برنامه ی فکر و حرکت اسلامی

برنامه ی فکر و حرکت اسلامی

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو
 
وقتی می خواهیم اسلام به صورت یک (( تئوری )) کلاسیک درآید، در واقع، طبیعت برنامه ی تکوین و طرز فکر ربانی اش را از او گرفته ایم و او را در مقابل مسلک های فکری بشر به زانو درآورده ایم! چنان که گویی، برنامه ی ربانی از برنامه های بشری ، کمتر و پست تر است و ما می خواهیم برنامه ی خداوند را در بینش و حرکت، به سطح برنامه های بندگان ارتقاء بدهیم! – پناه برخدا-موضوع از این جهت بسیار خطیر می باشد و چنین شکستی براستی مهلک و کشنده است.

برعهده ی این برنامه ی ربانی است که به ما – دعوتگران اسلام – طرز فکر خاصی را بدهد تا به کمک آن، رسوبات طرز فکرهای جاهلی حاکم در زمین را بزداییم و نگذاریم که عقل هایمان را تحت فشار قرار دهند و در فرهنگمان رسوب و رسوخ نمایند…

اگر بخواهیم این دین را با یک طرز فکر بیگانه با طبیعت آن و از شمار طرز فکرهای جاهلی حاکم در یابیم، او را از انجام وظیفه ای که به خاطر ادا کردن آن آمده است، باز داشته ایم و فرصت رها شدن از اعمال فشارهای برنامه ی جاهلی غالب روزگارمان را از این جهت نیز خطیر و زیان آن هم به راستی مهلک است.

در ساختار دین اسلام، ارزش و ضرورت راه و روش تفکر و حرکت به هیچ روی کمتر از راه و روش بینش اعتقادی و نظام زندگی نیست و اصولا این ها جدای از همدیگر نیستند.

اگر در نظر داشته باشیم که این بینش و این نظام را در یک قالب تئوریک عرضه نماییم، باید از یاد نبریم که (( اسلام )) بدین طریق نمی تواند به صورت یک حرکت واقعی در زمین در آید و لذا باید فراموش نکنیم تنها کسانی از عرضه ی اسلام در این قالب سود می برد که خود در آن حال، درگیر و دار حرکت واقعنگر اسلام باشند و حداکثر استفاده ای که این ها از عرضه شدن اسلام در این شکل، فراچنگ می آورند آن است که در طی حرکت، خود را فراخور نیاز با آن تطابق دهند.بار دیگر تکرا می کنم که باید بینش اعتقادی اسلام بدون وقفه در یک تجمع دینامیک، تجسم پیدا کند و آن تجمع دینامیک نیز همزمان، یک نمودار صحیح و یک ترجمان حقیقی از بینش اعتقادی اسلام باشد.

یکبار دیگر هم تکرا می کنم که برنامه و راه و روش طبیعی و ربانی اسلام این گونه است و به مراتب برتر و استوارتر و مؤثرتر و با فطرت بشر، انطباق پذیرتر از تمام برنامه هایی است که از تئوری های کامل و مستقل، ساخته و پرداخته شده اند و در یک قالب ذهنی سرد و بی روح به مردم عرضه می شوند… پیش از آن که این مردم خود عملا ًسرگرم یک حرکت واقعی در واقعی در متن زندگی باشد و خودشان یک ترجمان زنده بشوند و گام به گام برای تجسم بخشیدن به آن مفهوم تئوریک، به جلو بروند.

حال که چنین چیزی در مورد اصل تئوری صدق می کند، طبیعتا ًدر رابطه با ارائه ی اصول نظامی که جهان بینی اسلامی در آن تجسم پیدا می کند و در رابطه با تشریعات مفصل این نظام، مصداق بیشتری خواهد داشت.

جاهلیت اطراف ما، ضمن آن که اعصاب برخی از دعوتگران مخلص اسلام را تحت فشار قرار می دهد تا مراحل برنامه ی اسلامی را شتاب زده طی کنند، گاه نیز تعمدا ً آنها را در بن بست قرار داده و زیر سئوالشان می برد که: تفصیلات این نظام شما که مردم را به آن دعوت می کنید، کجا است؟ و برای پیاده کردن آن چه تزها و پژوهش ها و فقه متقنی را براساس اصول مدرن امروزی، آماده کرده اید؟!

 گویی تنها چیزی که مردم در این زمان برای پیاده شدن شریعت اسلام بر روی زمین کم دارند، احکام فقهی و پژوهش های فقهی اسلامی است. و گویی همه ی آنها به حاکمیت خداوند، تن در داده اند و حاضر شده اند که شریعت خدا بر آنان حکم براند و تنها این را کم دارند که (( مجتهدین)) برایشان فقهی مطابق مد روز، فراهم آورند!…

 براستی این ها سخنان مسخره و ناسنجیده ای هستند که بایستی هر صاحب دلی که کمترین احترام این دین را دردل دارد، به آن هیچ وقعی ننهد!

هدف جاهلیت از اعمال این فشارها آن است که دستاویزی برای مردود شمردن شریعت خدا و ابقای عبودیت بشر برای بشر، پیدا کند و اجتماع نیرومند و به هم پیوسته ی مسلمانان را از برنامه ی خداوندی منحرف سازد و نگذارد که مرحله ی بنای عقیده را به شکل دینامیک آن طی نماید و در این برنامه ی دعوتگران اسلام و طبیعت برنامه ی آنها فاصله و حایل به وجود آورد.

 چون طبیعت این برنامه اقتضا می کند که تئوری از خلال حرکت تبلور پیدا کند و چهار چوب نظام در اثنای ممارست، مشخص شود و تشریعات، هنگام رویاروی شدن حیات اسلامی در میدان واقع با مشکلات حقیقی آن، وضع گردند.

دعوتگران اسلام نباید در صدد پاسخ گویی به این مانورها برآیند بلکه بر آنها واجب است که دیکته شدن هر برنامه ی بیگانه ای را بر حرکت و دین خود، مردود شمارند و اجازه ندهند که ناباوران آنان را به تمسخر بگیرند!.

 آنها باید این مانورها را برای به بن بست کشانیدن اسلام، افشا کنند و بر آن چیره شوند و عنوان چرند و مسخره ی (( مدرنیزه کردن فقه اسلامی )) را برای جامعه ای که هنوز شریعت خداوند را نپذیرفته و قوانین دیگر را طرد نکرده است، مردود بدانند و چنین بازیچه هایی را در هنگامه ی عمل و کار جدی بدوراندازند و اجازه ندهند که آنان را سرگرم بازی رویانیدن بذرها در هوا نمایند و بی درنگ این خدعه ی کثیف آنها را به کناری نهند!

دعوتگران باید بر طبق برنامه ی حرکت در دین اسلام، حرکت کنند چون راز قدرتمندی اسلام و مصدر قدرت و نیروی آنها در همین است .

در اسلام، (( خط مشی و برنامه )) با (( حقیقت )) یکسان و جدای از یکدیگر نیستند و هیچ برنامه ی بیگانه ای نهایتا ً نمی تواند اسلام را به تحقق برساند و این برنامه های بیگانه تنها می توانند نظام های بشری خود را محقق سازند و هرگز توانایی به تحقق رسانیدن خط مشی و برنامه ی ما را ندارند.

بنابراین پایبند بودن به این برنامه همانند پایبند بودن به عقیده و نظام اسلامی در تمام حرکت های اسلامی، لازم و ضروری است…
(( إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ )) اسراء۹
این قرآن (انسان ها را ) به مستقیم ترین و استوارترین (برنامه و راه زندگی ) هدایت می کند..

دیدگاهتان را بنویسید