آخرین پیام شیخ شیخ مجاهد اسامه بن لادن رحمه الله قبل از شهادت خطاب به امت اسلام درباره انقلابهای مردمی جهان اسلام

 آخرین پیام شیخ شیخ مجاهد اسامه بن لادن رحمه الله قبل از شهادت خطاب به امت اسلام درباره انقلابهای مردمی جهان اسلام

إنَّ الحمدَ لله نحمده ونستعينه ونستغفرُه ونعوذ بالله من شرورِ أنفسنا وسيئات أعمالنا من یهده الله فلا مضل له و من یضلل فلا هادی له و أشهد ألا اله الا الله وحده لا شریک له و أشهد أن محمداً عیده و رسوله،اما بعد:

امت اسلام:

ما همراه تو این حادثه تاریخی بزرگ را دنبال می کنیم و در شادی و سرور و خرمی و لذت تو شریک هستیم،با شادی تو شاد می شویم و با اندوه تو اندوهگین می شویم.گوارایت باد پیروزی هایت و الله تعالی شهیدانت را رحمت کند و مجروحانت را شفا دهد و اسیرانت را آزاد کند.

وبعد:

هلت بمجد بنی الإسلام أیام

بها اختفی عن البلاد حکام

طوت عروشاً إلی أن جاءنا خبر

فیه مخایل للبشری و أعلام

روزهای عزت فرزندان اسلام نمایان گشت، وحکامی از بلاد عرب ناپدید شدند، تختهای پادشاهی برچیده شد تا اینکه به ما خبری رسید که در آن نشانه های بشارت و خوشخبری بود.

مدت زمانی بود که امت سر برآورده و منتظر پیروزی ای بود که نشانه هایش از سوی مشرق نمایان گشته بود،که ناگاه دید که آفتاب انقلاب از مغرب طلوع کرده است .انقلاب از تونس درخشیدن گرفت و امت بدان دلشادشد و چهره های ملتها را نورانی نمود و گلوی حکام را برید و یهود از ترس نزدیک شدن نابودگاه موعودش وحشت زده شد.با سرنگون شدن طاغوت،مفاهیم ذلت و سرسپردگی و ترس و عقب نشینی نیز سرنگون شد و مفاهیم آزادی و عزت و جرأت و شجاعت برانگیخته شدند.نسیم تغییر در عشق آزادی وزیدن گرفت و تونس گوی سبقت را برد و با سرعت برق، سواران سرزمین کنانه(مصر)پرتوی از آزادگان تونس را برگفته و به میدان التحریر بردند و انقلاب عظیمی به راه افتاد و چه انقلابی!انقلابی سرنوشت ساز برای همه مصر و برای تمام امت اگر به ریسمان پروردگارش چنگ زند.و این انقلاب،انقلاب غذا و لباس نبود بلکه انقلاب عزت و غرور و انقلاب فداکاری و جانفشانی بود.

انقلابی که شهرها و روستاهای نیل را از سرچشمه تا انتهایش روشن نمود و افتخارات جوانان اسلام را نشانشان داد و نفوسشان را مشتاق گذشته پر عزت اجدادشان کرد،از میدان التحریر در قاهره شعله ای را برگرفتند تا رژیمهای ظالم را با آن در هم شکنند و در برابر باطل ایستادند و مشتهای گره کرده شان را بر ضد آن بلند کردند و از لشکرش نترسیدند و با هم عهد بستند و محکم برآن ماندند؛همتها ثابت قدم بودند و دستها یاریگر و انقلاب امید بخش بود.

به آن انقلابیون آزاده در تمامی مناطق می گویم که:زمام امور را به دست خود بگیرید و از گفتمان های سازش به دور باشید و بدانید که نباید بین اهل حق و اهل باطل راه حل وسط باشد؛حاشا و کلا.

و بدانید که الله تعالی روزهای سرنوشت سازی را به شما عطا نموده که شما سواران و رهبران آن هستید و افسار و فرماندهی آن بدست شماست.امت ،شما را برای این حادثه عظیم ذخیره کرده پس راه را به اتمام برسانید و از سختیها نهراسید.

بدأالمسیر إلی الهدف…..والحر فی عزم زحف

والحر إن بدأالمسیر…..ر فلن یکل و لن یقف

مسیر به سوی هدف آغاز گردیده و آزاده با عزمی راسخ به جلو می خیزد. و آزاده آن هنگام که مسیرش را آغاز کرد نه خسته می شود ونه متوقف می گردد.

توقف نمی کند تا اینکه اهداف مطلوب و آرزوهای مقصود متحقق گردند به اذن الله تعالی.

انقلاب شما قطب محور و امید آرزوهای مجروحان و زرخمیان است،شما ناراحتی های زیادی را از امت برطرف کردید(الله تعالی ناراحتی های شما را برطرف کند) و آرزوهای بسیاری را برای امت متحقق می کنید(الله تعالی آرزوهای شما را تحقق بخشد).

