نصیحتهای برادرانه به پیروان مجاهدین فرقه ی ناجیه در برخورد با حکام مرتد ، جماعتهای منحرف منتسب به اسلام ، عموم مردم و… ( ۲ )

نصیحتهای برادرانه به پیروان مجاهدین فرقه ی ناجیه در برخورد با حکام مرتد ، جماعتهای  منحرف منتسب به اسلام ، عموم مردم و… ( ۲ )

مؤلف: شیخ أبو سعد العاملی

• انجمن­های جهادی و مشاجرات بیهوده
اصل در انجمن­ها و وب سایت­ها و کانالها و گروههای فضای مجازی جهادی این است که منبری برای گسترش حق و پر کردن خلاء علمی و فنی نزد أنصار و یاری دهندگان دین و جهاد باشند. و همزمان وسیله­ای باشند برای نشر اخبار مجاهدین و رفع شبهات از منهج­ پایدارشان و مقابله در برابر رسانه­های طواغیت و دشمنان­ اصلی مسلمانان از سکولارها و یهودیان و… .
این منبرهای رسانه­های یک نعمت بزرگ به شمار می­آید که خداوند متعال بر بندگانش در تاریکی و حصار تبلیغاتی بزرگی که دشمنان بر ما و امت­مان اعمال می­کنند، ارزانی داشته است .. پس نباید آن را در اموری به کار ببریم که باعث تفرق میان تمام فرق اسلامی و ضرر رساندن به آن اهداف و آرمان­های بزرگ و عظیمی که ذکر کردیم شود.

این­ها اهداف اصلی بزرگی هستند که شایسته است أنصار و یاوران دین بر آن تلاش و کوشش نمایند و بر آن متمرکز باشند البته اهداف دیگری هستند که ارزش­شان کمتر است و در آن منافعی برای جهاد و مجاهدین وجود دارد، درصورتی که مانع یا عاملی برای تأخیر در تحقق اهداف اصلی که ذکر کردیم نباشد، اشکالی ندارد که این اهداف نیز برآورده شوند.
اما ملاحظه می­کنیم که بعضی از برادران ـ غفر الله لهم ـ وارد گرداب­هایی شده­اند که هرچند ظاهرش خیر است اما ضررش از نفعش بیشتر است، زیرا از نتایج آن این است که برادران وارد گردابهای سرگردان و بحث­های بیهوده و تفرقه افکن می­شوند و این به یکی از اهداف مهمشان تبدیل می­شود، پس بر آن اصرار می­ورزند و تصور می­کنند کار مفیدی انجام می­دهند.

من آنها را «افراد بیکار» می­نامم و اولین کسانی که، قبل از هرکس از این پدیده ضرر می­بینند خودشان می­باشند، پس مؤمن از قیل و قال و کلام و سخنانی که نفعی نمی­رساند پرهیز می­کند .. پس تو را چه شده است که از گناهان و خطاهای دیگران تبعیت می­کنی، حتی اگر از مخالفان باشد؟ و تو را چه شده است که برادران پیرو و هم منهج خود را وسوسه می­کنی که از خطاهایت تبعیت کنند؟
این کار شایسته کسی نیست که خواهان تغییر باشد و ادعای وابستگی به جماعت­های حق را داشته باشد، در حالی که به منظور تهمت زدن به برادرانش بر آنان ظلم می­کنند و علیه­شان جاسوسی می­کند، فقط بخاطر اینکه با آنان اختلاف نظر دارد یا در یکی از موارد اختلافی با آن­ها هم نظر نیست یا با یکی از بزرگان او در مسئله­ای مخالف هستند. و این دلیلی قاطع است که او اوقات آزادش هیچ کاری برای دینش انجام نمی­دهد و به دنبال کارهای بی­اهمیت است تا به وسیله آن اوقات فراغتش را پر کند و خودش را راضی کند که مشغول کاری است، پس برای خود پیروزی­های خیالی تصور می­کند و برای خود قصری از رویاها می­سازد که قهرمانی شجاع است که همتا ندارد اما بیچاره نمی­داند که او در دام شیطان افتاده است و از جایی ضرر می­بیند که نمی­داند و فکر می­کند که کاری خوبی انجام می­دهد.

