ملت اسلامی در برابر درسها و عبرتها و آنچه بر سر حکام سکولاریست و جاهل می آید (۲)

ملت اسلامی در برابر درسها و عبرتها و آنچه بر سر حکام سکولاریست و جاهل می آید (۲)

مؤلف: أبو البراء أنصاری

ارائه دهنده : ابومحمد پاوه ای

• چهارم: حقیقت عدم حمایت سکولاریستهای آمریکا و کشورهای غربی در زمان¬های بحرانی

از جمله درس¬های خیلی مهم و باارزشی که می¬توان از خلال تحولات ترسناک و پی درپی منطقه استخراج و استنباط نمود، درس خیلی مهم عدم حمایت سکولاریستهای آمریکا و دولت¬های غربی در یک چشم به هم زدن از دوستان سکولاریست دیکتاتورشان، می¬باشد.

به راستی که واشنگتن حمایت و پشتیبانی خود از دوستان و هم¬پیمانان سکولاریست و جاهل قدیمی¬اش را تغییر داد و از حمایت نظام¬های سیاسی¬ای که کمی پیش¬تر تکیه¬گاه و ستون اصلی انجام برنامه¬های سیاسی¬اش در خاورمیانه و شمال آفریقا بودند، دست کشید.

آنان رژیم¬های سکولاریست خودکامه و دیکتاتوری بودند که اگر پوشش مستقیم یا غیر مستقیم و نیز حمایت علنی یا غیر علنی آمریکا نبود، نمی¬توانستند برای مدتی طولانی امور مملکتی خود را اداره کنند و پیش ببرند. آمریکا با گذشت سال¬ها نتوانست جوابگوی هیچ یک از خواسته¬های مردم منطقه باشد، با وجود این هر روز به طور واضح و روشن، که گویی سخنگوی رسمی ملت عرب و وجدان دهها میلیون جوان جهان عرب در حومه خلیج است، سخن می¬نمود و تصمیم می¬گرفت.

و در این میان دستگاههای سیاسی منطقه و با توجه به یک لیست طولانی از ملاحظات مربوطه به مانند ابزاری اولیه برای حفظ و صیانت مصالح آمریکا در این منطقه¬ی استراتژیک و بسیار حیاتی، تبدیل شده¬اند. برهمین اساس آمریکا همیشه در تلاش است که نظام¬های را حفظ کند که امنیت حضور آمریکا در منطقه را تأمین کنند.

آمریکا به صورت گسترده بر ثروت¬های منطقه ازجمله انرژی برای تامین کمک¬های نفتی¬اش تکیه کرده است، تجربه¬ها شایستگی نظام¬های سکولاریست و جاهل عربی در تحقیق امنیت انرژی که واشنگتن به آن بیشترین اهمیت را در جاهای مختلف داده است، را ثابت کرده است.

نظام¬های سکولاریست و جاهل عربی کنونی، راه و منفذی شده¬اند برای تقویت و استحکام قدرت آمریکا در منطقه از طریق توافقنامه¬هایی چون همکاری استراتژیک و میزبانی انواع مختلف پایگاهای نظامی آمریکا و همچنین همیاری و مساعدت آمریکا در جنگ علیه ارهاب و غیر ارهاب .. همچنان که این نظام¬های سیاسی، کمک¬های مالی و لجستیکی عظیمی را تقدیم آمریکا ¬نموده و برای سه دهه صورت حساب¬ جنگ¬های آمریکا در منطقه را همین نظام¬های خودکامه و دیکتاتور، پرداخت کرده¬اند .. خود را به دلار آمریکای وابسته کرده .. شهرهایشان را بر روی انواع مختلف محصولات بازار آمریکا، باز کرده¬اند .. و حریم هوایی و آبها و قلمروشان را برای وجود آمریکایی باز کرده¬اند.

این نظام¬ها ی سکولاریست و جاهل به طور سخاوتمندانه¬ای بزرگترین مشتریان سلاح آمریکای هستند به گونه¬ایی که هر ماه اخباری رو به رشد در مورد بستن قراردادهای میلیارد دلاری اسلحه به گوشمان می¬رسد.

