حسن امینی نسخه ی به روز شده ی شیخ عزالدین حسینی

‍ حسن امینی نسخه ی به روز شده ی شیخ عزالدین حسینی

به قلم: مسعود سنه ای  

اخیرا شاهد نامه ای پر از مکر و فریب و دروغ به سبک کمونیستها به دبیرکل سازمان ملل بودیم که اسم حسن امینی در راس آن قرار داشت. نامه ای پر از راست و دروغ که در نهایت راستها به کلی مخفی شده و دروغها و باطل برجسته تر شده بود.

واضح و روشن است که حکومت سکولار و مرتد ترکیه به نمایندگی از ناتو طی توافقات بین المللی و با وتوی روسیه و آمریکا وارد خاک سوریه جهت جنگ با مزدوران حزب کارگران اوجالان  شده است و اهدافی مشخص را طی معاملات بین المللی دنبال می کند، اینکه یک شخص عادی که مرید شبکه های ماهواره ای دروغپرداز شده و در جنگی روانی خود را باخته باشد و در تجزیه و تحلیل این رویداد دچار اشتباه شود زیاد جای تعجب نیست اما برای شخصی که خود را حاکم شرع و مفتی منطقه ای معرفی می کند جای تعجب داشته و بلکه سوال بر انگیز است .

ما می دانیم که حسن امینی قبل از این نیز تبریکها و تجلیلهای ویژه ای از سکولاریستهای مرتد بارزانی و طالبانی و غیره داشته و حتی در مراسم مرده های جنایتکار کمونیست و سکولار حضور یافته یا پیام تسلیت فرستاده است، پس این اولین بار حسن امینی نیست که در راستای امیال سکولاریستها و بخصوص کمونیستها حرکت می کند و آشکارا خاطرات شیخ عزالدین حسینی را در اذهان ما زنده می گرداند که آلت دست کمونیستهای کومله شده بود .

در هر صورت لازم است به صورت موردی به چند نکته در نامه ی تحت امضای حسن امینی اشاره نمائیم، در این نامه آمده است:

  1. همانگونه که اطلاع دارید، دولت ترکیه …. با هدف پاکسازی نژادی و ریشه کن کردن کوردها در این بخش از خاورمیانه برآمده است.

ج: واضح و روشن است که این سخن عین سخنان کمونیستهای پ.ک.ک است . دروغی آشکار که هیچ انسان صاحب عقلی آن را نمی پذیرد مگر فریب خورده های شبکه های ماهواره ای که از نزدیک با وقایع آشنا نیستند و تحت تاثیر دروغهای دروغگویان حزب کارگران اوجالان و سایر سکولاریستهای دروغپرداز قرار گرفته باشند .

این دروغگویان سکولار همیشه جنگ علیه خود را جنگ علیه کوردها معرفی کرده اند و ریشه کن شدن خودشان وحزبشان را در منطقه ای را ریشه کردن شدن کورد و قتل عام کوردها و نسل کشی کوردها و…معرفی کرده اند . این سبک دروغپردازی سکولاریستهای مرتد در میان کومله و دموکراتها و بارزانی ها و طالبانی ها و مزدوران اوجالان و سایر حقه بازان سکولار بوده است . این سکولاریستهای جنایتکار خودشان را معادل کورد می دانند و حتی هر کسی که از خودشان نباشد را به راحتی دشمن کورد و ضد کورد و … نامیده اند و صدها جنگ داخلی با هزاران کشته آفریده اند که بازگو کردن جنگهای داخلی این مرتدین برای همه واضح و روشن است .

حالا حسن امینی که خود را مجتهد می داند چگونه نتوانسته چنین حقیقتی را ببیند و در برابر دروغی به این بزرگی را تائید و امضاء کرده است در حالی که خودش در این رویدادها را تجربه کرده است؟ حتی اگر حافظه ی تاریخی خود را نیز از دست داده بود باید نگاه می کرد که کوردهای سوریه چگونه جهت رهائی از مزدوران جنایتکار و کمونیست اوجالان در آرزوی بازگشت حکومت بشار اسد یا تسلط تورکها و هر کسی هستند که آنها را از شر این مجرمین رها و آزاد کنند. مگر رقص و پایکوبی این کوردها را پس از رهائی از مزدوران اوجالان ندیده است؟ آیا جنایتکاران حکومت سکولار ترکیه با تمام خباثتی که دارند تا به حال کسی از کوردهای سوریه را به جرم کورد بودن کشته اند؟ یا تمام کشته شده ها به جرم پ.ک.ک ای بودن است؟

