زمانی که کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی دم از آزادی، برابری و حقوق بشر می زنند

زمانی که کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی دم از آزادی، برابری و حقوق بشر می زنند

به قلم: نذیر احمد بلوچ

زمانی که رسانه های مختلف را بررسی می کنیم متوجه اتفافات عجیبی می گردیم . از یکطرف نوعی تجملات ظاهری و شعارهای دهن پرکن را مشاهده می کنیم و از جانبی اعتراض فقرا و طبقات مختلف جامعه به خاطر گرانی و فساد و… را  و از دیگر سو حملات وحشیانه ی همین کشورهای سکولار به سرزمینهای اسلامی را می بینیم و خوابیدن اعتراضات مردمی .

آمریکائیان فقیر جنبش وال استریت و۹۹ درصدی راه می اندازند که جهت قانع کردن آنها اشغال و تاراج معادن و نفت عراق و لیبی و سوریه و افغانستان و… توسط آمریکا رخ می دهد . فرانسویان فقیر به خیابانها می ریزند که جهت قانع کردن آنها حمله به شمال مالی و تاراج آنهمه طلای این سرزمین اسلامی رخ می دهد و به همین سبک و جلو چشم سازمان ملل تمام کفار سکولار جهانی به همراه مرتدین مرتکب چنین جنایات نابخشودنی در حق ملل تحت ستم می گردند .

در این واضح است که  تمدن سکولار و اومانیته ی غرب در عصر انحطاط و زوال قرار داشته باشد که «توحّش» از سر و روی آن می بارد. به این موضوع اندیشمندانی چون بتیستا ویکو هم اشاره کرده اند. ویکو معتقد است که یک تمدن حتی اگر در دوران مدرن خود هم قرار داشته باشد باز می توان در آن جلوه هایی از «توحش» را دید. ما امروز جلوه هایی بی شماری از این توحش را در مغرب زمین می بینیم.

اساسا بعد از جریان رنسانس که آن را به غلط دوران شکوفایی و نوزایی غرب می نامند ما شاهد دوران انحطاط غرب بوده ایم. در همین دوره بود که به بهانه ی پیشرفت و توسعه علمی و اقتصادی، بزرگ ترین جنایات بشری توسط سکولاریستها رقم خورد. جنگ های سی ساله و صد ساله، جنگ های امپراطوری های بزرگ، جنگ های استعماری و رواج دوباره و مضاعف برده داری نوین، زیر پا گذاشتن حقوق طبیعی زنان و کودکان و به کار گرفتن آنان در کارخانجات نوپای بورژوایان اروپایی، به راه انداختن دو جنگ جهانی بزرگ و کشتن و آواره کردن میلیون ها میلیون انسان و با خاک یکسان شدن بسیاری از شهرهای بزرگ جهان و بالاخره برای اولین بار استفاده از بمب هسته ای برای مقابله با دشمن که هنوز هم اثرات سوء آن از بین نرفته است، همه و همه محصول همین دوران جدید سکولاریسم غرب است.

حتی انقلاب سکولاریستی فرانسه که به عنوان سرفصل جدیدی در تمدن غرب به حساب می آید و همواره غربیان آن را به عنوان آغازگر مسائلی چون آزادی و حقوق بشر و دموکراسی و برابری می دانند نیز عملا چیزی نبود جز کشتار دسته جمعی انسان ها. برای این کار حتی ابزار جدیدی به نام «گیوتین» خلق کردند. انقلابیون سکولار فرانسه سرهای بی شماری از افراد را به بهانه ی مخالفت با انقلاب فرانسه با گیوتین از تن جدا کردند. و در آخر نیز خروجی این انقلاب ختم به دیکتاتوری و پادشاهی مستبد و روی کار آمدن قاتلی به نام «ناپلئون بناپارت» شد.

سکولاریستهای غربی با نام «علم گرایی» به جنگ با خدا رفتند و ابتدا دین آسمانی را از صحنه ی امور اجتماعی حذف کردند و پس از آن تمام معیارهای ضد اخلاقی را به تدریج حاکم گرداندند. آنان معتقد بودند که در دوران «ساینتیسیسم» اصلا نیازی به خدا نیست. انسان می تواند بر اساس تولیدات و استدلالات علمی و بدون نیاز به خداوند، آینده ی خود را رقم بزند. هنگامی که خدا از صحنه ی امورات انسان کنار گذاشته شد همه ی اعمال انسان تبدیل شد به «امر مباح». و این یعنی همان «لیبرالیسم». لیبرالیسم یعنی «اباحه گری». در تمدن غرب همه ی اعمال مباح ند. از همین روی مسائلی چون هم جنس بازی، سوء استفاده ی جنسی از کودکان، ازدواج با محارم و حتی با حیوانات، حمله به سایر کشورها و تاراج اموال مادی و معنوی آنان و… خیلی راحت به وقوع پیوست و کک کسی هم نگزید.

 اصلا با چه رویی آنان از حقوق بشر دم می زنند در حالی که فجیع ترین جنایات را در افغانستان و عراق و یمن و سومالی و پاکستان و کشورهای آفریقایی انجام داده اند!

اصلا بزرگ ترین ناقض حقوق بشر، بزرگ ترین سازمان بین المللی یعنی «سازمان ملل» است. اگر حقوق همه ی افراد و ملت ها محترم است و یکسان، چرا باید ۵ کشور از این کشورها همواره عضو شورای امنیت باشند؟! چرا باید فقط این ۵ کشور دارای «حق وتو» باشند؟! مگر چه فرقی بین این کشورها و مردمان آنان با سایر ملت ها است؟! اصلا در ابتدا باید از این ها سوال پرسید که مراد شما از کلمه ی «بشر» چیست؟ «بشر» به زعم  شما مدعیان رعایت حقوق آن، شامل کدام دسته از انسان ها می شود؟ آیا «بشر» تنها شامل همین چند کشور غربی است؟ آیا مردم افغانستان، سومالی، یمن، عراق، فلسطین، لبنان، پاکستان، لیبی و… «بشر» نیستند؟ و اگر آری، پس چگونه است که بزرگ ترین و وحشیانه ترین اعمال را برای پیشبرد اهداف خود در این کشورها انجام می دهید؟!

….همه ی اینها یعنی این که حقوق بشر سکولاریستی یعنی کشک. یعنی بگذار در کوزه آبش را بخورد. مثل همه ی مفاهیم خررنگ کن دیگر چون آزادی و صلح و دموکراسی و برابری و…

 این واقعیت همان گرگ درنده ای است که عده ای لباس گوسفند برتنش کرده اند و شبانه روز با ادبیات سکولاریستی و حتی شبه اسلامی برایش دعوت می دهند .

این همان چیزی است که شبکه های متحد با کلمه و سهاب و جبهه سنت و … برای اهل سنت تبلیغ می کنند . این است دموکراسی و لیبرالیسم  و حقوق بشر آنها

دیدگاهتان را بنویسید