علاوه براین، چنین قراردادهایی در نهایت موجب منفعت و خوشحالی واشنگتن می¬شود .. چراکه هم با تخلیه و گرفتن بودجه آنها، مانعی می¬شود در برابر رشد اقتصادی واقعی آنها و هم اینکه کشورهای منطقه تضمین می¬کنند که این سلاحها را در اختیار دیگران قرار ندهند و این سلاحها فقط در جنگ دفاعی استفاده شود و در جنگهای تهاجمی مورد استفاده قرار نمی¬گیرد.

همچنین گزارش¬های بسیاری توسط محافل سیاسی سکولاریستی غرب و مراکز تحقیقاتی استراتژیک صادر شده است کـه نشان می¬دهد نظام¬های سکولاریست و جاهل عربی کـنونی، اهمیتی بسیار زیادی به حمایت از نفوذ سکولاریستهای آمریکا و غرب می¬دهند و همچنین عدم تعرض و یا دشمنی با خون¬آشام، دیوانه و نازپرورده غرب در قلب منطقه یعنی اسرائیل را نیز تضمین می¬کنند. و در مقابل آمریکا به وضوح می¬داند که نظام¬های سکولاریست عربی هم¬پمانش ازمدل دیکتاتورهای مطلق هستند، و باوری به حکومتداری مناسبی ندارند .. قانون و موسسات را به رسمیت نمی¬شناسند .. آزادی¬های عمومی و شخصی را رد می¬کنند .. و به شدت با عدالت و برابری و کثرت گرایی سیاسی مقابله می¬کنند. و به شدت با عدالت، برابری و تنوع سیاسی مقابله می¬کنند. واشنگتن به خوبی می¬داند که هم¬پیمانانش، نه تنها سیستم¬هایی به دور از هر شفافیتی هستند، بلکه آنها رأس فساد و نمادی برای انحصار قدرت و ثروت هستند.

در مقابل، آمریکا کاملا می¬داند که نظامهای سکولاریست عربی هم¬پیمانش، از سبک دیکتاتورهای مطلقی هستند که هیچ حکومتداری درست و مناسبی را باور ندارند .. و با هیچ منطق دولتی¬ای، قانون و موسسات را به رسمیت نمی¬شناسند .. آزادی¬های عمومی و شخصی را رد می¬کنند .. و به شدت با عدالت و برابری و کثرت گرایی سیاسی مقابله می¬کنند. واشنگتن به خوبی می¬داند که متحدانش، نه تنها سیستم¬های به دور از شفافیتی هستند بلکه سیستمی¬هایی هستند که راس فساد و نمادی برای انحصار قدرت و ثروت شده¬اند.

این موارد مهم باعث می¬شود که آنها همواره دست به دامن سکولاریستهای آمریکا شوند و همچنان به خواسته¬های سیاسی آمریکا تمسک ¬جویند و همراهی و وفاداری صمیمانه خود را به اربابان خود در کاخ سفید نشان دهند.

با وجود اینکه دوستی نزدیکی در زمان¬های گذشته بین آنها وجود داشت، با آغاز انقلاب¬های بهار عربی متلاشی و محو شد. انقلاب¬هایی که موفق شدند بر وجود نظامهای سکولاریستی که بر ملت-هایشان با زور و اسلحه و اراذل و اوباش حکومت می¬کردند، لزره اندازند.

و برهمین اساس واشنگتن به طور ناگهانی زین العابدین بن علی، ریئس جمهور فراری تونس (متحد مهم آمریکا در شمال آفریقا) را رها کرد و باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، اعلام کرد که آمریکا در کنار آرمان¬های ملت¬های خاورمیانه در مورد آزادی می¬ایستد، این لحن جدید و روندی تازه در چشم-انداز سیاست آمریکایی است.

