ریشه ی اصلی خشونت گروههای سلفی نجدی در برابر مسلمین و ثمرات دنیوی این نگرش

ریشه ی اصلی خشونت گروههای سلفی نجدی در برابر مسلمین و ثمرات دنیوی این نگرش  

به قلم: ابوبکر خراسانی

ممکن است برای همه ی ما پیش آمده باشد که چرا گروههای سلفی نجدی نسبت به سایر  مسلمین مخالف خود تا این اندازه خشونت به خرج می دهند؟  پاسخ به این سوال را باید در اندیشه های محمد بن عبدالوهاب و علمای پیرو او که مجموعاً سلفیت نوع سوم یا سلفیت نجدی را تشکیل می دهند جستجو کرد.

محمد بن عبدالوهاب پیروانش را چنین تربیت می کند که مخالفت با افکار آنها مخالفت با دین اسلام است نه مخالفت با اجتهاد و تاویلات آنها. به همین دلیل خود را اهل توحید و مسلمین مخالف فکریش را کسانی معرفی می کرد که از مشرکان زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز بدتر و مشرک تر هستند؛ به همین دلیل خون و مال آنها را برای خود حلال کرده اند.

محمد بن عبدالوهاب در این زمینه می گوید: إذا علمت هذا، وعلمت ما عليه أكثر الناس: علمت أنهم أعظم كفرا وشركا من المشركين الذين قاتلهم رسول الله صلى الله عليه وسلم. [۱] اگر این را دانستی و آنچه بیشتر مردم بر آن (عقیده) هستند را دانستی، این را هم خواهی دانست که کفر و شرک این مردم، بزرگ‌تر از کفر و شرک مشرکانی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنان جنگید».

علاوه بر این در جای دیگری می گوید: فاعلم أن شرك الأولين أخف من شرك أهل زماننا .[۲] بدان که شرک مردم زمان پیامبر خفیف‌تر از شرک اهل زمان ما است.

در جای دیگری هم می گوید: أن الذين قاتلهم رسول الله صلى الله عليه وسلم أصح عقولا وأخف شركا من هؤلاء.[۳]کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنان جنگید، عقل‌هایشان صحیح‌تر و شرکشان خفیف‌تر از اینها است.

این نگرش محمد بن عبدالوهاب به مسلمین مخالف خود بود و با مشرک خواندن مسلمین در واقع آنها را تکفیر نموده و در ردیف بدترین دسته از کفار و کسانی چون ابوجهل و ابولهب و امثالهم  و حتی بدتر از اینها قرار میداد و با همین استدلال و برداشت غلط از اصطلاح مشرک و مشرکین و برداشتن عذرهای شرعی برای مسلمین هزاران مسلمان بی گناه را قتل عام نمود.

 حتی زمانی که تمام کفار جهانی بر علیه حکومت بدیل اضطراری اسلامی[۴]  عثمانی اسلامی می جنگیدند و مشخصاً در همین برهه عثمانی ها بر علیه روسها در کریمه و مناطق تاتاری و… در حال جهاد بودند ، محمد بن عبدالوهاب و پیروانش با مشرک خواندن و تکفیر حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی بر علیه عثمانی ها اعلام جنگ کردند و در نهایت ادامه دهندگان راهش خود را تسلیم نقشه های انگلیس و بعدها آمریکائیان نموده اند؛ دقیقاً همان کاری که جماعت دوله در افغانستان بر علیه مسلمین به بهانه ی صوفی و مشرک بودن انجام دادند و هزاران اهل سنت بی گناه را با انجام انفجارات مختلف قتل عام نمودند، یا همان کاری که با حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان انجام دادند و در نهایت خود را تسلیم مزدوران آمریکا نمودند.

در اینجا واضح و مشخص است که تاریخ تکرار شده است و می خواهد به ما بگوید: این تفکر چنان پتانسیل و ظرفیتی دارد که در هر زمان و مکانی اجازه ی رشد پیدا کند یک نتیجه ی واحد در بر دارد، آنهم تفرق و جنگ داخلی و ضعف و سستی و شکست برای مسلمین  و خدمت به قدرت گیری و اهداف و نقشه های دشمنان و در نهایت هموار کردن مسیر پیروزی دشمنان بر مسلمین.  


[۱] الدرر السنية، ج ۱ ص ۱۶۰٫

[۲] کشف الشبهات، ص ۳۳٫

[۳] کشف الشبهات، ص ۳۶٫

[۴] هر حکومتی که پس از خلفای راشده و قبل از بازگشت خلافة علی منهاج نبوه بر اساس یکی از مذاهب اسلامی تشکیل شود به حکم ضرورت و در حالت اضطرار مورد پذیرش قرار گرفته و بدیل و جایگزین خلافة علی منهاج نبوه  است.

دیدگاهتان را بنویسید