اهمیت حکومت اسلامی در شریعت

اهمیت حکومت اسلامی در شریعت  

نویسنده : عبدالله کورد

اهمیت  حکومت اسلامی:

هدف انبیا و رسولان از دعوت توحیدی خود در سراسر تاریخی جز تحقق عبودیت برای الله نبوده است و از اساس هدف خلقت انسان توسط الله متعال یگانه شاهنشاه جهانیان چیزی جز عبادت انسان و اجنه برای ایشان نبوده است.آنجاست که الله می فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(ذاریات۵۶):ترجمه:من پريها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريده ام.

معناي عبادت يعني اطاعت خدا و ذليلي و فروتني در بارگاه عظمت الهي و قبول مسئوليت آنچه که دين مشخص کرده است.الله مي فرمايد: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ(یوسف۴۰):یعنی: فرمان جز براي خدا نيست، دستور داده که جز او را نپرستيد . هم چنین الله می فرماید در خصوص این فروتنی و خشیت در عبادت می فرماید: وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ(رعد۲۱)یعنی: از پروردگارشان ميترسند و از بدي حساب، هراس دارند. و نهایت این اعمال عبودیت خالصانه باید باشد(نفی طاغوت و به پا داشت توحید خالصانه) آنجا که الله در نهایت می فرماید: اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ(زمر۲)یعنی: خدا را پرستش کن در حاليکه دين خود را براي او خالص مي – گرداني.انسان بایستی در تحقق لا اله الا الله خالصانه با ایمانش به آن عمل کند و شروط لا الله الا الله را به جا آورد با قلب و زبان و عملش .تفاوت انداختن بین ایمان و کفر در حقیقت این امر صراع آشکاری است بر حق الله بر بندگانش و این  با امر ونهی کردن بر این امر در زمین محقق خواهد شد آنجا که الله می فرماید: وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاء إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ (زخرف۸۴)ترجمه:خدا آن كسي است كه در آسمان معبود است و در زمين معبود، و او حكيم و عليم است.شکی نیست در محقق شدن عبودیت الله و محقق شدن دعوت انبیاء که همان به پا داشت توحید بر زمین و امر کردن مردم به عبادت الله و نهی از پلیدی ها،تمام و حاصل نمی شود مگر با تسلط و سلطه و رهبری بر سیادت مردم و جبری در راستای شرع الله و با تشکیل یک حکومت و دولت اسلامی شریعت گرا.این امر است که سلطه الله متعال را بر مردم محقق می کند.واضح است که با سلوک فردی امر اقامت شریعت محقق نمی شود بلکه در یک دایره جماعت مسلمین صورت بگیرد و برای این جماعت نیز یک امام و رهبر لازم است و این جماعت با سلطه رهبرش می تواند شرع خدا را با یک دولت واحد و متحد اسلامی تحقق بخشد.

شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله مي فرماید: جَمِيعَ الْوِلَايَاتِ فِي الْإِسْلَامِ مَقْصُودُهَا أَنْ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ؛ وَأَنْ تَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا؛ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى إنَّمَا خَلَقَ الْخَلْقَ لِذَلِكَ وَبِهِ أَنْزَلَ الْكُتُبَ وَبِهِ أَرْسَلَ الرُّسُلَ وَعَلَيْهِ جَاهَدَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ(مجموع الفتاوی ۲۸/۶۱-الناشر: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، المدينة النبوية، المملكة العربية السعودية)یعنی:همه ولايت ها در اسلام مقصودش این است که کلش برای الله است و اینکه کلمه الله سربلند گردد قطعا الله مردم رابرای آن خلق نموده است و کتاب و پیامبران برای آن نازل گردیده است و مومنان و رسولان را برای آن به تلاش واداشته است.

سخن شيخ الاسلام ابن تيميه بسيار واضح است كه اين ولايت الهي در هر عصری برای اقامت شریعت واجب است . هم چنین الله متعال می فرماید: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ(مائده۵۰)ترجمه: آيا جوياي حكم جاهليّت (ناشي از هوي و هوس) هستند؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم مي كند؟. در تفسیر این آیه بایستی به یکی از معتبرترین تفاسیر معاصر رجوع کنیم هرچند مفسرین سلف هم سخنان بسیار جالبی در این مورد فرموده اند اما این بار سری بزنیم به تفسیر امام الائمه فی عصرنا شهید باذن الله سید قطب تقبله الله که می فرماید: إن معنى الجاهلية يتحدد بهذا النص. فالجاهلية- كما يصفها الله ويحددها قرآنه- هي حكم البشر للبشر، لأنها هي عبودية البشر للبشر، والخروج من عبودية الله، ورفض ألوهية الله، والاعتراف في مقابل هذا الرفض بألوهية بعض البشر وبالعبودية لهم من دون الله. إن الجاهلية- في ضوء هذا النص- ليست فترة من الزمان ولكنها وضع من الأوضاع. هذا الوضع يوجد بالأمس، ويوجد اليوم، ويوجد غداً، فيأخذ صفة الجاهلية، المقابلة للإسلام، والمناقضة للإسلام.والناس- في أي زمان وفي أي مكان- إما أنهم يحكمون بشريعة الله- دون فتنة عن بعض منها- ويقبلونها ويسلمون بها تسليماً، فهم إذن في دين الله. وإما إنهم يحكمون بشريعة من صنع البشر- في أي صورة من الصور- ويقبلونها فهم إذن في جاهلية وهم في دين من يحكمون بشريعته، وليسوا بحال في دين الله.(تفسیر فی ظلال القرآن۲/۹۰۴-۹۰۵)یعنی: جاهليت – همانگونه که خدا آن را توصيف و قرآن آن را تعيين مي کند – حکمفرمائي انسان بر انسان است . چراکه اين کار پرستش انسان براي انسان ، و بيرون رفتن از پرستش يزدان ، و رهاکردن الوهيت خدا، و در برابر رهائي الوهيت خدا، الوهيت برخي از انسانها و پرستش آنان بقاي يزدان ، بشمار مي آيد. در پرتو اين نص ، جاهليت تنها دوره اي از زمان نيست . بلکه جاهليت وضعـي از اوضاع است . اين وضع ، ديروز بوده است ، و امروز هم هست ، و فردا نيز يافته مي شود. اين وضع ، صفت جاهليت به خود مي گيرد و در برابر اسلام واقع است و متضاد و متناقض با اسلام مي باشد. مردمان در هر زماني و در هر مکاني ، يـا با شريعت يزدان – بدون صرف نظرکردن از برخي از آن – حکم مي کنند و آن را مي پذيرند وکاملاتسليم آن مي شوند، در اين صورت در دائره ديـن قرار دارند و مومن بشمارند. و يا اين که مردمان با شريعتي حکم مي کنند که ساختار انسانها است – به هر شکلي از اشکا ل کـه باشد – و چنين شريعتي را مي پذيرند وگردن مي نهند. در اين صورت آنان در جاهليت بسر مي برند و پيروان آئين کـسي هستندکه با شريعت او حکم مي کنند، و به هيچوجه در دائره دين خدا نـيـستند و مومن بشمار نمي آيند. کسي که حکـم خدا را نمي خواهد، حکم جاهليت را مي خواهد.کسي که شريعت يزدان را ترک و رها مي کند، شريع جاهليت را مي پذيرد و در جاهليت زندگي را بسر مي برد.