و این چنین رئیس جمهور آمریکا بدون مقدمه، آشکار و علنی با شور و شوق خارج می¬شود و حماسه جوانان تجمع کننده در میدان التحریر را تایید می¬کند تا بدینگونه به حسنی مبارک رئیس جمهور مصر که با انقلاب عمومی وخشمگین ملت مواجه بود، اعلام کندکه «باید برود». و این را نیز می¬افزاید که «تغییر در مصر باید امروز آغاز شود، نه فردا .!» این حق ماست که هزاران علامت سوال و علامت تعجب و شک و گمان، براین تحول عجیب و غریب در منطق و سیاست آمریکا قرار دهیم. چگونه است که مبارک سکولاریست ، دوست نیرومند و هم¬پیمان دائمی، به فردی ناخوشایند در اداره مصر تبدیل می¬گردد که بر او واجب می¬شود هر چه سریعتر بدون هیچ معطلی¬ای حکومت را ترک کند.

آیا آمریکا سکولاریست و جاهل، خدمات شایان ذکری که نظام¬های سکولاریست و جاهل تونس و مصر و یا دیگر نظام¬های عربی برای ارتقای قدرت و نفوذ استراتژیک آمریکا و محقق کردن مصالح متعدد و دراز مدت او در منطقه، ارائه می¬دادند را فراموش کرده است؟ و آیا منطقی است که آمریکا از شدت صداقت و اخلاص این دو نظام به طور خاص و نظام¬های عربی به طور عام، و نیز رقابت آنان در جلب رضایت همیشگی آمریکا، جاهل و ناآگاه باشد؟ پس اینگونه جواب داده می¬شود که دولت آمریکا مجبور به ترک حمایت آنان شد، تا سوار بر موج انقلاب مردم عرب گردد و از ایستادن در برابر آتشفشان خشم و غضب آنان، که احتمال می¬رفت آمریکا را مسئول کامل همکاری با رژیم، در سرکوب خواست ملت عرب برای اصلاح و تغییر بدانند، خودداری کند.

اما این توجیه حتی اگر بسیار به واقعیت هم نزدیک باشد، در توضیح دلیل عدم حمایت از مهمترین نظام¬های سکولاریست هم¬پیمانش نمی¬تواند کافی باش. نظام¬های سکولاریستی که در مقابل زلزله ملت رسوا شدند و بوی خیانت دردناکی از سوی قویترین و مهمترین دوستان خارجی و اصلی¬ترین آنها، یعنی آمریکا، به مشام می¬رسد.

تنها چیزی که ممکن نیست در آن اختلافی باشد: این است که آمریکا از نظام¬های سکولاریستی که در مقابل سرکشی ملت قرار می¬گیرند دست شسته ¬است. و این منطق آمریکاست که دوست یا دشمن دائمی وجود ندارد، همانطور که هنری کسینجر می¬گوید: واضح است که واشنگتن به دنبال وجه¬ای جدید است، وجه¬های سیاسی دیگر ممکن است کمترین ضرر را برای رسیدن به منافع و کمترین ناسازگاری برای ذکر آمریکا در جهان را داشته باشند و اینچنین به ما یادآوری می¬کندکه، «آمریکا دنبال دوست نیست بلکه آمریکا همواره به دنبال مصالح خود بوده است و بس.»

امروزه آمریکا می¬خواهد که رشد گسترده جریان سلفی جهادی را به سمت شکلی جدید و اسلامی پیوند داده شده با رنگ و بوی دموکراسی و سکولاریستی که به دور از ارهاب (منظور جهاد به انواع مختلف) است، سوق دهد تا بدین شکل، توجه¬ به جهاد در سرزمین¬های اسلامی را از مسیر خود منحرف گرداند.

پس بر همه مسلمانان لازم است که معادله صحیح را بدانند و آن این است که، رهبران هرآنچه را که غرب سکولاریست آرزو کنند برایشان برآورده می¬سازند، با این وجود هرگز از آنها راضی نمی¬شوند .. این رهبران مانند دستمالی در دست¬شان هستند که بوسیله آن کثافاتشان را پاک می¬کنند و هر وقت مصلحت اقتضی کند آنان را به زباله¬دان تاریخ پرت می¬کنند.

