پیدایش و رشد علفهای هرزی تحت نام غلاة در کنار تشیع اصلی واقعیت یا…؟!

پیدایش و رشد علفهای هرزی تحت نام غلاة در کنار تشیع اصلی واقعیت یا…؟!

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

مورخین اهل سنت ابتدای پیدایش شیعیان غالی را در روزگار خلافت سیدنا علی ـ رضی الله عنه  ـ می دانند که در مدائن ظاهر شدند. اینکه  چه زمینه هایی باعث شدند که این جریان مخرب  همچون علف هرزی در عراق سر در آورده و تا کنون نیز به حیات زالو صفت و مخرب خود ادامه دهد نیاز به تحقیق مفصلتری دارد که در اینجا به قدر نیاز به آن اشاره می شود .

قرآن تمام عقاید فاسد و اعمال ناپسند تمام کفار مشرک (سکولار) و کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب را بیان نموده است و به گفته ی کاک ناصر سبحانی رحمه الله :  تا روز قیامت هیچ شرک و عمل شرک آمیزی وجود ندارد که قرآن در مورد آن صحبت نکرده باشد. به همین دلیل قرآن در همان ابتدا با مدیریت و قدرت  رهبری رسول الله صلی الله علیه و سلم  تمام انحرافات جامعه ی کفار ـ از جمله غلو آنان ـ را نشان داده است  به همین دلیل  و نیز وحدت پولادین مسلمین تا اواخر خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه راه را بر وجود اندیشه های منحرف در میان مسلمانان بست، اما در اواخر خلافت عثمان بن عفان و دوره ی خلافت علی بن ابی طالب عراق شرایط متفاوتی داشت.

این که چرا غلو در عراق پدید آمد، حال چه در روزگار امام علی، چه بعد از آن، می‌توان مسأله را به  دسیسه های دشمنان اسلام ( همچون یهود و نصارا و بخصوص یهود)، منافقین و همچنین محیط عراق که محیطی با فرهنگ های متفاوت و کهن میترائی، زرتشتی، نصرانی، یهودی، مندائی وغیره بود، تحلیل و تفسیر کرد. در بسیاری از این مذاهب چون میترائیسم ، زرتشتی گری، نصرانیت و زوروانیسم و غیره تجسم نمودن الله در جسم انسان یا حتی اجرام سماوی و حیوانات و سنگها و… امری طبیعی و از جانب پیروان آن،  فرهنگی پذیرفته شده بود .

ابن ابی الحدید  شیعه مذهب در پاسخ این پرسش که چرا در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم، با این که مردم اخبار غیبی از رسول الله صلی الله علیه و سلم می شنیدند، در باره رسول الله صلی الله علیه و سلم غلو نمی کردند، اما در باره امام علی علیه السلام غلو می کردند، عقل و ایمان صحابه را استوارتر می داند. او در ادامه می گوید:

 تفاوت میان غالیان عراق با عربهایی که معاصر رسول الله بودند، در این بود که این افراد عراقی و ساکن کوفه بودند و طینت عراق همیشه محل رشد گرایش‌های انحرافی و فرقه ای عجیب و مذاهب تازه بوده است. مردمان این نواحی خود اهل فکر و دقت و نظریه و بحّاث در آراء و عقاید و شبهه طرح کردن در باره مذاهب بودند و در میان آنان در روزگار کسراها کسانی مانند مانی و دیصان و مزدک بودند. … ساکنان مدینه و مکه و طائف نیز، طبعشان نزدیک به طبع بادیه نشینان اطراف بود و پیش از اسلام هیچ حکیم و فیلسوف و صاحب نظر و نیز موقعیتی برای طرح شبهه و ارائه فرقه ای بدعت گر در آن جا وجود نداشت.[۱]

پس از حادثه کربلا و طی تحولات فکری عراق در دهه‌های پایانی قرن اول هجری و اوائل قرن دوم می‌توان پذیرفت که مدائن ( پایتخت ساسانیان ) به عنوان یکی از مراکز شیعی، افراطیانی را در خود جای داده بوده، و بسا غالیانی نیز در آنجا پدید آمده اند، کما این که اشاراتی در این باره در منابع هست.[۲]

در برابر این واقعیت تاریخی دو جریان در میان شیعیان وجود دارد:

  1. جریانی که در طول تاریخ به تبعیت از ائمه ی خود به کرات از چنین غلاتی اعلام برائت و بیزاری کرده اند
  2. جریانی که از اساس وجود پاره ای از عقاید غلات در میان شیعیان را انکار نموده و منهج تشیع را از اساس مخالف با چنین افکاری می دانند و از آنها برائت می جوایند.

با آنکه برائت این شیعیان دسته ی دوم از غلات قابل تقدیر و ارزش است اما باید گفت که این دسته های غالی و نامیزان وجود داشته اند و هم اکنون نیز تحت عنوان شیعیان انگلیسی و … خود شیعیان با آنها در حال مبارزه هستند.

این دسته از شیعیان با این دسته از روایات به جنگ با نامیزانها و غلاة منتسب به تشیع آمده اند :

  • «إن‌ ‌علي‌ ‌کل‌ حق‌ حقيقة، و ‌علي‌ ‌کل‌ صواب‌ نورا، فما وافق‌ كتاب‌ ‌الله‌ فخذوه‌، و ‌ما خالف‌ كتاب‌ ‌الله‌ فدعوه‌»[۳]
  • أيها الناس ما جاء كم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته وما جاء كم يخالف كتاب الله فلم أقله .[۴]
  • «‌کل‌ شي‌ء مردود ‌إلي‌ الكتاب‌ و السنة، و ‌کل‌ حديث‌ ‌لا‌ يوافق‌ كتاب‌ ‌الله‌ فهو زخرف‌»[۵]
  • كل شئ خالف كتاب الله فهو رد[۶]
  • كل شئ خالف كتاب الله عز وجل رد إلى كتاب الله والسنة [۷]
  • ما وافق كتاب الله فخذوه وما خالفه فاتركوه[۸]

در این صورت امام صادق رحمه الله به صورت واضح می فرمایند : ما أتاكم عنا من حديث لا يصدقه كتاب الله فهو باطل [۹]هر سخنی از ما به دست شما برسد وقران تصدیقش نکند باطل است.

بر ما اهل سنت لازم است که تفاوت بین این دو نوع از تشیع را بدانیم و اگر نمی توانیم با قرآن در کنار تشیع اصلی بر علیه غلات شیعه کار مثبتی انجام دهیم حداقل کاری نکنیم که به نفع غلات و تمام کفاری تمام شود که از این غلات به عنوان ابزار استفاده می کنند.


[۱] شرح نهج البلاغه، ج ۷، ص ۵۱

[۲] تاریخ بغداد، ج ۶، ص

[۳] الشيخ علي الكوراني – تدوين القرآن – ص۳۷

[۴] کافی ج۱ص۶۹

[۵] کافی ج۱ص۶۹

[۶] اصول کافی ج۶ص۶۱

[۷] وسائل الشیعه ج۲۲ص۱۵

[۸] تفسیر المیزان ج۱ص۲۴۰

[۹]  بحار ج۲ ص ۲۴۲

دیدگاهتان را بنویسید