وقف السبیل بکم کوقفة طارق

الیأس خلف و الرجاء أمام

وترد بالدم بزة أخذت به

ویموت دون عرینه الضرغام

من یبذل الروح الکریم لربه

دفعا لباطنه فکیف یلام

راه نزد شما توقف کرده همانند توقف در زننده پشت در.ناامیدی پشت سر و امید در پیش است.عزتی که گرفته شده،با خون پس گرفته می شود و شیر برای دفاع از بیشه اش می میرد.آن کسی که جان گرامی اش را برای خدایش قربانی می کند تا باطلشان را عقب براند چگونه ملامت می گردد؟!

ای فرزندان امت اسلام!

جلوی شما چندراهی مهم و خطیر و فرصتی بزرگ و تاریخی و نادر هست تا امت را از بندگی خواسته های نفسانی حکام و قوانین وضعی و تسلط غربی نجات دهید.گناه عظیمی است و جهل بزرگی است که این فرصتی که امت ،دورانی طولانی منتظر آن بوده به هدر رود،پس آن را غنیمت بشمارید و بتها را بشکنید و عدالت و ایمان را برپا کنید.و در این جا خدمتگذاران صادق امت را یاداوری می کنم که تأسیس مجلسی برای نظریه پردازی و مشورت دهی به امت اسلام در تمامی محورهای مهم مورد نیاز آن،وظیفه ای شرعی می باشد و این وظیفه، بیشتر بر دوش غیرتمندانی است که مدتها پیش امت را به برافکندن این رژیمهای ظالم توصیه کرده بودند و درمیان توده های مسلمان از اعتبار زیادی برخوردارند.

وظیفه آنان است که این برنامه را شروع کرده و سریعاً آن را اعلان کنند و باید این مجلس شورا به دور از تسلط حکام دیکتاتور باشد و باید اتاق عملیاتی داشته باشند به طوری که همگام با حوادث بوده و با خطوطی موازی با آن عمل کند و تمامی نیازهای امت را پوشش دهد و باید از پیشنهادهای عقلا و خردمندان این امت استفاده کرده و و از مراکز واجد شرایط و اهل خرد و نظر و معرفت کمک بگیرند و هدف این مجلس: نجات ملتهایی است که برای سرنگونی رژیمشان تلاش می کنند و فرزندانش در معرض کشتار هستند و راهنمایی ملتهایی که حاکم و برخی ارکانش را سرنگون کرده اند تا گامهایی مطلوب برای حمایت انقلاب و تحقق اهدافش بردارند و نیز همکاری با ملتهایی که انقلاباتشان هنوز شروع نشده برای انتخاب لحظه صفر و ملزومات قبل از آن.

چرا که تأخیر ، فرصت را به هدر می دهد و عجله قبل از ساعت مناسب ،تعداد قربانیان را بیشتر می کند.من گمان می کنم که نسیم تغییر تمام جهان اسلام را به اذن الله در برخواهد گرفت،این است که جوانان قبل از هرکاری باید با آگاهان صادق مشورت کنند و از راه حلهای وسط و سازش با ظالمان دوری کننند.ضرب المثلی می گوید که ” مشورت باید قبل از شجاعت شجاعان باشد، آن اول است و این دوم”.

امت اسلام!

در دوره های پیش شاهد چندین انقلاب بوده ای که در آن هنگام مردم به خاطر آن انقلابات خوشحال شدند اما دیری نپایید که بلاهایش را چشیدند، بنابراین راه حفظ امت و انقلابات کنونی اش از گمراهی و ظلم این است که انقلابی نیز در آگاهی وهوشیاری و تصحیح مفاهیم در تمامی مجالات و بخصوص در مسائل اساسی که مهمترینش رکن اول اسلام است،به راه افتد، و یکی از بهترین کتابهایی که در این باره نوشته شده کتاب”مفاهیم ینبغی ان تصصح”نوشته محد قطب می باشد.

چرا که ضعف آگاهی در بسیاری از فرزندان امت که نتیجه فرهنگ غلطی است که حکام در دوره های پیش منتشر کرده اند،مصیبت کبرایی است که مصائب امت ثمره ای از ثمرات تلخ آن است.فرهنگ ذلت پذیری و خواری و سرسپردگی و اطاعت مطلق از حکام -که پرستش آنان محسوب می شود- و کوتاه آمدن از مهمترین حقوق دینی و دنیوی، و آنها را محورو معیار ارزشها و عقاید و اشخاص قرار دادن، انسانیت انسان را از او می گیرد و او را وادار می کند که بدون ادراک و بینش دنباله رو حاکم و اراده او باشد به طوریکه او را بازیچه ای می سازد که اگر مردم نیکی کردند او نیز نیکی می کند و اگر بدی کردند او نیز بدی می کند و در واقع او را به کالایی بی ارزش تبدیل می نماید که حاکم هرچه خواست با آنان می کند و اینان قربانیان ظلم و استبداد در بلاد ما هستند، همان کسانی که حکام آنان را به خیابانها می کشانند تا به نفع او شعار دهند و در صف او بایستند.

