رای علمای سلفی در مورد سکولاریستها و دموکراسی خواهان و عمل شبکه های نجدی چون کلمه و وصال و…

رای علمای سلفی در مورد سکولاریستها و دموکراسی خواهان و عمل شبکه های نجدی چون کلمه و وصال و…

ارائه دهنده : کیوان مریوانی

بدون شک یکی از اسبابی که شخص را از دایره ی اسلام خارج می کند این است که چنین شخصی آگاهانه، عمدا و به میل خودش یکی از احکام الله تعالی را انکار نموده و حکم دیگری را جایگزین آن کند . در این زمینه علمای اهل سنت آرای مختلفی را ارائه داده اند، ما در میان این آراء مختلف تنها به ذکر آن دسته از آرائی می پردازیم که شبکه های ماهواره ای کلمه و نور و وصال حق و غیره مدعی پیروی از آنها هستند، اما نه به مخاطبین خود دروغ می گویند و برای سکولاریسم و دموکراسی دعوت می دهند.

با نگاه به رای این علمائی که به علمای سلفیت شناخته شده هستند، متوجه می شویم که مجریان این شبکه ها تنها از سلفیت خاص نجدیت یا همان سلفیت نوع سوم آنهم برای ایجاد جنگ داخلی میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین استفاده می کنند، و عملا تابع این نوع از سلفیت هم نیستند؛ بلکه برای دموکراسی و سکولاریسمی دعوت می کنند که در نگاه علمای خودشان کفر آشکار و بواح و از اسباب ارتداد می باشد که به ذکر چند مورد از این دیدگاههای این دسته از می پردازیم:

ابن تیمیه  می گوید: در دین مسلمین و به اتفاق تمام مسلمین، کاملا واضح و روشن است که هر کس پیروی کردن از غیر اسلام را جایز بداند یا اِتباع از شریعتی غیر از شریعت محمد  صلی الله علیه و سلم را جایز گرداند کافر است[۱]

 همچنین می گوید : شرعی که از طرف خداوند نازل شده همان کتاب و سنت است که خداوند رسولش را به آن مبعوث نموده و برای هیچ کس جایز نیست که از آن خروج کند و کسی جز کافر از حکم آن خارج نمی شود [۲]

علاوه بر این می گوید:  هر کس حرامی را که بر آن اجماع است حلال بداند یا حلالی را که بر آن اجماع است حرام بداندیا حکمی را که بر آن اجماع است تغییر دهد به اتفاق تمام فقها کافر است[۳]

ابن کثیر می گوید: هر کس احکام شرعی محکم را که بر محمد (صلی الله علیه و سلم) نازل شده رها کند و به سوی غیر از آن از ادیان نسخ شده تحاکم کند کافر می شود[۴]

عبداللطیف بن عبد الرحمن آل شیخ می گوید: هر کس به سوی غیر کتاب خدا و سنت پیامبرش تحاکم کند ( بعد از شناختن آن ) کافر است[۵]      

عبدالله بن حمید می گوید: هر کس قانونی عمومی را صادر  کند و مردم را به آن قانون ملزم کند که با حکم خداوند متعارص باشد کافر شده و از اسلام خارج می شود[۶]

محمد بن ابراهیم آل شیخ می فرماید ( از روشن ترین انواع کفر این است که یک قانون لعین جایگزین قانونی شود که خداوندآن را بر قلب پیامبر ( صلی الله علیه و سلم ) نازل کرده است، و برای حکم کردن بین مردم و حل منازعات آنها به این قانون لعین مراجعه شود که این عمل با قول خداوند در تناقض و دشمنی قرار دارد[۷] حکمی که مخالف حکم کتاب و سنت و بر گرفته از آن قوانین می باشد و مردم را به احکام صادر شده ملزم نموده و به اقرار به آن وا می دارند، پس چه کفری از این کفر بزرگتر است. و چه کاری بیشتر از این با شهادت محمد رسول الله ( صلی الله علیه و سلم ) در تناقض است ؟ ) .

