عبدالرحمن صدیق مفتی جدید مکتبی ها و برداشت نادرست از فتوای ماموستا کریکار

 عبدالرحمن صدیق مفتی جدید مکتبی ها و برداشت نادرست از فتوای ماموستا کریکار

به قلم : شاهو سنه ای

عده ای از طرفداران مکتب کاک احمد مفتی زاده شایع کرده اند که فتوای تکفیر عبدالرحمن صدیق به دلیل تاویل ایشان از آیات قرآن و تاریخ و منابع شرعی بوده است و نمی توان مسلمانی را به خاطر تاویلات اشتباه تکفیر کرد .

در اینجا لازم است به صورت موردی به چند نکته در مورد عبدالرحمن صدیق یکی از مجریان جنگ روانی سکولاریستهای ناسیونالیست و مرتد کوردستان بر علیه اهل سنت اشاره کنم :

  1. باید عرض کنم که فتوای مرتد بودن عبدالرحمن صدیق به دلیل تاویل از «کواعب اتراب» نبوده و نیست . این شخص 

با انکه خودش اقرار میکنه که در تواریخ مطالبی اومده اما به صراحت به انکار اونها می پردازه و شبهاتی در زمینه ی احکام وارد کرده . به عنوان مثال به صراحت خود رسول الله صلی الله علیه وسلم رو هم زیر سوال میبره و میگه چرا تو تاریخ یبار نشده پیامبر ومسلمانان زن و دختران عربهای حربی رو به کنیزی بگیرن چرا فقط مال دیگر اقوام بوده مثلا بنی قریظه که خیانت کردن اون بلا رو سرشون آوردن ولی فتح مکه شد قریش اونهمه جنگید هیچی الانم داعش میره فقط کوردا و دیگر اقوام زناشونو میبره چرا زنای رقه سوریه وموصل رو نمیبره؟

این شخص دیدگاههای زیادی در تاریخ و دین دارند که ماموستاهایی مثل کامران کریم و ملا کریکار جوابشونو دادند. ایشون خودشون اعتراف میکنند که در تواریخ مسائلی بیان شده اما در مقام نفی این تاریخ مطالبی بیان میکنند.  پس اینکه دوستان کانال میزان گفتن که علت تکفیر این شخص تنها تاویل از این اشتباه بوده و بعد بر روی فرضی غلط شروع کردن به دادستان سرائی نمی تونه صحیح باشه .

  • عبدالرحمن صدیق در تلاش است که قرآن را به فهم دین سکولاریسم تفسیر کند و قصد دارد قران و سنت و تاریخی ارائه دهد که با دین سکولاریسم سازگار باشد . پس مشکل تنها همان یک آیه نیست . کاملا واضح و آشکاره که عبدالرحمن صدیق آگاه به تاریخ و مسائل فقهی بوده و عمدا و  آگاهانه حجتها و دلایل شرعی رو به نفع دین سکولاریسم و احزاب سکولار و مرتد کوردستان عراق جهت مخالفت با شریعت گرایان کنار می زند .
  • نکته ی  دیگر اینکه در این مقاله شخصی اومده صحبت کرده نه شورای مدیریت مکتب قرآن . هر چند نشر آن در رسانه ی رسمی اونها به معنی موافقت با مطالب اونه . با این وجود نویسنده ی  مقاله نکات حق و نا حقی رو با هم در مورد شرایط تکفیر با هم قاطی کرده که میشه روش صحبت کرد هر چند با صفات ناپسند دیگه ای مخالفین رو  وصف کرده اند.

ما با چنین تحلیلی که این شخص در مورد فتوای ماموستا کریکار کرده مخالفیم و بر این باوریم که نشان از جهالت این شخص هم به عبدالرحمن صدیق است و هم به ماموستا کریکار .

دیدگاهتان را بنویسید