پس در ابتدا باید آنان از پروردگار خود بترسند سپس از این کارهای ناچیز و بی­ارزش دست بکشند و فراموش نکنند که آنان سفیران منهج خود هستند. به جای اینکه اوقات­شان را در جهت تخریب برادران­شان صرف کنند تا عاملی برای نفرت مردم از جماعت­های حق باشند، باید تلاششان را در جهت رسوا کردن دشمنان واقعیشان صرف کنند و همت­شان را در جهت دنبال کردن نقشه­های دشمنانشان متمرکز نمایند و نقشه­ی دشمنان را برای مردم روشن کنند تا از آن­ها برحذر باشند. آرزومندم تعداد­ افراد جماعت حق زیاد شود و آن­ها را قبل از اقوال­مان بوسیله اعمال­ صالح­مان، یاری دهیم.

«‏وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏» توبه ۱۰۵
«بگو: (هرچه می‌خواهيد) انجام دهيد (امّا بدانيد كه) خداوند اعمال (ظاهر و باطن) شما را می‌بيند (و آنها را به حساب شما می‌گيرد) و پيغمبر و مؤمنان اعمال (ظاهر) شما را می‌بينند و (به نسبت خوبی و بدی، با شما دوستی يا دشمنی می‌ورزند. اين در دنيا، و امّا) در آخرت به سوی خدا برگردانده می‌شويد كه آگاه از پنهان و آشكار است و شما را بدانچه می‌كنيد مطّلع می‌سازد. (و پاداش و پادافره اعمال و اقوال شما را می‌دهد)‏»

پس بر ما لازم است به جای اینکه ذهنمان را بر خطاها و کوتاهی­های دیگران معطوف نماییم باید تلاش کنیم شکاف­ها را پر کنیم و به دنبال خلاقیت و نوآوری و گسترش دایره عمل و کارآمدی باشیم.

و نباید منتظر باشیم از آسمان طلا ببارد و نباید تنها به دعا کردن اکتفا کنیم و با قضایای امت و در رأس آن، ساحه­ی اعلام جهادی، برخورد منفی داشته باشیم، علی­الخصوص این مورد آخر که از کمبود طرحهای مجرب و مؤثر شکایت می­کند مخصوصا بعد از اینکه پیشرفتی­های بزرگ و فتوحاتی عظیم در میادین جهاد محقق گشته است .. رسانه و اعلام می­تواند در هر مرحله از مراحل جهاد سلاحی کشنده در دست مجاهدین و یاورانشان باشد بگونه­ای که دشمنان بسیار بیشتر از افراد اعلامی حساب می­برند و برای آن هزینه و نفرات بسیاری صرف می­کنند بلکه آن را متوقف یا ضعیف کنند یا در اختیار خود بگیرند.

بعد از آنکه مدت زمان زیادی هیچ وسلیه­ی رسانه­ای در اختیار مجاهدان نبود و تمام دستاوردهای آنان از مردم مخفی نگه داشته می­شد، این رسانه­ها و اعلام وسیله­ای برای یاری و نصرت مجاهدان و حامی و پشتیبان آنان و بیان کننده­ی موفقیت­ها و ثمره جهاد­شان گشته است.
• اتلاف انرژی در بحث­های بیهوده
لازم است کارها را اولویت­بندی کنیم و تلاش­مان را در جهت انجام کارهایی که به جهاد و مجاهدین نفع می­رساند، بیشتر نماییم و موانعی که بر سر راهشان هست را برداریم. در هر کاری زیاده روی شود نتیجه عکس دارد، از جمله همین بحث­های پایان ناپذیر که به طور خاصی بر روی وب سایت­ها و انجمن­ها مطرح می­شود. طوری که این منبرها به میدان­هایی برای مبارزه و درگیرهای نظری تبدیل شده است و به آن­ها مناظره نمی­گویم زیرا در آن کوچکترین شروط مناظره علمی که از لحاظ عقلی و شرعی قابل پذیرش باشد، وجود ندارد.