 اگر نمی داند و وضع موجود را درک نمی کند پس بر چه اساسی فتوا داده و چنین دروغهائی را امضاء می کند که ثمره ای جز دین گریزی و گرایش مسلمین به مزدوران سکولار و بخصوص کمونیستهای محلی در بر نداشته است؟  

  • استحضار دارید که ….. در مقابله با گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام که متاسفانه دولت ترکیه با تسهیل جلب و جذب نیرو و لجستیکی به آن کمک شایانی میکرد ،بیش از یازده هزار نفر از کوردها جانباختن و دهها هزار نفر نیز  مجروح و یا ناقص العضو شدە اند.کوردها بعنوان بزرگترین هم پیمان در جنگ با داعش و در نیروهای سوریه دموکراتیک همراە با نیروهای مقابله گر با داعش چند سال جنگیدند.

ج: جنگ مزدوران سکولار و کمونیست پ.ک.ک با دولت اسلامی عراق و شام بر همگان واضخ و آشکار است همچنانکه جنگ شیعیان و طالبان حنفی و القاعده ی سلفی نجدی و سایر گروهها و مذاهب اسلامی با دوله نیزبر کسی پوشیده نیست . اما سوال اینجاست که طرفهای درگیر چه کسانی هستند و علت جنگشان چه بوده و شماها در کدام سمت ایستاده اید؟

مزدوران سکولار و کمونیست پ.ک.ک ابتدا در سریکانی (راس العین) جنگ خود را به بهانه ی مقابله با دادگاههای شرعی و مبارزه با ارتجاع اسلامی و قانون شریعت الله شروع کردند . اینها بودند که جنگ را بر تمام گروههای اسلامی مدعی تطبیق قانون شریعت الله شروع کردند و جنگ را زمانی شروع کردند که هنوز به قول آنها دولت اسلامی عراق و شام تشکیل نشده بود بلکه گروههای دیگری بودند مثل جبهه النصره و احرار الشام و جیش الاسلام و….

مزدوران سکولار و کمونیست پ.ک.ک به این بهانه جنگ را شروع کردند، همان بهانه ای که کومله ها در جنگ با مکتب قرآن کاک احمد مفتی زاده علم کرده بودند و امثال شیخ عزالدین در کنار این مرتدین ایستاده بود . حالا حسن امینی در کدام جبهه ایستاده است ؟ در جبهه ی مرتدین سکولار یا جیهه ی کسانی که آنها را مسلمان می داند ؟ آیا ایجاد جنگ روانی در کنار سکولاریستهای مرتد جنگ طلب بر علیه مسلمین برای این شخص یک افتخار است؟

حسن امینی بسیار خوب میداند که جنگ مزدوران پ.ک.ک و آنهمه هلاک شده و معلولی که تقدیم کرده در راه کفر و ارتداد و اهداف دشمنان اسلام و مسلمین بوده و جنگ این مرتدین بسیار متفاوت است با جنگ بین دو مذهب یا گروه اسلامی که هر دو خواهان تطبیق قانون شریعت الله هستند اما در مواردی با هم اختلاف دارند.

یعنی به نظر شما حسن امینی از این بدیهیات شرع اسلام نیز غافل است؟ پس این لقب حاکم شرع و مفتی و… را از چه کانالی کسب کرده است؟

  • کوردها بعنوان بزرگترین اتنیک و اقلیت همراه با عربها و آسوریها و دیگر اقلیتها حدود پنج سال است از طریق سیستم مدیریت خودگردان، مناطق پاکسازی شده از وجود تروریستهای داعش را اداره میکنند. روژآوا و مدیریت خودگردان دموکراتیک  

ج: فقط کافی است که نگاهی به کتاب حکومت اسلامی کاک احمد مفتی زاده بیاندازیم تا بدانیم که حکومتهای دموکراتیک در شریعت الله چه جایگاهی دارند و سکولاریستها و کسانی که از دموکراسی سکولاریستها(به قول کاک احمد: « یک بازی عوام فریبانه») و سکولاریسم(به قول کاک احمد: اجرای این سیاست خائنانۀ ” جدا کردن دین از سیاست 👈مهمترین وخطرناکترین حیلۀ دشمنان خلق،کوتاه کردن دست دین از زمامداری وسیاست جامعه بود. 👉 سیاست ضد خلقی ” جدا کردن دین از سیاست “👉) دفاع می کنند چه انسانهای خائن، ریاکار، حقه باز، وطن فروش و… هستند . اینها همان عبارتهائی هستند که کاک احمد برای سکولاریستها به کار برده ایت و در همین کتاب می گوید: 👈و خنثی کردن این توطئه ها، به اندازه مبارزه با دشمن اصلی، پر درد سر است و وقتگیر؛👉 .

