وهن؛ عوارض و چگونگی درمان

وهن؛ عوارض و چگونگی درمان

نویسنده: شیخ ابوسعد العاملی

ارائه دهنده : رسول هورامی (دانشجوی تاریخ )

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله و کفی والصلاة والسلام على عبده المصطفى وعلى آله و صحبه الذين اصطفى و على من اتبع هديهم و اقتفى أثرهم و اكتفى، وبعد …

کسی که به حال کنونی امت مان نظری بیندازد به خاطر تناقضات بزرگی که در ظاهر امت می بیند به ناچار دچار احساس غریبی می شود. به خاطر امکانات بسیار زیادی که در تملک این امت است و بین حقیقت کنونی اش که امتی است به جای مانده و غرق در وارونگی ها و شکست ها و عقب نشینی های پی در پی در تمام زمینه ها ..

این امت تمام امکانات و نیروهایی را که دولتها و امتهای در حال پیشرفت ـ بر حسب تعبیر امروزی ـ در رؤیاهایشان می پرورانند در اختیار دارد و بلکه به مراتب بیشتر از آن را ..

          از ناحیه ی نیروی بشری ما صاحب جمعیتی بیش از یک میلیارد و دویست و پنجاه ملیون نفر هستیم که اغلب آن را جوانان تشکیل می دهند و این نیروی اساسی و بلکه ستون فقرات هر امتی به شمار می آید

          و از لحاظ انرژی های طبیعی (نفت، گاز و …) صاحب چنان قابلیت هایی هستیم که سرزمین هایمان ذخایر درجه¬ی یک این منابع به حساب می آیند و حرص و طمع و اشتیاق شدید دولتهای استعماری، چه در گذشته و چه در حال، برای تقسیم سرزمین هایمان خود دلیل قاطعی است برصحت آنچه که بیان شد.

          دشمنانمان حتی به خاطر موقعیت جغرافیایی که این امت در آن قرار گرفته بر ما حسد می¬ورزند چرا که موقعیتی حساس و استراتژیکی است. همه ی اینها به اضافه ی آب های فراوان و زمین های حاصلخیز، ودیگر مسائلی مانند وحدت دین و اعتقادات و نگرش های میان امت ..

امت ما توانمندی ها، پتانسیل ها و شایستگی های لازم را برای نمایندگی بشریت و به دست گرفتن رهبری آن را دارد و شرعاً نیز چنین چیزی از آن خواسته شده است چنانکه خداوند می¬فرماید:

(‏كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ) آل عمران ۱۱۰

 «شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها پدیدار شده¬اید (مادام که) امر به معروف و نهی از منکر می¬نمایید و به خدا ایمان دارید.»

و این آن چیزی است که این امت فقیر باید از نو آن را درک کند .. تا حقیقت و ارزش خویش را بشناسد و پی ببرد که برای این به وجود آمده است که نمونه و پیشگام باشد، پیشوا در خیر باشد نه در شر، پیشوایی در سرمشق شدن و قدرت باشد نه در ضعف و سستی و تبعیت از دیگران.

«و بر همین اساس، این امت نباید از امت های جاهل چیزی را دریافت کند بلکه دائماً باید از آنچه که دارد به آنها اعطا کند، و دائماً چیزی را برای اعطای به آنها داشته باشد، به آنها عقیده ی صحیح، تصور صحیح، نظام صحیح، اخلاق صحیح و معرفت و علم صحیح را اعطا کند. و رسیدن به جایگاه نمونه شدن تبعات و تکالیفی دارد که بر این امت است که ابتدا آنها را در ذات خودش محقق بنماید و اولین این تکالیف و مقتضیات آنست که به فراوانی از نیروی تمکین و ماندگاری اش که همان امر به معروف و نهی از منکر است استفاده کند و منطقه ای با سیاست یکپارچه و موحد را در اختیار داشته باشد تا از طریق آن مسؤلیت مهمی را که به او واگذار شده است پایه ریزی و سپس منتشر کند، و اما حال کنونی امت در مقایسه با آنچه که از آن خواسته شده است، آسمان تا زمین متفاوت است.»

