ورود اسلام به ایران چگونه بود؟ پاسخی به اسلام ستیزان سکولار (۲)

ورود اسلام به ایران چگونه بود؟ پاسخی به اسلام ستیزان سکولار (۲)

به قلم: عبدالله ایرانی

۲-همکاری ایرانیان با سپاه اسلام برای براندازی نظام ستمکاری ساسانیان و عدم رغبت ایرانیان به دفاع از نظام ساسانی:

تاریخ نشان داده که ایرانیان اصلا رغبتی برای دفاع از حکومت ستمگر ساسانی نداشتند و حتی در بسیاری از موارد خود با ارتش اسلام همكاري ميكردند تا هرچه زودتر این نظام فاسد را به زباله دان تاریخ بفرستند چنانکه در فتح شوش گروهی از دهقانان ایرانی برای ارتش اسلام در کنار فرات پل ساختند تا مسلمانان از روی آن رد شوند و اینگونه شوش فتح گردید. آقای زرین کوب نیز در کتاب دو قرن سکوت ص ۸۲ به این واقعه اشاره میکند.و در همان صفحه باز هم مینویسد:در ولایاتی مانند ری و قومس و اصفهان و جرجان و طبرستان مردم جزیه را می پذیرفتند اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش آن بود که از بس دولت ساسانیان دچار بیدادی و پریشانی بود کس به دفاع از آن علاقه ای و رغبتی نداشت.

آقای زرین کوب همچنین نوشته اند که در تمام شهر اصفهان نظام ساسانی فقط ۳۰ نفر طرفدار داشت.ایشان مینویسد:مرزبان اصفهان،فاذوسبان، چون دید که مردم را به جنگ عرب رغبت نیست و او را تنها میگذارند، اصفهان را بگذاشت و با سی تن از تیراندازان خویش راه کرمان پیش گرفت تا به یزدگرد بپیوندد.

بله این خود ایرانیان بودند که اسلام را به ایران آوردند و در واقع اسلام را با آغوش باز پذیرفتند.

۳-اگر ایرانیان رغبتی به مسلمان شدن نداشتند چگونه این همه فقها و محدثان و عالمان اسلامی از میان ملت ایران وجود دارند(جالب اینجاست که این کتابها با زبان عربی نوشته شده است و این نشان میدهد که ایرانیان با اعراب مشکلی نداشتند)؟ در میان عربها هنوز هم مشهور است که میگویند”آن چنان که ایرانیان برای گسترش اسلام کوشیدند خود عربها نکوشیدند”

مهم ترین کتاب های حدیثی اهل سنت و شیعه توسط ایرانیان آن زمان نوشته شده است.

صحاح سته (۶ کتاب مهم اهل سنت) همگی توسط ایرانیان نوشته شده است .امام مسلم بن حجاج نیشابوری صاحب کتاب صحیح مسلم.امام محمد بن اسماعیل بخاری صاحب کتاب صحیح البخاری.امام ابن ماجه قزوینی صاحب کتاب سنن ابن ماجه.امام ابوداود سجستانی(سلیمان بن اشعث) صاحب کتاب سنن ابوداود.امام نسائی خراسانی صاحب کتاب سنن نسائی.امام محمد بن عیسی ترمذی(گفته اند ترمذ از بلاد ماورا النهر است و جزو ایران آن زمان)صاحب کتاب سنن ترمذی.

ذکر ایرانیان مسلمان که در راه اعتلای اسلام کوشیده اند از شمار خارج است.از قبیل امام داوود بن علی ظاهری اصفهانی.امام ابوزرعه رازی.امام محمد غزالی طوسی و……

