شناخت ساده و علمی سکولاریسم و دموکراسی (۲) تعاریف دین سکولاریسم

شناخت ساده و علمی سکولاریسم و دموکراسی (۲) تعاریف دین سکولاریسم

ارائه دهنده : ام عثمان موکریانی

بیائید تعریف واقعی سکولاریسم را آنگونه که هست بشناسیم و اجازه ندهیم کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و بخصوص منافقین(سکولار زده ها) با ادبیاتی شبه اسلامی ما را فریب دهند .

تعاریف دین سکولاریسم[۱]

  1. واژه ی لاتين سكولاريسم، سكولوم،[۲]به معناى قرن و سده مى‏باشد. سكولوم در زبان كلاسيك مسيحيت، نقطه ی مقابل ابديت و جاودانگى الوهيت؛ يعنى زمان حاضر است و در اصطلاح به معناى هر چيزى است كه به اين جهان تعلق دارد و به همان مقدار، از خداوند و الوهيت دور است. واژه ی ژرمنى آن (Weltich) به معناى «اين جهانى» است كه به دنياى كنونى و مسائل آن نظر دارد.[۳]
  2. واژه ی سكولاریسم از ماده «سکولار» اخذ گردیده است این واژه نیز از (سکولوم) كه لاتینی است،مشتق شده است واژه (سکولوم) به معنای گیتی و دنیا به ویژه دنیا در برابر مسیحیت (دین) تعریف می‌شود.[۴]
  3. سکولاریسم واژه ای انگلیسی است که از ریشه ی لاتین سکولوم، به معنای این جهان، گرفته شده است.[۵]
  4. دنیاپرستی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی، غیر دین گرایی، جدا شدن دین از دنیا[۶]
  5. مخالفت با شرعیات و مطالب دینی[۷]
  6. عرف گرایی[۸]
  7. و تقدّس زدایی[۹]
  8. غیر دین گرایى، نا دینى گرى، جدا شدن دین از دنیا، دنیویت[۱۰]
  9. اعتقاد به اصالت امور دنیوى[۱۱]
  10. دنیاپرستى[۱۲]
  11. سکولاریسم از واژه ی «سکولوم» و به معناى گیتى و دنیاست.[۱۳]
  12. در فرهنگ آکسفورد معناى سکولاریسم چنین ارائه شده است: تنظیم امور معاش از قبیل تعلیم و تربیت، سیاست، اخلاق و جنبه‏هاى دیگرى که مربوط به انسان است، با توجه به دنیا و بدون توجه به خدا و آخرت.[۱۴]
  13. در فرهنگ آریانپور هم سکولاریسم چنین آمده است:سکولاریسم به معناى مخالفت با شرعیات و مطالب دینى، روح دنیادارى، طرفدارى از اصول دنیوى و عرفى است و سکولاریست به معناى شخصى است که مخالف با تعلیم شرعیات و مطالب دینى و طرفدار اصول دنیوى و عرفى باشد.[۱۵]در فرهنگ «وبستر» آمده است: «سكولاريسم عبارت است از اعتقاد به اين كه زندگى و امور مربوط به آن، بايد از دين فاصله بگيرد و ملاحظات دين ناديده گرفته شود. بر اين اساس، ارزش‏هاى اخلاقى و روش‏هاى اجتماعى بايد با توجه به معيشت دنيوى و رفاه اجتماعى تعيين شود نه با رجوع به دين».[۱۶]
  14. سکولاریسم دکترینى است که همه ی ملاحظات ناشى از ایمان به خدا یا ایمان به آخرت بر مبناى این دیدگاه، بایستى کاملاً سکولار باشد، حتى آموزش و پرورش یا تحصیلات عمومى مردم که طى آن اخلاقیات صرفاً بر مراعات رفاه انسان در زندگى حاضر بنا گذارده مى شود.[۱۷]
  15. سروش پس از بررسى معانى گوناگون، به تعریفى از سکولاریسم دست مى یازد که عبارت است از:توجه کردن به عالم ماده و چشم برگرفتن از مراتب دیگر وجود؛ مراتبى که وراى این حیات تنگ مادى قرار دارد، و این چشم برگرفتن در دو جا تحقق پیدا مى کند: یکى در اندیشه هاى ما و دیگرى در انگیزه هاى ما. سکولاریسم در اندیشه؛ یعنى انسان دانسته هاى خود را منحصر مى کند به آنچه در این عالم ماده مى شود دید و خواند. از آن طرف، انگیزه هاى ما هم اگر سکولار بشود بدین معناست که انسان فقط براى همین حیات و همین معیشت دنیوى تلاش کند و کوشش خود را معطوف به این امر بکند؛ به چیز دیگر نیندیشد و براى دیگرى کار نکند، و حساب دیگرى در زندگى و عمل و ذهن خویش براى هیچ چیز باز نکند.[۱۸]
  16. اصطلاح سکولاریسم بر هر آن چیزى که غیرمذهبى است دلالت مى کند.[۱۹]
  17. سکولاریسم در یک معناى گسترده، نوعى دین قلمداد شده[۲۰]که هم تبیین کننده ی جهان است و هم تعیین کننده ی ارزش ها.[۲۱]
  18. نوعى شیوه و تفسیر زندگى است که اشیا و موجودات را در یک نظم طبیعى مى بیند و براى خدا یا موجودات روحانى هیچ گونه ارزشى در زندگى قایل نیست.[۲۲]
