اسلام رهائی بخش؛ وضعیت دنیا، حساسیت زمانه و وظیفه ی سنگین ما

اسلام رهائی بخش؛ وضعیت دنیا، حساسیت زمانه و وظیفه ی سنگین ما

به قلم: شیعه ی علی

کفار سکولار جهانی با آنکه برایشان پول و سرمایه و استفاده ی مادی حرف اول را می زند و به خاطر تاراج اموال مسلمین با مسلمین وارد جنگ شده اند اما هدف اصلی از جنگ تحمیلی و محاصره های اقتصادی آنها تنها این این نیست ، این بخشی از مسأله است. مسأله این است که سیستم جاهلیت جهانی می‌بیند، آینده‌نگری دارد، می‌فهمد و می‌داند که اگر این حرکت بیداری اسلامی به همین ترتیب متحدانه و با مشارکت تمام فرق و مذاهب اسلامی از کانال حکومت اسلامی به پیش برود، ادامه‌ی قدرت استکباری امریکا و دستیاران و دست‌نشاندگانش مشکل، بلکه محال خواهد شد. حق هم با آنهاست، ما هم این را پوشیده نمی‌داریم.

البته ما در شکل‌دهی و راه‌اندازی حرکت اسلامی در جهان، هیچ نقش مستقیم و غیرمستقیمی که از روی برنامه‌ریزی و طراحی ما باشد، نداریم؛ از اول هم نداشتیم. نقش، از آنِ اسلام است؛ یعنی همین که ملت ما توانسته‌اند پرچم اسلام زندگی و زندگی‌ساز و اسلام مبارز، نه اسلام تسلیم در مقابل دشمنان خدا، نه اسلام طاغوت و نه اسلام امریکایی – و تشیع انگلیسی را بلند کنند، در دست محکم نگهدارند و متزلزل نشوند. نفس همین، برای ملتهای مسلمان دنیا امیدبخش است.

وضعیت دنیا و حساسیت زمانه وظیفه ی سنگینی را بر دوش ما می گذارد است؛ و با شناختن این حساسیت، وظیفه‌ی ما و بیش از همه وظیفه‌ی جوانان، مضاعف می‌شود. ما باید حکومت اسلامی خود را آن‌چنان آراسته کنیم و بسازیم که برای اسلام موجب آبرو بشود. یک ایرانِ بی‌سواد و بی‌بهداشت و بی‌رشد؛ ایرانی که آحاد مردم در آن، اتحاد و اتفاقی نداشته باشند، برای اسلام و انقلاب و نهضت اسلامی، هیچ افتخاری درست نمی‌کند؛ بلکه به‌عکس، موجب سرشکستگی هم خواهد شد.

 راه ما، راه آن اسلامی است که دشمنان خدا از آن می‌ترسند و مستضعفان و مظلومان از آن خوشحال و امیدوار می‌شوند؛ نه چیزی که اسمش اسلام است و از اول تا آخر، در خدمت دشمنان اسلام می‌باشد. ما این را به عنوان اسلام قبول نداریم. این، همان اسلام امریکایی و تشیع انگلیسی است.

اسلام ناب، اسلامی است که باید ابوجهلها و ابولهبها و سایر کفار از آن بترسند. اگر اسلامی بود که ابوجهلها و ابولهبها و آمریکائیان و ناتو و روسیه و چین و اتحادیه ی آفریقا و سایر کفار سکولار و اشغالگر از آن نترسیدند و با آن دشمن نبودند، باید در اسلام بودنش شک کنیم. آن اسلامی هم که طبقات مستضعف و محروم به آن امیدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نیست. اسلامی که نتواند آرزوهای خفته و فروکشته‌ی قشرهای مظلوم را در سطح دنیا – نه فقط در سطح کشور خودمان – زنده و احیا کند، شک کنید در این‌که این دین، اسلام باشد.

دیدگاهتان را بنویسید