بسیاری از برادران أنصار و یاوران جهاد درگیر این بحث­های بیهوده شده­اند که عوامل آن عناصر اطلاعاتی یا عناصر جماعت­های مخالف و ضد جهاد می­باشند، و این بدان خاطر است که برادران در گردابی غرق شوند که اول و آخری برای آن نیست. در نتیجه از یاری حقیقی برادران مجاهدشان وکارهایی مانند طلب علم شرعی و گسترش دایره علوم فنی و اطلاعاتی و سایر علومی که به برادرانشان در جبهه­های جنگ نفع می­رساند، باز می­مانند و نمی­توانند بر سازمان­های دشمنان جهت شناخت نقاط قوت­شان و کشف نقشه­هایشان و رساندن آن به دست فرمانده­هان جهاد تمرکز کنند.

این بعضی از کارهایی بود که باید در منبرهای جهادی به آن پرداخته شود، اما در سایر منبرها باید سعی شود سخن مجاهدان و منهجشان به نحو احسن و با حکمت بیان شود طوری که بر قلب­های مردم تاثیر بگذارد و ما را از مجادله، بدگفتاری، فحاشی و تاثیر از تحریکات دشمنان باز دارد تا از وظیفه مهم خود دور نشویم و عملاً نصیحت امام شافعی رحمه الله را توشه گیریم که می­فرمایند:

اذا نطق سفیه فلا تجبه فخیر من اجابته السکوت
هنگامی که نادان سخن گفت جوابش را نده زیرا بهترین پاسخ به وی سکوت است.

فان کلمته فرجت عنه و ان خلیته کمداً یموت
«چون با او سخن گویی به نادانیش افزوده­ای اما اگر او را رها کنی مانند مد دریا پایین می­رود.»

• حکم کسی که به حاکمان مرتد راضی شود و تسلیم او شود
خداوند متعال می­فرماید: «‏فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» بقره ۲۵۶
«بنابراين كسی كه از طاغوت نافرمانی كند و به خدا ايمان بياورد، به محكم‌ترين دستاويز درآويخته است که (او را از سقوط و هلاكت می‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است.»

دین اسلام کامل نمی­شود مگر با تکفیر و برائت از طواغیتی که به جای خداوند متعال پرستش می­شوند. همانطور که خداوند متعال می­فرماید: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى»

پس قول خداوند «کفر بما یعبد من دون الله» تاکیدی برای نفی است، پس هیچ کس جان و مالش جز با این محفوظ نمی­ماند، پس اگر شک یا تردیدی کند جان و مالش محفوظ نمی­ماند. بدان که انسان مومن نمی­شود مگر با کفر به طاغوت. و دلیل آن قول خداوند متعال است: «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» 

اولین چیزی که خداوند بر بنی آدم فرض کرد، کفر به طاغوت و ایمان به خداوند است و دلیل آن قول خداوند متعال است: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» نحل ۳۶
«ما به ميان هر ملّتی پيغمبری را فرستاده‌ايم (و محتوای دعوت همه‌ی پيغمبران اين بوده است) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (شيطان، بتان، ستمگران، و غيره) دوری كنيد.»

خداوند متعال بیان کرده­است که تمسک به ریسمان محکم الهی همان کفر به طاغوت است و کفر به طاغوت قبل از ایمان به خداوند است، به خاطر اینکه دارنده­ی آن ادعا می­کند که به خداوند ایمان آورده است و در حالی که اگر از طاغوت دوری نکند ادعایش دروغ است. خداوند متعال می­فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» پس خبر می­دهد که همه پیامبران برای دوری از طاغوت فرستاده شده­اند، هر کس از آنها­ دوری نکند پس با همه پیامبران مخالفت کرده است.

به طور عادی آنچه بر عوام مسلمین غلبه می­کند عامل جهل یا اکراه است، بر خلاف علماء یا طالب علم آنچه آنها بدان گرفتار می­شوند تأویل یا در بعضی موقعیت­ها اکراه است.

به طور خلاصه عوام مردم بر این باورند که حکام مرتد آنها، شرعی و پذیرفته هستند در نتیجه بر آن­هاست که سمع و طاعت داشته باشند و نسبت به قوانینشان تسلیم باشند و این کار نزد آن­ها باعث نزدیکی به خداوند متعال است و آن­ها به این آیه استدلال می­کنند: «اَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» نساء ۵۹
«از خدا (با پيروی از قرآن) و از پيغمبر (خدا محمّد مصطفی با تمسّك به سنّت او) اطاعت كنيد، و از كارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائيد.»

و به احادیث نبوی را در ضرورت اطاعت امیر مراجه می­کنند: «… و لو کانوا عبداً حبشیاً» [1] یا «حتی لو اخذ مالک و جلد ظهرک» [2] و یا «حتی تروا کفراً بواحاً عندکم فیه من الله برهان» [3] و سایر نصوصی که فقط به ظاهر آن توجه می­شود بدون اینکه در معانی و درک حقیقی آن تعمقی شود.

این امکان وجود دارد که عوام را به دو قسمت اصلی تقسیم کنیم؛ قسمت اول به صورت کارمندی و مستقیم در سازمان­های طواغیت کار می­کنند و قسمت دوم کسانی هستند که شغل آزاد دارند و ربطی به نظام موجود ندارند. هر چند هر دو گروه منجر به تقویت نظام می­شوند و در تقویت نهادهای آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم نقش دارند ولی اعمال­شان از نظر ولاء و براء برای نظام­های حاکم از گروهی به گروه دیگر متفاوت است.

پس کسی که به طور یقین می­داند ـ بعد از کنار گذاشتن موانع جهل، تأویل و اکراه ـ که این نظام­ها مرتد و کافر هستند ولی با این وجود به آن راضی است و آن را پذیرفته و به قوانینش حکم می­کند، او یقیناً کافر است او مصداق قول خداوند متعال است: «‏أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا‏» نساء ۶۰
«‏(ای پيامبر !) آيا تعجّب نمی‌كنی از كسانی كه می­گويند كه آنان بدانچه بر تو نازل شده و بدانچه پيش از تو نازل شده ايمان دارند (ولی به هنگام اختلاف) می‌خواهند داوری را به پيش طاغوت ببرند (و حكم او را به جای حكم خدا بپذيرند ؟!). و حال آن كه بديشان فرمان داده شده است كه به او کفر ورزند و شیطان می‌خواهد كه ايشان را بسی گمراه (و از راه حق و حقيقت بدر) كند.»

این ایمان آنها فقط یک ادعای فاقد اعتبار است چون که آنها راضی شدند داوری را پیش طاغوت ببرند .. پس چگونه است حال کسی که نه تنها به قوانین سکولاریش بلکه به خود طاغوت نیز راضی شده است؟

و در آیه دیگر خداوند متعال ایمان را از این گروه به صورت قاطع نفی می­کند: «‏فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا‏» نساء ۶۵
‏ «امّا، نه! به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن بشمار نمی‌آيند تا تو را در اختلافات و درگيريهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و كاملاً تسليم (قضاوت تو) باشند.»

شکی نیست که کفر آن­ها کفر على التعيين است، بخاطر اینکه به طور قطع موانع تکفیر از قبیل، جهل، تأویل و یا اکراه از آن­ها برداشته شده است.