۴-تاریخ نشان داده که زرتشتی ها تا ۴ قرن بعد از ورود اسلام به ایران اکثریت بوده اند و شعائر دینی خود را آزادانه انجام میدادند.با این وصف چگونه ممکن است اسلام با زور به ایرانیان تحمیل شده باشد؟اسلام پس از ورود به ایران و روم سه راه را به آنها پیشنهاد میکردند.۱-اسلام بیاورند که در این صورت برادرانشان محسوب میشدند و زیر سایه ی دولت اسلامی به راحتی زندگی میکردند.۲-بر دین خود باقی بمانند و به دولت اسلامی در قبال اینکه از آنها محافظت مینماید جزیه بدهند.اگر این دو راه را قبول نکردند و سر جنگ داشتند مسلمانان نیز با آنها میجنگند و شمشیر بین آنها حکم میکند یا اینکه مال و اموالشان را جمع کنند و از سرزمین اسلامی بیرون روند.بر اساس این قانون شرعی ایرانیان میتوانستند بر دین خود باقی بمانند و اسلام نیاورند.

۵-رفتارهاي عادلانه ی ارتش مسلمین در بسیاری از موارد منجر به اسلام آوردن سربازان ارتش ساسانی می شد چنانکه در کتاب فتوح البلدان بلاذری ص ۲۷۹ آمده است که”کان مع رستم يوم القادسية أربعة آلاف يسمون جند شهانشاه، فاستأمنوا علي أن ينزلوا حيث أحبوا و يحالفوا من أحبوا و يفرض لهم في العطاء فأعطوا الذي سألوه” یعنی “در روز نبرد قادسيّه، چهار هزار سپاهي با رستم فرّخزاد درجنگ حضور داشتند که آنانرا گارد شاهنشاهي ميناميدند. اين چهار هزار تن ايراني، از مسلمانان امان خواستند تا در هر کجا از سرزمين اسلام مايل بودند فرود آيند، و با هر کس که دوست داشته باشند هم پيمان گردند و براي آنان عطايي مقرر شود، و مسلمين نيز آنچه درخواست نمودند، بديشان بخشيدند” و در نتیجه این کار انسان دوستانه ی مسلمانان این ۴۰۰۰ نفر به دین مبین اسلام مشرف شدند چنانکه در همان کتاب ذکر شده است که”أسلموا علي مثل أسلم عليه أساورة البصرة و أتوا الکوفة فأقاموا بها” یعنی “همانند سوارکارانی که در بصره اسلام آوردند این گروه نیز اسلام آوردند و در کوفه اقامت کردند”..همچنین پس از غلبه ی ارتش اسلام بر ساسانیان حضرت عمر رضی الله عنه یک عرب را به فرمانروایی ایران تعیین نکرد بلکه یک ایرانی را حاکم سرزمین فارس کرد به اسم روزبه یا همان سلمان فارسی و این هم از رفتارهای عادلانه مسلمانان بود.

۶- سادگی و بی آلایش بودن مسلمانان : اين هم از جمله مواردی بود که جذابیت اسلام را برای مردم بیشتر کرده بود و سبب شد ایرانیان زیادی به دین مبین اسلام مشرف شوند.زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت ص۸۳ و ۸۴ مینویسد”در واقع این فتح نهاوند در آن روزگاران پیروزی بزرگی بود.پیروزی قطعی ایمان و عدالت بر ظلم و فساد بود.پیروزی نهایی سادگی و فداکاری بر خودخواهی و تجمل پرستی بود.رفتار ساده ی اعراب در جنگهای قادسیه و جلولا و پیروزی شگفت انگیزی که بدان آسانی برای آنها دست داد و به نصرت آسمانی می مانست جنگجویان ایران را در نبرد به تردید می انداخت و جای آن نیز بود.این اعراب که جای خسروان مرزبانان پرشکوه و جلال ساسانی را میگرفتند مردم ساده و بی پیرایه ای بودند که جز جبروت خدا را نمی دیدند.خلیفه ی آنها که در مدینه می زیست از آن همه تجمل و تفنن که شاهان جهان را هست هیچ نداشت و مثل همه مردم بود.آنها نیز که از جانب او در شهرها و ولایات تسخیر شده به حکومت می نشستند و جای مرزبانان و کنارنگان پادشاهان ساسانی بودند زندگی ساده ی فقرآلود زاهدانه یا سپاهیانه داشتند.سلمان فارسی که بعدها از جانب عمر به حکومت مدائن رسید نان جوین می خورد و جامه ی پشمین میداشت…از اسباب دنیایی نیز جز دواتی و لولئینی نداشت.این مایه سادگی سپاهیانه یا زهدانه البته شگفت انگیز بود و ناچار در دیده ی مردمی که هزینه تجمل و شکوه امرا و بزرگان ساسانی را با عسرت و رنج و با پرداخت مالیات ها و سخره ها تامین میکردند اسلام را ارج و بهای فراوان می داد.” و به همین شکل مینویسد تا در ص ۸۴ به زندگی ساده  خلیفه امیرالمومنین عمر رضی الله عنه و مردمی بودن ایشان اعتراف میکند و مینویسد”خلیفه با آنها در مسجد می نشست و رای میزد و آنها نیز بسا که سخن وی را قطع میکردند و بر وی ایراد میگرفتند و این شیوه رفتار ساده ناچار کسانی را که از احوال و اوضاع حکومت خویش ستوه بودند بر آن میداشت که عربان و آیین تازه آنها را به دیده ی اعجاب و تحسین بنگرند”

شبهه ی بعدی که مطرح میکنند این است که چرا مسلمانان اینقدر ایرانی کشتند؟

اولا باید بگوییم در جنگ ، نقل و نبات و شیرینی پخش نمیکنند.قانون جنگ این است که بکش تا کشته نشی.جنگ یعنی روبرو شدن با خون.کسی که در جنگ شرکت میکند باید خودش را برای روبرو شدن با این ۳ حالت آماده کند:یا می کشد.یا کشته میشود.یا به اسارت گرفته میشود. اینطور نبود که فقط از ساسانیان کشته شده باشد بلکه تعداد شهدای اسلام هم در آن جنگها بسیار زیاد بود.آنگونه که میگویند فقط در روز قادسیه ۸۵۰۰ نفر از مسلمانان شهید شدند اما این اعداد و ارقام هیچ اعتباری ندارند.فقط میتوانیم بگوییم از هر دو طرف تعداد زیادی کشته شدند.

ثانیا:مسلمانان با سربازان و نظامیان میجنگیدند نه با مردم عادی و در هیچ جای تاریخ ثابت نشده که مسلمانان مردم عادی یک منطقه را کشته باشند.اگر هم کسانی از غیرنظامیان را کشته باشند حتما جرمی مرتکب شده اند یا جاسوس و خبرچین بوده اند.غیرنظامیان غیر مسلمان در دولت خلافت اسلامی اهل ذمه نام دارند و هیچ مسلمانی حق ندارد به حقوق آنها تجاوز کند.و این اصلا با مبنای اسلام مطابقت نمیکند که اهل ذمه را بکشند  و اهل ذمه در اسلام احکام خاص خود را دارند و حتی در این مورد کتابها نوشته اند که میتوان به کتاب ” احکام اهل الذمه” اثر دانشمند بزرگ جهان اسلام امام ابن قیم  رحمه الله اشاره نمود و شما اسلام ستیزان کجا این حرفها را میفهمید؟!!!!

توصیه های ده گانه ی ابوبکر صدیق رضی الله عنه به یکی از فرماندهانش در  شام بسیار مشهور است و  جواب خوبی به کسانی است که اسلام را به تجاوز و کشتار ظالمانه متهم میکنند. از قول ابوبکر صدیق رضی الله عنه به فرمانده سپاهش چنین آمده:( إِنِّي مُوصِيكَ بِعَشْرٍ لَا تَقْتُلَنَّ امْرَأَةً وَلَا صَبِيًّا وَلَا كَبِيرًا هَرِمًا وَلَا تَقْطَعَنَّ شَجَرًا مُثْمِرًا وَلَا تُخَرِّبَنَّ عَامِرًا وَلَا تَعْقِرَنَّ شَاةً وَلَا بَعِيرًا إِلَّا لِمَأْكَلَةٍ وَلَا تَحْرِقَنَّ نَحْلًا وَلَا تُغَرِّقَنَّهُ وَلَا تَغْلُلْ وَلَا تَجْبُنْ) يعني “من تو را به ده امر سفارش میکنم.هیچ زنی را نکشید.هیچ خردسالی را نکشید.هیچ پیرمردی را نکشید.هیچ درختی را که ثمر میدهد قطع نکنید.هیچ خانه ای را ویران نکنید.هیچ بز و گوسفند و شتری را نکشید الا برای رفع نیاز خوردن.زنبور عسل را نسوزانید.زیاده روی نکنید و به مردم ستم روا ندارید.” [۱]

این قوانین بشردوستانه را اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش در جنگ ها اجرا کرده است که جوامع به اصطلاح طرفدار حقوق بشر امروز هنوز هم که هنوز است نتوانسته گوشه ای از آن را در جنگ هایشان اجرا کنند.جنگهای این مدعیان حقوق بشر سراسر کشتار و تجاوز به زنان و غارت اموال مردم است و با استفاده از رسانه های دروغگو  و اسلام ستيز  این جنایتهایشان را سرپوش می نهند و برعکس سعی میکنند اسلام را در نظر مسلمانان زشت جلوه دهند و جای بسی تاسف است که عده ای مسلمان ناآگاه به محض شنیدن این خبرهای دروغ آن را باور میکنند و بین مردم نشر میدهند.

ثالثا: تعداد کشته شدگانی که در روایات تاریخی آمده است بسیار زیاد است و اگر کسی این روایات را بخواند و عقل سالمی داشته باشد به دروغ بودن آنها پی میبرد.گاه تعداد این کشتگان را آنقدر زیاد ذکر کرده اند که اگر مسلمانان بمب اتم هم داشتند نمیتوانستند این تعداد را در یک روز بکشند چه رسد به شمشیر آهنی!!!!! این روایات اغلب از طریق اشخاص مدلس و دروغگو و دشمنان اسلام در کتب تاریخ وارد شده و  به ما رسیده و قطعا هیچ عالم اسلامی و هیچ عقل سالمی این روایات را صحیح نمیداند.اشخاصی که این روایات را صحیح میدانند بفرمایید طبق قواعد رجالی اسلام یک روایت صحیح تاریخی را به ما نشان دهند هرچند که بر ما معلوم است که شما دشمنان اسلام  مقلدی بیش نیستید و آنقدر سوادتان در سطح پایینی است که نمیتوانید اصل روایت را که به زبان عربی در کتابهای تاریخ آمده-تاکید میکنم به زبان عربی -برای ما بیاورید چه رسد به اینکه بر اساس قواعد رجالی آن روایت را برای ما بررسی کنید و سعی کنید صحیح بودن آن را برای ما ثابت کنید.شما فقط مقلد یک عده بیسواد مثل خودتان هستید.بدون اینکه از صحت یک خبر اطلاع پیدا کنید آن را کورکورانه نقل میکنید.چیزی را در یک کتابی میخوانید و بدون اینکه بروید آن را بررسی کنید ببینید صحت دارد یا خیر عین آن را مثل طوطی برای ما میخوانید. اینگونه قبول نیست اصل روایت را به زبان عربی بیاورید و سند آن را بررسی کنید.

و در پایان این سخن زیبای پیامبر رحمت را یادآور میشویم .پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم میفرمایند”كَفَى بِالْمَرْءِ كَذِبًا أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِعَ” [۲] براي دروغگو بودن یک شخص همین بس که هر آنچه را میشنود(بدون اینکه درباره آن تحقیق کند) بازگو نماید.

والسلام علی من اتبع الهدی.


[۱] در کتاب الموطا اثر امام مالک رحمه الله  ج ۲ ص ۵۶ و همچنین در المصنف ابن ابی شیبه ج ۳ ص ۲۲۱

[۲] صحیح امام مسلم نیشابوری رحمه الله.

1 دیدگاه دربارهٔ «ورود اسلام به ایران چگونه بود؟ پاسخی به اسلام ستیزان سکولار (۲)»

دیدگاهتان را بنویسید