این معادله¬ را خداوند متعال در کتاب عزیزش بیان می¬دارد و می¬فرماید: «وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ» بقره۱۲۰

«يهود و نصاری هرگز از تو خوشنود نخواهند شد، مگر اينكه از آئين (تحريف شده و خواستهای نادرست) ايشان پيروی كني. بگو: تنها هدايت الهی هدايت است. و اگر از خواستها و آرزوهای ايشان پيروی كني، بعد از آنكه علم و آگاهی يافته¬ای (و با دريافت وحی الهي، يقين و اطمينان به تو دست داده است)، هيچ سرپرست و ياوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود.‏»

همچنین خداوند متعال در مورد مشرکین (سکولاریستها)می¬فرماید: «وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» بقره ۲۱۷

«پيوسته (مشرکین) با شما خواهند جنگيد تا اگر بتوانند شما را از آئينتان برگردانند، ولی كسی از شما كه از آئين خود برگردد و در حال كفر بميرد، چنين كسانی اعمالشان در دنيا و آخرت بر باد مي‌رود، و ايشان ياران آتش (دوزخ) مي‌باشند و در آن جاويدان مي‌مانند.»

پشت کردن کفار به هم¬پیمانشان، ما را این به واقعیتی یادآور می¬شود. آنجا که خداوند متعال در قرآن کریم، موقف شیطان لعین را که از دوستان و پیروانش دوری می¬جوید، ذکر می¬نماید.

خداوند متعال می¬فرماید: «وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّی كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» ابراهيم ۲۲

«و شیطان هنگامی كه كار (حساب و كتاب) به پايان رسيد (و بهشتيان آماده بهشت و دوزخيان آماده دوزخ شدند، خطاب به پيروان بدبخت خود) می¬گويد: خداوند به شما وعده راستينی داد (كه فرمانبرداران را پاداش و نافرمانبرداران را عذاب خواهم داد، و بدان وفا كرد) و من به شما وعده دادم (كه ثواب و عقاب و بهشت و دوزخی در ميان نيست) و با شما خلاف وعده كردم (و دروغ گفتم) و من بر شما تسلّطی نداشتم (و كاری نكردم) جز اين كه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوتم را پذيرفتيد. پس مرا سرزنش مكنيد و بلكه خويشتن را سرزنش كنيد. (امروز) نه من به فرياد شما می‌رسم و نه شما به فرياد من می‌رسيد. من (امروز) از اين كه مرا قبلاً (در دنيا برای خدا) انباز كرده‌ايد، تبرّی می¬جويم (و آن را انكار مي¬كنم). بی‌گمان كافران عذاب دردناكی دارند.»

• پنجم: قدرت مردم برای تغییر اوضاع

خداوند متعال می¬فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» رعد ۱۱

«خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتی را تغيير نمي¬دهد (و ايشان را از بدبختی به خوشبختي، از نادانی به دانائي، از ذلّت به عزّت، از نوكری به سروري، و . . . و بالعكس نمي‌كشاند) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند.»

اگر مردم روزی خواهان زندگی باشند .. پس حتما مسیر بدست آوردن حق، پیروزیست .. و حتماً برای شب، پایانی .. و برای زنجیرها درهم شکستنی هست ..

اراده و خواست ملت¬ها ـ به اذان خداوند متعال، زمانی که متحد و یک دست شوند و ترس و نگرانی را از قلب¬هایشان دور کنند، بر اراده طواغیت ظالم و جلادانشان برتری و بزرگی می¬یابد .. و در برابر شلاق¬ها و زندان¬هایشان قوی می¬شوند .. و با هر درجه¬ای از طغیان و یا خود بزرگ¬بینی ظواغیت هم که باشد به آنها درس عبرت می¬دهند .. و تمام تاریخ از این حقیقت سخن می¬گوید ..

بنابراین برای ملت مسلمانان منطقه ـ که می¬خواهند از اسارت بندگی غیر الله، و از این خاری و خذلان و حقارت و فقر و جهل و فسادی که در آن زندگی می¬کنند، رهایی یابند .. راهی جز این دو نیست:

ـ راه اول: همه برای از بین بردن این طواغیت و نظام فاسد سکولاریستی و کفریشان، یک کلام و متحد شوید .. هیچ گشایش و فرجی را از مشایخ و ملاهای  ارجاء و دربار و نیز آنان که همت و عزم ملت را سست و سرد می¬گردانند، طلب نکنید .. صفهایتان را مرتب کنید و شکافها و درزهای آن را ببندید .. و اجازه ندهید که در میانتان شکافی برای شیطان فرآهم شود .. و بدانید که دست خداوند متعال همراه جماعت است .. و قبل از اینکه به خاطر یکی بودن گفتار و افکارتان متحد شوید، به خاطر کلمه توحید خداوند متعال، متحد شوید.

ـ راه دوم: قلب های خود را از قید و زنجیر ناشی از ترس و بزدلی برهانند. برای اینکه رهایی از قید و زنجیر طاغوت¬ها ی سکولاریست و جاهل امکان پذیر نیست تا زمانی که مردم از قید و زنجیر ایجاد شده در درون¬شان رها نشوند .. چرا که ممکن است این ترس و خوف وی را به قتل برساند درحالی که او در خانه نشسته است و هیچ کاری انجام نداده است.

ای مردم بدانید که جسوران و بی¬باکان یک روز اجلشان جلو نمی¬افتد و روزیشان به تاخیر نمی¬افتد .. و ترسوها و بزدلان نیز یک روز اجلاشان به تاخیر نمی¬افتد و رزق¬شان هم بیشتر نمی¬شود .. عمرها نیز همچون رزق و روزی تقسیم شده¬ و زمان وقوع آنها، به اجل معینی معلق گشته¬اند .. جانی گرفته نمی-شود مگر بعد از اینکه که زمان مرگ و اتمام رزق آن، فرا رسیده باشد و این برای او نوشته شده است .. پس ترس و هراس برای چه؟

خداوند متعال می¬فرماید: «أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ» توبه ۱۳

«آيا از ايشان می¬ترسيد (و به جنگ آنان نمی‌رويد؟). در صورتی كه سزاوارتر آن است كه از خدا بترسيد (و از كيفر نافرمانی او بهراسيد) اگر واقعاً ايمان داريد (و مؤمنان راستين هستيد).»

بر مردمی که برای خودشان احترام قائل هستند و ندای آزادی از بندگی بنده¬ را سر می¬دهند و دنبال عزت و کرامت و حیات سعادتمند هستند، واجب است که نفس¬شان را از مرحله تمجید و تقدیس اشخاص و افراد به مرحله تقدیس اعمال، مواضع و افکار، ارتقا دهند و شعارشان: «به من نگو تو که هستی و پسر که هستی .. به من بگو عمل و موضعت چگونه است و چه خدمتی به سرزمین و ملت کرده¬ای .. پس تو با عمل و خدمتت مساوی هستی نه با چیز دیگر .. و به طور عملی این ترجمه فرموده خداوند متعال است که می¬فرماید:

«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ َتْقَاكُمْ» حجرات ۱۳

«بی‌گمان گرامی¬ترين شما در نزد خدا متّقی‌ترين شما است.»

و نیز عملی است مطابق با فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم که می¬فرماید: «إن أوليائی منكم المتقون مَن كانوا وحيث كانوا» [تخریج طبرانى]

«به راستی دوستان من از شما، متقی¬ترین شما است هر کس و هر مکانی که باشد.»

پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «أحبُّ الناسِ إلى الله أنفعهم»

«محبوب¬ترین مردم نزد خداوند متعال نافع¬ترین آنها (برای خلق خدا مفيدتر باشد) هستند.»

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم می¬فرماید: «خيركم من يُرجى خيره، ويُؤمَن شرّه، وشركم من لا يُرجى خيره، ولا يُؤمَنُ شرُّه»

«بهترین شما کسی است که خیرش را ترویج دهد (برای مردم ترویج دهد) و شرش را دور گرداند (شرش به مردم نرسد) و بدترین شما کسی است که خیرش را ترویج ندهد و شرش را دور نگرداند.» .. و این معیار شناخت اهل خیر از اهل شر است.

پس بدانیم وضعی که در آن هستیم یک دوره موقت است و تغییر از خودمان شروع می¬شود و شروط پیروزی ناچاراً تکمیل می¬شود و آینده قطعاً ازان ماست، آینده ازان اسلام است.