«اسلام بزرگترین نعمت الهی به این امت بوده و همچنان هست و خواهد بود. اسلامی که این امت را از تاریکی های گمراهی به سوی نورِِ هدایت خارج کرد و سپس در گذشته ای نه چندان دور به وسیله ی این امت، بشریت را از تاریکی های گمراهی بیرون آورد و حالا باز هم همان امت برای یکبار دیگر خواستار خارج کردن بشریت از گمراهی است و این تنها رسالتی است که این امت می تواند به بشریت تقدیم نماید، بشریتِ گمراهی که غرق در باطلاق خواسته ها و تمایلات حیوانی است، این امت نه چیزهای خارق العاده ای را در آداب و فنون و علوم به بشریت تقدیم خواهد کرد، و نه چنان چیزهای خارق العاده و شگفت انگیزی را در تولیدات صنعتی به بشریت تقدیم خواهد کرد که به موجب آن گردنها در برابر آن خم و بازارها از محصولات آن پر شوند، و نه فلسفه ای مذهبی ـ اجتماعی را تقدیم خواهد کرد و نه برنامه¬های اقتصادی و تنظیماتی را تقدیم می کند که دست ساخته¬ی خودشان و افکار بشریشان باشد، دست ساخته¬ها و افکاری که در ورای آنها فقط غم و بدبختی وجود دارد .. بلکه خداوند این امت را از نو مبعوث کرده تا این رسالت بزرگ را به بشریت تقدیم نماید و نه برای چیز دیگری .. فقط به خاطر این منهج تک و یگانه .. که خداوند آن را خاص و منحصر به این امت کرده تا بتوانند به وسیله آن رهایی و نجات را برای بشریت به ارمغان بیاورند. همانا هر امتی از امت¬های بزرگ دنیا را رسالتی است و بزرگترین این امت¬ها، امتی است که بزرگترین رسالت را حمل می کند و بزرگترین رسالت، داشتن بهترین برنامه برای حیات بشریت است که چنین برنامه¬ای تنها در این امت وجود دارد.» 

و سؤالی که امروزه خود را در اذهان مطرح می کند این است که چرا این همه پستی و تخلف با وجود این همه ظرفیت ها و توانمندیها؟ و به تعبیری دیگر چرا این همه غُثائیّت (کم وزنی و بی ارزشی)؟

البته جواب ساده است و از چند کلمه تجاوز نمی¬کند. پیامبرمی¬فرماید:

«كيف بكم إذا تداعت عليكم الأمم كتداعي الأكلة على قصعتها؟!»، قالوا: أومن قلة نحن يومئذ يا رسول الله؟! قال: «بل أنتم يومئذ كثير، ولكنكم غثاء كغثاء السيل، ينزع الله المهابة من قلوب أعدائكم منكم ويقذف في قلوبكم الوهن»، قالوا: «وما الوهن يا رسول الله؟!»، قال: «حب الدنيا وكراهية الموت».

 «شما را چه می شود آن هنگام كه امتها از هر سو بر شما حمله ور مي شوند همانگونه كه گرسنگان بر سينی (غذا ی) خود حمله می برند.» گفتند: یا رسول الله آیا این ناشی از کمی تعداد ما در آن روز است؟ فرمودند: «اینگونه نیست بلکه شما آن هنگام بسیارید اما همچون کف سیل هستید، خداوند هیبت شما را از قلب دشمنانتان بیرون می کشد و در قلب هایتان وهن می گذارد.» گفتند: ای رسول خدا وهن چیست؟ فرمودند: «حب دنیا و کراهت از مرگ».

 پس وهن  همان سبب سختی و فشار و نگرانی وارد بر امت است .. وهن همان بیماری حال حاضر این امت است که جسدش را بر روی زمین انداخته بدون اینکه حرکتی انجام دهد، و کاری جز نظاره کردن هزیمت ها از دستش بر نمی آید این بیماری برای مدتهاست که جسد امت را پخش بر زمین کرده است طوری که به هیچ چیز رغبتی نشان نمی دهد وآنچه در اطرافش رخ می دهد برایش بی اهمیت است.