حکام تلاش کرده اند که مردم از اهم حقوق خود که الله تعالی بدانان داده است کوتاه بیایند و بدین خاطر عقول امت را تعطیل کرده و نقش آن را در شؤون مهم کمرنگ کرده اند و در عین حال فعالیتهای مؤسسات دینی و تبلیغاتی را برای مشروعیت بخشیدن بدانان گسترده نموده اند و بدین ترتیب مردم و اراده و عقولشان را مسحور نموده اند و صنمیت حاکم را رواج داده و به اسم دین و به اسم وطن،حاکم را مشروعیت بخشیده اند تا مردم او را احترام کنند و احترامش را در اذهانشان بکارند به طوریکه بزرگان او را مقدس بدانند و کوچکترها نیز از آن در امان نمانند همان کسانی که امانتی در گردن ما هستند و بر فطرت متولد شده اند اما آنها فطرتشان را بدون وجدان و بدون مهر ترور کردند و بر این عقیده “حاکم پرستی” بزرگان پیر شدند و کودکان جوان شدند و بر طغیان طاغیان و بر استضعاف مستضعفین افزوده شد.

پس دیگر منتظر چه هستید؛خود و کودکانتان را نجات دهید،الآن فرصت دارید بخصوص بعد از اینکه جوانان امت مسؤولیت انقلابات و تحمل سختی ها و مصائب و گلوله ها و شکنجه هایشان را به دوش کشیده اند و با فداکاری ها راه را هموار کردند و پل آزادی را با خونشان بنا نهادند،جوانانی در عنفوان جوانیشان دنیای ذلت و فشار آلود را طلاق دادند و با عزت یا مرگ عقدبستند.

آیا حکام درک کرده اند که ملت بیرون آمده و برنخواهد گشت تا اینکه اهدافش را به اذن اللهت عالی محقق کند؟

و در پایان:

ظلم عظیمی که در بلاد ما وجود دارد به انتهای خود رسیده است و ما در اعتراض بدان و تغییر آن بسیار تأخیر کرده ایم،پس هر کس که شروع کرده،آن را تمام کند و الله تعالی او را یاری خواهد داد و هر کس شروع نکرده خود را آماده کند. و این حدیث صحیح از رسول الله صلی الله علیه وسلم را تدبر کنید که می گوید:

ما من نبي بعثه الله في أمة قبلي إلا كان له من أمته حواريون وأصحاب يأخذون بسنته ويتقيدون بأمره ثم إنها تخلف من بعدهم خُلوف يقولون ما لا يفعلون ويفعلون ما لا يؤمرون فمن جاهدهم بيده فهو مؤمن ومن جاهدهم بلسانه فهو مؤمن ومن جاهدهم بقلبه فهو مؤمن وليس وراء ذلك من الإيمان حبة خردل

: الله تعالی هیچ پیامبری را قبل از من مبعوث نکرده مگر اینکه از امت او حواریون و اصحابی داشته است که به سنت او چنگ زده و فرمانبردار اوامرش بوده اند سپس بعد از آنان کسانی جایشان را گرفته اند که چیزهایی را که می گویند انجام نمی دهند و چیزهایی را انجام می دهند که امر نشده اند،هر کس که با آنان با دستش جهاد کند مؤمن است و هر کس با زبانش با آنان جهاد کند مؤمن است و هر کس با قلبش با آنان جهاد کند مؤمن است و غیر از این[کسی که هیچ یک از این امور را نکند] ذره ای ایمان وجود ندارد.

و نیز فرموده است: سيد الشهداء حمزة بن عبد المطلب ورجل قام إلى إمام جائر فأمره ونهاه فقتله: سید الشهداء حمزه بن عبدالمطلب است و نیز کسی که در مقابل حاکم ظالمی قیام کند و او را امربه معروف و نهی از منکر نماید و در این راه کشته شود.

پس خوشا به حال کسی که با این نیت تظاهرات کند اگر کشته شود سید الشهداء است و اگر زنده بماند با عزت و افتخار زندگی می کند،پس حق را نصرت کنید و از هیچ چیز اندیشه مکنید.

فقول الحق للطاغی…هوالعز هوالبشری

هوالدرب إلی الدنیا…هوالدرب إلی الأخری

فأن شئت فمت عبدا…و إن شئت فمت حرا

سخن حق به طاغوت ؛عزت است،بشارت است.دری به دنیا است و دری به آخرت.اگر می خواهی برده زندگی کن و اگر می خواهی آزاده بمیر.

خداوندا یاری دهندگان دینت را پیروزی آشکاری بده و آنها را صبر و بردباری و درستکاری و یقین عطا کن.

خداوندا برای این امت امری را فراهم کن که اهل طاعتت در آن عزتمند شوند و اهل معصیتت در آن ذلیل شوند و به معروف امر شود و از منکر نهی شود.

خداوندا در دنیا به ما حسنه و در آخرت به حسنه عطا کن و ما را از آتش حفظ فرما.

خداوندا ضعفمان را نیرو ببخش و نقصمان را کامل کن و قدمهایمان را ثابت کن.

خداوندا بزرگان کفر محلی و دولتی را نابود کن و ما را بر ظالمان پیروز گردان.

وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید