سقوط آخرین پایگاههای دوله در افغانستان سقوط یک منهج یا….؟

سقوط آخرین پایگاههای دوله در افغانستان سقوط یک منهج یا….؟

به قلم: ابوبکر الخرسانی

با سقوط آخرین پایگاه دوله در افغانستان و آنهمه کشت و کشتار احزاب مختلف سلفی نجدی در سوریه و عراق و یمن و لیبی و غیره با هم و با سایر تفاسیر اسلامی، و در نهایت سقوط پایگاه اجتماعی و حتی از دست رفتن سرزمینهای تحت تصرف آنها، چنین به نظر می رسد که این سقوطها در واقع سقوط تفکر سلفیت خاص نجدیت است نه صدها حزب و گروه متعلق به نجد.

اگر می بینیم که در چند روز گذشته نزدیک به ۸۵۰ نفر از طرفداران دوله به جای آنکه خود را تسلیم مسلمین امارت اسلامی نمایند باز خود را همچون جوزجان خود را تسلیم نیروهای مزدور آمریکائی و مرتد حکومت افغانستان می نمایند و ناموس مسلمین را تسلیم این کفار کرده اند، این اتفاق در سوریه هم رخ داده است و هم اکنون هزاران زن و دختر و پیر و جوان اهل سنت در زندانهای مزدوران آمریکا به سر می برند.

 در حالی که گروههای هم فکر خودشان چون گروه جولانی و فتاحی و انصارالاسلام و احرار الشام و دهها گروه دیگر ادلب و چندین شهر بزرگ اطراف ادلب را نیز در اختیار داشتند، اما دیدیم که نیروهای دوله به جای تسلیم شدن به نیروهای سلفی نجدی حاکم در ادلب خود را به نیروهای مرتد و مزدور آمریکا تسلیم نمودند.

در اینجا واضح است که یک اندیشه و تفکر از نظر منهجی سقوط کرده نه یک گروه . منهج سلفیت خاص نجدیت واضح سقوط خود را به نمایش گذاشته است نه دوله یا گروه جولانی و انصار و فتاحی و …

البته این سقوط فکری را آشکارا در میان رهبران فکری آنها نیز دیده ایم . مگر نمی دانیم که طارق عبدالحلیم و هانی السباعی و ابوقتاده فلسطینی و عبدالرزاق مهدی و ابومحمد مقدسی و ابوبصیر طرطوسی و صدها شیخ و رهبر فکری سلفیت خاص نجدیت چه جنگهائی در براربر هم داشته و با چه ادبیات زشتی با هم برخورد می کنند؟

 این برخورد این سلفی های نجدی با هم است که هیچ رحم و ادب اسلامی در آن دیده نمی شود، به نظر شما برخورد آنها با مسلمین غیر نجدی باید چگونه باشد؟

در این صورت باید بدانیم که سلفیت نجدیت تنها زمین و پایگاه اجتماعی خود را از دست نداده است بلکه در واقع از لحاظ منهجی و فکری نیزسقوط کرده است و همین سقوط منهجی باعث سقوط سرزمینهای تحت تصرف آن نیز گردید.

دیدگاهتان را بنویسید