لم الحزن والدمع الذی يتحـدر *** وقلبــك من فــرط الأسى يتفطـــر

ولـم الـيأس والـبؤس المقيـــــم *** ألا تــرى بـأن وعـود الله لا تتغــــير

إذا إكــتبر الأعداء عـــد وعـــدة *** فــلا تنس بـأن الله أقــوى وأكــــبر

إذا مــا استقرت فی الـقلوب عقيـدة *** فـلست أبـالی بالـعدى ما يدبــر‏

ثقوا يا بنی الإسلام بالله واصــبروا *** وسـيروا على نهج النبی وابشـروا

إذا أحلولكت ظلماء ليل وعسعست *** فإن ضياء الفجر أزهى وانظروا

هی الأمة الموعـودة النـصر لا تمــــت *** لـو الــروح فی حلقومـها تتغرغر

ولـو لم تكــن فوق البرايــا عظيمـــة *** لمــا ظلت الأعـداء تهـذی وتســهر

ركـائبها الـتقوى وأسهمها الدعـاء *** ودستورهــا الـقرآن والـصبر مئزر

ونـاصرهــا الله الـذی عـز شـأنـــه  *** هـو الخالـق الـعدل الـقوی المدبــر

فكـن جندهـا أو ضدهـا يا مفكـراً  ***  وكـل لــــه عـقبى وأنت المـخــــير

ولا تحـزن للـحق فالحق ظاهـــراً *** ولكن ترى هـل كـنت للحق تنصر

• ششم: سرانجام ظلم و طغیان

و اعجبا از حال این ظالمان، آیا به سرنوشت کسانی که قبل از آنها بودند فکر نمی¬کنند .. کجایند امت-های گذشته .. کجایند عاد و ثمود .. کجایند فرعون و نمرود .. کجایند پادشاهان و ظالمان .. کجایند کسری و روم؟

«أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ * إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ * الَّتِی لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ * وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ *وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ * الَّذِينَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ * فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ * فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ * إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» فجر ۶-۱۴

‏«‏آيا ندانسته‌ای كه پروردگارت چگونه با قوم عاد رفتار كرده است (و چه بلائی بر سر ايشان آورده است؟) *‏ قوم اِرَم كه صاحب قامتهای بلند ستون مانند، و (كاخها و خيمه‌های) ستوندار بودند * كسانی كه همسان ايشان (از نظر پيكر تنومند و كاخهای بلند) باشد در شهرها و كشورها، آفريده و پيدا نشده است *‏ و (آيا ندانسته‌ای كه پروردگارت) با قوم ثمود چه كرده است؟ همان قومی كه صخره‌های عظيم را در وادی القری (ميان مدينه و شام) می‌بريدند و می‌تراشيدند (و در دل كوهها خانه‌ها و كاخها می‌ساختند) * و (آيا خبر نداری كه پروردگارت) با فرعون چه كرده است؟ فرعونی كه دارای (ساختمانهای محكم و استواری به شكل) ميخها (ی وارونه همچون هِرَم) بود * ‏اقوامی كه در شهرها وكشورها طغيان و سركشی كردند. و در آنجاها خيلی فساد و تباهی به راه انداختند. لذا پروردگار تو تازيانه‌ی عذاب را بر سر ايشان فرو ريخت (و شلّاق عذاب را پياپی بر آنان فرو آورد). مسلّماً پروردگار تو در كمين (مردمان و مترصّد اعمال ايشان) است.»

لا اله الا الله .. ای وای بر طاغوت¬های فاسد .. شب و روز ظلم می¬کنند .. شهوات از بین می¬روند و این سنگینی گناهان است که می¬مانند .. چقدر ظالمان تجاوز و دست درازی می¬کنند ..

«فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا» حشر ۲

«امّا خدا از جانبی به سراغشان رفت كه فكرش را نمی‌كردند»

براستی که امت امروز، با دشمنی شدیدی مواجه است .. با آنان به زشتی برخورد می¬کنند .. درگیر جنگ بزرگی هستند که قومی پست و فرومایه ی سکولاریست و جاهل آن را برپا کرده است.. این احداث¬ها نقاب آنها را برداشته است .. کینه¬هایشان را مخفی نگه داشته¬اند و با خود سم کشنده حمل می-کنند .. دنیا را پر از دشمنی کرده¬اند و آتش آن را شعله ور کرده¬اند .. و چگونه با این رفتار، صلح و آرامش بدست می¬آید .!! اتفاقات جریان دارند و نقش¬ها، رنگ دروغ و افترا، اتهام و ادعا، تکبر و غرور، و استبداد و فساد به خود گرفته¬اند .. در حال حاضر جهان حکومتش را با قانون جنگل و سیاست تهدید و خشونت .. با زبان هشدار و وحشت .. منافع شخصی .. سیستم تک محوری که با دیگران همچون برخورد رئیس با نوکر، و فرمانده با زیر دست، اداره می¬کند.