و امام شنقیطی در اضواء البیان می فرماید ( از کسانی تعجب می کنم که غیر از شرع خداوند را حَکَم قرار می دهند سپس ادعای مسلمانی می کنند … پیروان کسانی که غیر از شرع خدا را تشریع نموده و به عنوان قانون قرار داده اند مشرک هستند[۸].  

و شیخ احمد شاکر می گوید:  این قوانینی را که دشمنان اسلام بر مسلمانان واجب نموده اند در حقیقت دین دیگری است، که آن را به جای دین پاک و بلند مرتبه ی اسلام برای مسلمانان قرار داده اند چرا که اطاعت آن را بر مسلمانان ملزم ساخته اند و در قلب آنان محبت و تقدس و عصبیتی را نسبت به این قوانین کاشته اند تا جایی که می بینیم که عباراتی چون : تقدیس قانون، قدسیت حکم و حرم محکمه و امثال این عبارات بر زبانها جاری می شود و در کتابها نوشته می شود، عباراتی که هیچ گاه حاضر نیستند که شریعت اسلام و آراء فقهای مسلمان را با آن عبارات توصیف کنند. بلکه آن را با کلماتی چون رجعیت، جمود فکری، کهانت، دین منجمد وبی حرکت و… توصیف می کنند[۹]

و نیز می گوید: حکم این قوانین وضعی به وضوحی خورشید روشن است. حکم آن کفر بواح است و هیچ ابهام و ملاطفه ای در آن نیست و هیچ کسی در مورد عمل به  این قوانین و خضوع نسبت به آن یا اقرار به آن عذری ندارد اگر چه خود را نیز منتسب به اسلام بداند پس هر کسی باید خود را بر حذر دارد و هر کسی حسابگر نفس خود است[۱۰]

شیخ محمد حامد الفقی می گوید: آنچه از کلام سلف خلاصه می شود این است که هر آنچه که انسان را از عبادت الله و اخلاص دین و اطاعت برای الله و رسولش منحرف سازد و باز دارد طاغوت محسوب می شود، خواه شیطانی از شیاطین انس و جن باشد یا درخت و سنگ و… باشد؛ پس بدون شک حکم کردن به قوانین اجنبی که انسان آن را به جای اسلام و احکامش وضع نموده طاغوت محسوب می شود تا به وسیله ی آن در مورد خون و اموال مردم حکم کند و احکام خداوند را در مورد اقامه ی حدود و تحریم ربا و زنا و خمر و… باطل سازد چرا که این قوانین از حلال بودن این محرمات و گسترش آن و رواج دهندگان آن دفاع می کند. پس خود این قوانین طاغوت است و کسانی که آن را وضع نموده و رواج می دهند طاغوت هستند.[۱۱]

پس دانستیم قوانین سکولاریستی که به وسیله ی آن بر سرزمینهای اسلامی حکم می شود، قوانین طاغوتی هستند و حاکمان سکولار طاغوتهایی کافر از شدید ترین و غلیظ ترین کافران هستند، چرا که نه تنها به شریعت شیطان حکم می کنند بلکه صراحتا حق حکم و تشریع را از خداوند گرفته اند و هیچ دولتی نیست مگر اینکه در قانونش آمده است که : سیادت برای مردم است و سیادت در قانون آنها به معنی سیادت در دین الله است که همان اله می باشد چون سیادت نزد آنها قدرت مطلقی است که حق تقسیم امور و کارها را داراست که همان قدرت تحلیل و تحریم می باشد و این نیز همان معنی حاکم و معنی اله و معبود است.


[۱] مجموع فتاوی ۲۸/۵۲۴

[۲] مجموع فتاوی ۱۱/۲۶۲

[۳] مجموع فتاوی ۳/۲۶۷

[۴] البدایه والنهایه ۱۳/۱۱۹

[۵] الدررالسنیة  8/241

[۶] اهمیة الجهاد ص۱۹۶

[۷] رسالة تحکیم القوانین.

[۸] ۴/۸۲و۸۳

[۹] عمدة التفسیر۳/۲۱۴

[۱۰] عمدة التفسیر۴/۱۷۴

[۱۱] حاشیه فتح المجید

دیدگاهتان را بنویسید