پیامبر وهن را به دو بخش تقسیم کرده است: حب دنیا و کراهیت از مرگ، و اما نشانه ها و علایم این بیماری (با توجه به حدیث) عبارتنداز: غثائیت (همچون کف سیل بی وزن بودن…) و بیرون رفتن هیبت این امت از قلب دشمنانش. و اما نتیجه ی حتمی این بیماری عبارتست از: سقوط همچون لقمه ای چرب در دهان دشمنان و از میان رفتن شکوه و هیبت امت اسلام، وسقوط پرچم اسلام در باطلاق عقب نشینی و شکست و به تبع آن در حاشیه قرار گرفتن و محو شدن از واقع حیات ..

حب دنیا

نتیجه ی حب دنیا، خیانت کردن در امانت است. خداوند ﻷ می فرماید:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ‏) انفال ۲۸- ۲۷

«ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیغمبر خیانت مکنید و در امانت خود نیز آگاهانه خیانت نکنید * و بدانید که اموال و اولاد شما وسیله ی آزمایش هستند و بدانید که پاداش بزرگ در پیشگاه خداوند است.»

پس حب دنیا که نمونه هایی از آن حب مال و فرزندان است، همان عاملی است که به سد و مانعی میان انسان و اجرای این امانت مهم تبدیل، و باعث سهل انگاری انسان در اجرای آن شده است.

 قرآن کریم حقیقت این زندگی دنیوی را برای ما به تصویر می¬کشد و نهایت پستی و بی¬ارزشی آن را بـرای ما روشن می سـازد تا به مـانعی در راه ایمـان و هجرت و جهاد تبدیل نشود.

خداوند ﻷ می¬فرماید: (وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِراً * الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ أَمَلاً) کهف ۴۶ – ۴۵

«ای پیامبر برای آنان مثال زندگی دنیا را بیان کن که همچون آبی است که از آسمان فرو می¬فرستیم سپس گیاهان زمین از آن (سیراب می¬گردند و به سبب آن رشد و نمو می¬کنند و) تنگاتنگ و تو در تو می¬شوند سپس خشک و پرپر می¬شوند و بادها آنها را پخش و پراکنده می¬سازد! و خدا بر هر چیزی توانا بوده (و هست) * دارایی و فرزندان، زینت زندگی دنیایند (و زوال پذیر و گذرایند) اما اعمال شایسته¬ای که نتایج آنها جاودانه است، بهترین پاداش را در پیشگاه پروردگار دارد و بهترین امید و آرزو است.»

و در جایی دیگر می¬فرماید: (اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً) حدید ۲۰

«بدانید که زندگی دنیا تنها بازی، سرگرمی، آرایش و پیرایش، نازش در میان همدیگر، و مسابقه در افزایش اموال و اولاد است و بس. دنیـا همچـون باران است که گیـاهان آن، کشـاورزان را به شگفت می¬آورد، سپس گیاهان رشد و نمو می¬کنند و بعد گیاهان را زرد و پژمرده خواهی دید، و آنگاه خرد و پرپر می¬گردند»

این همان پایان و حقیقتی است که خداوند ﻷ انسانها را از آن آگاه می¬سازد و قلب و چشم¬هایشان را متوجه آن می¬کند و پروردگار عزت با اسلوب قرآنی کوتاه، پرمعنی و اعجاز آوری¬، زیاده خواهی، نعمت¬های دنیوی و سرعت رفتن و زوال آنها را برایمان به تصویر می¬کشد آنجا که می¬فرماید:

(‏أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ *‏ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ) تکاثر ۱- ۲

«مسابقه¬ی افزون طلبی و نازش (به مال و منال و خدم و حشم و ثروت و قدرت) شما را به خود مشغول و سر گرم می¬دارد. تا بدان گاه که (می¬میرید و) به گورستانها می¬روید (و کار از کار می¬گذرد).»