در سیاست، مصالح بی ارزش است .. سیاست به طور یکسان اعمال نمی¬شود و در اجرای حکم عدالت رعایت نمی¬شود.

به راستی که آب از سر گذشته .. نیرنگ و ظلم سکولاریستها و جاهلین به اوج رسیده است .. اما طغیان دوام پیدا نمی¬کند و به زودی از بین می¬رود .. زمان همچنان در گذر است .. و ظالمان عاقبت غرور را می¬بینند. کجایند کسانی که امنیت و آرامش را به ارمغان می¬آوردند؟ .. آیا امت¬های ظالم گذشته و حاکمان دیکتاتور از خوشبختی و ثروت¬شان لذت ¬بردند؟ .. به راستی که رنج و عذاب برآنان باریدن گرفت و رعد و برق و ضربات کوبنده¬ای بر آنان فرود آمد .. آیا اکنون اثری از آنان می¬بینی؟ .. یا کمترین صدایی از آنان میشنوی؟

پس خطاب به ستایش¬¬کنندگان سکولاریست و جاهل آمریکای سکولاریست  .. و به آنان که در زمره یارانش قرار گرفته¬اند .. و نیز به آنان که تاج شاهی¬اش را ساخته¬اند .. به آنان که کمترین شکی در شکست آمریکا روا نمی¬بینند می¬گوییم اگر این چنین است .. پس خدا کجاست؟ .. آیا قدرتش را فراموش کرده¬اید؟ .. یا در قدرت و مجازاتش شک دارید؟ .. آیا توانایش از شما پوشیده شده است؟ .. آیا مگر قدرتش نابود نمی¬گرداند؟ .. همانا که ما منتظر نشانه¬ای از خداوند جبار هستیم و به پیروزی و نصرتی بزرگ از جانب خداوند عزیز و قهار، امیدواریم. پیامبر صلی الله علیه وسلم می¬فرماید: «خداوند به ظالم مهلت می¬دهد ولی هنگامی که او را گرفت، رهایش نمی¬کند.» [۱] سپس این آیه را خواند: «وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ» هود ۱۰۲

‏«عقاب پروردگار تو اين چنين است (كه درباره¬ی قوم نوح و عاد و ثمود و مدين و غيره گذشت) هرگاه كه (بر اثر كفر و فساد، اهالی) شهرها و آبادی¬هایی را عقاب كند كه ستمكار باشند. به راستی عقاب خدا دردناك و سخت است.»

خداوند متعال عاقبت و سرانجام ظلم و ظالمان را تباهی، نابودی و از بین رفتن قرار داده است. و این نظام¬هایی که یکی پس از دیگری سقوط می¬کنند و از بین می¬روند، از ظلم انباشته شده و در زمین فساد را پراکنده کردند¬. کم نیستند اخبار ظالمان سرکش¬ و جنایتکاران بزرگ غیر از آنان، که تاریخ آن را بازگو می¬کنند، طاغیانی که حتی ملت¬های مجاور آنان نیز از ظلم و اذیت و آزار آنان در امان نبودند و خداوند متعال به آنان مدت فراوانی مهلت داد اما آنان تکبر ورزیدند و گفتند که چه کسی از ما قدرتمندتر است؟ پس گرفتاری و مصیبت خداوند عزیز و مقتدر، آنان را به دست ملت¬شان گرفتار کرد و قدر خداوند متعال اینگونه خواهدآمد.

خداوند متعال می¬فرماید: «وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا» یونس ۱۳

«ما گروهها (و نسلهای زيادی) را هلاك كرده‌ايم كه پيش از شما بوده‌اند، بدان گاه كه ستم كرده‌اند (و راه گناه سپرده‌اند).»