اما کسی که داوری و حکم را پیش طاغوت برد و از روی اجبار و اکراه و یا هر دلیل دیگری به نظام و قوانینشان راضی شود، اما یقیناً این نظام­ها را کافر و مرتد بداند و عدم توانای­اش و یا ترس از جان و مال و خانواده­اش نسبت به تعدی طواغیت، حجت او باشد، پس او بدون شک معذور است به شرط اینکه صادقانه در از بین بردن این عذرها و تقویت جماعت­های حقی که در تلاش برای از بین بردن این نظام­ها هستند، کوشیده باشد.

اما نهادهای مجاز برای عملی کردن این احکام می­تواند هر نهاد یا جماعت یا فرد عالمی باشد، کسانی که ملزم به رعایت حق هستند و به هر آنچه که می­گویند، عمل می­کنند و در سختی و آسانی تا زمانی که از نزد خداوند دلیل و برهانی دارند، پایبند و ملتزم به دستورات خداوند متعال می­باشند.

در این امور وجود خلیفه شرط نیست تا این احکام را بر کسی که مستحق آن است اجرا کنیم، مخصوصا اگر آنان با خداوند و رسولش سرجنگ داشته باشند و موانع بزرگی در مسیر حق و جهاد فی سبیل الله ایجاد کنند، پس نباید آنها را رها کنیم تا مشغول گمراهی و فساد­شان شوند بلکه بر هر مسلمانی که به خدا و روز آخرت ایمان دارد و بر مصلحت دین خداوند حریص است، واجب است که حکم خداوند را بر آن­ها علنی کند تا اینکه مردم از آن­ها برحذر باشند و قبل از آخرت، در این دنیا طبق شرع صحیح خداوند به سزای کارهایشان برسند.

• پدیده تکفیر
براستی میدان جهاد به مسائلی عمومی و رسانه­ای گرفتار شده است و یکی از موارد خاص آن «پدیده تکفیر» است. این پدیده دو طرفه است و هر گروهی در تلاش است در جهت تحقق اهدافش، آن را به خدمت بگیرد.

مجاهدان – با استناد به نصوص شرعی صحیح و اقوال اهل علم معتبر و قابل اطمینان- بعضی از احکام تکفیر را در حق کسانی که واجب است حقیقت آنها بیان شود تا مردم از آنان بر حذر باشند اجرا می­کنند تا اجرای حکم شرعی را به مردم آموزش دهند و نسبت به موضع شرعی که باید در مقابل آنها اتخاذ کنند، آگاهی یابند. این عمل واجب شرعی است و ضرورتی است که واقعیت جهاد و ملزوماتش، آن را فرض کرده است، پس باید باطل و اهلش مشخص شوند، تا مردم دوست و دشمن حقیقی خود را بشناسند. 

«وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ‏» أنعام ۵۵
«‏اين چنين (روشن و آشكار) آيات را توضيح مي‌دهيم، تا راه (نادرست) گناهكاران (از راه درست مؤمنان) پيدا و نمودار شود.»

این در حالی است که دسته­ای از جوانان بیکار را می­بینیم که برای مقاصدشان که مخدوش کردن چهره­ی مجاهدان است، احکام را به صورت جاهلانه و کورکورانه اجرا می­کنند. پس بدون سند شرعی یا از روی شبهه یا با یکی از معیارهای جاهلیت احکام تکفیر صادر می­کنند و منظورشان از این کار ساده جلوه دادن مفهوم تکفیر حقیقی است و نه چیز دیگر.

پس لازم است بین احکامی که از سوی مجاهدان و فرمانده­هانشان که از طریق منابع مطمئن صادر می­شود و بین احکام کسی که ادعای یاری جهاد و مجاهدان را دارد ـ در حالی که از آن­ها بریء است و هدف­شان چیزی جز تشویش و تخریب نیست ـ فرق قائل شویم.