پس هنوز انسان به زیاده خواهی¬ها و افزون طلبی¬هایش سر و سامان نبخشیده و آرامش نیافته که به سوی قبر روانه می¬شود و البته در همین هنگام ـ در حدود شرع و با مراعات فطرت بشری ـ خداوند ﻷ اجازه¬ی بهره بـردن از این دنیا و وسیله و سبب قرار دادن آن را برای اوج گرفتن به سوی آخرت به ما می¬دهد.

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ) اعراف ۳۲

«(ای محمد) بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش آفریده است و همچنین مواهب و روزی-های پاکیزه را تحریم کرده است؟ بگو این (نعمتها و موهبتهای حلال و) چیزهای پاکیزه، برای افراد با ایمان در این جهان آفریده شده است و در روز قیامت اینها همه در اختیار مؤمنان قرار می¬گیرد (و دیگران به کلی از آن محروم می¬گردند)»

سنت پاک نبوی نیز از این مرض (وهن) غافل نشده و پیامبر < چگونگی تعامل با این دنیا را برای ما توصیف کرده و می¬فرماید: «الدنيا مزرعة الآخرة» یعنی «دنیا مزرعه¬ی آخرت است.» تا بدین وسیله اصطکاک و برخوردی با فطرت بشری انسان که بر حب و دوستی دنیا پرورده شده، پیش نیاید همچانکه در قرآن از زبان ابلیس آن هنگام که می¬خواست آدم  را فریب دهد تا از درخت آزمایش بخورد آمده است: (هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى) طه ۱۲۰

«آیا تو را به درخت جاودانگی و ملک فناناپذیر رهنمود کنم؟»

و پیامبر   در دعایی مأثور می فرماید: «اللهم لا تجعل الدنيا أكبر همنا ولا مبلغ علمنا، اللهم اجعلها في أيدينا ولا تجعلها في قلوبنا» «خداوندا دنیا را بزرگترین هم و غم و نهایت علم ما قرار مده .. خداوندا دنیا را در دست¬هایمان قرار ده و نه در قلب¬هایمان»

و خداوند دلهای بندگانش را به حیات حقیقی و نعتمهای همیشگی موجود در آخرت متوجه می¬کند و می-فرماید:

(وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ) عنکبوت ۶۴

«‏زندگي اين دنيا جز لهو و لعب نيست، و زندگي سراي آخرت زندگي است، اگر فهم و شعور داشته باشند.»

و می¬فرماید: (وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى) ضحی ۴

«و فرجام (کار و زندگی) برای تو، بهتر از آغاز است.»

و سپس همت افراد به جا مانده از ادای امانت و جهاد فی سبیل الله را بر می¬انگیزاند و می¬فرماید:

(أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ) توبه ۳۸

 «آیا به زندگی این جهان به جای زندگی آن جهان خشنودید؟ تمتع و کالای این جهان در برابر تمتع و کالای آن جهان، چیز کمی بیش نیست.»

و فریب خوردگان به متاع دنیوی را اینگونه مورد خطاب قرار می¬دهد:

(مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ) نحل ۹۶

«آنچه نزد شما است ناپدار و فانی است و آنچه نزد خداست باقی و ماندگار است.»

 و قصه¬ی اصحاب دو باغ، و قارون را ـ به عنوان نمونه ـ برای ما می¬آورد آن هنگام که به نعمتهایی که خداوند برای امتحانشان به آنها بخشیده بود مغرور شدند.

بنابراین قرآن و همچنین سیره¬ی نبوی پر از معالجاتی برای این بیماری خطرناک هستند. دشمنان ما قصد دارند ما را بر حب دنیا و چنگ زدن به آن تا حد بردگی، پرورده نمایند، تا بدین وسیله قربانی کردن این دنیا ـ و یا حتی بعضی از آن ـ در راه رسیدن به ارزش¬های والایمان و یا باز¬گرداندن ارزش¬های از دست رفته¬امان برایمان دشوار باشد، و در رأس این ارزش¬ها عقیده امان قرار دارد، پس بعضی از مسلمانان را می¬بینی که در مقابل چند درهم و یا مناصب خیالی در قبال دینشان کوتاهی می¬کنند، تا جاییکه اولین چیزی را که برای دفع بلاها و برداشتن حصارهای وارده، به فروش می¬گذارند دینشان است.

