تاملی کوتاه در پیام جدید ابوبکر بغدادی امیر جماعت دوله

تاملی کوتاه در پیام جدید ابوبکر بغدادی امیر جماعت دوله

به قلم : ابوبکر الخراسانی

ابوبکر بغدادی در این کلیپ تصویری می گوید :

جنگ باغوز تمام شد و شدت و بی رحمی اهل صلیب را مقابل اهل اسلام در باغوز دیدید و این جنگ تمام نشده و جنگ طولانی است وبه  عملیات جزیره محمد صل الله علیه وسلم و عملیات سریلانکا اشاره میکند و میگوید جنگ ما جنگ ضربه زدن به کفار است. و‌میگوید عملیات سریلانکا انتقام باغوز بود و انتقام مسلمانان باغوز را از صلیبی ها در سریلانکا گرفته شد و تاکید می کند که  عملیات سریلانکا ، انتقام باغوز و بخشی ساده از پاسخی است که دولت اسلامی اماده کرده است  و  عملیات مجاهدین در زلفی در جزیره محمد صلی الله علیه واله وسلم را خاطر نشان کرد و برای بعد از آن در انتقام مسلمین در شام دعا کرد

علاوه بر این ابوبکر بغدادی امیر دوله بیعت های  افرادی در بورکینافاسو ومالی و برخی سازمانها و احزاب در خراسان  را تبریک گفت و به انان توصیه کرد در پیمان خود پایدار بمانند که این پاسخ و مساعدتی هست به برادرانشان

در ادامه ی این سخنان ابوبکر البغدادی به سقوط طاغوت الجزایر و سودان اشاره  می کند و می گوید : تاسف آور است که مردم یک طاغوت را با طاغوتی دیگر عوض می کنند که از جرم قبلی انان سنگین تر است و یاداوری می کند تنها راه برای طاغوت جهاد در راه الله است

 در این پیام چند نکته ی  مختصر وجود دارد :

  1. همه می دانیم که در قتل عام برادران و خواهران و زنان کودکان دوله در باغوز چند گروه دست داشتند : ۱- آمریکا که شکی در سکولار(مشرک) بودن آن وجود ندارد  ۲- مرتدین حزب کارگران اوجالان که باز در سکولار (مشرک) بودن آنها شکی وجود ندارد  ۳- حکومت ترکیه به نمایندگی از ناتو که باز شکی در سکولار (مشرک) بودن آنها وجود ندارد . ۴-  سلفی های نجدی چون گروه جولانی و احرار الشام و گروه کوچک فتاحی و دهها گروه سلفی نجدی دیگر  که با اتحاد رسمی و غیر رسمی با ترکیه و عدم واکنش عملی در برابر این جنایت، و حتی پرداختن به جنگ روانی بر علیه این مسلمانان محاصره شده، خود را شریک جرم این جنایت کرده و برای همیشه لکه ی سیاهی را در تاریخ خود ثبت کردند.

پس اگر قرار است انتقامی گرفته شود باید از سکولاریستهای جهانی و مرتدین محلی و مزدوران محلی آنها گرفته شود نه از یک نصرانی که در کلیسای خود مشغول عبادت بوده و هزاران کیلومتر دورتر از میدانهای جنگ به سر برده و حتی ممکن است با این جنگها نیز مخالف باشد .

خداوند یکی از اهداف جهاد ما را محافظت از این مکانهای مذهبی در برابر «مشرکین»(سکولاریستها)  و حتی محافظت از این مکانها در برابر جنگهای داخلی خود آنها می داند . پس زمانی که اجازه ی جنگ مسلحانه دربرابر مشرکین قریش داده می شود اهداف این جنگ را نیز مشخص کرده و می فرماید :

‏ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ‏*‏ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ‏ (حج/۳۹-۴۰)

اجازه  جهاد به کسانی داده می‌شود که به آنان ظلم و ستم رفته است و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند .‏ همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما خدا است ! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند ( و با دست مصلحان از مفسدان جلوگیری ننماید ، باطل همه‌جاگیر می‌گردد و صدای حق را در گلو خفه می‌کند ، و آن وقت ) دیرهای ( راهبان و تارکان دنیا ) و کلیساهای ( مسیحیان ) و کنشتهای ( یهودیان ) ، و مسجدهای ( مسلمانان ) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود ، تخریب و ویران می‌گردد .  ( امّا خداوند بندگان مصلح و مراکز پرستش خود را فراموش نمی‌کند ) و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که ( با دفاع از آئین و معابد ) او را یاری دهند . خداوند نیرومند و چیره است .