  19. تفکّر سکولار یعنی تبیین مستقل امور اخلاقی و طبیعی، بدون توسّل به حضور خداوند.[۲۳]
  20. در زبان کلاسیک مسیحیت، «سکولوم‏» به معناى زمانى است که فى‏الواقع در آن به سر مى‏بریم و نقطه ی تقابل ابدیت و جاودانگى الوهیت است. لذا، به معناى هرچیزى که به این جهان تعلق دارد نیز مى‏باشد. سکولاریسم یعنی رهایى از پیروی از قوانین الوهیت.[۲۴]
  21. مدافعان عرف گرایی یا سکولاریسم، به طورآگاهانه، همه ی اشکال وصور اعتقاد به امور ماورای طبیعی را رد می کنند و اصول غیردینی و یا ضددینی را بنیاد اخلاق شخصی و سازمان دهی اجتماع قرار می دهند.[۲۵]
  22. ماكس وبر، سكولاریسم را به معنای «جدا بودن جامعه ی دینی از جامعه ی سیاسی» می‌داند به طوری كه دولت، حق هیچ گونه اعمال قدرت در امور دینی نداشته باشد و كلیسا نیز نتواند در امور سیاسی مداخله كند.[۲۶]
  23. ۲۳-«سكولاریسم» عقیده ای عقلانی است كه روابط بین افراد، گروهها، مؤسسات را با دولت براساس مبادی و قوانین خود كه متضمن تساوی افراد جامعه در قبال آن است تنظیم می‌كند كه برخی از مهم‌ترین شاخصه‌های آن: جدایی قوانین دین از دولت، برقراری مساوات بین افراد ملّت علی‌رغم اختلاف دینی كه محاكم مدنی عمومی قوانین آن را تنظیم می‌كنند، اخذ حاكمیت و مشروعیت حكومت از ملّت، منزلت داشتن فرهنگ علمی و عقلانی، جدا کردن دین از سیطره ی دولت و دولت از سیطره ی دین، می‌باشد.[۲۷]
  24. درعصر جدید سكولاریسم به معنای كنار گذاشتن آگاهانه ی دین از صحنه ی معیشت و سیاست معرفی شده است.[۲۸]
  25. سکولاریسم مشتق از واژه ی لاتین «سکولوم» و معناى آن «گروهى از مردم‏» است.در پى تحولات کلیسا، این واژه از معناى لغوى به معناى اصطلاحى منحصر شده است و به عالم مادى در قبال عالم معنوى اشاره دارد. واژه ی سکولاریسم در کشورهایى با مذهب پروتستان مصطلح است، اما در کشورهایى با مذهب کاتولیک‏از آن به واژه ی لاییک[۲۹]تعبیر مى‏شود. این واژهدر قانون اساسى کشور ترکیه نیز به کار برده شده و مشتق از دوکلمه یونانى«لاوس»[۳۰] به معناى مردم و«لایکوس»[۳۱]به معناى عامه ی مردم است،به‏گونه‏اى که جدا از پادشاهان لحاظ شده‏اند.[۳۲]
  26. سكولاریسم نظامی است كه بین دو جنبه ی روحانی و دنیوی فاصله می‌اندازد.[۳۳]
  27. سکولاریسم به معنای بی اعتقادی یا بی اعتنایی یا به حاشیه قرار دادن دین وامور مبتنی بر مذهب از فعالیت های مختلف زندگی بشری از قبیل حکومت، سیاست، اخلاق، فرهنگ وغیره است. اعتقاد به این که قوانین آموزشی وسایر امور اجتماعی به جای آنکه مبتنی بر مذهب باشد، بر داده های علمی بنا شود.[۳۴]
  28. سکولارها معتقدند که برای تفسیر جهان نباید از زبان دینی استفاده کرد و تنها با زبان بشر می توان جهان را کشف و تبیین نمود و علم و دانش بشر راه گشای جهان بهتر و زندگی نیکوتر است.
  29. دنیاگرایی[یا سکولاریسم‏] یک ایدئولوژی است که طرفدارانش، آگاهانه مافوق طبیعت گرایی و سازمان‏های مربوط به آن را انکار می‏کنند. از نظر اصطلاح این واژه در سیر تاریخی  خود در غرب، معانی گوناگونی به خود گرفته است: به صورت رسمی اولین بار در معاهده ی وستفالی (۱۶۸۴) به مفهوم خروج سرزمین هایی از تملک کلیسا به کار رفت. پس از آن به مرور، معانی دیگری همچون، ترخیص کشیشیان، تفکیک دین از سیاست، تفوق بر کلیسا، تقلیب دین، و در نهایت مفهوم جدایی دین از ساحت اجتماعی و زندگی انسان را به خود گرفت.جورج ژاکوب هولیوک این نام را در ۱۸۵۱ برای توضیح افکارش برگزیده و در ۱۸۵۸ کتابی با عنوان اصول سکولاریسم‏ نگاشت.[۳۵]
  30. سکولاریسم در تاریخ غرب در مفاهیم و معانى متفاوتى مانند: جدا انگارى دین و دنیا، تفکیک دین از سیاست، غیر مقدس و غیرروحانى، عقلانیت، علم‏گرایى، نوگرایى و تلقى عصرى و تفکر اکنونى به کار مى‏رود.[۳۶]
  31. ملکم همیلتون، در جامعه شناسی دین به نقل از شاینر ۶ معنا یا کاربرد برای اصطلاح سکولاریسم نقل کرده است که به اختصار به قرار زیر است:

. نخستین معنا مربوط به زوال دین است بدین ترتیب که نهادها و آموزه ها و نهادهای مذهبی پیشین حیثیت و اعتبارشان را از دست می دهند و در نتیجه راه برای جامعه ی بدون دین باز می شود.

. معنای دوم به سازگاری هرچه بیشتر با این جهان مربوط است به این معنا که در این جهان توجه آدمها از عوامل فراطبیعی منفک شده و به ضرورتهای زندگی دنیوی و مسائل آن جلب می شود.

. سومین کاربرد به معنای جدایی دین و جامعه است. در این کاربرد، دین به قلمرو خاص خودش عقب می نشیند و منحصر به زندگی خصوصی می شود. و خصلتی یکسره درونی پیدا می کند و تسلطش را بر هر یک از جنبه های زندگی اجتماعی خارج از قلمرو دین از دست می دهد.

. دنیاگرایی در کاربرد چهارم به معنای جایگزینی صورتهای مذهبی به جای باورداشتها و نهادهای مذهبی است. در این معنا دانش،رفتار نهادهایی که زمانی مبتنی بر قدرت خدایی تصور می شوند به پدیده های آفریده ی انسان و تحت مسئولیت او تبدیل می شوند و در این جا با دین انسانی شده روبرو می شویم.

.  دنیاگرایی در کاربرد پنجم به معنای سلب تقدس از جهان است. جهان خصلت مقدسش را از دست می دهد و انسان و طبیعت موضوع تبیین عقلانی می شوند…در این جهان نیروهای فراطبیعی هیچ نقشی ندارند.