پس در حب دنیا و جنگ و ستیز برای دستیابی به نعمتهای فانی آن، با دشمنانمان برابر شده¬ایم و این مسأله ما را به تساوی با آنها در گناهان کشاند ـ که نتیجه¬ی حتمی این حب دنیوی است ـ تا جاییکه در میان ما کسانی هستند که به خاطر به بار آوردن گناهانی که در امتهای پیشین نیز سابقه نداشته گوی سبقت را از دشمنان ربوده¬اند.

بنابراین برما ـ چه افراد و چه جماعات ـ لازم است که در برابر این نقشه¬ی وحشتناک هوشیار باشیم و برای نجات دادن فرزندانی از این امت که برایمان باقی مانده بشتابیم و این به وسیله¬ی تربیتی ایمانی میسر می¬شود که متکی بر زهد در این دنیا، کم بهره جستن از لذتهایش، تمرین دادن نفس¬ها برای بذل و بخشش و تعلق به آخرت به جای تعلق به دنیای فانی باشد.

به راستی که این امت برگزیده، نقشش را در قیادت و رهبری بشریت برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت انجام داده است و هدفهای حقیقی موجود، و وسایل صحیح برای تحقق این هدف¬ها را به بشریت یاد داد و این الگوها برای مدت زمان درازی این نقش حساس را ایفا کردند، و پس از آن خداوند ـ به دلیل سبب¬های قدری و شرعی ـ خواست که این قیادت را بر دارد و پنهان کند تا بشریت طعم تلخ حقارت، و گمراهی از حق را بچشد و بار دیگر به دوران جاهلیت پیشینش برگردد. پس بشر در حب و دوستی دنیا فرو رفت و آن را قله-ی اهداف خویش قرار داد و هر چیزی را برای به تملک در آوردن این دنیا به تسخیر در آورد، اما نتیجه بالعکس شد و این دنیا بود که آنها را به تسخیر خود در آورد و آنها برده و خدمتکار دنیا شدند و یکدیگر را به خاطر آن قربانی کردند و آبروها و ناموس¬ها در راه رسیدن به آن مورد هتک حرمت قرار گرفتند و دنیا به چنان آلهه و معبودی تبدیل شد که بشریت نظیر آن را ندیده است.

کراهت و بیزاری از مرگ

و اما کراهیت از مرگ؛ این نتیجه¬ی حتمی حب دنیاست. انسان طبیعتا دوستدار دنیاست و مرگ نزد او ناخوشایند است، و البته قرآن کریم این قسمت دوم از مرض «وهن» را نیز با شیوه¬ای دقیق معالجه کرده است، به این صورت که مرگ را به عنوان نیرویی حقیر و ضعیف به ما می¬نمایاند تا از آن نهراسیم، و آن را برای ما به مانند دری برای رسیدن به عالم بهشت و جاودانگی به تصویر می¬کشد که به دور از اضطراب¬ها و رنج-های دنیوی است، در حالت اخیر انسان هنگام فرا رسیدن مرگش احساس رضایت دارد و حتی قبل از فرا رسیدن اجلش برای رسیدن به آن و آنچه در ورای آن است تلاش می¬کند.

خداوند ﻷ می¬فرماید: (قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ) جمعه ۸

«بگو قطعاً مرگی که از آن می¬گریزید سرانجام با شما رویاروی می¬گردد و شما را در می¬یابد، بعد از آن به سوی کسی برگردانده می¬شوید که از پنهان و آشکار آگاه است و شما را از آنچه کرده¬اید با خبر می¬سازد.»

همچنین می¬فرماید: (أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ) نساء ۷۸

«هر کجا باشید، مرگ شما را در می¬یابد، اگر چه در برجهای محکم و استوار جایگزین باشید.»

و می¬فرماید: (كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ) آل¬عمران  185

«هر کسی مزه¬ی مرگ را می¬چشد، و بی¬گمان به شما پاداش و پاد افره¬ی خودتان به تمام و کمال در روز رستا¬خیز داده می¬شود.»

و این تأکیدی است بر حتمی بودن این حقیقت که مرگ حتماً در راه است.

(لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ) رعد ۳۸؛ یعنی «هر زماني داراي نوعي معجزه است»

(وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ) اعراف ۳۴

«و هر گروهی دارای مدت زمانی (مشخص و معلوم) است و هنگامی که زمان (محدود) آن به سر رسید، نه لحظه¬ای تأخیر خواهند کرد و نه لحظه¬ای (بر آن) پیشی می¬گیرند.»

حقیقت دومی که این آیات بدان اشاره می¬کنند حتمیت حساب و کتاب است که این خود به ضرورت آماده شدن برای اتفاقات پس از مرگ اشاره دارد، و پیامبر < پیوسته مؤمنان را از عاقبت سوء فراموشی مرگ برحذر می¬داد و آنان را برای آمادگی برای مرگ تشویق می¬کرد.

ایشان < می¬فرمایند: «كن في هذه الدنيا كأنك غريب أو عابر سبيل»

«در دنیا همچون انسانی غریب یا مسافر باش»

و می¬فرماید: «الدنيا مزرعة الآخرة» یعنی «دنیا مزرعه¬ی آخرت است»

و پیوسته اصحابش را بر فراوان یاد کردن مرگ تشویق می¬کرد و می¬فرمود: «أكثروا من ذكر هادم اللذات» یعنی «زیاد یاد کنید آنچه را که از بین برنده¬ی لذات است.» که منظور ایشان مرگ بود.

به حقیقت که خداوند ﻷ خواسته است بشریت را به صورت عام و این امت را به صورت خاص مورد رحمت خویش قرار دهد به همین دلیل جانشینان و اَعقابی را به میان آنان فرستاده است که بر راه و روش اسلاف و گذشتگانشان گام می¬نهند، پس (همانند گذشتگانشان) زنجیر¬های بردگی و عبودیت را شکستند و غبار ذلت و تبعیت را کنار زدند و شعار (مرگ را بجویید تا به شما حیات ببخشد) را بر آوردند، پس دنیا ذلیلانه در مقابل ایشان قرار گرفت و آنها از تعلقات دنیوی آزاد شدند و بندگان را نیز از عبادت بندگان به سوی عبادت پروردگار بندگان، و از تنگی¬ها و فشارهای دنیا به وسعت و فراخی آخرت رهایی بخشیدند.

آنان معنای قسمت دوم از وهن را (نفرت و بیزاری از مرگ) به خوبی درک کردند، پس زمانی که به حقارت این دنیای فانی پی¬ بردند بر آن چیره و مسلط شدند. آنها دانستند که مرگ فقط دروازه و محل عبوریست به سوی آخرت و بس، که نمی¬توان زمان را به عقب و یا جلو انداخت. بنابراین هیچ دلیلی برای فرار کردن از آن وجود ندارد، بلکه لازم است به تمام واجبات شرعی و در رأس آنها جهاد در راه خدا ـ با دست و زبان ـ عمل کرد و این همان چیزی است که این امت را زنده می¬کند و جایگاه و مرکزیتش را به آن باز می¬گرداند.

این همان چیزی است که باید آن را در نفس ها احیا و در فرایند تربیت ایمانی برای سربازانی که در جماعت های حق اند، بر آن تمرکز کرد تا این امت قادر به برگرداندن هیبت از دست داده شده¬اش شود و نقش مؤثر و حساس اش را ایفا نماید و بتواند همه¬ی موانع مادی و معنوی را بشکند و به سوی طلب شهادت رهسپار شوند در حالی که یقین دارند به اینکه هرگز چیزی (اعم از خیر و شر) به آنان نمی رسد مگر آنچه را که خدا برایشان مقرر کرده است، و یقین دارند که این رغبت سرسختانه و پرشتاب برای رسیدن به شهادت، و مواجهه¬ی با دشمنان و همه ی سختیهایی که در راه دعوت و جهاد قرار دارد هرگز اجل آنها را به عقب و یا جلو نخواهد انداخت مگر زمانیکه موافق با اراده ی الله تعالی و قدَر او باشد، به این صورت که خداوند ﻷ خواسته باشد که آنها را از زمره ی شهدا قرار دهد و این در حالی است که خداوند   برای دیدن آنها اشتیاق دارد همانگونه که آنها برای دیدار با خداوند ﻷ مشتاق اند. و به تحقیق دشمنانمان نسبت به این امر آگاه شده¬اند و همگی آنها به صورت یکسان خطر آن را برای وجود خودشان و منهج شان درک کرده¬اند و می¬دانند که اقدام به سوی مرگ و بخشیدن جان در راه خداوند ﻷ از دلیرانه¬ترین و برنده¬ترین سلاحهایی است که آنها به هیچ شیوه و روشی قادر به رویارویی با آن نیستند¬.