کاک احمد با آنکه خودش در جنگ روانی با سکولاریستها کتاب نوشت و افشاگریها کرد در جنگ مسلحانه ی یارانش در مریوان و غیره با سکولاریستها نیز سکوت کرد . با آنکه نقشی در تشکیل پیشمرگان مسلمان نداشت اما در برابر پیوستن یارانش به آنها و جنگ با سکولاریستها سکوت کرد . در حالی که کاک احمد هرگز در برابر امری که به نظرش غیر شرعی و اشتباه باشد سکوت نکرده است مخصوصا امری که به مکتب قرآن و یاران هم مسیرش مربوط می شد.

حالا حسن امینی اگر اطلاعی از منهج اسلامی اهل سنت ندارد آیا از چنین بدیهیات مکتب خودش و استاد خودش هم بی خبر است که بر اساس مذهب امام شافعی به صورت خلاصه بیان شده است؟ یعنی این شخص هنوز این کتاب کاک احمد مفتی زاده را نیز نخوانده است و تنها در حال نشر افکار خود به نام کاک احمد است؟

یعنی حسن امینی حتی نمی تواند فرق بین حکومتهای دموکراتیک کمونیستی به سبک کره ی شمالی و چین و کوبا و شوروی و پ.ک.ک و… را از حکومتهای دموکراسی خواه لیبرال غربی بداند؟ اگر نمی داند پس چگونه خودش را صاحب رای و فتوا در این زمینه ها می داند و جای سوال است که چرا بدون علم چنین اعمالی را در حمایت از کمونیستها بر علیه مسلمین انجام می دهد و یا حداقل متن چنین نامه ای را تائید و امضاء می کند؟

  • عالیجناب، ما فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری کورد در ایران، براین باوریم که ترکیه نه با هدف مبارزه با تروریست، بلکه با هدف احیای دوباره تروریستهای داعش البته تحت نام و عنوانی جدید و با هدف غایی یک نسل کشی تمام عیار از کوردها و … در سایه سکوت مجامع جهانی و دولتهای اروپایی و آمریکایی و با چراغ سبز قدرتهای استعماری و استبدادی ژنوساید علیه کوردها را همانند نسل کشی ارامنه تکرار کند.ما هرگونه حمله به روژآوا را فاجعەایی میدانیم کە پیامدهای خونین و رنجباری برای ملت کورد و خلقهای شمال و شرق سوریە و کل خاورمیانە خواهد داشت.

 ج: در اینجا نیز شما واضح می بینید که عبارات کاملا کمونیستی و سراسر دروغ و کذب است . اما نکته ی اساسی تر عبارت تروریست است که در نگاه سکولاریستها هر کسی که خواهان تطبیق قانون شریعت الله باشد را در بر می گیرد خواه حنفی افغانی باشد یا شیعه یا شافعی سومالی و یمن و…

در واقع جنگ علیه تروریسمی که سکولاریستهای جهانی به رهبری آمریکا و طاغوتها و نوچه ها و مزدوران محلی بر علیه مسلمین راه انداخته اند بر علیه فلان گروه و فلان مذهب نیست بلکه دقیقا بر علیه قانون شریعت الله و تمام کسانی است که می خواهند قانون شریعت الله به جای سکولاریسم و دموکراسی غربی ها بر مسلمین حاکم شود .

آیا حسن امینی سواد درک و فهم این مساله ی واضح و آشکاری را ندارد که هر طلبه ی علمی از آن با خبر است؟

آیا حسن امینی حاضر است در مورد دشمنانش به همین سادگی دروغ بگوید؟ یعنی واقعا معتقد است که ما می توانیم حتی در مورد شیطان هم دروغ بگوئیم ؟

آیا چنین شخصی شایستگی دادن فتوا را دارد و لیاقت آن را دارد که از وی تبعیت شود یا حتی به عنوان یک امام ساده ی مسجد جهت امامت نمازهای یومیه قرار بگیرد؟

این شخص مفتی اهل سنت است یا دشمنان اهل سنت؟

دیدگاهتان را بنویسید