ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (قسمت ۴ و پایانی)

ارائه جنس تقلبی از دین ابزاری جهت تسلیم شدن و ستم پذیری (قسمت ۴ و پایانی)

ارائه دهنده: ابوعبدالله موکریانی

با اینکه سکولاریستها به قدرت خرافات و اساطیر در مطیع کردن و ستم پذیری مردم آگاه بودند سعی می کردند  تعالیم اسلام را به عنوان یک ضد ارزش چیزی خرافی و اسطوره ای معرفی کنند، به همین دلیل دهری های میان سکولاریستهای قریش همچون همفکران قبل از خود  (بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ )  آشکارا می گفتند:

‏  ” قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ‏.‏ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ‏ ”

 ‏مي‌گويند : آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك و استخوان گشتيم ، آيا واقعاً برانگيخته خواهيم شد ( و زندگي دوباره پيدا خواهيم كرد ؟ ! ) .‏

‏اين وعده به ما، و در گذشته به نياكان ما داده شده است . امّا اين چيزي جز دروغها و اساطیر پيشينيان نيست (كه آن را دهان به دهان براي يكديگر روايت ، و زمان به زمان براي همديگر كتابت كرده‌اند ) .‏  (سوره مؤمنون، آیه ۸۳٫ )

این سخن تمام آتئیستها و ماتریالیستهای سکولاری است که قانون شریعت الله را کهنه، نامناسب برای زمان حال و یا در نهایت خرافی و عقب مانده فرض می کنند . قرآن، به تک تک این سخنان نابخردانه و ناروای مشرکان (سکولاریستها)، پاسخ گفته است پس اینها خیال نکنند که چیز جدیدی برای گفتن دارند.

از گرفتاریهای ائمه و علمای بزرگوار اسلام  نیز پاسخ گویی به مخالفان کینه جو و لجوج از یک سو؛ و کژاندیشان خرافه گرا و خرافه پرداز، درون مذهبی از دیگر سو بوده است . مخالفان برای از میدان به در کردنِ امامان صالح اسلام از صحنه زندگی اجتماعی و قوانین حاکم بر آن، به قانون شریعت، نسبتهای خرافی و غیرعقلانی می داده اند، تا افزون بر ایجاد چند دستگی در اردوگاهِ مسلمین، دیگر مسلمانان را به شریعت گرایان بدبین سازند و علاقه مندان را از پیروی قانون الله بازدارند. از گذشته های دور تا کنون، این خرافه ها و نسبتهای ناروا، توسط حاکمان جائر  و دین فروشان مزدور  ساخته و پرداخته شده و سپس، توسط افراد ساده لوح در میان جامعه پخش می گردد.

با آنکه ممکن است اهل سنت موضع گیری ائمه ی خود در باره ی خرافات و دگم اندیشان را متوجه باشند در این جا مناسب می بینم به چند نمونه از موضع گیریهای ائمه ای  چون امام محمد باقر، امام صادق، امام موسی کاظم و امام رضا در مخالفت با نشر خرافه و سخنان پوچ به نام ائمه بپردازم که تشیع بر آن اتفاق نظر دارند :  

شکوائیه امام باقر(ع) علیه دروغپردازان:

“ووجد الکاذبون الجاهدون لکذبهم وحجودهم موضعا یتقربون به الی اولیائهم وقضاة السوء وعمال السوء فی کل بلده فحدثوهم بالاحادیث الموضوعه المکذوبه ورووا عنا مالم نقله ومالم نفعله لیغضونا الی الناس”[۱]

دروغگویان و منکران حقیقت، زمینه را [برای مبارزه با ما] آماده یافتند و با دروغ و حق پوشی نسبت به ما، خود را به سردمداران ستم و قضات و کارگزاران بد کار، در شهری نزدیک ساختند. احادیث دروغ در میان مردم پخش کردند و از زبان ما چیزهایی روایت کردند که نه ما آنها را گفته ایم و نه انجام داده ایم. تا از این راه ما را در میان مردم منفور سازند و دشمنی آنان را علیه ما برانگیزانند.

