مرجئه یا بلاعمه؟!

مرجئه یا بلاعمه؟!

به قلم: ابوابراهیم هورامی

در این که عقیده ی مرجئه فاسد است شکی نداریم و بزرگ ترین دلیل فساد آن ردهایی است که سلف صالح رحمهم الله بر آنان نوشته اند که بطلان دلایل آنان و کشف نقاط مزدورانه ی آن ها و… را برای همگان نمایاندند و الحمد لله.

این عقیده با وجود تنوع اشکال آن و گوناگونیش أخف انواع آن که مردم به «مرجئه الفقهاء» نامگذاریش کرده اند در تعریف ایمان می گویند: « ایمان تصدیق به قلب و اقرار به زبان است و اعمال از ثمرات ایمان هستند» که این تعریف از اخف تعریفات سوء نزد مرجئه است. اما این تفکر کف مانند، بعدها از جانب اهل کلام از ماتریدیه و اشعریه «تأصل» و آن را در قوالب منطقی ریختند، که عده ای در آن پیشتر رفته و عقیده ی جهم بن صفوان را بنیان نهاده شد.

اما با وجود این ریشه و اصل، علمایی که به عقیده ی ماتریدیه و اشعریه بودند با وجود مطالعه و تدریس آن در مراحل مختلف تحصیل و آموزش شان تنها جنبه نظری داشت و به صورتی پایدار و استوار در واقع زندگی ریشه ندواند.

بله ، طایفه ای بودند که این عقیده را مطالعه و تدریس می کردند اما در واقع زندگی روزمره نفوذی نداشت مگر طایفه ای که به حکومت طاغوتی پیوسته بودند که لعنت مردم و جدایی از مردم نصیبشان شد، که در میان همین مزدوران حکام کسانی هم بودند که ریشه ی فکری آنان به عقیده ی سلف بر می گشت اما وجه مشترک میان این دو طایفه ی متناقض در تعریف ایمان نظری؛ تلاش های بی ثمر و کوشش های مبتذلشان بود در راه ارضاء طاغوت.

هم اکنون اگر بخواهیم نماد عینی این جرثومه های فساد را مشاهده کنیم فقط کافی است به علمایان درباری آل سعود و مجریان شبکه های ماهواره ای وابسته به انگلیس و آمریکا و مزدورانش چون آل سعود و سایر طاغوتهای محلی سکولار نگاه کنیم که برای راضی کردن کفار سکولار جهانی و محلی و فاسد کردن عقاید مسلمین له له می زنند.

دیدگاهتان را بنویسید