بیداری و حرکت به سوی وحدت فراگیر در حال حرکت است .

دیدگاهتان را بنویسید