مجاهدان به ادله شرعی استناد می­کنند و شرایط واقع را در فتاوایشان رعایت می­کنند، بر خلاف کسانی که نشسته­اند و به دنبال دلایل شرعی برای توجیه همکاری با طواغیت و شانه خالی کردن از مسئولیت­شان می­گردند تا بهانه­ای برای عدم تحرک­شان پیدا و دیگران را نیز دلسرد کنند. آن­ها مانند شیطان هستند، شیطان آرزو می­کند که همه مردم همانند او کفر کنند و از پروردگارشان نافرمانی کنند تا رفیق آن­ها در آتش باشند، آن­ها نیز آرزو می­کنند که همه مردم مانند آن­ها بنشینند و عامل دلسردی برای کسانی که می­خواهند به مجاهدین بپویندند، باشند.

• ایمان و کفر و مفاهیم نادرست
مردم عوام ساده هستند و حتی بعضی از آن­ها فکر می­کنند اهل علم هستند، در حالی که آن­ها نسبت به مفهوم ایمان و کفری که با مذهب اهل­سنت و جماعت سازگار است، دارای جهل مرکب هستند و اعتقاداتشان موافق با اعتقاد فرقه­های گمراه و گروهای مبتدع از جمله مرجئه و افراطی­هایشان یا اشاعره و صوفیه و… است. پس آن­ها در این موضوع نیاز به کسی دارند که آن­ها را از ظلمت مفاهیم منحرف به روشنایی مفاهیم صحیح و موافق اهل­سنت و جماعت، خارج کند.

پس نقش ما نشر توحید خالص و حقیقت کفر و ایمان و حقیقت ولاء و براء و سایر مفاهیم ترد و یا تحریف شده دین­مان است.

کسی که بخواهد علیه این نظام­های مرتد ( سکولار و یا مزدور سکولاریستها ) و یاورانش از سربازان و اتباعشان جهاد کند باید به ارتداد و خروج آن­ها از دین خداوند متعال به صورت اجمالی و تفصیلی ایمان داشته باشد در اصول و فروع به طور کاملاً. و همچنین ایمان داشته باشد به اینکه آنها مرتکب کفر آشکاری شده­اند که لازم است علیه آنها خروج و جهاد صورت گیرد تا حاکم مسلمانی جایگزین شود که به شرع خداوند حکم کند .. «إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم فيه من الله برها» 

ما خواهان حکم بر ظاهر هستیم وخداوند به اسرار مردم آگاه­تر است، پس اگر ظاهر قوم بر محاربه دین خدا و اولیائش و دوستی با دشمنانش بود پس در اجرای حکم آشکار خداوند تردید نمی­کنیم. و در این صورت نحوه تعامل با آنها مبنی بر حکم خدا و رسولش می­باشد که دشمنی و جهاد علیه آنها است.

اما حکم تکفیر به عین در مواردی که علمش در آن مورد خاص در نزدمان نیست ، مخصوص علماء ربانی  و کسانی است که در آن مورد علمش را دارند ، کسانی که عالم به کتاب خداوند متعال و بر آن امین هستند، پس برای تکفیر افراد مشخص  که علمش را نداریم به آن­ها رجوع می­کنیم و از آن­ها فتوی می­خواهیم، چون به دنبال این حکم عقوبت­های اخروی می­آید که ما از آن در این دنیا بی­نیازیم، از آن جهت که درب توبه همیشه باز است تا آنان توبه کنند و از کفرشان قبل از تمکین بر آن­ها، باز گردند، اما اگر مجاهدان قبل از توبه به آن­ها دست یافتند، پس حکمشان به بزرگان اهل علم و جهاد باز می­گردد.


هذا والله سبحانه و تعالی اعلی و اعلم و صلی الله و سلم و بارک علی سیدنا محمد وعلی آله و صحبه اجمعین

«وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»


۱ – «حتی اگر عبدی حبشی باشد.»
۲ – «حتی اگر مالت را ببرد و شلاقت بزند.»
۳ – «مگر اینکه در او کفری آشکار دیدید که نزد خداوند دلیلی برای این کار داشتید.»

دیدگاهتان را بنویسید