بنابراین تمام ابزار و شیوه¬هایشان را برای هراساندن و ترسانیدن مجاهدان به کار گرفتند و شروع به فریب دادن و تحریک کردن بعضی از فرزندان منهزم امت کردند تا به وسیله¬ی آنها توجه این دلاوران را از طلب مرگ در راه خدا به سمت دویدن در پی نعمتهای پست دنیوی و افتادن در آغوش طاغوتیان، منصرف کنند.

پس بر دعوتگران و مربیان در تمام تجمعات ایمانی لازم است عدم ترس از مرگ، و طلبیدن آنچه را که نزد خداوند است را در وجود پیروانشان رسوخ دهند تا آنها حکمت مرگ را یاد بگیرند و بدین وسیله حیات ابدی بدانان بخشیده شود و باید برای ملاقات با خداوند ﻷ چندین برابر حرصی که دشمنانشان برای مانـدن در این دنیـا دارند، حریص باشند تا بدین گونه معـادله ی نبرد به سودشـان برگردد همچنانکه نشانه های آن از همین حالا در افق شروع به درخشیدن کرده است.

و بعد ..

پس این وهن، و آن هم درمانش، که آن را با استفاده از فهم¬مان از کتاب خدای متعال و سنت پیامبرش < اقتباس کرده¬ایم، و همچنانکه از این امت فراهم کردن این دواء مطالبه می¬شود تا نیرو و اعتبار گذشته و به تبع آن هیبت و شکوهش را، که آن را در بلندای حرکت تمدنها قرار می¬دهد، بازگرداند، حرکات اسلامی فعلی نیز ـ که درون مایه و ضمیر این امت به حساب می¬آیند ـ باید نسبت به این بیماری خطرناک هوشیار باشند و صفهایشان را از هرگونه تیرگی و عناصر وهن برانگیز که پیروزی را به تأخیر می¬اندازند و مسـیر راه را به سوی پیشرفت و تمکین دین خداوند ﻷ در زمین با موانع و کجی¬ها رو به رو می¬کنند، تصفیه نمایند، و باید بدانند که نیروی حقیقی در همان عده کمی که صابر، صادق و متمسک هستند نهفته شده است همان کسانی¬که جانشان را به الله فروخته¬اند و در طلب مرگ هستند تا حیـات حقیقی و ابدی را به آنان ببخشـد. آنان همان¬هایی هستند که خداوند ﻷ آنها را در رحمت خویش داخل می¬کند و به وسیله ایشان دینش را یاری می¬نماید.

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) نور ۵۵

‏ «خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده¬اند و كارهاي شايسته انجام داده¬اند ، وعده مي¬دهد كه آنان را قطعاً جايگزين (و وارث فرماندهی و حكومت) در زمين خواهد كرد. همانگونه كه پيشينيان (دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته) را جايگزين (طاغيان و ياغيان ستمگر) قبل از خود كرده است. همچنين آئين (اسلام ناب) ايشان را كه براي آنان مي¬پسندد، حتماً (در زمين) پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي¬سازد، (آنچنان كه، تنها) مرا مي¬پرستند و چيزي را انبازم نمي¬گردانند. بعد از اين (وعده راستين) كساني كه كافر شوند، آنان كاملاً بيرون شوندگان (از دائره ايمان و اسلام) بشمارند (و متمرّدان و مرتدّان حقيقي مي¬باشند).»

دیدگاهتان را بنویسید