اين قضيه اي است كه دین بر آن بنا شده است:اقامت شریعت و سیادت برای شریعت که در اصطلاح اهل علم به آن می گویند:السیاده للشرع که معنای سیادت و سروری و پادشاهی برای شریعت به این معنی است: ((محمد بن عبدالله صلى الله عليه وسلم: فالأمر كله لله، والحكم كله لله، والتشريع كله لله ))یعنی :امور همه اش برای الله است و حکم همه اش برای الله و تشریع فقط برای الله است.قسم به ذات الله پیامبران و رسولان جز برای سیادت و سروری و بلندی شریعت و کلمه الله و توحید پروردگار مبعوث نشده اند و در این راه جز برای این امر و بلندی کلمه لا اله الا الله نجنگیده اند و دعوت به جنگ ننموده اند.در حدیثی از ابی هریره رضی الله آمده است: عن أَبَي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : (أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ فَمَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَصَمَ مِنِّي مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلا بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ)(صحیح مسلم۲/۳۶)

ترجمه:رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: دستور دارم با مردم بجنگم تا شهادت دهند که معبود برحقي جز يک خدا نيست، و محمد رسول خدا است، و بر پا دارند نماز را، و بدهند زکات را. هرگاه اين کار را نمودند، حفظ نموده اند از من خونها و مالهايشان را مگر به حق اسلام، و حساب (نهان) شان با خداوند تعالي است.

و در حدیث دیگر آمده است: قال رسول الله صلي الله عليه و سلم:بُعِثْتُ بَيْنَ يَدَي السَّاعَةِ بالسَّيْفِ حَتّي يُعْبَدَ اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيْكَ لَهُ، وجُعِلَ رِزْقِيْ تَحْتَ ظِلِّ رُمْحِي، وَجُعِلَ الذُّلُّ وَالصَّغَارُ عَلَي مَنْ خَالَفَ أمْرِي، وَمَنْ تَشَبّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ. مسند احمد ج ۲ ص ۵۰و ۹۲،ابن ابي شيبه در (مصنف) (۱۹۴۰۱) ، و عبد بن حميد در «مسند» (۸۴۸)، و طبراني در «مسندشاميين (۲۱۶)، و بيهقي در «الشعب» (۱۱۹۹)

حكم الباني في تخریج مشکله الفقر:صحیح

مناوی: سنده حسن (التيسير شرح الجامع الصغير» (۱/۴۳۴)

ترجمه: رسول الله فرمودند:«من پيشاپيش قيامت همراه با شمشير (و مبارزه با كفار) فرستاده شده ام، تا الله يگانه و لاشريك مورد پرستش قرار گيرد و موفقيت من زير سايه ي شمشيرم است، خواري و ذلت بر مخالفانم مقرر گرديده است و هر كس كه خودش را شبيه قومي بگرداند از آنان است».

پناه بر الله که اگر مسلمان و بشر حکمی غیر از حکم الله را بجوید و قبول کند و برآن گردن بنهد.هدف انبیا و رسولان جز حکم کردن و سروری شریعت بر حکم های دیگر نبوده است.این حکم لازمه اش حکومت و رهبری قاطع است در زیر سایه تشکیل یک دولت اسلامی.

تاريخ گواه این است در حکومتهای کفری که نصف قانونهایشان را شرعی و نصفش را براساس حکم جاهلی و وضعی بشری قرار داده اند نمی شود عزت انسان مسلمان را در زمینی که ارث صالحان است تضمین نمود نمونه این امر در مورد حکام ظالم و فاسق که کفر آشکار انجام میدادند در عهد تاتارها ومغولان و امثالهم دیده ایم و در واقع یک حکومت صد درصد اسلامی با سیادت شرعی و رهبری قاطع مسلمان لازم می باشد و اهمیت یک دولت اسلامی کاملا مشهود است و از بدیهیات شرعی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید