علل اساسی دوری مسلمین از جهاد فی سبیل الله

علل اساسی دوری مسلمین از جهاد فی سبیل الله

ارائه دهنده :   مجاهد هورامان

مشروع شدن جهاد در اسلام، در واقع جهت از بين بردن فتنه ها و باز كردن راه براي وارد شدن نور اسلام در خانه ها بوده است و بارزترين ارمغان آن ، آوردن امنيت و آسايش و پياده نمودن عدالت اسلامي در جامعه مي باشد ، و همين اصل گرانبها بود كه چون توأم با اخلاق ، شفقت بر مسلمين و شدت بر كافران بود ، سبب شد تا مسلمانان به عزت و سيادت برسند و قله هاي پيروزي را يكي پس از ديگري در أندلس ، آفريقا و ماوراء النهر فتح نمايند .

و به عكس ، از روزي كه از اين پله كان پائين آمديم و ميدان را به رقيبان وا گذاشتيم و به حضور تعداد اندكي اكتفا كرده و توجه خاصي به آن مبذول نداشتيم سبب شد تا مصداق گفته پيامبر عظيم الشان اسلام قرار گيريم كه فرمودند : چون معامله عينه با هم انجام دهيد و دم گاوها را گرفته و به زراعت دل ببنديد و جهاد را به خود واگذاريد ، ( در اين صورت ) خداوند بر شما خواري و پستي را مسلط مي كند و آنرا از شما بر نمي دارد تا اينكه دوباره به دين خود ( يعني جهاد ) برگرديد .

آري دوري ما و امت مسلمه از جهاد ، سبب شد تا برگۀ تاريکی از تاريخ را ورق زنيم و نقش خود را در دنيا از دست داده ، و هر نوع شكنجه ، ظلم و هتك حرمت را به مساجد ، مقدسات و خواهران ما روا بدارند و ترك جهاد ، سرآغاز ظلم ما نسبت به نسل هاي بعدي است .

اما چه عواملي باعث شد تا از جهاد دور شويم و عشق به شهادت و جهاد را آنچنان كه حنظله ها و عميرها در قلب هاي خود داشتند از دست بدهيم در اين سطور چندي از اين عوامل را بررسي خواهيم نمود تا باشد كه به دواء درد بي درمان امت پي برده و به گفته ( حتي ترجعوا الي دينكم ) جامة عمل بپوشانيم .

۱-تبليغات مسموم

امروزه تاليفات و رسانه ها نقش موثري را در جوامع ايفا نموده و در خط دهي اذهان عمومي نقش بسزايي را دارا هستند .

دشمنان اسلام از طريق اين دو بخش تاليفات و رسانه ها و با برنامه هاي مختلف و پخش اخبار دروغ و گفتمانها و مقالات غير سالم از طريق راديوهاي مختلف براي هر كشور با زبان رسمي آن منطقه و با برنامه هاي ماهواره ايي و اينترنتي و غيره از ديرباز در سدد اين اند كه حبّ جهاد و شهادت را از ميان سينه هاي نسل جوان برداشته و آنرا غير اخلاقي ، خشونت و تندروي در اسلام معرفي كنند و شهادت طلبي را ضد اسلام و بر خلاف فرهنگ اسلامي تبليغات مي نمايند و بر اين بخش از تهاجم خود ميلياردها هزينه كرده و همواره آنرا پشتيباني و حمايت مي كنند و در اين راه تا حدّ زيادي موفقيت بدست آورده اند زيرا توانسته اند تعداد زيادي از جوانان مسلمان را به بيراهه بكشند و كلمات مرموزي چون خونريزي ، تروريزم و خصوصا الفاظي چون تندروي را در اذهان بعضي ـ حتي قشر علما و طلاب ـ جاي دهند كه اين امر تدبر و تفقه بيشتر آنان نسبت به تاريخي را خواهانست كه اسلام در آن در كنار خالدها به شمشير زني مي پرداخت و از قطرات خون آن ها مي روئيد .

۲-محبت دنيا

در حقيقت محور علتها و اساس سستيها در تمام اعمال ، محبت دنيا و ارزش دادن به اين متاع چند روزيست ، همانگونه كه رسول مكرّم اسلام مي فرمايند : « حب الدنيا رأس كل خطئية » « علاقه مندي به دنيا اساس و پاية هر گناهي است » .

امروزه دلبستگي شديد به دنيا ، روشني دين را در دلها كم نور كرده و تلاش شبانه روزي جهت بدست آوردن دنيا آنها را از هر درد و فكري به خود مشغول كرده است و بنابر گفته امام سيدابوالحسن ندوي (رح): « مال و دارايي بعنوان روح جاري در جسم جامعه بشري قرار گرفته است » .

و پيامبر اكرم در حديث مشهور « كما تداعي الاكلة الي قصعتها » نقطة ضعف مسلمانان اين زمان را در مقابل دشمنان خود دو مورد ذكر مي كند كه يكي از آنان را « حب الدنيا » معرفي مي فرمايند . و براستي كه رسول الله راست گفت زيرا كه چه بسا كساني اند كه هراس دارند چون به جهاد بروند از قافلة زندگي بمعناي جمع نمودن مال و ثروت عقب مي مانند و در واقع « و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها احب اليكم من الله و رسوله و جهاد في سبيله » جمع آوري مال ، ترس از ورشكستگي تجارت و محبت قصرهاي بلند دلها را ربوده است والفاظ « ان بيوتناعورة »* در خانه كسي را نداريم و امثال آن همچون منافقان صدر اسلام بر زبانها جاري شده و رها كردن رختخوابهاي گرم و نرم و روانة به كوههاي سرد و ناهموار شدن ، طبيعتي جز ايثار رانمي پذيرد .

پيامبر در حديث ( اذا تبايعتم بالعينة ) به اين امر اشاره مي كند كه معامله ، كشت و زراعت و مشغول شدن به دم گاوها باعث مي شوند كه جهاد ترك شود.

۳-قوميت ، وطن پرستي و ملي گرايي

در زمان جاهليت قبل از اسلام اين سخن ضرب المثل بودكه *« انصرا خاك ظالما او مظلوما » برادر ، قوم ، هموطن و رفيق خود را ياري كن گرچه ظالم باشد يا مظلوم يعني در هر صورت چه برادرت حق باشد يا ناحق لازم است كه او را در مقابل دوّمي كمك كني اين بود معنايي كه آنان درك كرده بودند يعني كمال نژادپرستي و زوال حق پرستي . و چون اسلام آمد ، باري ديگر اين سخن از زبان پيامبر ارشاد شد كه « انصرا خاك ظالما او مظلوما » لذا صحابه (رض) تعجب كردند و سوال كردند كه : اي رسول خدا مظلوم را ياري مي كنيم زيرا كه مورد ظلم واقع شده اما ظالم را چگونه ياري كنيم ؟ سپس پيامبر اكرم فرمودند : « تمنعه من الظلم فذاك نصرك اياه » ظالم را از ظلم نمودن بازدار اين ياري تو در حق آن است .

و امروزه كلمات « انصرا خاك ظالما او مظلوما » بر اساس معيار قوميت وطن پرستي و ملي گرايي ترجمه شده و همان معناي زمان جاهليت و قبل از اسلام باري ديگر زنده شده است .

آري يكي از موانع مهمي كه امروزه سدّ حائل بين امت و جهاد را تشكيل مي دهد همان مسئله قوميت و وطن پرستي است لذا بر اساس آن فقط معيار طرفداري قوميت و مليت است كه فرد بر مبناي آن حتي بر خلاف مجاهدان في سبيل الله قدم بر مي دارد و بر اساس آن جهاد را مردود و دور از حق مي پندارد و گويا خود را مي فريبد .

چه بسا كساني اند كه بر اثر اين بيماري خطرناك در راه آن مي جنگد ، دعوت مي دهند و در اين راه مي ميرند و پيامبر اكرم مي فرمايند : « از ما نيست كسي كه به قوميت دعوت بدهد و از ما نيست كسي كه براي قوميت بجنگد و از ما نيست كسي كه بر قوميت بميرد » (۲)

و امام ندوي (رح) در مورد زبان پرستي و وطن پرستي چنين مي نويسد كه : اين بحراني قديمي است كه اتحاد كشورهاي اسلامي را در گذشته از بين برده و راه را براي نيروهاي خارجي باز نموده است و امروزه نتيجة همين بحران را در افغانستان مشاهده نموديم .

۴-(نفاق) يا دوستي با بيگانگان

در هر زمان دشمنان اسلام به تنهايي رو در روي مسلمانان قرار نگرفته اند بلكه همواره از نيروهاي مزدور داخلي جهت شكست دادن مسلمانان استفاده كرده اند و تاريخ اسلام به ما مي آموزد كه هميشه مسلمان نماهايي در صفوف مسلمين وجود دارند كه بنابر اعتقاد فاسد يا بنابر تطميع از طرف اربابان و يا بنابر محبت و اميد جاه و مقام دست به چنين اقداماتي مي زنند .