.  سرانجام دنیاگرایی به معنای حرکت از جامعه ی دنیوی است.به این ترتیب که جامعه هرگونه پایبندی اش را به ارزشها و عملکردهای دینی را رها میکند و ضمن پذیرش دگرگونی، همه ی تصمیم ها و کنشهایش را بر یک مبنای عقلانی و فایده گرایانه انجام می دهد.[۳۷]

  • به نظر می رسد اساس و پایه ی سکولاریسم بر تفکیکهای اساسی استوار است، تفکیک میان طبیعت و ماورای طبیعت،دنیا و آخرت،غیب و شهود،عقل و وحی،علم و اعتقاد وتفکیک نهادهای دینی از نهادهای دنیوی و نیز تفکیک شرع و عرف.[۳۸]
  • سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس مادیات بنا نهاده شده‌است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافته‌اند.[۳۹]

با توجه بررسى سایر منابع، تعریف ویلسون در میان سکولاریستها ، تعریف جامع و مانعى است که مى تواند همه ی تعاریف صحیح را شامل شود و از تعاریف ناقص و انحرافى به دور باشد. وى در تعریف دین سکولاریسم مى گوید: سکولاریسم یک ایدئولوژى است که قایلان و مبلغانش آگاهانه همه ی اشکال اعتقاد به امور و مفاهیم ماوراء الطبیعى و وسایط و کارکردهاى مختص به آن را طرد و تخطئه مى کنند و از اصول غیردینى و ضددینى به عنوان مبناى اخلاق شخصى و سازمان اجتماعى حمایت مى کنند.”[۴۰]

این است چهره ی واقعی دین سکولاریسم . این است چهره ی واقعی دین مشرکین(سکولاریستها). تنها شناخت صحیح است که اجازه نمی دهد انسان در دام دشمنانش گرفتار شود . آیا با چنین شناخت علمی و دقیقی باز کسی می ماند که فریب این دشمنان آشکار را بخورد که آشکارا برای دین سکولاریسم و دموکراسی آن دعوت می دهند ؟

اهل سنت بدون شک مسیر آگاهی و شناخت را انتخاب کرده است و قرار نیست ابزار دست سکولاریستها(مشرکین) و دموکراسی خواهان شود .

تو در کدام سمت ایستاده ای؟



[۱] برگرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم ، اثرماموستا ابوحمزه المهاجر هورامی ، جلد ۱ صفحه ۱۱۸

[۲]Saeculum

[۳]– وايتسكر، سكولاريزاسيون چيست؟، مجله نامه ی فرهنگ، تابستان ۱۳۷۵، ص‏۳۷

[۴] – The shorter oxford English Dictionary. V. 2 1991 ، Oxford University

[۵]– شمس‌الدین فرهیخته، فرهنگ فرهیخته: واژه‌ها و اصطلاحات سیاسی – حقوقی ، ناشر: زرین، تهران ۱۳۷۷ ص ۴۸۹

[۶]– بریجانیان، پیشین، ص ۷۸۰

[۷]– حییم سلیمان، فرهنگ کوچک حییم فارسی – انگلیسی، تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۶۲، ص ۹۰۴

[۸]– برایان ویلسون، دین اینجا و آنجا، مقاله ی عرفی شدن، ترجمه مجید محمدی، تهران، نشر قطره، چ۱،۱۳۷۱، ص ۲۱

[۹]– همان، ص ۲۳

[۱۰]– بریجانیان، پیشین، ص۷۸۰ 

[۱۱]– پرویز بابایى، فرهنگ اصطلاحات فلسفه: انگلیسى فارسى، تهران، نگاه  1374، ص ۳۶۱

[۱۲]– جمعى از پژوهشگران، فرهنگ فلسفه و علوم اجتماعى، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى، بى تا، ص ۵۲۱

[۱۳]– غلامرضا اعوانى، میزگرد سکولاریسم و فرهنگ، بهار ۱۳۷۵، نامه فرهنگ، سال ششم، ش ۲۱، ص ۱۳ـ۳۷

