نصیحت و هشداری برادرانه به مناصرین دوله بعد از پیام اخیر ابوبکر بغدادی

 نصیحت و هشداری برادرانه به مناصرین دوله بعد از پیام اخیر ابوبکر بغدادی

به قلم : مسعود سنه ای

ابوبکر بغدادی امیر گروه دوله در این پیام اخیر خود چند نکتهی  مهم را به مخاطبین خود رساند :

  1. برای او تنها مذهب سلفیت نجدی مهم است نه سایر مذاهب و تفاسیر اسلامی
  2. تنها سربازان خودش را مجاهد و امت اسلامی حساب می کند نه سایر فرق اسلامی را
  3. در میان نیروهای خودش نیز تنها به آن دسته از افراد تمایل دارند که به غلاة و حازمی های داخل دوله مشهور بودند نه میانه روهائی چون ترکی بنعلی و قحطانی الهمدانی و….
  4. آنهمه خواهران و زنان اسیر ما نزد مرتدین حزب کارگران اوجالان و سایر طاغوتها به اندازه ی  یک حازمی ساده مهم نبودند که از آنها یادی کند
  5. در زمانی که آمریکا و متحدینش مسلمین را در باغوز و غیر باغوز قتل عام می کنند سربازانش را به کشتار نصرانی های بی دفاع ساکن در کلیساها و مکانهای عبادیشان دعوت می کند . یعنی هنوز نمی داند که آمریکا سکولار(مشرک) است نه نصرانی
  6. در زمانی که آمریکا و متحدینش در باغوز و غیر باغوز مسلمین را قتل عام کرده و می کنند در افغانستان که نیروئی متحد بر علیه آن تشکیل شده مسلمین را به تفرق و در نتیجه فشل و بی ابهتی و ذلیلی  دعوت می دهد .

رسول الله ﷺ می فرماید: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ يُجَاهِدُ بِنَفْسِهِ وَلِسَانِهِ»  «همانا مؤمن با شمشير و زبانش جهاد می کند» (صحيح روایت أحمد وطبراني)

و از جمله جهادهايی که با زبان انجام می شود فتوای علماء در خصوص وجوب جهاد است، خصوصا زمانی که مخالف رأی حاکم و امیر ظالم باشد،  در اين زمان ممکن است فتوا دادن بر نفس سنگين باشد زيرا ممکن است اين فتوا عالم را از منصبش پايين بياورد يا باعث زندانی شدن و کشته شدن او شود ، به همين خاطر در امور جهاد فقط از علمای صادقی که به علم خود عامل هستند استفتاء می شود .

این علمای صادق هم همیشه به سوی وحدت میان مسلمین و پرهیز از هر گونه تفرقی دعوت می دهند. بخصوص زمانی که کفار به سرزمین مسلمین یورش آورده باشند و نیاز به وحدت و همبستگی بیشتر احساس شود .

شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله تعالی در فتاوای کبری (۱۸۵/۴) می گويد: واجب است در امور جهاد رأی علمایی که اهل دين صحيح ، و خبره در امور دنيا هستند مورد اعتبار قرار گيرد نه علمايی که نظر به ظاهر دنيا در آنها غالب شده است پس رأی چنين عالمی گرفته نمی شود و همچنين رأی عالمی که در مورد امور دنيا خبره نيست نيز گرفته نمی‌شود و در مورد کسی که از او در مسائل جهاد سوال می‌شود شرط است از کسانی باشد که قادر به استنباط (در دين) هستند و همچنين مخلص وآگاه به  طبيعت جنگ باشند و اهل جهاد را هم بشناسند.

حالا سوال ما از مناصرین ابوبکر بغدادی این است که :

آیا چنین شخص نا آگاهی که تنها تفسیر خاص از مذهب سلفیت نجدی خودش برایش مهم است می تواند برای  سایر مسلمین کاری انجام دهد، در حالی که نجدی های مخالف خود را نیز به قتل رسانده یا در زندانها بند نموده و باعث قتل عام دسته جمعی آنها شده است ؟

آیا چنین شخصی که راههای وحدت در برابر دشمنان اصلی را بلد نیست و به تفرق دعوت می دهد شایستگی تبعیت دارد ؟

آیا چنین شخصی که هنوز فرق بین کافرسکولار(مشرک) و کافر نصرانی را نمی داند شایستگی تبعیت دارد؟

پس بیدار شوید ،  این راهی که با این شخص در پیش گرفته اید به ذلیلی و شکست و ناامیدی و دلسردی منتهی می شود نه به  عزت و پیروزی و امید  .

دیدگاهتان را بنویسید