و خداوند متعال می¬فرماید: ‏«وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا‏» کهف ۵۹

«و اينها شهرها و آباديهائی است (از عاد و ثمود و قوم لوط و امثال ايشان) كه ما (در رساندن عذابشان شتاب ننموده‌ايم و بلكه) موعدی برای هلاكشان تعيين كرده‌ايم و زمانی آنها را نابود ساخته‌ايم كه ايشان ظلم و ستم پيشه كرده‌اند.» ‏

و خداوند متعال می¬فرماید: «فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» نمل ۵۲

«اين، خانه¬های ايشان است كه بر اثر ظلم و ستم فرو تپيده است و خالی از سكنه شده است. مسلّماً در اين امر عبرت بزرگی است برای كسانی كه آگاه و فهميده باشند.»

و همچنین خداوند متعال می¬فرماید: «وَمَا كُنَّا مُهْلِكِی الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُون» قصص ۵۹

«و ما شهر و دياری را نابود نكرده و نابود نمي‌گردانيم مگر اين كه ساكنان آنجا ستمكار باشند.»

به بندگی گرفتن مردم و خار کردن آنها، غارت و تاراج اموالشان و و حکم کردن به دینی غیر از آنچه که خداوند متعال بدان راضی است،‌ موجب کینه و بغض این مردم نسبت به ظالمان و دست کشیدن حاکمان از حمایت مرم می¬گردد، و این در حالی است مردم به شدت نیازمند کمک و یاری از سوی این حاکمان هستند، اما آنها را نادیده گرفته و به دشمنانشان تسلیم می¬کنند.

خداوند متعال می¬فرماید: «وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ» شوری ۸

«وكافران نه دوستی دارند و نه ياوري.»

به راستی تسلیم شدن مردم در برابر ظلم و طغیان، و عدم گفتن ظالم به ظالم و نیز عدم تلاششان به منظور گرفتن حکومت از سفیهان و نااهلان، موجب عقاب عمومی خداوند متعال می¬شود .. فقیرشان گرداند بعد از آنکه ثروتمند بودند .. متفرق¬شان گرداند بعد از آنکه متحد بودند .. و ضعیف¬شان گرداند بعد از آنکه قدرتمند بودند .. و خداوند متعال بر آنان یکی از جاهلان یا دشمنان¬شان را که ذلت و خواری را به آنان می¬چشاند مسلط می¬گرداند.

خداوند متعال می¬¬فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْراً وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ» ابراهيم ۲۸

«بنگر به كسانی كه نعمت خدا را (نشناختند و آن را) به كفر تبديل كردند (و به جای اين كه نعمت را غنيمت شمارند، كفر را برگزيدند) و قوم خود را به سرزمين هلاك و نابودی كشاندند.»

نسال الله عزوجل النصر القريب والتمكين لهذا الدين وتحكيم شرع الله فی ارضه

«يَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا»

________________________________________

۱- «إِنَّ اللّه لَيُمْلي لِلظَّالمِ، حتَّى إذا أَخذه لم يُفْلِتْهُ» [به روایت بخاری، مسلم و ترمذی]

۲- «بچشيد لمس و پسوده¬ی دوزخ را (مراد رنج و الم و حرارت آتش دوزخ است) * ما هر چيزی را به اندازه¬ی لازم و از روی حساب و نظام آفريده¬ايم.» قمر ۴۸و۴۹

۳- پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «نَزَلَتْ فِي أُنَاسٍ مِنْ أُمَّتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ يُكَذِّبُونَ بِقَدَرِ اللهِ»

۴- پیامبر صلی الله علیه وسلم می¬فرماید: «إن الله عز وجل بدأ هذا الأمر نبوة و رحمة ، وكائنا خلافة و رحمة وكائنا ملكا عضوضا وكائنا عنوة وجبرية و فسادا في الأرض …»

«همانا خداوند مبدأ این امر را با نبوت و رحمت آغاز کرد و بعد از آن خلافت و رحمت می¬گردد و بعد از آن پادشاهی عضوض (گزنده) می¬گردد و بعد از آن حکومت زور و اجبار وفساد می¬شود …»

دیدگاهتان را بنویسید