[۱۴]-oxford advanced Learner”s dictionary P. 1062

[۱۵]– عباس آریان‏پور کاشانى، فرهنگ کامل انگلیسى ـ فارسى، تهران، امیرکبیر ۱۳۷۵، ج ۵، صص ۴۹۵۳ـ۴۹۵۲

[۱۶]– ميرچا  الياده، فرهنگ و دين، هيئت مترجمان زير نظر بهاالدين خرمشاهي، تهران، طرح نو، چ اول ۱۳۷۴ ص ۱۲۶

[۱۷]-Murry, James A. H. (1993), The Oxford English Dictionary, v. ix, oxford, Clarendon Press, v. 9, p.366

[۱۸]– سروش، عبدالکریم، مدارا و مدیریت، تهران، مؤسسه ی فرهنگى صراط، ۱۳۷۶، ص ۷۹  

[۱۹]-Esposito, John L (2004), The Oxford Encyclopedia of The Modern Islamic World, v.4, New York, Oxford University Press v.4, p.20 /   

[۲۰]-Mcdonald, William J. (1967), New Catholic Encyclopedia, v.13, The Catholic University of America,Washington D.C , p.36

[۲۱]– مهدى مشکى، درآمدى بر مبانى و فرایند شکل گیرى مدرنیته، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۸۸، ص ۵۱  

[۲۲]-همایون همتى، سکولاریسم در بوته ی نقد، تهران، معناگرا، ۱۳۸۵، ص ۱۰۴  

[۲۳]– عبدالکریم سروش، معنا و مبنای سکولاریزم، مجله ی کیان، ش ۲۶، مرداد و شهریور ۱۳۷۴، ص ۶

[۲۴]– ادیب صعب، الدین‏والمجتمع رویة مستقبلة، بیروت: دارالنهار، ۱۹۹۵، ص‏۱۰۷

[۲۵]– ویلسون، پیشین، ص ۲۱

[۲۶]– اعوانی و دیگران، سكولاریسم و فرهنگ نامه ی فرهنگ، ش ۲۱، بهار ۷۵، ص ۱۵

[۲۷]– حلیم بركات، المجتمع العربی المعاصر، بیروت، مركز الدراسات الوحده العربیه،الطبعه الرابعه،۱۹۹۱، ص ۲۵۱ ـ ۲۵۰

[۲۸]– عبدالكریم سروش، معنا و مبنای سكولاریسم، كیان، ش ۲۶، ص ۶

[۲۹]-Laicit

[۳۰]-Laos

[۳۱]-Laikos

[۳۲]– غلامرضا اعوانى و دیگران، سکولاریسم و فرهنگ‏، نامه فرهنگ، ش ۲۱، بهار ۱۳۷۵، ص ۱۸

[۳۳] شبلی العسیمی ، العلمانیه والدولة الدینیة، بیروت، لبنان، مؤسسه العربیة للدراسات والنشر، ۱۹۹۰، ص ۳۸

[۳۴]علی گلپایگانی  ، ریشه ها ونشانه های سکو لاریسم  ، ت‍ه‍ران‌ : ک‍ان‍ون‌ ان‍دی‍ش‍ه‌ ج‍وان‌‏ ،     ۱۳۸۵  ،  صفحه ۱۷ 

[۳۵] هادی جلیلی، تأملاتی جامعه شناسانه درباره سکولار شدن، تهران: انتشارات طرح نو، ۱۳۸۳، ص ۱۳

[۳۶] محمدتقى جعفرى، تحلیل و بررسى سکولاریسم، قبسات، ش ۱، ص ص ۵۴ و ۹۲٫

[۳۷]– حمیدرضا شریعتمداری، سکولاریسم در جهان عرب، تهران، مرکز تحقیقات و مطالعات ادیان،۱۳۸۲، ص۲۸-۲۹

[۳۸]– محمد برقعی، سکولاریسم از نظر تا عمل، تهران، انتشارات قطره،۱۳۸۸،ص۱۱

[۳۹]– هالی اوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود به نام «سکولاریسم انگلیسی»

[۴۰]-Bryan R. Wilson (1987), “Secularization”, Mircea Eliade, The Encyclopedia of Religion, v. 13, Macmillan Publishing Company A Division of Macmillan,Inc, New York, v.13, p.159

دیدگاهتان را بنویسید