در زمانی که قدرت اجرایی حکومتی در اختیار علمای هر مذهبی نباشد،  تولید اجناس تقلبی از آن مذهب بسیار رایج و معمول می گردد؛  مخصوصاً اگر مذهب، یا جنس اصلی، در میان مردم به جنس مطلوب شهرت داشته باشد. پخش خرافه ها و نسبت دادن آنها به ائمه بستر را برای کم شدن، پراکندگی و نابودی پیروان آنان آماده می ساخت. خرافه پردازان به امام نسبت می دادند: آنان خدای مردم و روزی رسان خلق اند و یا در میان مردم پخش می کردند: امامان گفته اند: ما اربابان مردم و همگان بندگان ما هستند.

روشن است که این سخنان خرافی و به دور از واقعیت و ناسازگار با توحید و اصول بنیادین اسلام، چه قدر در دور کردن مردم از راه امامان، اثرگذار است.

“… عن سدیر قال: قلت: لأبی عبداللّه(ع) انّ قوماًیزعمون أنکم آلهة یتلون بذلک علینا قرآناً: وهو الذی فی السماء اله وفی الارض اله”

فقال یا سدیر سمعی و بصری و بشری و لحمی و دمی و شعری من هؤلاء براء و بری ء اللّه منهم. ما هولاء علی دینی و لاعلی دین آبائی. واللّه لایجمعنی اللّه وایاهم یوم القیامة الا وهو ساخط علیهم.

قال: قلت: وعندنا قوم یزعمون أنکم رسل. یقرؤون بذلک قرآنا: “یا ایها الرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحاً انی بما تعملون علیم. “

فقال یا سدیر سمعی و بصری و شعری و بشری و لحمی و دمی من هؤلاء براء و بری اللّه منهم ورسوله بما هؤلاء علی دینی و لا علی دین آبائی واللّه لایجمعنی اللّه وایاهم یوم القیامة الا وهو ساخط علیهم.”

روایت است که سدیر به امام صادق(ع) گفت: گروهی گمان می کنند شما خدایانید و آیه “وهو الذی فی السماء وفی الارض اللّه” را بر شما تأویل می کنند.

امام فرمود: ای سدیر! گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و مویم از گویندگان این سخن بی زاز است. خداوند نیز از آنان بیزار است. اینان بر مذهب من و پدرانم نیستند و خداوند میان ما و آنان در قیامت گرد نخواهد آورد؛ جز این که خداوند بر آنان خشمگین است.

گفتم: گروهی از مردم بر آنند. شما پیامبرید و آیه “یا ایها الرسول کلوا من الطیبات واعملوا صالحا انی بماتعملون علیم. ” را به شما تأویل می کنند.

امام صادق فرمود: ای سدیر! گوش و چشم و مو و پوست و گوشت و خونم از گویندگان این گفته بی زارند و خداوند و پیامبرش نیز از آنان بیزار است. آنان بر دین من و پدرانم نیستند و خداوند جز در حال خشم میان ما و آنان در قیامت گرد نخواهد آورد.[۲]

به امام کاظم(ع) بسته بودند که وی مردم را بندگان زرخرید خود می شمرد، ایشان در پاسخ این سخن یاوه که در سطح گسترده ای از حجاز و عراق پخش شده بود، فرمود:

“کسانی که گمان می برند ما چنین می گوییم [مردم را برده خود می شماریم] دروغ می گویند ما غلامان و کنیزان را خریده و آزاد می کنیم. با آنان می نشینیم، با آنان هم غذا می شویم، غلام خریده و به او پسرم خطاب می کنیم و جاریه را دخترم می خوانیم. بردگان را بر سر سفره خود می نشانیم. همه این کارها برای رضای خداست. اگر مردم بندگان ما باشند، خرید و فروش شان مفهومی ندارد. پیامبر(ص) در وقت وفات فرمود: خدا را خدا را درباره نماز و مملوک. یعنی نماز به جا آورید و بندگان خود را تکریم و احترام کنید و ما آنان را آزاد می کنیم. و چیزی را که شنیده ای گوینده آن اشتباه کرده و ادعایی است پوچ. ما می گوییم: ولاء و پیوند دینی مردم برای ماست؛ ولی این نادانان گمان کرده اند: مراد ولاء سلطنت است و ما مالک مردم هستیم. آنان ادعای باطل خود را بر این گفته ما تطبیق کرده و از آن باطلی را نتیجه گیری می کنند. ریشه این ادعای ما در پیوند ولائی مردم با ما سخن پیامبر در روز غدیر خم است: هرکس من ولی اویم علی ولی اوست. مراد پیامبر دوستی  دینی است. “[۳]