حالا به نظر شما آیا این ظلم نیست که یک یهودی را به جرمی که یک نصرانی مرتکب شده بکشی؟ آیا این ظلم نیست که یک نصرانی را به جرمی که یک سکولار (مشرک) و یک مزدور سکولار و غیر سکولار مرتکب شده بکشی؟ آیا این ظلم نیست که شما یک کافر یهودی یا نصرانی را در انتقام خون سمیه رضی الله عنه که توسط مشرکین (سکولاریستها) قریش کشته شد بکشی؟

زمانی که الله تعالی می فرماید : وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده/ ۴۵)

 ‏و در آن ( کتاب آسمانی ، تورات نام ) بر آنان مقرّر داشتیم که نفس در برابر نفس ( کشته می‌شود ) و چشم در برابر چشم ( کور می‌شود ) و بینی در برابر بینی ( قطع می‌شود ) و گوش در برابر گوش ( بریده می‌شود ) و دندان در برابر دندان ( کشیده می‌شود ) و جراحتها قصاص دارد. و اگر کسی آن را ببخشد ( و از قصاص صرف نظر کند ) ، این کار باعث بخشش ( برخی از گناهان ) او می‌گردد . و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند ( اعم از قصاص و غیره ) او و امثال او ستمگر بشمارند .‏

در این آیه به صرات «ال» معرفه آمده است ، یعنی نفس مشخص و معلوم در برابر نفس مشخص و معلوم و به همین ترتیب چشم و بینی و دندان و… معلوم هم در برابر همان عضو معلوم .

حالا اگر مثلا قبیله ی بنی قینقاع یهودی خیانت کرده تنها باید با آن جنگید نه با بنی نضیر و خیبر و بنی قریظه و… که اینها نیزیهودی هستند بلکه تنها بر علیه آن قبیله و گروهی جنگ می شود که مشخص و معلوم بر علیه ما اعلام جنگ کرده است.

اگر شخصی غیر از این را انجام داد بدون شک ظالم است و الله تعالی ظالمین را یاری نمی رساند .

ابوبکر بغدادی سربازانش را تحریک می کند که یک نصرانی بی دفاع و غیر نظامی در مکانهای عبادی شان را به قتل برسانند آنهم به جرمی که یک مشرک (سکولار) و مرتد محلی و خائنینی از داخل مسلمین انجام داده اند  که مسلح و دارای قدرت نظامی هستند.

ابوبکر بغدادی با آنکه در همین نوار سربازانش را به «درک وضع موجود»ی که در آن زندگی می کنیم سفارش می کند اما واقعیت این است که در مهمترین مسائل دشمن شناسی و درک وضع موجود، خودش هنوز در قرون گذشته و جنگهای صلیبی به سر می برد و با ادبیات علمای آن دوران صحبت می کند و به امروز تعلق ندارد، و متوجه نیست که بعد از رنسانس و بیشتر از ۲۰۰ سال گذشته تا کنون نصرانیها در هیچ جای این دنیا حکومتی ندارند که با آن با مسلمین بجنگند ، بلکه تمام قدرتها در دست مشرکین (سکولاریستها) قرار دارد و اگر در ارتش اینها چند نصرانی در جنگ با مسلمین دیده میشود دهها برابر آن مسلمان زاده و غیره دیده می شود همچنانکه همه در باغوز و سرت و یمن و سومالی و افغانستان وغیره مشاهده کرده ایم .

  • به دنبال این، ابوبکر بغدادی پیروانش را به دامن زدن به تفرق در جبهه ی مسلمین در خراسان و افغانستان و پایداری بر این تفرق  تحریک می کند. این دعوت به تفرق را در حالی انجام می دهد که در این برهه از زمان آمریکا (قاتل مسلمین باغوز و غیره) به همراه مزدورانش در بدترین حالت ممکن در افغانستان قرار گرفته اند و هر گونه تفرقی منجر به کمک به جبهه ی آمریکا و مرتدین محلی و ضربه زدن به جبهه ی مخالفین آمریکا ختم می شود .

ابوبکر بغدادی آشکارا بعد از بیان تفرق دسته هائی در خراسان و بیعت آنها به وی تنها کسانی را مجاهد می داند که به گروه او بیعت داده اند و می گوید بیعت دهندگان به صف مجاهدین ملحق شده اند، انگار قبل از آن در صفی غیر از صف مجاهدین بوده اند و همه می دانیم که در جنگ مسلحانه تنها دو صف وجود دارد که سومی ندارد . الله تعالی می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کافر هستند، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

در اینجا ما به کسانی که در راه الله می جنگند از لفظ مجاهدین استفاده می کنیم و زمانی که آن را از دیگران سلب می کنیم یعنی دیگران در صف کفار و یاران شیطان هستند، و زمانی که ابوبکر بغدادی تنها راه را جهاد در برابر طواغیت معرفی می کند و مجاهدین را به گروه خودش منحصر می کند، در واقع تنها جهادی را قبول دارد که بر اساس منهج فکری سلفی نجدی او باشد و تنها کسانی را مجاهد می داند که دارای این تفکر بوده و مهمتر از آن اینکه  با گروه او باشند؛ چون گروههای زیادی وجود دارند که دارای همین تفکر سلفی نجدی هستند اما مثل گروه جولانی و فتاحی و پس مانده های انصار و دسته هائی از القاعده ی الظواهری و… در برابر او قرار گرفته اند .  

دیدگاهتان را بنویسید