آري ! در زمان طلايي رسول الله صلی الله علیه وسلم بود كه عبدالله بن ابي و طرفداران مسلمان نماي وي پنهاني با مشركين روابط داشتند و او بود كه در جنگ احد با سيصد نفر پيامبر خدا و اصحابش را در ميدان جنگ تنها گذاشتند و درس نفاق را از خود به جاي گذاشت .

رومي ها كه در رويارويي با صحابة كرام (رضوان الله عليهم اجمعين) دچار مشكل شدند و در مشوره هاي خود به اين نتيجه رسيدند كه آهن را آهن مي برد پس بايد از عربهاي ناراضي و غيرمسلمان بر عليه مسلمانان عرب استفاده كرد و اين نظريه با كمال شدت امروزه نيز از طرف دشمنان طرح ريزي مي شود و مسلمان نماهاي مزدور داخلي آنرا لبيك مي گويند .

از نظر شريعت ( موالاة مع الكفار ) و روابط پنهاني و مساعدت نمودن دشمنان اسلام بر عليه مسلمانان ، خروج از دائرة اسلام را در برداشته و فرد مذكور را مباح الدم قرار مي دهد ولي چنين افرادي چون بظاهر نماز مي خوانند روزه مي گيرند و غيره لذا وجود چنين افرادي درصف دشمناني كه بظاهرخودرا مصلح معرفي مي كنندگمان زني هايي را در ميان عموم مردم خصوصاً در ميان عوام و افرادي كه از علم آگاهي ندارند ايجاد مي كند كه آنها مسلمان اند ، كلمه مي خوانند چگونه با آنها بجنگيم و غافل از آنند كه دوستي با كفار محارب و مساعدت آنها به هر طريق بنا به تصريح قرآن مجيد ( و من يتولهم منكم فإنه منهم ) و « هر يك از شما كه با آنها دوستي كند پس او نيز از جمله آنان است » و بنابر فتاواي صادر شده از طرف علماء رباني خروج از دائرة اسلام براي اين افراد رقم مي خورد .

و اين نيز يكي از عوامل مهمّي است كه بسياري را از جهاد باز مي دارد و در واقع جهاد را غير حقيقي جلوه مي دهد و بگمان اينكه اين جنگ با مسلمان است خود را از قافلة جهاد دور نگه داشته و با اين توجيه توخالي دوش خود را از اين بار سنگين خالي مي كند .

۵-ترس از مرگ

جهاد طبعا داراي سختيهاي زيادي مي باشد زيرا معناي لغوي آن نيز اين را بيان مي كند كه جهاد يعني تحمل مشقات و سختيها و در معناي ديگر يعني بخرج دادن تمام توان در بدست آوردن مطلوب .

و خداوند متعال نيز چنين ارشاد مي فرمايد : « قتال بر شما فرض كرده شده در حالي كه آنرا دشوار مي پنداريد و اميد است كه چيزي را كه دشوار مي پنداريد ، خير شما در آن باشد » .

جهاد داراي صحنه هاي بسيار سختي است كه در آن فقط سخن از « فَيقْتُلُون و يُقْتَلُون » كشتن و كشته شدن است و گاهي مواقع مجاهدان راسخ و ثابت را نيز طبعا بهراس وا مي دارد اما آنان از « فاثبتوا » درس گرفته و ثابت مي مانند چه برسد به آناني كه ضعف ايمان وجودشان را فرا گرفته و آنانيكه دل بدنيا داده اند و هيچگاه راضي به كشته شدن و مردن نيستند و در واقع مي ترسند از مرگ زيرا منتهاي آرزوي آنان دنيا و كاخهاي بلند آن است و اين واژة « ترس از مرگ » را از راستگوترين انسانها پيامبر اسلام نقل مي كنم كه ايشان در حديث معروف : « كما تداعي الاکلة الي قصعتها » ضعف مسلمانان را از دو مورد يكي ( و كراهية الموت ) ذكر مي كنند .

و از ميان اسباب ذكر شده دو سبب ذكر شده در حديث « حب الدنيا و كراهية الموت » سرلوحة تمام سستيهاي موجود در قبال جهاد و مقابله با متجاوزان است .

سخن آخر

اين بود فقط چندي از عوامل و موانع كه باعث دوري امت از جهاد شده اند گرچه اينها همه موانع نيستند اما مي توان گفت از مهمترين عوامل و موانع به شمار مي آيند .

لذا بايد همه برگرديم به ( حتي ترجعوا الي دينكم ) زيرا كه پيامبر اسلام پايان ذلت و خواري مسلمانان را برگشتن به جهاد قدعلم نمودن در برابر هر نوع تجاوز و ظلم ذكر فرموده اند و كيست كه از او راستگوتر باشد .

دیدگاهتان را بنویسید