امام رضا(ع) بارها در حجاز و خراسان از وجود جریان های مرموزی که با پخش خرافه و شایعه های ناروا درباره علی(ع) و اهل بیت(ع) در تخریب چهره آنان می کوشیدند پرده برداشته است:

“قال ابراهیم بن ابی محمود فقلت للرضا: یابن رسول اللّه(ص) ان عندنا اخباراً فی فضائل امیرالمؤمنین(ع) وفضلکم اهل البیت وهی من روایة مخالفیکم ولانعرف مثلها عندکم، أفندین بها؟

فقال: یا بن ابی محمود لقد أجزنی أبی، عن ابیه، عن جده(ع) ان رسول اللّه قال: من أصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق عن اللّه عزوجل فقد عبداللّه وان کان الناطق عن ابلیس فقد عبد ابلیس.

ثم قال الرضا: یابن ابی محمود! ان مخالفینا وضعوا أخباراً فی فضائلنا وجعلوها علی ثلاثة اقسام: أحدها الغلو ثانیها التقصیر فی امرنا وثالثها التصریح بمثالب أعدائنا و فاذا سمع الناس الغلو فینا کفروا شیعتنا ونسبوهم الی القول بربوبیتنا واذا سمعوا التقصیر اعتقدو فینا واذا سمعوا مثالب أعداءنا باسمائهم، ثلبونا باسماءنا… “

“ابراهیم بن ابی محمود روایت کرده: به امام رضا(ع” گفتم: فرزند پیامبر! همانا نزد ما اخباری درباره فضائل امیرمؤمنان و اهل بیت وجود دارد که مخالفان آن را نقل کرده اند، ولی نمونه آن را در روایتهای شما نمی بینیم آیا می توانیم به این گفته ها اعتماد کنیم؟

امام فرمود: پسر ابی محمود، پدرم به من خبر داد و او از پدرش و او از جدش از پیامبر فرمود: هرکس به سخن سخنگویی گوش سپارد او را پرستیده است. اگر ناطق از سوی خدا باشد [از خدا سخن بگوید] خدا را پرستیده است و اگر سفیر ابلیس باشد، شیطان را عبادت کرده است.

سپس امام رضا(ع) افزود: پسر ابی محمود، همانا دشمنان ما روایاتی درباره فضائل ما از خود ساخته اند و آنها را به ما نسبت می دهند. پاره ای از این روایات، غلوآمیزند و ما را در جایگاهی برتر [ربوبی] قرار می دهند و پاره ای از این روایات ما را از جایگاه واقعی مان فرود می آورند و پاره ای از این روایات، از زبان ما، عیوب دشمنان و مخالفان ما را بیان می کنند.

وقتی مردم آن سخنان غلوآمیز را درباره ما می شنوند، پیروان ما را تکفیر می کنند و در حق آنان می گویند: شیعیان امامان خود را “رب” می انگارند وقتی مردم روایاتی را می شنوند که ما را از جایگاهی که داریم پایین تر آورده اند، آن چنان عقیده ای درباره ما پیدا می کنند.

وقتی مردم روایاتی را می شوند که در آنها عیب گیری از دشمنان ما بازتاب یافته است، آن هم با نام بردن از آنان، آنان هم با نام بردن از ما، به ما بد می گویند و برای ما عیب می تراشند. (عیون )

در این صورت  بر تمام کسانی که خود را دلسوز خود و سپس دلسوزان دین الله و بندگان الله می دانند لازم است که در مورد فرقه های اسلامی مخالف خود کمال دقت را داشته باشند و بدانند سخنی که در مورد آنها شنیده اند تا چه اندازه با منهج و مسیر اسلامی آنها سازگار است .

بخصوص باید یاداوری نمود که بسیار دور از انصاف و عدالت است که با روایتها و سخنان دروغین به این مذهب یا تفسیر اسلامی حمله کرد که هم اکنون خود آنها نیز چنین سخنانی را قبول ندارند.

بیائید اجازه ندهیم مشرکین (سکولاریستها) جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین از ما سوء استفاده کنند و ما را ابزاری برای رسیدن به اهدافشان قرار دهند .


[۱] شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۴۳/۱۱٫

[۲] اصول کافی، ج۲۶۹/۱٫

[۳] فرج المهموم، شیخ عباس قمی، ۱۰۷٫

دیدگاهتان را بنویسید