سیستم حاکمیت ریشه ی اصلی اصلاح و فساد در جامعه

سیستم حاکمیت ریشه ی اصلی اصلاح و فساد در جامعه

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

الله تعالی می فرماید: وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (انفال/۲۵)‏خویشتن را از بلا و مصیبتی به دور دارید که تنها دامنگیر کسانی نمی‌گردد که ستم می‌کنند (بلکه اگر جلو ستمکاران گرفته نشود ، خشک و تر به گناه آنان می‌سوزد) و بدانید که خداوند دارای کیفر سخت و مجازات شدید است. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:« لتُنْقَضَنَّ عُرَى الْإِسْلَامِ ،عُرْوَةً عُرْوَةً , فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ، تَشَبَّثَ النَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا، وَأَوَّلُهُنّ نَقْضًا الْحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ الصَّلَاةُ»  دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است و آخر آنها نمازاست.

 با شکستن حکم کردن از کانال  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  مردم به آنچه نزدیک بود چنگ زدند.مسلمین آن زمان به حکومت بدیل اضطراری و شاهیگری بنی امیه چنگ زدند و به تدریج دستگیره ها یکی بعد از دیگری شکسته شده اند تا به زمان ما رسیده است و فتنه ای که آن زمان استارتش زده شده است هنوز دامنگیر ما هم هست آن هم با شدت بیشتری.

البته زمانی هم به تاریخ مسلمین نگاه می کنیم متوجه می شویم که با از بین رفتن خلافت اسلامی و تبدیل شدن آن به ملوکیت و شاهیگری، عامل اصلی ایجاد تفرق و از بین رفتن وحدت میان مسلمین عوامل سیاسی و حکومتی بوده است. حتی قیام عده ای از تند روان و خوارج بر علیه عثمان بن عفان رضی الله عنه تا جنگهای معاویه با علی بن ابی طالب و حسن بن علی رضی الله عنهما و جنگ خوارج با علی رضی الله عنه همگی به حاکمیت و قدرت سیاسی بر می گردد. پس از آن قیام عبدالله بن زبیر و حسین ابن علی و زید بن علی رضی الله عنهم نیز باز به مساله ی حاکمیت و بازگرداندن قدرت حکومتی و سیاسی به مسیر شرعی آن بر می گردد.

در این صورت می توان گفت غیر از عامل درونی مسلمین، عامل ظاهری ایجاد تفرق به حاکمیت و حکومت بر می گردد که باعث اینهمه تفرق و فساد و مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و اخلاقی و…گردیده است و تنها اصلاح همین قدرت حکومتی است که می تواند اینهمه مصیبت را از جامعه ی مسلمین جمع کند و دوباره مسلمین را در مسیر وحدت اسلامی و بازگرداندن ابهت به آنان برگرداند، و گرنه جوامع غیر اسلامی زمینه سازان تفرق و چند دستگی بیشتر بوده اند.

به عنوان مثال اگر نصرانیت در زمان حاکمیت آن تنها سه فرقه ی کاتولیک و ارتدوکس و پروتستان بود، بعد از پیدا شدن حاکمیت سکولاریستها تا کنون به بیش از دو هزار فرقه ی کوچک و بزرگ تقسیم شده است. مسلمین نیز در سایه ی حکومتهای سکولار به صدها حزب و گروه و فرقه ی جدید تقسیم شده اند که هیچ یک آن دیگری را بر نمی تابد و روز به روز این احزاب و فرقه های نو ظهور در حال تکثیر و ازدیاد هستند.

در این صورت واضح است که حاکمیت غیر اسلامی و سکولار فتنه و غذابی است که طبق فرموده ی الله تعالی «وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّةً» تنها مشمول عده ای نمی شود بلکه عذابی است فراگیر که تمام مسلمین را در بر می گیرد.

تنها حکومتی اسلامی است که ما را از چنین عذاب و فتنه ای محفوظ می کند و هر گونه حرکتی به سمت و سوی تشکیل حکومتهای سکولار به این معناست که آشکارا و عمداً خود را در مهلکه و عذاب و فتنه انداخته ایم در حالی که الله تعالی می فرماید : وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ(بقره/۱۹۵) و با دست خود، خود را درمهلکه نیندازید .

دیدگاهتان را بنویسید